تیمی که فقط شعار داد و به جای شادی، غم تولید کرد؛
تصویر نومیدکننده والیبال در لیگ ملتها؛ باخت از درون تا بیرون زمین/ تیم بی مسئولیت، بدون جنگندگی و بی تعهد
ناکامی تیم ملی والیبال ایران در لیگ ملتهای والیبال فقط در جدول مسابقات ثبت نشد؛ این شکست، پرسشهای زیادی را به جا گذاشت.
به گزارش خبرنگار ورزشی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ لیگ ملتهای ۲۰۲۶ برای والیبال ایران تمام شد؛ با ۳ پیروزی، ۹ شکست و رتبه چهاردهم.
کاروان تیم ملی والیبال ایران که نهم خرداد تهران را به مقصد برزیل ترک کرده بود، ضمن برگزاری ۳ اردوی برون مرزی در برزیلیا، بلگراد و کلادوو، در ۳ هفته لیگ ملتها نیز شرکت کرد و دست آخر با نتایجی نومیدکننده و تلخ به این رقابتها پایان داد.
بیشتر بخوانید:
اکبری: تغییر مداوم مربی، والیبال را به مقصد نمیرساند
ایران در این دوره تنها موفق به شکست آلمان، آرژانتین و کوبا شد؛ تیمهایی که خود نیز در این رقابتها شرایط ایدهآلی نداشتند. در مقابل، تیم ملی در بسیاری از دیدارهای حساس نتوانست کیفیت لازم را ارائه دهد و نتایج و کیفیت بازی تیم ملی نازل و نومیدکننده بود.
می توان گفت لیگ ملتها برای والیبال ایران نه با یک شکست ساده، بلکه با یک علامت سؤال بزرگ به پایان رسید؛ علامتی درباره تیمی که قرار بود نماینده یک ملت باشد، اما در پایان مسابقات چیزی جز ناامیدی برای هوادارانش باقی نگذاشت.
رتبه چهاردهم، تنها ۳ پیروزی و ۹ شکست، آماری نیست که بتوان به راحتی از کنار آن عبور کرد. اما مسئله فقط جدول و نتیجه نیست؛ مسئله تصویری است که از بازیکنان تیم ملی در طول این رقابتها دیده شد. تیمی که در بسیاری از لحظات، آن روحیه مبارزهطلبی، فشار آوردن به حریف و جنگیدن برای هر توپ را که سالها ویژگی والیبال ایران بود، نشان نداد.
تیمی که از نظر امکانات اردوی تدارکاتی و داشتن کادر فنی تراز اول دنیا نسبت به تیم فوتبال چیزی کم نداشت، ولی تنها کمبودی که به نظر می رسید، غیرت و انگیزه بیشتر بازیکنان برای پیروزی و موفقیت تیم ملی بود که گاهی اوقات نیز در زمین مسابقه هم به چشم می خورد. بازیکنانی که میلیاردها تومان برای اردوی خارج از کشور آن هزینه شد ولی تنها ۳ پیروزی کمرنگ حاصل تلاش آنها بود.
در این میان آنچه بیش از نتایج، هواداران را ناراحت کرد، احساسی بود که از عملکرد تیم ملی به جامعه منتقل شد؛ احساسی که بسیاری آن را کمبود جنگندگی، مسئولیتپذیری و عطش پیروزی میدانند.
سالهاست بازیکنان تیم ملی در مصاحبههای خود از «شادی مردم» صحبت میکنند. جملهای که بارها تکرار شده و به یکی از شعارهای همیشگی والیبال ایران تبدیل شده، اما سؤال اینجاست؛ اگر شادی مردم واقعاً اولویت بود، چرا در بسیاری از مسابقات این انگیزه و ازخودگذشتگی در زمین دیده نشد؟

هیچکس انتظار نداشت ایران قهرمان لیگ ملتها شود. این تیم جوان بود و طبیعی است که اشتباه کند. اما جوانی، توجیهی برای کمبود جنگندگی نیست. هواداران از تیم ملی انتظار دارند تا آخرین توپ، آخرین امتیاز و آخرین ست بجنگد؛ حتی اگر نتیجه به سودش نباشد.
مردم ایران این روزها بیش از هر زمان دیگری به روزنهای برای شادی نیاز دارند. در شرایطی که فشارهای اقتصادی و تبعات جنگ بر زندگی مردم سایه انداخته، ورزش میتوانست برای چند ساعت لبخند را به خانهها برگرداند. اما تیم ملی نهتنها نتوانست چنین اتفاقی را رقم بزند، بلکه در بسیاری از مسابقات، تصویری از تیمی ارائه داد که از نظر روحی و ذهنی فاصله زیادی با انتظار هواداران داشت.
والیبال ایران برای بازگشت به روزهای پرافتخار، فقط به بازیکنان بااستعداد نیاز ندارد؛ به بازیکنانی نیاز دارد که بدانند ارزش یک ملیپوش بودن فقط در میزان قرارداد یا تعداد بازیهای ملی خلاصه نمیشود. ارزش واقعی، زمانی مشخص میشود که پای نام ایران وسط باشد.
قراردادها شاید با اعداد بزرگ امضا شوند، اما اعتبار یک بازیکن ملیپوش با میزان تعهدش به پیراهنی سنجیده میشود که میلیونها نفر به آن افتخار میکنند.
ناکامی تیم ملی والیبال ایران در لیگ ملتهای ۲۰۲۶ فقط در جدول مسابقات ثبت نشد؛ این شکست، پرسشهای زیادی را برای هوادارانی به جا گذاشت که انتظار داشتند حداقل پس از پایان مسابقات، پاسخ روشنی درباره آنچه در زمین گذشت بشنوند.
در روزهای شکست، سکوت جای پاسخگویی را گرفت. در حالی که حرفهای بودن فقط به کیفیت بازی محدود نمیشود؛ پذیرش مسئولیت، صحبت با رسانهها و احترام به افکار عمومی نیز بخشی از حرفهایگری است. بسیاری از بازیکنان، بهویژه مرتضی شریفی به عنوان کاپیتان تیم، در طول مسابقات ارتباط بسیار محدودی با رسانهها و مردم داشتند. کاپیتان تیم ملی که مهمترین نماینده بازیکنان در برابر افکار عمومی محسوب میشود، میتوانست در روزهای سخت نیز با حضور مقابل دوربین، مسئولیتپذیری و همدلی خود را با هواداران نشان دهد؛ اتفاقی که کمتر شاهد آن بودیم.
بیشتر بخوانید:
تندروان: نتیجه مهم است، اما.../ امروز زمان حمایت از والیبال است نه قضاوت
مصاحبه کردن قرار نیست نتایج ضعیف را از ذهن مردم پاک کند؛ همانطور که سکوت نیز مانع انتقادها نخواهد شد. اما پاسخگویی، احترام به افکار عمومی و پذیرش مسئولیت، بخشی از حرفهای بودن یک ورزشکار است. بازیکنانی که در بالاترین سطح والیبال ایران حضور دارند و از امکانات و قراردادهای حرفهای بهرهمند میشوند، باید در رفتار رسانهای نیز استانداردهای حرفهای را رعایت کنند. مردم، چه مصاحبهای انجام شود و چه نشود، نتایج را دیدهاند و قضاوت خود را خواهند داشت. اما پاسخگو بودن، نشانه احترام به همان مردمی است که در روزهای پیروزی، بزرگترین حامی تیم ملی هستند.
اگر قرار است از «شادی مردم» صحبت شود، این جمله باید ابتدا در زمین مسابقه معنا پیدا کند؛ با جنگیدن، با ازخودگذشتگی، با نپذیرفتن شکست تا آخرین لحظه و با پذیرش مسئولیت پس از پایان بازی. در غیر این صورت، این جمله چیزی بیشتر از یک شعار نخواهد بود.
ارسال دیدگاه