اخبار داغ

دانا گزارش می دهد؛

چرخش راهبردی همسایگان در سایه تهدیدات غرب؛ چرا ثبات ایران اولویت منطقه شد؟

چرخش راهبردی همسایگان در سایه تهدیدات غرب؛ چرا ثبات ایران اولویت منطقه شد؟
در حالی که رسانه‌های غربی از احتمال جنگ قریب‌الوقوع با ایران خبر می‌دهند، تحرکات و مواضع تازه همسایگان نشان می‌دهد تمرکز واقعی منطقه نه بر تقابل، بلکه بر حفظ ثبات ایران و جلوگیری از بی‌ثباتی فراگیر است.

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع‌رسانی راه دانا، در شرایطی که رسانه‌های غربی با برجسته‌سازی تحرکات نظامی آمریکا و اعزام ناوگروه‌های دریایی تلاش دارند فضای منطقه را به سمت «سناریوی جنگ قریب‌الوقوع» سوق دهند، تحلیل دقیق‌تر از مواضع رسمی کشورهای منطقه تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد؛ تصویری که نشان می‌دهد اولویت بازیگران پیرامونی نه تقابل، بلکه جلوگیری از بی‌ثباتی در ایران است.

اظهارات صریح امارات متحده عربی مبنی بر عدم اجازه استفاده از حریم سرزمینی این کشور برای اقدام نظامی علیه ایران و موضع‌گیری کم‌سابقه ترکیه در رد هرگونه مداخله خارجی، صرفاً مواضع دیپلماتیک معمول نیست. 

این مواضع بازتاب یک محاسبه امنیتی تازه است؛ بی‌ثباتی در ایران دیگر مسئله‌ای داخلی تلقی نمی‌شود، بلکه تهدیدی مستقیم برای کل غرب آسیا محسوب می‌شود.

فشار روانی در برابر جنگ واقعی

اعزام ناو هواپیمابر آمریکایی به منطقه بیش از آنکه نشان‌دهنده آمادگی برای یک جنگ گسترده باشد، در چارچوب فشار روانی و مدیریت بازدارندگی تعریف می‌شود؛ تجربه‌های دو دهه اخیر نشان داده است عملیات نظامی علیه کشوری با عمق جغرافیایی، توان موشکی و ظرفیت‌های منطقه‌ای ایران، با الگوی جنگ‌های یک‌طرفه دهه ۲۰۰۰ قابل مقایسه نیست.

یک ناوگروه، حتی با پشتیبانی شناورهای رزمی، به‌تنهایی ابزار کافی برای تغییر موازنه در برابر کشوری مانند ایران محسوب نمی‌شود؛ از این رو، این تحرکات بیشتر سیگنال سیاسی برای مهار رفتارها و مدیریت معادله بازدارندگی است تا مقدمه جنگ.

دلایل تغییر لحن آنکارا

تحلیل مواضع اخیر ترکیه نشان می‌دهد این کشور بر پایه سه ملاحظه راهبردی به سمت حمایت از ثبات ایران حرکت کرده است:

جلوگیری از سرایت بی‌ثباتی

 ترکیه خود با فشارهای اقتصادی، تورم و چالش‌های اجتماعی روبه‌روست. هرگونه آشفتگی شدید در ایران می‌تواند موج‌های امنیتی، مهاجرتی و اقتصادی را به مرزهای ترکیه منتقل کند. از نگاه آنکارا، ایران بی‌ثبات یعنی مرزهای ناامن‌تر.

مسئله کردها

 بی‌ثباتی در ایران می‌تواند زمینه تحرک بیشتر گروه‌های مسلح کردی را در کل نوار مرزی فراهم کند؛ موضوعی که برای آنکارا خط قرمز امنیت ملی محسوب می‌شود. در این چارچوب، حفظ ثبات ایران با دکترین امنیتی داخلی ترکیه هم‌راستا است.

موازنه در برابر اسرائیل

 تجربه تحولات سوریه نشان داده خلأ قدرت در کشورهای منطقه بیش از همه به نفع تل‌آویو تمام می‌شود. ترکیه به این جمع‌بندی رسیده که تضعیف بازیگران بزرگ منطقه‌ای، دامنه تحرک اسرائیل را گسترش می‌دهد و حفظ توازن منطقه‌ای بدون حضور فعال ایران دشوار خواهد بود.

رویکرد امارات؛ مدیریت ریسک منطقه‌ای

موضع ابوظبی نیز از یک واقعیت راهبردی ناشی می‌شود؛ کشورهای حاشیه خلیج فارس بیشترین آسیب‌پذیری را در برابر تبعات یک درگیری گسترده دارند. برای این کشورها، جنگ علیه ایران یک سناریوی قابل مدیریت نیست، بلکه قمار پرریسکی با پیامدهای زنجیره‌ای محسوب می‌شود.

برداشت غالب در پایتخت‌های منطقه این است که هرگونه تقابل مستقیم با ایران، به یک درگیری محصور ختم نخواهد شد و می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌های متقابل در سراسر غرب آسیا ایجاد کند؛ به همین دلیل، حتی بازیگران دارای اختلاف با تهران ترجیح می‌دهند در زمین تشدید تنش بازی نکنند.

افزایش وزن دیپلماسی و نقش میانجی‌ها

ترکیه در تلاش است نقش واسطه میان تهران و غرب را ایفا کند؛ نقشی که هم جایگاه منطقه‌ای آنکارا را تقویت می‌کند و هم مانع از لغزش بحران به سمت درگیری فراگیر می‌شود؛ این رویکرد ناشی از ضرورت ژئوپلیتیکی جلوگیری از فروپاشی توازن منطقه‌ای است، نه صرفاً همگرایی سیاسی.

همچنین، واکنش جریان‌های همسو با محور مقاومت نشان می‌دهد هرگونه تهدید مستقیم علیه ساختار رهبری ایران، می‌تواند دامنه تنش‌ها را از سطح یک بحران دوجانبه فراتر ببرد. 

اظهارات اخیر شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان، که تهدید علیه رهبر جمهوری اسلامی را تهدید علیه کل محور مقاومت تلقی کرد، بازتاب همین منطق بازدارندگی است؛ این منطق بر مبنای این فرض شکل گرفته که ضربه به یکی از اضلاع محور، واکنش‌های چندلایه در سطوح مختلف منطقه‌ای به همراه خواهد داشت.

ثبات ایران؛ ستون موازنه منطقه‌ای

مجموع شواهد میدانی و مواضع سیاسی نشان می‌دهد منطقه وارد مرحله‌ای از بازتعریف محاسبات امنیتی شده است؛ مرحله‌ای که در آن، سناریوی فشار حداکثری و تهدید نظامی علیه ایران، نه تنها به اجماع بین‌المللی منجر نشده، بلکه باعث شکل‌گیری نوعی همگرایی احتیاط‌آمیز منطقه‌ای برای جلوگیری از بی‌ثباتی شده است.

کشورهای پیرامونی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که هرگونه ضربه به ثبات ایران، دیگر یک رخداد محدود جغرافیایی نخواهد بود، بلکه زنجیره‌ای از پیامدهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی را در سراسر غرب آسیا فعال خواهد کرد؛ از مرزهای ترکیه و قفقاز گرفته تا خلیج فارس و شرق مدیترانه.

مواضع ترکیه و امارات را باید نشانه‌ای از تغییر رویکرد از رقابت صرف به اولویت دادن به مهار بی‌ثباتی فراگیر دانست؛ این کشورها دریافته‌اند که خلأ قدرت در کشورهای محوری منطقه، معمولاً به نفع بازیگران مداخله‌گر بیرونی تمام می‌شود و توازن بومی را تضعیف می‌کند. مخالفت آنان با استفاده از خاک یا حریم هوایی‌شان علیه ایران، بیش از آنکه پیام سیاسی باشد، یک تصمیم مبتنی بر امنیت ملی است.

تحولات اخیر نشان می‌دهد منطقه بیش از هر زمان دیگری نسبت به هزینه‌های سناریوی درگیری آگاه شده است؛ تهدید نظامی، به جای ایجاد انزوا برای ایران، موجب فعال شدن سازوکارهای بازدارندگی سیاسی و امنیتی در محیط پیرامونی شده است.

معادله جدید منطقه نه حول محور «ائتلاف برای جنگ»، بلکه حول اجتناب جمعی از یک بحران کنترل‌ناپذیر شکل گرفته است؛ بحرانی که در صورت وقوع، مرز، متحد و بی‌طرف نخواهد شناخت. در این معادله، ثبات ایران به‌عنوان یکی از ستون‌های موازنه منطقه‌ای و بازدارندگی کلید می‌شود و اولویت امنیتی بازیگران پیرامونی را تعیین می‌کند.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه