شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: استان قزوین
ساعت: 14:57 منتشر شده در مورخ: 1395/12/01 شناسه خبر: 1043255
آیا استان به حیات خلوت زاگرس‌نشینان تبدیل شده است؟

خطر گسست قومیتی در قزوین با انتصابات طایفه‌ای

خطر گسست قومیتی در قزوین با انتصابات طایفه‌ای
شکی نیست که برادران زاگرس نشینی که بی امان در استان قزوین مشغول به تحکیم سکان مدیریت و ریاست هستند انگیزه ای جز محرومیت زدایی و خدمت به نظام مقدس ندارند، اما با فرض همین نیت، آنها را به مدیریت در استان‌های خودشان ارجاع می‌دهیم.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح قزوین؛ حدود یکسال پیش بود که تشکیلاتی مبهم و بدون وجود خارجی موسوم به «جمعیت کرد، لر و لک‌های ساکن استان قزوین» طی بیانیه ای قومگرایانه از انتصاب فریدون همتی استاندار غیربومی قزوین حمایت کردند و در بیان انگیزه‌های خود از این حمایت، تنها کُرد و ایلامی بودن آقای همتی را اصل و اساس قرار دادند. 

بیانیه خطرناکی که باید جدی گرفته می‌شد 
پیش تر از این حرکتِ مشکوکِ قوم گرایانه -که مسئولان استانداری در برابر آن سکوت کردند- بافت قومی در استان نشان می‌داد که قزوین دارای روستاهایی کُرد و لرنشین است. روستاهایی که دربردارنده طایفه‌هایی بودند که از اواخر قاجار تا دوره رضاخان، توسط پاشاهان مختلف به اقصا نقاط ایران از جمله بخش‌هایی از غرب و شمال غربی قزوین، تبعید شدند. 

اقوام محترم کرد، لر و لک در استان قزوین با برخورداری از فرهنگ، آداب و رسومی غنی و بسیار ارزشمند، همزیستی مسالمت آمیز و برادرانه‌ای را در جوار هم استانی‌های ترک و تات خود تجربه می‌کنند. همزیستی که عمق مسالمت و مودت آن، هرگز آنها را برآن نداشته بود تا با انتصاب مسئولی غیربومی خود را از قزوینی بودن متمایز بدانند و تلاش کنند تا بیانیه ای در حمایت از یک غیربومی صادر کنند. 

به همین دلیل هنوز هم می‌توان به اصل و اساس این بیانیه تردید رواداشت و آن را ساخته و پرداخته دست‌هایی بیرون از استان دید. از آن گذشته باوجود فرصت بی بدیل برخورداری استان از وجود اقوام کرد، لر و لک، جمعیت این دسته از هموطنان در استان به میزانی نیست که بتوان انتصاب مسئولین کرد و لر را برای قزوین یک ضرورت قومی برشمرد. 

هرچند که افکار عمومی در قزوین با توجه به اعتمادی که به هم استانی‌های کرد و لر خود داشت این بیانیه را چندان جدی نگرفت؛ اما آن جدی نگرفتن امروز گریبانگیر قزوین و قزوینیان شده است چنانکه امروز با انتصاباتِ متعددِ غیربومی و بعضاً ضدِبومی، استان رسماً به حیات خلوت زاگرس نشینان تبدیل شده است. 

زاگرس نشینانی که بقچه سفر را در روستاها و شهرهایشان می‌بندند و در نهایت آن را در کسوت مدیر و رئیس در قزوین می‌گشایند. 

استان در شرایطی به راحتی تبدیل به حیات خلوت زاگرس نشینان شده است که آمارها و واقعیت‌ها نشان می‌دهد بافت قومیتی در قزوین بشدت با بافت قومیتی در ایلام، کردستان، لرستان و خوزستان تفاوت دارد چنانکه آمارهای وزارتین کشور و آموزش و پرورش و البته نمودارهای قومی نشان می‌دهد که گذشته از زبان فارسی -که زبان رسمی تمام کشور است- قزوینی‌ها از نظر تعلق به زبان مادری متشکل از 5 درصد کرد، لر و لک، 18 درصد فارس 15درصد تات 60 درصد ترک و 2 درصد نیز سایر اقوام و زبان‌ها، هستند. 

اما امروز اداره و سازمانی در قزوین نیست که یک زاگرس نشین در آن نباشد. این در حالی است که بومی‌های این استان یعنی تات، ترک و... در خوشبینانه ترین حالت ممکن اگر اجازه داشته باشند می‌توانند بی بهره از ساختارهای قدرت، زیردست هموطنان عزیز مهاجری روزگار بگذرانند که به لطف همشهری بودن با مسئولان غیربومی در مصدر امور نشسته اند. 

تجربه شکست خورده زاگرس نشین‌ها در قزوین 
بجز نهادهای نظامی و امنیتی که گردش نیرو در آنها طبیعی و لازم است مدیران و روسای زاگرس نشین در هیچ یک از ادارات و دستگاه‌های قزوین موفق نبوده اند و اقدامات مهمی را در این مراکز انجام نداده اند در حالی که با در نظر گرفتن دو مثال از دو بخش مختلف یعنی مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی قزوین واحد باراجین و نیز مدیریت مجموعه تالارها، رستوران‌ها و هتلِ تالار شهر در قزوین درمی‌یابیم که مدیران موفق این دو مجموعه هر دو –فراتر از هر قوم، حزب و جناحی- از بومی‌های قزوین هستند و نه زاگرس نشینان. 

بنابراین چه نیازی در بکارگیری مدیران غیربومی وجود دارد که در خوشبیناته ترین حالت تخصصی هم ندارند؟ آیا بودجه قزوین بیش از حد با افزایش مواجه شده که باید جیب مدیرانی را پر کند که می‌توانند براحتی در قزوین خوش بگذرانند و برای خود مدیری باشند؟ پس این همه ظرفیت‌های بومی و دغدغمند استان چه می‌شود؟ 

زاگرس نشین‌ها به خانه هایشان بازگردند 
عرض اندام زاگرس نشینان در قزوین در شرایطی روی می‌دهد که متاسفانه روستاها و شهرهای بومی آنها غرق در محرومیت و بیکاری است. بنابراین قزوین میزبان مدیرانی متخصص نیست بلکه میزبان مدیران بیکار و محرومی است که از شیوع بیکاری و محرومیت در روستاها و شهرهایشان به تنگ آمده اند و بقچه سفر روی دوش رهسپار قزوین گردیده اند. 

این موضوع آشکارا خطری برای توسعه استان است چه اینکه اولا قزوین نیازمند مدیرانی متخصص و بومی است و اگر مدیری با این شرایط یافت نشد، می‌توان دست به دامان مدیران غیربومی شد که دستکم متخصص هستند و برای انتقال تخصص خود از تهران به قزوین می‌آیند نه افرادی که تنها در پی مدیریت و یافتن شهرآرزوها در شهری در جوار تهران باشند. 

البته این حکم سوای هموطنان عزیز زاگرس نشین است که برای کار به قزوین مراجعه می‌کنند، هم متخصص هستند و هم متعهد. در این صورت البته هیچ تفاوتی میان قزوین، لرستانی، کردستانی و... وجود ندارد اما حکم و دغدغه این یادداشت از نوع دیگریست. 

از سویی همانگونه که در ابتدای این نوشتار اشاره شد اقوام محترم، بافرهنگ و دوست داشتنی کرد، لر و لک در قزوین بومی‌های این استان محسوب می‌شوند و هیچ کس نمی‌تواند منکر همزیستی برادرانه میان آنها و دیگران ساکنان استان باشد با این حال انتصابات طایفه ای مدیران غیربومی استان از روستاهای محل اقامتشان، در قزوین می‌تواند خطر گسست قومی در قزوین را به همراه داشته باشد چه اینکه مردم قزوین بخوبی خود از بافت قومی شهر خود آگاه هستند حال آنکه مشاهده زاگرس نشینانی که بی وقفه در حال تکثیر در سمت‌های کلیدی استان هستند و نیز مشاهده خروجی بی کیفیت مدیریت آنها، می‌تواند منجر به مخدوش شدن چهره وحدت اقوام در قزوین شود. 

پادشاهی زاگرس نشینان در قزوین 
برادران عزیز زاگرس نشین می‌توانند بجای مدیریت و ریاست در آرمانشهرِ قزوین در روستاها و استان‌های محروم خودشان مشغول خدمت به خلق خداوند، محرومیت زدایی و البته مهمتر از همه خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی باشند. 

شکی نیست که برادران زاگرس نشینی که بی امان در استان قزوین مشغول به تحکیم سکان مدیریت و ریاست هستند انگیزه ای جز محرومیت زدایی و خدمت به نظام مقدس ندارند، اما با فرض همین نیت، آنها را به مدیریت در روستاها، شهرها و استان‌های محل سکونت خودشان ارجاع می‌دهیم و یادآور می‌شویم که ایرانیان غیور و سربلند در غرب کشور در محرومیت بیشتری گرفتار آمده اند و لازم است هرچه سریع تر برای رفع محرومیت به همشهریان عزیز خود مراجعه کنند و اگر خدای ناکرده برفرض محال شهرت مدیریت و ریاست کلان در برخی وجود دارد، بهتر است تهران را برای ارضای این امیال خود برگزینند که مردم قزوین بیدارند و آگاه اند به کار خود و خیانت‌های دیگران. 
انتهای پیام/

https://www.dana.ir/1043255
ارسال نظر
نظرات