گودرزی در گفتگوی تفصیلی با دانا (بخش دوم)؛
۶۵ هزار طرح نیمهتمام، حیفومیل ۵ میلیون میلیارد تومانی/ بودجه افزایشی، «بودجه مرده» است
یک کارشناس اقتصادی به واکاوی عمیقترین چالشهای سرمایهگذاری در دوران پساجنگ پرداخت و گفت: «ما تقریباً ۶۵ هزار طرح نیمتمام داریم که برای تکمیل آنها حدود ۵ میلیون میلیارد تومان سرمایه نیاز است؛ با فرض پیشرفت فیزیکی ۵۰ درصدی، همین مقدار هم با ارزش افزوده صفر و بازدهی تقریباً صفر هزینه شده است.»
به گزارش خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ جنگ تحمیلی سوم، اگرچه با ایستادگی و پیروزی ملت ایران ادامه دارد، اما زخمهای عمیقی بر پیکر اقتصاد کشور بر جای گذاشته. از تخریب زیرساختهای صنعتی و انرژی گرفته تا کاهش شدید سرمایهگذاری و افزایش بیسابقه تورم، حالا در دورانی که به پساجنگ نزدیک می شویم، مهمترین پرسشی که ذهن فعالان اقتصادی و سیاستگذاران را به خود مشغول کرده، این است: «چگونه میتوان سرمایههای سرگردان را به سمت تولید و بخش مولد اقتصاد هدایت کرد؟» در این میان، برخی کارشناسان معتقدند که چالش اصلی، نه کمبود سرمایه، بلکه «مدیریت غلط» و «انحراف سرمایهها» به سمت فعالیتهای غیرمولد است. برای بررسی عمیقتر این موضوع، با مجید گودرزی، کارشناس اقتصادی، به گفتوگو نشستهایم. که بخش دوم این گفتگو را در زیر خواهید خواند:
خبرنگار راهدانا: در بخش نخست گفتوگو به مشکلات ساختاری سرمایهگذاری اشاره کردید. به نظر شما مهمترین چالش در حوزه بودجه و طرحهای عمرانی چیست؟
مجید گودرزی: یکی از بخشهایی که محرک اصلی سرمایهگذاری در عموم کشورهاست، بخش بودجه و سرمایهگذاریهای دولتی است. متاسفانه بودجههای ما عموماً به صورت «بودجه افزایشی» یا «بودجه مرده» تدوین میشوند؛ یعنی بودجه سال قبل را برداشته، طبق تورم مبلغی به آن اضافه میکنیم و میشود بودجه سال بعد. این یکی از آفتهای بزرگ است که هنوز نتوانستهایم به سمت بودجههای عملیاتی، برنامهای و بودجه بر مبنای صفر حرکت کنیم.
نتیجه این رویه، چیزی نیست جز انباشت ۶۵ هزار طرح نیمهتمام. رئیسجمهور اخیراً گفته بودند که برای تکمیل این طرحها حدود ۵ میلیون میلیارد تومان سرمایه نیاز است. با فرض اینکه پیشرفت فیزیکی این پروژهها به طور میانگین ۵۰ درصد باشد، یعنی ۵ میلیون میلیارد تومان هم با ارزش افزوده صفر و بازدهی تقریباً صفر هزینه شده است. این یک حیفومیل بسیار گسترده است که هنوز برایش مجازاتی تعیین نشده، در حالی که اگر یک هزارم یا یک میلیاردم این رقم را در بخشهای دولتی حیفومیل کنید، حتماً با شما برخورد میکنند .
خبرنگار راهدانا: این طرحهای نیمهتمام چه تأثیری بر اقتصاد کشور داشتهاند؟
گودرزی: بخش بزرگی از سرمایههای کشور در این طرحها فریز و منجمد شدهاند. متاسفانه بسیاری از این کلنگزنیها صرفاً برای سربلندی نمایندگان در برابر مردم و حرکات نمایشی بوده و در بسیاری از موارد، دوره بازگشت سرمایه، زمانبندی پروژه و بازدهی اقتصادی محاسبه نشده است. با گذشت سالهای متمادی، بسیاری از این طرحها دیگر توجیه اقتصادی ندارند، بهویژه با توجه به تغییرات فناورانه و ظرفیتهای جدیدی که در حوزه هوش مصنوعی، فناوری و تجارت خارجی ایجاد شده است . ما الان شاهدیم که بسیاری از این طرحهایی که کلنگزنی شده، دیگر جوابگو نیستند و هزینههای فرصت بسیار سنگینی را به کشور تحمیل کردهاند.
خبرنگار راهدانا: یکی از چالشهای مهم دیگر، وضعیت بازار سرمایه است. چه تحلیلی از عملکرد مدیران بورسی دارید؟
گودرزی: نمیتوانیم به سادگی از کنار گناهی که مدیران بازار سرمایه مرتکب شدند و باعث انحراف شدید در سرمایهگذاری ایرانیان شدند، بگذریم. ما با تورم بیش از سهرقمی (نقطهبهنقطه ۸۸ درصد) مواجه هستیم، اما هنوز بسیاری از مدیران شرکتهای بورسی احساس نمیکنند که باید برای دفاع از حقوق سرمایهگذاران، تجدید ارزیابی را تقبل کنند .
به واسطه این عدم تجدید ارزیابی، اکثر مردم مجبور شدند برای حفظ سرمایه و قدرت خرید خود به سمت بازارهایی بروند که هیچ ارزش افزودهای ندارند؛ بازارهایی مثل طلا، ارز، مسکن و سپردههای بانکی. تنها خاصیت این بازارها «بهروز بودن» است، در حالی که نقطه ضعف اساسی بازار سرمایه، عدم بهروزرسانی داراییهاست .
خبرنگار راهدانا: در برنامه هفتم توسعه نیز به تجدید ارزیابی تأکید شده است. چرا مدیران بورسی از این کار امتناع میکنند؟
گودرزی: بر خلاف برنامه هفتم توسعه، میبینیم که حتی مدیران بورسی ما به واسطه تهدیدها و محدودیتها، قادر نیستند شرکتها را ملزم به تجدید ارزیابی کنند. بارها شاهد بودهایم که با یک تجدید ارزیابی ساده، شرکتهای بورسی چند صد درصد رشد میکنند. سیاستهای مالیاتی غلطی هم بود که اصلاح شد، چون قبلاً این را سود شناسایی میکردند، ولی الان این اتفاق نمیافتد.
با این وجود، شرکتهای بورس ما حاضر نیستند تجدید ارزیابی کنند، چون معتقدند شاخصهایی مثل P/E با افزایش مواجه میشوند. ولی این را لحاظ نمیکنند که تجدید ارزیابی باعث افزایش سرمایه، بهروز بودن سرمایه و جذب سرمایه میشود .
خبرنگار راهدانا: ناترازیهای اقتصادی چه تأثیری بر سرمایهگذاری داشته است؟
گودرزی: یکی از مهمترین ناترازیها، ناترازی دستمزدهاست که مانع از پسانداز و سرمایهگذاریهای خرد میشود و از طرفی تولید را با مشکل مواجه میکند. در اقتصادی که دچار رکود تورمی است، تولیدکنندگان و کارفرمایان معمولاً به سمت سرکوب دستمزد نمیروند، چون این به نفع آنها نیست. دستمزدهای پایین عموماً هزینه میشوند و بیشترین مصرف را دارند .
متاسفانه در سالهای اخیر به شدت این روند را داشتیم، تا جایی که الان دستمزد کفایت لازم برای نیازهای طبیعی را هم ندارد. نیروی کار ما دارد به سمتی میرود که بیکاری اختیاری را انتخاب میکند. ناترازی انرژی هم چالش دیگری است که با کمبود سرمایهگذاری در طول سالیان متمادی مواجه بوده و به حدی رسیده که برخی وزارتخانهها مجبور شدند داراییهایی مثل زمین را بفروشند تا هزینههای خود را تأمین کنند .
خبرنگار راهدانا: در مجموع، مهمترین راهکار برای خروج از این وضعیت چیست؟
گودرزی: سرمایهگذاری جان اقتصاد است؛ نقطه شروع و نقطه ثقل اقتصاد است. متاسفانه در کشور ما این مهم درک نشده و سرمایهگذاران را در یک رویه غلط، دشمن مردم معرفی میکردند. ما باید یاد بگیریم که سرمایه سرمایهگذار مثل ناموسمان محافظت کنیم تا بتوانیم از بازدهی آن بهرهمند شویم. نظارتهای چندگانه، سلیقهای و افزایش دستگاههای ناظر نسبت به مجریان، باعث شده بسیاری از سرمایهگذاریها شکل نگیرند یا با بنبست مواجه شوند.
ما از ابزارهای پولی و مالیمان به شدت ناکارآمد استفاده میکنیم و متاسفانه هنوز فکر میکنیم نقدینگی چیز بدی است، در صورتی که نقدینگی میتواند اگر درست هدایت شود، به سمت تولید رفته و تولید را احیا کند. ما یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا از نظر سرمایههای طبیعی هستیم، اما هر روز داریم فقیرتر میشویم و این نشأت گرفته از مدیریت کاملاً غلط سرمایههایی است که در اختیار ما قرار گرفته است .
به گزارش راه دانا؛ مجید گودرزی در بخش دوم گفتوگوی تفصیلی خود، تصویری شفاف از عمق فاجعه سرمایهگذاری در ایران ارائه داد. از ۶۵ هزار طرح نیمهتمام با هزینههای هنگفت و بازدهی صفر گرفته تا عدم تجدید ارزیابی شرکتهای بورسی و ناترازیهای ساختاری اقتصاد، همه و همه نشان از یک بحران عمیق و ریشهدار دارد. به گفته گودرزی، راهکار اصلی خروج از این بحران، درک اهمیت سرمایهگذاری و مدیریت صحیح آن است؛ سرمایهای که اگر درست هدایت شود، میتواند موتور محرک تولید و اشتغال باشد و اگر غلط مدیریت شود، کشور را به ورطه فقر و تورم میکشاند.
ارسال دیدگاه