logo
چهارشنبه 08 مهر 1405 | چهارشنبه 30 سپتامبر 2026 |
اخبار داغ
  1. استانبول با پیمانکار جدید پرواز می‌کند/ چین زیر بار تحریم نرفت
  2. میناب فراتر از تندیس و پوستر آزمون بلوغ سینمای ایران در مواجهه با سوگ ملی
  3. بازدید از خط تولید، درد را درمان نمی‌کند/ تا نقشه راه بلندمدت نداشته باشیم، بازار خودرو روی آرامش را نخواهد دید
  4. ایران به دورانی که دشمن، آرزویش را دارد باز نخواهد گشت/چرا برخی ایران را چهارمین ابر قدرت می دانند؟
  5. نتانیاهو از ایران به‌عنوان خوراک تبلیغاتی و انتخاباتی استفاده می‌کند
  6. مولانا؛ شوالیه‌ مدارا در اقلیم عقل و شمشیر
  7. نمایش ضعیف و نومیدکننده تیم ملی در روسیه؛ باخت بدون حتی یک موقعیت!
  8. آخرین صورت مالی کدال؛ هزاران میلیارد پول بیمه‌شدگان هدر رفت/ انتقاد از مدیریت میدری بر بزرگ‌ترین هلدینگ کشور
  9. عمق الیگارشی در یک سریال مثلاً عاشقانه
  10. چشم‌انتظاری در برجک‌های مه‌آلود؛ روایت جوانانی که در شب‌های اضطراب و آتش، سپر بلای خاک شدند
  11. جنگ مقطعی است، اما دانشگاه ماندگار و زاینده/ "تمدن سازی" از جاده دانشگاه، راهبرد رهبر شهید
  12. «دانشجو» در مکتب رهبر شهید؛ از تولید علم تا ساختن آینده ایران
  13. سید حسن نصرالله با مدیریت خود به قهرمان امت عرب و جهان اسلام تبدیل شد
  14. سقوط و صعود؛ واکاوی موج بازگشت هنرمندان به وطن
  15. واکاوی تطور فکری و سلوک عرفانی شمس تبریزی؛ از تبریز تا قونیه
  16. بر اساس محاسبات الهی، ایران قدرت اوّل جهان است
  17. هلاکت عناصر داعشی در درگیری با نیروهای امنیتی عراق
  18. تأخیر در ترخیص کالاهای اساسی و تحمیل هزینه به مردم قابل قبول نیست/ قوه قضاییه در صیانت از حقوق عامه با جدیت ورود خواهد داشت
  19. مذاکره در کار نیست؛ آمریکا لاف می زند/ موج‌ سواری های ترامپ و بسنت گره گشای تنگه هرمز نیست!
  20. تئاترِ عریان، اخلاقِ پنهان؛ روایتِ یک گسستِ نامرئی در تئاتر

مادر شهید:

داشتن معرف و بصیرت از سوی نوجوانان و جوانان برای ادامه راه شهدا ضروری است+تصاویر

داشتن معرف و بصیرت از سوی نوجوانان و جوانان برای ادامه راه شهدا ضروری است+تصاویر
مادر شهید افروغ: گفت: معرفت و بصیرت برای ادامه راه شهدا بسیار ضروری است که باید نوجوانان و جوانان به کسب معرفت و بصیرت بپردازند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ ، کهگیلویه متن گفتگوی دختربس ضرابیان مادر و علیرضا افروغ برادر شهید قمصور افروغ با کهگیلویه به شرح ذیل است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کهگیلویه,

 

به گزارش کهگیلویه، به خانه مادری رفتیم که که از 7 فرزند، 4پسر و سه دختر، یکی را تقدیم نظام و انقلاب کرد.

 

خبرنگار: از مادر شهید پرسیدیم خاطره‌ای از شهید در ذهن دارید؟

 

مادر شهید افروغ  با بیان اینکه، تسبیح‌هایی از او در خانه بود که به مردم هدیه دادم، گفت: چرا نداشته باشم.

 

وی گفت: شهید افروغ شجاع و با تقوا بود، همیشه به فکر فقرا و مردم را جهت شرکت در مراسم مذهبی به ویژه دعا دعوت می‌کرد.

 

این مادر73ساله که یکی از7 فرزند خود به نام شهید قمصور را به جبهه جنگ حق علیه باطل فرستاد، در گفتگو با خبرنگار اظهار کرد: از آرزوهای فرزند شهیدم، شهادت بود که به آن دست یافت.

 

دختربس ضرابیان افزود: فرزند شهیدم از این دنیا و دل بستن به مادیات دل کَنده و به شهادت دل بست که به قرب الی الله دست یابد.

 

وی گفت: باوجود اینکه ابتدا از رفتن او به جبهه جلوگیری می‌کردم ولی با هر تلاشی بود، به جنگ رفت.

 

به گزارش کهگیلویه، خاطره‌ای جالب که مادر شهید افروغ از فرزند خود گفت این بود که شهید با خون خود که به علت اصابت ترکش به بدنش، ریخته شد، وضو گرفت.

 

مادر شهید افروغ به یکی دیگر  از خاطرات فرزند شهیدش با شهید پرواز از شهدای دیشموک اشاره کرد و گفت: شهید قبل از شهادتش به خانه آمد که به ما سَر بزند و خونی بر شانه و لباسش مشاهده کردم که از او پرسیدم  مادر این خون چه است، مگر زخمی شدید؟

 

شهید افروغ جواب داد: مادرم این خون پاک نمی‌شود چرا که خون روحانی والامقام(شهید خیرالله پرواز از همرزمانَم است).

 

مادر شهید افروغ در صورتی که با خبرنگار مصاحبه می‌کرد, عکس فرزند شهیدش را برداشت و با گریه، با بیان اینکه خیلی از جوانان این دوره و زمانه پیرو شهدا نیستند، نوجوانان و جوانان را به احترام داشتن همدیگر و بزرگتران نصحیت کرد و گفت: معرفت و بصیرت برای ادامه راه شهدا بسیار ضروری است که باید نوجوانان و جوانان به کسب معرفت و بصیرت بپردازند.

 

علیرضا افروغ برادر شهید قمصور افروغ که اکنون مسئولیت مدیریت مرکز بهداشت و درمان دیشموک را برعهده دارد در گفتگو با خبرنگار گفت: جمله‌ای از برادر شهیدم همیشه به یاد دارم این است و او همیشه اظهار می‌کرد که "من خمس فرزندان پدرم هستم و باید شهید شوم.

 

علیرضا افروغ بردار شهید افروغ  اضافه کرد: آن موقع و در زمان جنگ، شهید افروغ در روستا خانه به خانه گشت زد و گندم‌هایی برای همرزمانش جمع‌آوری می‌کرد .

 

با وجود اینکه وضعیت مالی خوبی نداشتیم و تنها یک گاو در خانه بود که مقداری از گندم‌ها را خورده و از بین رفت، او(شهید افروغ) از اینکه گاو مُرد ناراحت نبود بلکه خیلی دلخور شد که چرا گاو گندم‌ها را خورد و به پدرش اصرار کرد تا مقدار کافی را برای جبران به گندم‌ها بیافزاید که پدرش این کار را کرد.

 

علیرضا افروغ تصریح کرد: 4 مرحله زمان به جبهه‌ای بردار شهیدش، طول کشید و قبل از بار چهارم، انگار می دانست شهید می شود و از همه خداحافظی کرد و همه را به اتحاد، صفا و صمیمیت نصیحت می کرد.

 

وی ادامه داد: در سالهای حضور شهید در روستای سرغل، هر هفته دعای توسل و کمیل و برگزار می شد، شهید همه را به حضور در این مراسمات دعوت می کرد.

 

 

بیوگرافی شهید در ذل است:

 

 بسیجی  شهید   قمصور افروغ

 

فرزند:سلبعلی                          محل شهادت :جزیره مینو   

محل تولد :سرغل                  تاریخ شهادت: 4/01/1365

یگان اعزام کننده:بسیج

تاریخ تولد:1343                

زیارتگاه:گلزار شهدای دیشموک .

 

 

                    ز موج فتنه چه باک است ودام اهریمن 

پیام شهید :                                                          خداست همراه این ناخدا ای صخره شکن

 

وصیتی دارم به ملت ایران که تا آخرین نفس با استکبار جهانی مبارزه کنند واز منافقین دوری نموده وپیرو خط اصیل امام باشید.

خلاصه ای از زندگی نامه شهید :

شهید در سال 1343در قریه ((سرغل ))در خانواده محروم دیده به جهان گشود .خانواده اش بسیار فقیر بود .از لحاظ اخلاقی وبرخورد بامردم مورد توجه عام وخاص بود .یک بار از طریق بسیج عازم جبهه شد وبعداز چهارماه خدمت دربسیج کردستان ودرعملیات فاو نیز شرکت نمود .اوبرای مرتبه سوم وچهارم در جبهه حضور یافت وآنگاه به عنوان تیربارچی در عملیات کربلای 4شرکت کرد ودر تاریخ4/01/1365در ((جزیره مینو ))به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

انتهای پیام: و/آ

گفتگو: وحید آهنگ

 

,

 

به گزارش کهگیلویه، به خانه مادری رفتیم که که از 7 فرزند، 4پسر و سه دختر، یکی را تقدیم نظام و انقلاب کرد.

 

خبرنگار: از مادر شهید پرسیدیم خاطره‌ای از شهید در ذهن دارید؟

 

مادر شهید افروغ  با بیان اینکه، تسبیح‌هایی از او در خانه بود که به مردم هدیه دادم، گفت: چرا نداشته باشم.

 

وی گفت: شهید افروغ شجاع و با تقوا بود، همیشه به فکر فقرا و مردم را جهت شرکت در مراسم مذهبی به ویژه دعا دعوت می‌کرد.

 

این مادر73ساله که یکی از7 فرزند خود به نام شهید قمصور را به جبهه جنگ حق علیه باطل فرستاد، در گفتگو با خبرنگار اظهار کرد: از آرزوهای فرزند شهیدم، شهادت بود که به آن دست یافت.

 

دختربس ضرابیان افزود: فرزند شهیدم از این دنیا و دل بستن به مادیات دل کَنده و به شهادت دل بست که به قرب الی الله دست یابد.

 

وی گفت: باوجود اینکه ابتدا از رفتن او به جبهه جلوگیری می‌کردم ولی با هر تلاشی بود، به جنگ رفت.

 

به گزارش کهگیلویه، خاطره‌ای جالب که مادر شهید افروغ از فرزند خود گفت این بود که شهید با خون خود که به علت اصابت ترکش به بدنش، ریخته شد، وضو گرفت.

 

مادر شهید افروغ به یکی دیگر  از خاطرات فرزند شهیدش با شهید پرواز از شهدای دیشموک اشاره کرد و گفت: شهید قبل از شهادتش به خانه آمد که به ما سَر بزند و خونی بر شانه و لباسش مشاهده کردم که از او پرسیدم  مادر این خون چه است، مگر زخمی شدید؟

 

شهید افروغ جواب داد: مادرم این خون پاک نمی‌شود چرا که خون روحانی والامقام(شهید خیرالله پرواز از همرزمانَم است).

 

مادر شهید افروغ در صورتی که با خبرنگار مصاحبه می‌کرد, عکس فرزند شهیدش را برداشت و با گریه، با بیان اینکه خیلی از جوانان این دوره و زمانه پیرو شهدا نیستند، نوجوانان و جوانان را به احترام داشتن همدیگر و بزرگتران نصحیت کرد و گفت: معرفت و بصیرت برای ادامه راه شهدا بسیار ضروری است که باید نوجوانان و جوانان به کسب معرفت و بصیرت بپردازند.

 

علیرضا افروغ برادر شهید قمصور افروغ که اکنون مسئولیت مدیریت مرکز بهداشت و درمان دیشموک را برعهده دارد در گفتگو با خبرنگار گفت: جمله‌ای از برادر شهیدم همیشه به یاد دارم این است و او همیشه اظهار می‌کرد که "من خمس فرزندان پدرم هستم و باید شهید شوم.

 

علیرضا افروغ بردار شهید افروغ  اضافه کرد: آن موقع و در زمان جنگ، شهید افروغ در روستا خانه به خانه گشت زد و گندم‌هایی برای همرزمانش جمع‌آوری می‌کرد .

 

با وجود اینکه وضعیت مالی خوبی نداشتیم و تنها یک گاو در خانه بود که مقداری از گندم‌ها را خورده و از بین رفت، او(شهید افروغ) از اینکه گاو مُرد ناراحت نبود بلکه خیلی دلخور شد که چرا گاو گندم‌ها را خورد و به پدرش اصرار کرد تا مقدار کافی را برای جبران به گندم‌ها بیافزاید که پدرش این کار را کرد.

 

علیرضا افروغ تصریح کرد: 4 مرحله زمان به جبهه‌ای بردار شهیدش، طول کشید و قبل از بار چهارم، انگار می دانست شهید می شود و از همه خداحافظی کرد و همه را به اتحاد، صفا و صمیمیت نصیحت می کرد.

 

وی ادامه داد: در سالهای حضور شهید در روستای سرغل، هر هفته دعای توسل و کمیل و برگزار می شد، شهید همه را به حضور در این مراسمات دعوت می کرد.

 

 

بیوگرافی شهید در ذل است:

 

 بسیجی  شهید   قمصور افروغ

 

فرزند:سلبعلی                          محل شهادت :جزیره مینو   

محل تولد :سرغل                  تاریخ شهادت: 4/01/1365

یگان اعزام کننده:بسیج

تاریخ تولد:1343                

زیارتگاه:گلزار شهدای دیشموک .

 

 

                    ز موج فتنه چه باک است ودام اهریمن 

پیام شهید :                                                          خداست همراه این ناخدا ای صخره شکن

 

وصیتی دارم به ملت ایران که تا آخرین نفس با استکبار جهانی مبارزه کنند واز منافقین دوری نموده وپیرو خط اصیل امام باشید.

خلاصه ای از زندگی نامه شهید :

شهید در سال 1343در قریه ((سرغل ))در خانواده محروم دیده به جهان گشود .خانواده اش بسیار فقیر بود .از لحاظ اخلاقی وبرخورد بامردم مورد توجه عام وخاص بود .یک بار از طریق بسیج عازم جبهه شد وبعداز چهارماه خدمت دربسیج کردستان ودرعملیات فاو نیز شرکت نمود .اوبرای مرتبه سوم وچهارم در جبهه حضور یافت وآنگاه به عنوان تیربارچی در عملیات کربلای 4شرکت کرد ودر تاریخ4/01/1365در ((جزیره مینو ))به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

انتهای پیام: و/آ

گفتگو: وحید آهنگ

 

,

 

به گزارش کهگیلویه، به خانه مادری رفتیم که که از 7 فرزند، 4پسر و سه دختر، یکی را تقدیم نظام و انقلاب کرد.

 

خبرنگار: از مادر شهید پرسیدیم خاطره‌ای از شهید در ذهن دارید؟

 

مادر شهید افروغ  با بیان اینکه، تسبیح‌هایی از او در خانه بود که به مردم هدیه دادم، گفت: چرا نداشته باشم.

 

وی گفت: شهید افروغ شجاع و با تقوا بود، همیشه به فکر فقرا و مردم را جهت شرکت در مراسم مذهبی به ویژه دعا دعوت می‌کرد.

 

این مادر73ساله که یکی از7 فرزند خود به نام شهید قمصور را به جبهه جنگ حق علیه باطل فرستاد، در گفتگو با خبرنگار اظهار کرد: از آرزوهای فرزند شهیدم، شهادت بود که به آن دست یافت.

 

دختربس ضرابیان افزود: فرزند شهیدم از این دنیا و دل بستن به مادیات دل کَنده و به شهادت دل بست که به قرب الی الله دست یابد.

 

وی گفت: باوجود اینکه ابتدا از رفتن او به جبهه جلوگیری می‌کردم ولی با هر تلاشی بود، به جنگ رفت.

 

به گزارش کهگیلویه، خاطره‌ای جالب که مادر شهید افروغ از فرزند خود گفت این بود که شهید با خون خود که به علت اصابت ترکش به بدنش، ریخته شد، وضو گرفت.

 

مادر شهید افروغ به یکی دیگر  از خاطرات فرزند شهیدش با شهید پرواز از شهدای دیشموک اشاره کرد و گفت: شهید قبل از شهادتش به خانه آمد که به ما سَر بزند و خونی بر شانه و لباسش مشاهده کردم که از او پرسیدم  مادر این خون چه است، مگر زخمی شدید؟

 

شهید افروغ جواب داد: مادرم این خون پاک نمی‌شود چرا که خون روحانی والامقام(شهید خیرالله پرواز از همرزمانَم است).

 

مادر شهید افروغ در صورتی که با خبرنگار مصاحبه می‌کرد, عکس فرزند شهیدش را برداشت و با گریه، با بیان اینکه خیلی از جوانان این دوره و زمانه پیرو شهدا نیستند، نوجوانان و جوانان را به احترام داشتن همدیگر و بزرگتران نصحیت کرد و گفت: معرفت و بصیرت برای ادامه راه شهدا بسیار ضروری است که باید نوجوانان و جوانان به کسب معرفت و بصیرت بپردازند.

 

علیرضا افروغ برادر شهید قمصور افروغ که اکنون مسئولیت مدیریت مرکز بهداشت و درمان دیشموک را برعهده دارد در گفتگو با خبرنگار گفت: جمله‌ای از برادر شهیدم همیشه به یاد دارم این است و او همیشه اظهار می‌کرد که "من خمس فرزندان پدرم هستم و باید شهید شوم.

 

علیرضا افروغ بردار شهید افروغ  اضافه کرد: آن موقع و در زمان جنگ، شهید افروغ در روستا خانه به خانه گشت زد و گندم‌هایی برای همرزمانش جمع‌آوری می‌کرد .

 

با وجود اینکه وضعیت مالی خوبی نداشتیم و تنها یک گاو در خانه بود که مقداری از گندم‌ها را خورده و از بین رفت، او(شهید افروغ) از اینکه گاو مُرد ناراحت نبود بلکه خیلی دلخور شد که چرا گاو گندم‌ها را خورد و به پدرش اصرار کرد تا مقدار کافی را برای جبران به گندم‌ها بیافزاید که پدرش این کار را کرد.

 

علیرضا افروغ تصریح کرد: 4 مرحله زمان به جبهه‌ای بردار شهیدش، طول کشید و قبل از بار چهارم، انگار می دانست شهید می شود و از همه خداحافظی کرد و همه را به اتحاد، صفا و صمیمیت نصیحت می کرد.

 

وی ادامه داد: در سالهای حضور شهید در روستای سرغل، هر هفته دعای توسل و کمیل و برگزار می شد، شهید همه را به حضور در این مراسمات دعوت می کرد.

 

 

بیوگرافی شهید در ذل است:

 

 بسیجی  شهید   قمصور افروغ

 

فرزند:سلبعلی                          محل شهادت :جزیره مینو   

محل تولد :سرغل                  تاریخ شهادت: 4/01/1365

یگان اعزام کننده:بسیج

تاریخ تولد:1343                

زیارتگاه:گلزار شهدای دیشموک .

 

 

                    ز موج فتنه چه باک است ودام اهریمن 

پیام شهید :                                                          خداست همراه این ناخدا ای صخره شکن

 

وصیتی دارم به ملت ایران که تا آخرین نفس با استکبار جهانی مبارزه کنند واز منافقین دوری نموده وپیرو خط اصیل امام باشید.

خلاصه ای از زندگی نامه شهید :

شهید در سال 1343در قریه ((سرغل ))در خانواده محروم دیده به جهان گشود .خانواده اش بسیار فقیر بود .از لحاظ اخلاقی وبرخورد بامردم مورد توجه عام وخاص بود .یک بار از طریق بسیج عازم جبهه شد وبعداز چهارماه خدمت دربسیج کردستان ودرعملیات فاو نیز شرکت نمود .اوبرای مرتبه سوم وچهارم در جبهه حضور یافت وآنگاه به عنوان تیربارچی در عملیات کربلای 4شرکت کرد ودر تاریخ4/01/1365در ((جزیره مینو ))به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

انتهای پیام: و/آ

گفتگو: وحید آهنگ

 

,

 

به گزارش کهگیلویه، به خانه مادری رفتیم که که از 7 فرزند، 4پسر و سه دختر، یکی را تقدیم نظام و انقلاب کرد.

 

خبرنگار: از مادر شهید پرسیدیم خاطره‌ای از شهید در ذهن دارید؟

 

مادر شهید افروغ  با بیان اینکه، تسبیح‌هایی از او در خانه بود که به مردم هدیه دادم، گفت: چرا نداشته باشم.

 

وی گفت: شهید افروغ شجاع و با تقوا بود، همیشه به فکر فقرا و مردم را جهت شرکت در مراسم مذهبی به ویژه دعا دعوت می‌کرد.

 

این مادر73ساله که یکی از7 فرزند خود به نام شهید قمصور را به جبهه جنگ حق علیه باطل فرستاد، در گفتگو با خبرنگار اظهار کرد: از آرزوهای فرزند شهیدم، شهادت بود که به آن دست یافت.

 

دختربس ضرابیان افزود: فرزند شهیدم از این دنیا و دل بستن به مادیات دل کَنده و به شهادت دل بست که به قرب الی الله دست یابد.

 

وی گفت: باوجود اینکه ابتدا از رفتن او به جبهه جلوگیری می‌کردم ولی با هر تلاشی بود، به جنگ رفت.

 

به گزارش کهگیلویه، خاطره‌ای جالب که مادر شهید افروغ از فرزند خود گفت این بود که شهید با خون خود که به علت اصابت ترکش به بدنش، ریخته شد، وضو گرفت.

 

مادر شهید افروغ به یکی دیگر  از خاطرات فرزند شهیدش با شهید پرواز از شهدای دیشموک اشاره کرد و گفت: شهید قبل از شهادتش به خانه آمد که به ما سَر بزند و خونی بر شانه و لباسش مشاهده کردم که از او پرسیدم  مادر این خون چه است، مگر زخمی شدید؟

 

شهید افروغ جواب داد: مادرم این خون پاک نمی‌شود چرا که خون روحانی والامقام(شهید خیرالله پرواز از همرزمانَم است).

 

مادر شهید افروغ در صورتی که با خبرنگار مصاحبه می‌کرد, عکس فرزند شهیدش را برداشت و با گریه، با بیان اینکه خیلی از جوانان این دوره و زمانه پیرو شهدا نیستند، نوجوانان و جوانان را به احترام داشتن همدیگر و بزرگتران نصحیت کرد و گفت: معرفت و بصیرت برای ادامه راه شهدا بسیار ضروری است که باید نوجوانان و جوانان به کسب معرفت و بصیرت بپردازند.

 

علیرضا افروغ برادر شهید قمصور افروغ که اکنون مسئولیت مدیریت مرکز بهداشت و درمان دیشموک را برعهده دارد در گفتگو با خبرنگار گفت: جمله‌ای از برادر شهیدم همیشه به یاد دارم این است و او همیشه اظهار می‌کرد که "من خمس فرزندان پدرم هستم و باید شهید شوم.

 

علیرضا افروغ بردار شهید افروغ  اضافه کرد: آن موقع و در زمان جنگ، شهید افروغ در روستا خانه به خانه گشت زد و گندم‌هایی برای همرزمانش جمع‌آوری می‌کرد .

 

با وجود اینکه وضعیت مالی خوبی نداشتیم و تنها یک گاو در خانه بود که مقداری از گندم‌ها را خورده و از بین رفت، او(شهید افروغ) از اینکه گاو مُرد ناراحت نبود بلکه خیلی دلخور شد که چرا گاو گندم‌ها را خورد و به پدرش اصرار کرد تا مقدار کافی را برای جبران به گندم‌ها بیافزاید که پدرش این کار را کرد.

 

علیرضا افروغ تصریح کرد: 4 مرحله زمان به جبهه‌ای بردار شهیدش، طول کشید و قبل از بار چهارم، انگار می دانست شهید می شود و از همه خداحافظی کرد و همه را به اتحاد، صفا و صمیمیت نصیحت می کرد.

 

وی ادامه داد: در سالهای حضور شهید در روستای سرغل، هر هفته دعای توسل و کمیل و برگزار می شد، شهید همه را به حضور در این مراسمات دعوت می کرد.

 

 

بیوگرافی شهید در ذل است:

 

 بسیجی  شهید   قمصور افروغ

 

فرزند:سلبعلی                          محل شهادت :جزیره مینو   

محل تولد :سرغل                  تاریخ شهادت: 4/01/1365

یگان اعزام کننده:بسیج

تاریخ تولد:1343                

زیارتگاه:گلزار شهدای دیشموک .

 

 

                    ز موج فتنه چه باک است ودام اهریمن 

پیام شهید :                                                          خداست همراه این ناخدا ای صخره شکن

 

وصیتی دارم به ملت ایران که تا آخرین نفس با استکبار جهانی مبارزه کنند واز منافقین دوری نموده وپیرو خط اصیل امام باشید.

خلاصه ای از زندگی نامه شهید :

شهید در سال 1343در قریه ((سرغل ))در خانواده محروم دیده به جهان گشود .خانواده اش بسیار فقیر بود .از لحاظ اخلاقی وبرخورد بامردم مورد توجه عام وخاص بود .یک بار از طریق بسیج عازم جبهه شد وبعداز چهارماه خدمت دربسیج کردستان ودرعملیات فاو نیز شرکت نمود .اوبرای مرتبه سوم وچهارم در جبهه حضور یافت وآنگاه به عنوان تیربارچی در عملیات کربلای 4شرکت کرد ودر تاریخ4/01/1365در ((جزیره مینو ))به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

انتهای پیام: و/آ

گفتگو: وحید آهنگ

 

,

 

,

به گزارش کهگیلویه، به خانه مادری رفتیم که که از 7 فرزند، 4پسر و سه دختر، یکی را تقدیم نظام و انقلاب کرد.

, کهگیلویه,

 

,

خبرنگار: از مادر شهید پرسیدیم خاطره‌ای از شهید در ذهن دارید؟

,

 

,

مادر شهید افروغ  با بیان اینکه، تسبیح‌هایی از او در خانه بود که به مردم هدیه دادم، گفت: چرا نداشته باشم.

,

 

,

وی گفت: شهید افروغ شجاع و با تقوا بود، همیشه به فکر فقرا و مردم را جهت شرکت در مراسم مذهبی به ویژه دعا دعوت می‌کرد.

,

 

,

این مادر73ساله که یکی از7 فرزند خود به نام شهید قمصور را به جبهه جنگ حق علیه باطل فرستاد، در گفتگو با خبرنگار اظهار کرد: از آرزوهای فرزند شهیدم، شهادت بود که به آن دست یافت.

,

 

,

دختربس ضرابیان افزود: فرزند شهیدم از این دنیا و دل بستن به مادیات دل کَنده و به شهادت دل بست که به قرب الی الله دست یابد.

,

 

,

وی گفت: باوجود اینکه ابتدا از رفتن او به جبهه جلوگیری می‌کردم ولی با هر تلاشی بود، به جنگ رفت.

,

 

,

به گزارش کهگیلویه، خاطره‌ای جالب که مادر شهید افروغ از فرزند خود گفت این بود که شهید با خون خود که به علت اصابت ترکش به بدنش، ریخته شد، وضو گرفت.

,

 

,

مادر شهید افروغ به یکی دیگر  از خاطرات فرزند شهیدش با شهید پرواز از شهدای دیشموک اشاره کرد و گفت: شهید قبل از شهادتش به خانه آمد که به ما سَر بزند و خونی بر شانه و لباسش مشاهده کردم که از او پرسیدم  مادر این خون چه است، مگر زخمی شدید؟

,

 

,

شهید افروغ جواب داد: مادرم این خون پاک نمی‌شود چرا که خون روحانی والامقام(شهید خیرالله پرواز از همرزمانَم است).

,

 

,

مادر شهید افروغ در صورتی که با خبرنگار مصاحبه می‌کرد, عکس فرزند شهیدش را برداشت و با گریه، با بیان اینکه خیلی از جوانان این دوره و زمانه پیرو شهدا نیستند، نوجوانان و جوانان را به احترام داشتن همدیگر و بزرگتران نصحیت کرد و گفت: معرفت و بصیرت برای ادامه راه شهدا بسیار ضروری است که باید نوجوانان و جوانان به کسب معرفت و بصیرت بپردازند.

,

 

,

علیرضا افروغ برادر شهید قمصور افروغ که اکنون مسئولیت مدیریت مرکز بهداشت و درمان دیشموک را برعهده دارد در گفتگو با خبرنگار گفت: جمله‌ای از برادر شهیدم همیشه به یاد دارم این است و او همیشه اظهار می‌کرد که "من خمس فرزندان پدرم هستم و باید شهید شوم.

,

 

,

علیرضا افروغ بردار شهید افروغ  اضافه کرد: آن موقع و در زمان جنگ، شهید افروغ در روستا خانه به خانه گشت زد و گندم‌هایی برای همرزمانش جمع‌آوری می‌کرد .

,

 

,

با وجود اینکه وضعیت مالی خوبی نداشتیم و تنها یک گاو در خانه بود که مقداری از گندم‌ها را خورده و از بین رفت، او(شهید افروغ) از اینکه گاو مُرد ناراحت نبود بلکه خیلی دلخور شد که چرا گاو گندم‌ها را خورد و به پدرش اصرار کرد تا مقدار کافی را برای جبران به گندم‌ها بیافزاید که پدرش این کار را کرد.

,

 

,

علیرضا افروغ تصریح کرد: 4 مرحله زمان به جبهه‌ای بردار شهیدش، طول کشید و قبل از بار چهارم، انگار می دانست شهید می شود و از همه خداحافظی کرد و همه را به اتحاد، صفا و صمیمیت نصیحت می کرد.

,

 

,

وی ادامه داد: در سالهای حضور شهید در روستای سرغل، هر هفته دعای توسل و کمیل و برگزار می شد، شهید همه را به حضور در این مراسمات دعوت می کرد.

,

 

,

 

,

بیوگرافی شهید در ذل است:

,

 

,

 بسیجی  شهید   قمصور افروغ

,

 

,

فرزند:سلبعلی                          محل شهادت :جزیره مینو   

,

محل تولد :سرغل                  تاریخ شهادت: 4/01/1365

,

یگان اعزام کننده:بسیج

,

تاریخ تولد:1343                

,

زیارتگاه:گلزار شهدای دیشموک .

,

 

,

 

,

                    ز موج فتنه چه باک است ودام اهریمن 

,

پیام شهید :                                                          خداست همراه این ناخدا ای صخره شکن

,

 

,

وصیتی دارم به ملت ایران که تا آخرین نفس با استکبار جهانی مبارزه کنند واز منافقین دوری نموده وپیرو خط اصیل امام باشید.

,

خلاصه ای از زندگی نامه شهید :

,

شهید در سال 1343در قریه ((سرغل ))در خانواده محروم دیده به جهان گشود .خانواده اش بسیار فقیر بود .از لحاظ اخلاقی وبرخورد بامردم مورد توجه عام وخاص بود .یک بار از طریق بسیج عازم جبهه شد وبعداز چهارماه خدمت دربسیج کردستان ودرعملیات فاو نیز شرکت نمود .اوبرای مرتبه سوم وچهارم در جبهه حضور یافت وآنگاه به عنوان تیربارچی در عملیات کربلای 4شرکت کرد ودر تاریخ4/01/1365در ((جزیره مینو ))به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

,

انتهای پیام: و/آ

,

گفتگو: وحید آهنگ

,

 

,
تصاویر تکمیلی: 
,
تصاویر تکمیلی: 
,
تصاویر تکمیلی: 
,
,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه