وقتی «وابستگی» تئوریزه می شود؛
مرور انتقادی برخی آرای دکتر محمود سریع القلم در حوزه پیشرفت و توسعه
مشهور است که عملکرد دولت در حوزه بین المللی متأثر از آرای دکتر محمود سریع القلم است که سالهای سال در کنار رییس جمهور در مرکز بررسی های استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت همکاری نموده است. برای آشنایی اجمالی و مقدماتی مخاطب، خلاصه ای از آرای مبنایی ایشان آورده می شود[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، نزدیک به سه ماه از اجرای برجام می گذرد. همان برجام رؤیایی که قرار بود گره گشای تمام مشکلات اقتصادی ما باشد. همان برجامی که حدود دو سال و نیم وقت و هزینه های کشور و بخصوص امیدهای مردم شریف ایران را به خود مشغول داشت اما خوش بینی دولتمردان تکذیب، و بدبینی دیده بان انقلاب تصدیق شد. دوباره با بدعهدی های بد عهد معروف (امریکا) مواجه شده ایم. خسارت محض خوانده شد. ظریف اذعان می کند که آنها تحریم ها را فقط از روی کاغذ برداشته اند اما در عمل چه ها که نمی کنند. عراقچی هم در یک تفکیک مضحک و معنادار! برجام رهبری را چیزی جدای از برجام واقعی می داند. گویا مطلع نیست که ما در کشور چیزی غیر از برجام با شروط رهبری را نپذیرفته ایم. یقینا سوال بسیاری از مردم این است حالا که برجام بی نتیجه مانده و بدقولی طرف مقابل برای هزارمین بار به اثبات رسیده است چرا دولت محترم دست بردار نیست؟ چرا هرگونه نقضِ عهد طرف خبیث را توجیه می کند؟ چرا در بحبوحه بی نتیجه بودن برجام صحبت از برجام های ۲و ۳ و… می شود؟ این یک سوال بسیار مهم است که پاسخ صحیح به آن می تواند تا سالهای سال ما را واکسینه نماید. یقینا متصف کردن دولتمردان محترم به اوصافی همچون سازشکار و خائن در عین غلط بودن و اینکه مشکلی را حل نمی کند فضا را از حالت منطقی خارج و به احساسی کردن می انجامد و مسلما در این فضا نه می توان حرفی زد و نه حرفی شنیده می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,به زعم نگارنده، اصلی ترین علت رویکرد دولت یازدهم به قرائتی بر می گردد که اینان از انقلاب اسلامی دارند. به تعبیر دقیقتر باید پرسید استمرار انقلاب به کدام روایت؟ دولتمردان با کدام روایت استمرار انقلاب اسلامی را به قرائت نشسته اند؟ هرچه هست در این قرائت است که «توسعه اقتصادی با مدل غربی اش» غایت انقلاب اسلامی بوده و هدف اصلی از مذاکرات هسته ای نه برداشتن تحریم ها که اعتمادسازی با دنیا (امریکا) -که شرط محوری رسیدن به توسعه است – می باشد. و اینان سالهای سال است که اینها را تئوریزه کرده اند و برایش فلسفه بافته اند و این خطر عظیمی است که باید متوجه آن بود.
,معروف و مشهور است که عملکرد دولت در حوزه بین المللی متاثر از آرای دکتر محمود سریع القلم است که سالهای سال در کنار رییس جمهور محترم در مرکز بررسی های استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام همکاری نموده است. هر چند برای فهم دقیق آرای ایشان و یافتن مبانی و اهداف او باید به صورت مفصل کتب و مقالات وی مورد مطالعه قرار گیرد اما برای آشنایی اجمالی و مقدماتی مخاطب، در ادامه خلاصه ای از آرای مبنایی دکتر سریع القلم آورده می شود که عمدتا متخذ از کتاب «ایران و جهانی شدن، چالشها و راه حلها» است. شایان ذکر است که بر این کتاب، جناب آقای حجتالاسلام حسن روحانی- رئیس جمهور کشورمان- پیشگفتاری نوشته و در آن آورده اند:
,«… در مقام مقایسه با روسیه، کشور ما در پارادوکس میان «رشد» از یک طرف و «هویت» از طرف دیگر محتاج نوعی تعادل است. در واقع تدوین هر نوع استراتژی ملی باید به این دو پایه و استوانه ی کلیدی توجه کند. تحقیق حاضر که توسط دانشمند گرانمایه دکتر محمود سریعالقلم استاد دانشگاه و محقق توانمند همکار در مرکز تحقیقات به انجام رسیده است، سعی کرده است ضمن پاسخ دادن به حساسیتهای هویتی و فهم روندهای تاریخی –سیاسی نظام اجتماعی و اقتصادی ما، رویکردی را در میان رویکردهای دیگر برای بحث و گفتوگو و تسهیل تعامل فکری میان نخبگان سیاسی و نخبگان دانشگاهی فراهم آورد. امید است این اهتمام مرکز تحقیقات استراتژیک برای فهم بهتر پدیدههای جهانی و ارائه ی راهحل در مسائل چالشی، مورد توجه محققان و سیاستمداران و تصمیم گیرندگان کشور قرار گیرد- حسن روحانی، قائم مقام مرکز تحقیقات استراتژیک، تیرماه ۱۳۸۴»
,ابتدا قسمت هایی از اهم صحبت های ایشان را می خوانیم؛
, ابتدا قسمت هایی از اهم صحبت های ایشان را می خوانیم؛,۱- «نکته پنجم در رابطه با جهانیشدن افزایش سطح اعتماد به محیط بینالمللی و پذیرفتن ریسک و مخاطره در تعامل با ملتها، دولتها و نهادها میباشد. …حداقل در حوزه اقتصاد و تجارت، تعصبات قومی و مذهبی و ملی میان ملتها و دولتها کاهش پیدا کرده است. …نکته حائز اهمیت در پارادوکس اعتماد و مخاطره این است که همه متوجه شدهاند بدون این تعامل بینالمللی نمیتوان رشد کرد. اگر ژاپنیها در فرآیند تاریخی و خطی جهانیشدن در سال ۱۸۷۰ متوجه این بعد بینالمللی آن شدند، چینیها در سال ۱۹۷۰ در این رابطه به اجماع رسیدند و روسها در سال ۱۹۹۱٫ بنابراین، میان زمان اجماع کانونهای قدرت در یک کشور از تعامل بینالمللی و میزان رشد عمومی آن کشور ارتباطی مستقیم وجود دارد.» (ص۲۶)
,و بر همین مبناست که ایشان اولویت اصلی دولت یازدهم را چنین بیان می کنند:
, و بر همین مبناست که ایشان اولویت اصلی دولت یازدهم را چنین بیان می کنند:,۲- «مهمترین اولویت دولت جدید، تغییر سریع تصویر ایران در منطقه و جهان است؛ تصویری که نشان دهد افرادی مؤدب، با فرهنگ، اصیل، با دانش، مجهز به عفت کلام، خویشتندار و فهیم نسبت به منافع و مصالح ملی در دستگاه دولتی مسئولیت پذیرفتهاند. عدهای که قبلاً هواپیما سوار شدهاند، سیر هستند، غذای خوب خوردهاند، زندگی متعارفی داشتهاند و با جهان آشنایی دارند، منافع دیگران را نیز در نظر میگیرند و از همه مهمتر از ثبات فکری برخوردارند، قابل اتکا هستند و ظرفیت تغییر جهانبینی پنج بار در یک روز را ندارند!» (۵ مرداد ۹۲ گفتگو با سایت تابناک)
,۳- «بزرگترین چالش دولت جدید در سیاست خارجی، اجماع سازی داخلی میان نهادهای کلیدی قدرت برای متمرکز شدن بر رشد و توسعه اقتصاد ملی است. ما مسئول حل و فصل مشکلات مردم کره زمین نیستیم. دولت و حکومت در ایران مسئول حل و فصل مشکلات مردم ایران است. اگر ما بر این اصل متمرکز شویم، بالاترین سطح از امنیت ملی را تأمین کردهایم و کسی هم با ما کاری ندارد. اگر در درون به اجماع برسیم، میتوانیم در صحنۀ بینالمللی، مؤثر باشیم و در دیپلماسی به نتیجه برسیم.»
,۴- «اگر اقتصاد ایران به روی سرمایهگذاری خارجی باز شود و مشروط بر اینکه فضای عمرانی و ساختاری و اداری و تاسیساتی برای این سرمایهگذاری فراهم باشد طبیعی است که با گذشت زمان، حجیم شدن و موثر بودن این حضور خارجی ممکن است تقاضاها و شرایط خود را برای نظام سیاسی و به ویژه مقننه کشور مطرح کند. حداقل اثرگذاری چنین فرآیندی این است که جمهوری اسلامی باید با شرکای اقتصادی خارجی خود در تنظیم اولویتهای سیاسی کشور مشورت کرده و با نظر آنها امور مختلف را نظارت و مدیریت کند. …هر اندازه که فضای اقتصادی باز شود و یا دامنه آن با هماهنگی شرکتها و دولتهای خارجی باشد، حوزه سیاست و سیاستگذاری کشور نیز باید در معرض تبادل نظر، مشارکت و چانه زنی با خارجیها قرار گیرد. مسلم است که منظور از خارجیها نیز بنگلادش، کنیا، یونان، سنگاپور و روسیه سفید نیست، بلکه ژاپن، انگلستان، آلمان، فرانسه و در مقطعی آمریکاست.» (ص۱۰۵)
,یکی از تناقضات اندیشه ایشان زیر سوال بردن استقلال در مقابل توسعه اقتصادی است که چندین بار مورد اشاره رهبر معظم انقلاب واقع شده است که نمی توان معتقد به آزادی بود اما استقلال را نفی کرد چرا که استقلال همان آزادی است در مقیاس ملی.
,۵– «در فرآیندهای جهانی شدن، اصل بر اقتصاد است و بسیاری از تصمیمگیریها در مسائل اقتصادی متمرکز است و نکته مهم تر دوم اینکه اگر کشور میان پایه و در حال توسعهای تصمیم گرفت در این فرآیند وارد شود باید به دنبال استقلال اقتصادی نباشد، بلکه اقتصاد خود را در معرض تار و پود اقتصاد جهانی به خصوص غرب قرار دهد.» (ص۱۰۶)
,«جمهوری اسلامی با یک پارادوکس مهم رو به روست، از یک طرف می خواهد رشد و پیشرفت کند و از طرف دیگر در پی حفظ استقلال سیاسی و همین طور عدالت در بیرون از مرزهای کشور است. در واقع، ریشه پارادوکس در نوع نگاه به خود و نظام بین المللی است.» (ص۱۱۱)
,۶- «از آنجا که ایران این آمادگی فکری و اداری را ندارد که در تصمیمگیریهای سیاسی با غرب شریک شود و یا همسو با آن عمل کند، طبعا به لحاظ اقتصادی نیز دچار تحریم شده و یا حداقل دسترسی به منابع و امکانات غربی نخواهد داشت… پارادوکس تقابل- تعامل با محیط بینالمللی، سیاستگذاریهای مختلفی را در پی خواهد داشت و بر مسائل اجتماعی، فرهنگی، هنری، آموزشی و اقتصادی اثرات مستقیمی برجای خواهد نهاد. جمهوری اسلامی می خواهد خصوصی سازی اقتصادی کند که به تعامل و هماهنگی و سازگاری با بانکهای خصوصی و شرکتهای چند ملیتی و سرمایه فنآوری آنها نیاز دارد و در عین حال میخواهد با سیاست خارجی دولتهایی که این شرکتها از آنها برخاستهاند تعارض داشته باشد. به عبارت دیگر، هم میخواهد از امکانات موجود جهانی بهرهبرداری کند و هم سیاست خارجی ایدئولوژیک داشته باشد و نظم موجود جهان و ساختار غربی-استکباری آن را زیر سوال ببرد. جمهوری اسلامی میخواهد هم عضو گات و سازمان تجارت جهانی شود که قاعدهسازان روابط اقتصادی جهان هستند و تحتالشعاع منافع غرب و به خصوص هفت کشور صنعتی هستند و در عین حال با همان هفت کشور صنعتی در تعارضات سیاسی و فلسفی، حالت تقابلی داشته باشد.» (ص۱۱۱-۱۱۲)
,۷- «اگر به تحولات ۱۳۵۷ به بعد و گرایش های فکری رایج در دهه اول انقلاب توجه کنیم، شاید بتوانیم این گونه استنتاج کنیم که استقلال سیاسی مهمترین هدف و موضوع انقلاب و مبارزات تاریخ معاصر ایران بوده است. از این منظر توسعه یافتگی اقتصادی به معنایی که در جهان غرب و کشورهای تازه صنعتی شده مانند کره جنوبی و مالزی رایج است، هدف جمهوری اسلامی ایران و رجال سیاسی آن نبوده و شاید طرح چنین انتظاری خارج از قالب و انتظارات تاریخی است» ( ص۹۸ و ۹۹)
,۸- «واقعیت این است که اگر جمهوری اسلامی ایران بخواهد اسلامی رفتار کند و اسلام را راهنمای تصمیمگیریها و اقدامات خود قرار دهد، مسلم است که نمیتواند با جهانی که بر مبنای سرمایهداری، قدرت نظامی صرف و ائتلافهای صرفا مبتنی بر قدرت است، همکاری و مناسبات راهبردی برقرار کند. جهان براساس عدالت مدیریت نمیشود؛ چه عدالت از نوع سوسیالیستی آن و چه از نوع اخلاقی و دینی آن… میزان و شاقول ارزیابیها و قضاوتها و ارتباطات، قدرت و پول است. بنابراین، اگر فرد و نهادی در اتخاذ تفکر و راهنمای اسلامی بخواهد حداکثرگرا باشد، به طور مسلم با این جهان مشکل پیدا خواهد کرد و به خصوص در تفکر شیعی که عدالتخواهی ملاک اصلی آن است، مشکلات به مراتب بیشتر خواهد بود.» (ص۱۲۴-۱۲۵)
,ایشان در کتاب اقتدار گرایی ایرانیان در عهد قاجار می نویسد:
,۹- «به لحاظ نظری آنچه که مجموعه شئون زندگی ایرانیان را تشکیل میداد، نظام و منطق اقتدارگرایی بوده که وسعت و عمق آن تا به حدی جدی بوده که شاید بتوانیم نفوذ آن را در طبع و رفتار ایرانیان در سطح ژنتیک ارزیابی کنیم. (ص ۲۶) …تحول در تمامی کشورهای پس از کمونیسم با متغیر و “عوامل تسهیل کننده خارجی” صورت پذیرفت…آلمان نیز تنها پس از شکست های جنگ جهانی اول و دوم و با تحمیل «نیروهای خارجی» به «آزادیهای مدنی» دست یافت.» (ص ۲۱۲)
,آنچه که پیرامون آرای دکتر سریع القلم می توان بیان نمود را در چند نکته خلاصه نموده ایم:
, آنچه که پیرامون آرای دکتر سریع القلم می توان بیان نمود را در چند نکته خلاصه نموده ایم:,الف- اولا ایشان اصطلاحا یک فیلسوف توسعه می باشند و نمی توان با آرای ایشان به صورت سیاسی برخورد نمود. صرف گفتن اینکه مثلا نظریات ایشان مخالف اصول انقلاب و قانون اساسی است – در عین صحیح بودن – اما قطعا کافی نیست. فراموش نباید کرد که به تعبیر مقام معظم رهبری استکبارستیزی در دهه چهارم انقلاب باید تحلیلی و بصیرانه باشد و نه شعاری. و لازمه این گزاره حکیمانه این است که ما بتوانیم برتری گفتمان انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف را – از جمله الگوی توسعه- بر الگوهای رقیب با دلایل محکم اثبات نماییم.
,ب- ایشان به خوبی متوجه تعارض ذاتی انقلاب اسلامی با نظام مدرنیته و ساز و کار حاکم بر آن شده است، اما عجیب اصالتی است که او به غرب می دهد و تجویزهایی در راستای تغییر جمهوری اسلامی برای جهانی شدن عرضه می دارد. و البته در این راستا برخلاف بسیاری دیگر به صورت تئوریک و نظری وارد می شود. این تئوریزه کردن وابستگی (یا به تعبیر خودشان جهانی شدن) خطر بزرگی است که خواص انقلاب باید متوجه آن باشند.
,ج- خطر بزرگ دیگری که در اندیشه های ایشان نهفته است ناکارآمد جلوه دادن جمهوری اسلامی است. در حقیقت وقتی شما اولا اصالت را به توسعه اقتصادی داده و ثانیا تنها راه رسیدن به این توسعه را پیوستن به جامعه جهانی برشمردید و ثالثا متوجه تعارض ذات جمهوری اسلامی با جهانی شدن هستید نتیجه منطقی سه گانه فوق الذکر این گزاره است که: «جمهوری اسلامی با این ساختار ناکارآمد است». فراموش نشود که رهبری در دیدار اخیرشان با مداحان به این خطر ناکارآمد جلوه دادن اشاره نمودند.
,د- مولفه ی دیگری که از آثار ایشان به صورت ناخودآگاه به مخاطب منتقل می شود این توهم است که غرب صرفا یک نظام اقتصادی است که شما برای بهبود وضعیت اقتصادی خود با او تعامل سازنده برقرار کرده و به پروژه جهانی شدن می پیوندید. در حالی که تمدن غرب یک کل واحد بوده که دارای جنبه های مختلف اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و تکنولوژیکی است و این جنبه های مختلف به صورت شبکه وار به یکدیگر مرتبط اند. و لذا وابستگیِ اقتصادی به غرب، منتج به وابستگی های سیاسی و فرهنگی هم خواهد شد.
