یادداشت/
آقای حجاریان حنای شما دیگر رنگی ندارد
حجاریان را تئوریسین جریان اصلاحات میشناسند و او نیز خود را با همین ردا شناسانده است. چه نیک سخن است که مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود ولی انگار طیف اصلاحطلب به گزش عادت کرده و دوست دارد از همه طرف گزیده شود![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا بهنقل از شبکه خبری تهران نیوز، مصطفی هدایی؛ کارشناس مسائل سیاسی و رسانهای به یادداشت سعید حجاریان (خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب) پاسخ داد و نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شبکه خبری تهران نیوز, شبکه خبری تهران نیوز, خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب,حجاریان را تئوریسین جریان اصلاحات میشناسند و او نیز خود را با همین ردا شناسانده است. چه نیک سخن است که مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود ولی انگار طیف اصلاحطلب به گزش عادت کرده و دوست دارد از همه طرف گزیده شود!
رویه همیشه ثابت مانده و تنها رنگ و لباس عوض کرده است. افکار عمومی نیز حیرانند که این جماعت از چه قوم و قبیلهای هستند که این چنین وقیح، نمکنشناس و وادادهاند. یادداشت حاضر پرداختن به ماهیت رفتاری و گفتاری اصلاحطلبان بهویژه شناسنامهداران آن نیست و تنها میخواهم گریزی به یادداشت حجاریان درباره محذوریتهای نظام جمهوری اسلامی و امکانهای خروج از این محذوریتها داشته باشم.
حجاریان به مانند همیشه وضعیت کشور را بحرانی و در بنبست نشان داده و راههای خروج را به زعم خود در همان نسخههایی یافت کرده که بیش از دو دهه است که تکرارش میکند. قبل از پرداختن به محتوای یادداشت وی، خوب است یک یادآوری درباره نامه نمایندگان اصلاحطلب مجلس ششم در اردیبهشت ۸۱ داشته باشیم.
۱۲۷ نماینده مجلس ششم نامهای را به امام خامنهای نوشتهاند که به نام جام زهر معروف است. آنها با مخاطره آمیز جلوه دادن شرایط داخلی و خارجی کشور، خواهان آن شدند که جمهوری اسلامی تسلیم آمریکا شود و اصلاحات ساختاری را در درون آغاز کند تا مردم دست به شورش و انقلاب نزنند!! آنها بیپروانه به رهبر انقلاب نوشیدن جام زهر را پیشنهاد کردند و عدم اجرای مفاد چنین توصیههایی را فروغلتیدن کشور به سمت فروپاشی از درون یا جنگ خارجی ارزیابی کردند: «اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود.»
توصیه میشود آن نامه را خوانندگان عزیز مطالعه کنند تا با عمق نگاه راهبردی و سیاسی اصلاحطلبان آشنا شوند. حال بازمیگردیم به یادداشت سعید حجاریان. شاکله اصلی این یادداشت همان سطور نامه اصلاحطلبان در سال ۸۱ است. تنها وی با ترسیم شکل به بیان مصلحان، دشمنان، مخالفان و طالبان جنگ و تحریم و ویرانی کشور پرداخته و لگدی هم به ویرانیطلبان خارجنشین حامی جنگ زده تا بگوید ما با آنها مرزبندی داریم و آنها را اصلاً داخل آدم و ایرانی حساب نمیکنیم! بماند که مرزبندی اصلاحطلبان و ضدانقلاب و معاندین سالهاست از بین رفته و تنها تفاوت در کنشگری در داخل و خارج از کشور آنهاست.
حجاریان وضعیت کشور را خطیر و در آستانه فروپاشی و بحرانهای غیرقابل وصف دانسته و عنوان میکند که نظام جمهوری اسلامی در وضعیت فشار خارجی مجبور میشود باج دهد همانند نرمش قهرمانانه ولی در وضعیت داخل و مطالبات مردمی، هیچ نرمش و کرنشی از خود نشان نمیدهد. در اصل او نظام جمهوری اسلامی را ظالمی می داند که به ضعفا در داخل ستم روا میدارد و به زورگوی خارجی که آمریکا و غرب است، چون زورش نمیرسد، کرنش میکند و در برخی مجبور به مذاکره و نرمش میشود.
وی اصلاحطلبان را به مصلحانی سیاسی و اجتماعی مشابه ساخته که باید بر کارگزاران قدرت تاثیر بگذارند و یا خود در میان آنها دارای قدر و قدرت باشند تا بتوانند با حاکمیت وارد چانهزنی شده و اصلاحات ساختاری را به پیش ببرند. اصلاحاتی چون مشروط کردن قدرت، آزدی سیاسی و اجتماعی و انتخابات آزاد و به این وسیله کشور را از بحران داخلی وارهانند. از سوی دیگر نظام را به سوی مذاکره با غرب برای تغییر رفتاری حاکمیت پیش ببرند. تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی همان دستورالعمل ۱۲ شرطی وزارت خارجه آمریکا است که هدف فشار حداکثری بر ایران را تغییر رفتارش متصور شده است.
به هر روی حجاریان میگوید که جمع اصلاحطلبان بسته خروج از بن بست را به حاکمیت باید ارائه کند و درصورت حرف شنوی نظام، کشور رو به سعادت خواهد رفت و اگر هم گوش نداد که بار اخلاقی مسئولیت از روی دوش این جماعت برداشته خواهد شد تا در تاریخ محکوم به انفعال نشود.
این چه تجویزنامهها و توصیههایی است که اصلاحطلبان هر چند سال یکبار به حاکمیت ارائه میکنند در حالی که نظام جمهوری اسلامی در آینده پیش روی خود توانسته مسائل و چالشها را حل کند و به قدرتش را افزایش دهد. اگر به حرف شنوی از نسخه اصلاحطلبان بود که در سال ۸۱، ایرانی نمیبایست باقی میماند و کشور در ته دره نیستی فروپاشیده شده بود. نامه جام زهر اصلاحطلبان در سال ۸۱ ثابت کرد که آنها تا به چه میزان قافیه را باختهاند و با یک تهدید جورج بوش پسر، رنگ از رخساره پرانده بودند و آماده تسلیمسازی کشور بودند. اگر قدرت قاهره کشور در دست چنین جماعتی بود که دیگر نامی از ایران باقی نمیماند و آنها با وزیدن یک نسیم نیز دو دستی ایران را در سینی گذاشته و تقدیم دشمن میکردند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی چه خوب پاسخ جماعت ترسو و بزدل را در همان سال ۸۱ دادند: «مسأله آمریکا این است که هویت اسلامی و ملی ما را قبول ندارد و این را به زبان میآورد. چرا عدهای از مدعیان سیاست و فهم، نمیفهمند؟! واقعاً جای تأسف است … ارتباط و مذاکره با آن، هم خیانت و هم حماقت است! … کسانی که دم از مذاکره با آمریکا میزنند، یا از الفبای سیاست چیزی نمیدانند، یا الفبای غیرت را بلد نیستند …» (سخنرانی در دیدار با دیدار با مردم بهمناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر، ۱۳۸۱/۰۳/۰۱)
باید گفت همچنان جای تاسف است که امثال سعید حجاریان پس سالها نفهیمدهاند و قصد ندارند این فهم را در خود ایجاد کنند؛ چرا که کارویژه آنها تلاش برای تهیسازی نظام جمهوری اسلامی از اسلامیت و جمهوریت و بر باد دادن استقلال و عزت سیاسی آن در منطقه و جهان در برابر استکبار و دشمنان است.
متاسفانه مطبوعات و رسانههای انقلابی، حجب و حیا و یا مصلحت اندیشی میکنند و شرایط اقتصادی و معیشتی امروز را همچون پتکی بر سر اصلاحطلبان و اعتدالیون بهصورت روزانه نمیکوبند تا آنها ملت و افکار عمومی را نادان فرض نکنند. شرایط امروز که آنها آن را بنبست میخوانند مگر غیر از آن چیزی است که آنها خود به بار آوردهاند. دولت و مجلس و شوراهای شهر را چه کسانی در دست داشتند و دارند. این جماعت بانی و باعث مشکلات اقتصادی و سیاست خارجی هستند. اصلاحطلبان دولت حسن روحانی را تبلیغ کردند و مردم را ترغیب به حمایت از آن کردند. آنها مجلس دهم را مجلس امید نامیدند و شورای شهر بهویژه مدیریت شهری تهران که در چنگ خود آنهاست. نتیجه ندانم کاری و خرابکاری آنها را نظام و مردم باید پس بدهند؟ شرایط را بحرانی میکنند و برای خروج از آن نیز نظام را مقصر کرده و خواهان اصلاحات ساختاری در قدرت و تسلیم در خارج میشوند.
سخن کوتاه کنم و در آخر باید گفت اصلاحطلبان و امثال حجاریان و … اینک باید پاسخگو و نه طلبکار باشند و حتی آنها باید در دادگاه افکار عمومی در برابر کارنامه خالی و بحران زده دولت و … محاکمه شوند. نظام جمهوری اسلامی و مردم شریف ایران بیدی نیستند که باد تحریمها و تهدیدات به خود بلرزند و سریع قافیه را ببازند، کشور همچون گذشته در مسیر قدرت و اقتداربخشی پیش خواهد رفت و باید این یادداشت سعید حجاریان را ۱۰ سال دیگر بر سر او کوبید تا بداند چنین نسخههایی دیگر بدرد زنده کرده لاشه اصلاحطلبی تقلبی آنها نمیخورد چه برسد که او آن را برای نظام مقتدر جمهوری اسلامی صادر کرده است!
انتهای پیام/*
حجاریان را تئوریسین جریان اصلاحات میشناسند و او نیز خود را با همین ردا شناسانده است. چه نیک سخن است که مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود ولی انگار طیف اصلاحطلب به گزش عادت کرده و دوست دارد از همه طرف گزیده شود!
,رویه همیشه ثابت مانده و تنها رنگ و لباس عوض کرده است. افکار عمومی نیز حیرانند که این جماعت از چه قوم و قبیلهای هستند که این چنین وقیح، نمکنشناس و وادادهاند. یادداشت حاضر پرداختن به ماهیت رفتاری و گفتاری اصلاحطلبان بهویژه شناسنامهداران آن نیست و تنها میخواهم گریزی به یادداشت حجاریان درباره محذوریتهای نظام جمهوری اسلامی و امکانهای خروج از این محذوریتها داشته باشم.
,حجاریان به مانند همیشه وضعیت کشور را بحرانی و در بنبست نشان داده و راههای خروج را به زعم خود در همان نسخههایی یافت کرده که بیش از دو دهه است که تکرارش میکند. قبل از پرداختن به محتوای یادداشت وی، خوب است یک یادآوری درباره نامه نمایندگان اصلاحطلب مجلس ششم در اردیبهشت ۸۱ داشته باشیم.
,۱۲۷ نماینده مجلس ششم نامهای را به امام خامنهای نوشتهاند که به نام جام زهر معروف است. آنها با مخاطره آمیز جلوه دادن شرایط داخلی و خارجی کشور، خواهان آن شدند که جمهوری اسلامی تسلیم آمریکا شود و اصلاحات ساختاری را در درون آغاز کند تا مردم دست به شورش و انقلاب نزنند!! آنها بیپروانه به رهبر انقلاب نوشیدن جام زهر را پیشنهاد کردند و عدم اجرای مفاد چنین توصیههایی را فروغلتیدن کشور به سمت فروپاشی از درون یا جنگ خارجی ارزیابی کردند: «اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود.»
,توصیه میشود آن نامه را خوانندگان عزیز مطالعه کنند تا با عمق نگاه راهبردی و سیاسی اصلاحطلبان آشنا شوند. حال بازمیگردیم به یادداشت سعید حجاریان. شاکله اصلی این یادداشت همان سطور نامه اصلاحطلبان در سال ۸۱ است. تنها وی با ترسیم شکل به بیان مصلحان، دشمنان، مخالفان و طالبان جنگ و تحریم و ویرانی کشور پرداخته و لگدی هم به ویرانیطلبان خارجنشین حامی جنگ زده تا بگوید ما با آنها مرزبندی داریم و آنها را اصلاً داخل آدم و ایرانی حساب نمیکنیم! بماند که مرزبندی اصلاحطلبان و ضدانقلاب و معاندین سالهاست از بین رفته و تنها تفاوت در کنشگری در داخل و خارج از کشور آنهاست.
,حجاریان وضعیت کشور را خطیر و در آستانه فروپاشی و بحرانهای غیرقابل وصف دانسته و عنوان میکند که نظام جمهوری اسلامی در وضعیت فشار خارجی مجبور میشود باج دهد همانند نرمش قهرمانانه ولی در وضعیت داخل و مطالبات مردمی، هیچ نرمش و کرنشی از خود نشان نمیدهد. در اصل او نظام جمهوری اسلامی را ظالمی می داند که به ضعفا در داخل ستم روا میدارد و به زورگوی خارجی که آمریکا و غرب است، چون زورش نمیرسد، کرنش میکند و در برخی مجبور به مذاکره و نرمش میشود.
,وی اصلاحطلبان را به مصلحانی سیاسی و اجتماعی مشابه ساخته که باید بر کارگزاران قدرت تاثیر بگذارند و یا خود در میان آنها دارای قدر و قدرت باشند تا بتوانند با حاکمیت وارد چانهزنی شده و اصلاحات ساختاری را به پیش ببرند. اصلاحاتی چون مشروط کردن قدرت، آزدی سیاسی و اجتماعی و انتخابات آزاد و به این وسیله کشور را از بحران داخلی وارهانند. از سوی دیگر نظام را به سوی مذاکره با غرب برای تغییر رفتاری حاکمیت پیش ببرند. تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی همان دستورالعمل ۱۲ شرطی وزارت خارجه آمریکا است که هدف فشار حداکثری بر ایران را تغییر رفتارش متصور شده است.
,به هر روی حجاریان میگوید که جمع اصلاحطلبان بسته خروج از بن بست را به حاکمیت باید ارائه کند و درصورت حرف شنوی نظام، کشور رو به سعادت خواهد رفت و اگر هم گوش نداد که بار اخلاقی مسئولیت از روی دوش این جماعت برداشته خواهد شد تا در تاریخ محکوم به انفعال نشود.
,این چه تجویزنامهها و توصیههایی است که اصلاحطلبان هر چند سال یکبار به حاکمیت ارائه میکنند در حالی که نظام جمهوری اسلامی در آینده پیش روی خود توانسته مسائل و چالشها را حل کند و به قدرتش را افزایش دهد. اگر به حرف شنوی از نسخه اصلاحطلبان بود که در سال ۸۱، ایرانی نمیبایست باقی میماند و کشور در ته دره نیستی فروپاشیده شده بود. نامه جام زهر اصلاحطلبان در سال ۸۱ ثابت کرد که آنها تا به چه میزان قافیه را باختهاند و با یک تهدید جورج بوش پسر، رنگ از رخساره پرانده بودند و آماده تسلیمسازی کشور بودند. اگر قدرت قاهره کشور در دست چنین جماعتی بود که دیگر نامی از ایران باقی نمیماند و آنها با وزیدن یک نسیم نیز دو دستی ایران را در سینی گذاشته و تقدیم دشمن میکردند.
,رهبر معظم انقلاب اسلامی چه خوب پاسخ جماعت ترسو و بزدل را در همان سال ۸۱ دادند: «مسأله آمریکا این است که هویت اسلامی و ملی ما را قبول ندارد و این را به زبان میآورد. چرا عدهای از مدعیان سیاست و فهم، نمیفهمند؟! واقعاً جای تأسف است … ارتباط و مذاکره با آن، هم خیانت و هم حماقت است! … کسانی که دم از مذاکره با آمریکا میزنند، یا از الفبای سیاست چیزی نمیدانند، یا الفبای غیرت را بلد نیستند …» (سخنرانی در دیدار با دیدار با مردم بهمناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر، ۱۳۸۱/۰۳/۰۱)
,باید گفت همچنان جای تاسف است که امثال سعید حجاریان پس سالها نفهیمدهاند و قصد ندارند این فهم را در خود ایجاد کنند؛ چرا که کارویژه آنها تلاش برای تهیسازی نظام جمهوری اسلامی از اسلامیت و جمهوریت و بر باد دادن استقلال و عزت سیاسی آن در منطقه و جهان در برابر استکبار و دشمنان است.
,متاسفانه مطبوعات و رسانههای انقلابی، حجب و حیا و یا مصلحت اندیشی میکنند و شرایط اقتصادی و معیشتی امروز را همچون پتکی بر سر اصلاحطلبان و اعتدالیون بهصورت روزانه نمیکوبند تا آنها ملت و افکار عمومی را نادان فرض نکنند. شرایط امروز که آنها آن را بنبست میخوانند مگر غیر از آن چیزی است که آنها خود به بار آوردهاند. دولت و مجلس و شوراهای شهر را چه کسانی در دست داشتند و دارند. این جماعت بانی و باعث مشکلات اقتصادی و سیاست خارجی هستند. اصلاحطلبان دولت حسن روحانی را تبلیغ کردند و مردم را ترغیب به حمایت از آن کردند. آنها مجلس دهم را مجلس امید نامیدند و شورای شهر بهویژه مدیریت شهری تهران که در چنگ خود آنهاست. نتیجه ندانم کاری و خرابکاری آنها را نظام و مردم باید پس بدهند؟ شرایط را بحرانی میکنند و برای خروج از آن نیز نظام را مقصر کرده و خواهان اصلاحات ساختاری در قدرت و تسلیم در خارج میشوند.
,سخن کوتاه کنم و در آخر باید گفت اصلاحطلبان و امثال حجاریان و … اینک باید پاسخگو و نه طلبکار باشند و حتی آنها باید در دادگاه افکار عمومی در برابر کارنامه خالی و بحران زده دولت و … محاکمه شوند. نظام جمهوری اسلامی و مردم شریف ایران بیدی نیستند که باد تحریمها و تهدیدات به خود بلرزند و سریع قافیه را ببازند، کشور همچون گذشته در مسیر قدرت و اقتداربخشی پیش خواهد رفت و باید این یادداشت سعید حجاریان را ۱۰ سال دیگر بر سر او کوبید تا بداند چنین نسخههایی دیگر بدرد زنده کرده لاشه اصلاحطلبی تقلبی آنها نمیخورد چه برسد که او آن را برای نظام مقتدر جمهوری اسلامی صادر کرده است!
,,
انتهای پیام/*
,]
ارسال دیدگاه