,ه- نکته دیگر که شاید نتیجه نکات قبلی باشد القای نرم همان دوگانه کاذبی ای است که رهبر انقلاب در سخنرانی اول سال پرده از آن برداشتند. یعنی: یا تحریم و فشار یا کنار آمدن با جامعه جهانی (آمریکا)! و این در واقع نوعی مغالطه است که مقوله ای همچون توسعه را در حد یک پدیده علّی و آن هم تک علتی تقلیل داده و اتفاقا جوری وانمود می کنند که آن تک علت هم چیزی نیست به جز مصالحه با دنیای مدرن (امریکا). در حالی که تئوری و عمل هر دو بر خلاف این بینش گواهی می دهند. در سال ۱۹۹۷، کشورهای آسیای جنوب شرقی مثل کرهی جنوبی اتفاقاً بر اثر همگرایی بیش از حد با غرب، دچار بحران اقتصادی شدند. راهحلهایی که آنها دادند، توجه به داخل بود. بعد از بحران ۱۹۹۷، راهحلهای آنها شامل این موارد بود: زنان طلاهای خود را تحویل دهند تا بهصورت شمش، به بازار جهانی عرضه شود و ارز خارجی به دست آید، مردم و بعضی از مقامات از مسافرتهای خود حتی برای درمان منصرف شوند، دانشجویان ارزبگیر از کشورهای خارجی مراجعت نمایند، ماشینهای خارجی به فروش برسد (تا جایی که قیمت آنها به میزان یکدهم کاهش یافت)، پوشیدن لباس فاخر از نظر اجتماعی مردود شد و بهطور کلی زندگی ساده براساس تعالیم کنفسیوس، بهعنوان قویترین اسلحهی مبارزه با اقتصاد به کار گرفته شد. و اصولا اگر ارتباط با اروپا و آمریکا عامل توسعه باشد در حال حاضر باید اکثر کشورهای دنیا که با غرب رابطه حسنه دارند توسعه یافته محسوب شوند و این در حالی است که چند کشور خاص به معنای متعارف توسعه یافته محسوب می شوند.
,و- مقام معظم رهبری درباره حضرت امام می فرمایند:
,«… نقشهى او نقشهاى نبود که فقط از ذهن انسان صادر بشود، قطعاً مؤید منعندالله بود؛… اگر نقشه را ندانستیم، زاویه پیدا میکنیم؛ وقتى زاویه پیدا شد، روزبهروز هرچه پیش برویم، از راه اصلى و صراط مستقیم دور میشویم؛ وقتى از صراط مستقیم دور شدیم، از هدفها دور میشویم، به هدفها نمیرسیم؛ براى اینکه به هدف برسیم، باید راه را گم نکنیم؛ براى اینکه راه را گم نکنیم، باید نقشهى اصلى و اساسى، جلوى چشم ما باشد، آن را بشناسیم و بدانیم. نقشهى امام، کار اصلى امام، بناى یک نظم مدنى – سیاسى براساس عقلانیت اسلامى بود؛ ۱۴/۳/۹۳»
,در عقلانیت جدیدی که انقلاب اسلامی به دنیا عرضه نموده است اساسا مفاهیم تعاریف جدید یافته اند. در عقلانیت اسلامی و الگوی پیشرفتی که انقلاب اسلامی مدعی آن است استقلال هم عامل پیشرفت است و هم شاخص آن. و لذا در این دستگاه میان پیشرفت و استقلال پارادوکسی وجود ندارد. و اصولا در عقلانیت اسلامی شیعی ارزش ها منظومه ای و دارای اولویت هستند. و طبعا در عین اهمیت دادن به مقوله رفاه مادی تحصیل آن را در آن منظومه ارزشی دنبال می کند.
,نتیجه پایانی: اینکه اگر کسی ماهیت انقلاب اسلامی و اهداف و آرمان های ترسیم شده توسط امام را به صورت عمیق در نیابد تا به مرز میان عقلانیت مدرن و عقلانیت اسلامی نایل آید، بدون تردید در مقابل آرا و اندیشه های افرادی همچون دکتر سریع القلم موضعی جز سکوت یا تایید نخواهد داشت.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه