گزارش دانا از تفکر وزرای اقتصاد؛
وزیر اقتصاد در پاسخ به قیمت دلار: «الان یا الان؟»/ نرخ تاریخی ۲۰۲ هزار تومانی در بحبوحه تحریمهای جدید
رؤسای بانک مرکزی و وزرای اقتصاد ایران فارغالتحصیل دانشگاههای فرانسه و آمریکا بودهاند و این نگاه غربی، سیاستهای پولی و مالی کشور را تحت تأثیر قرار داده است.
به گزارش خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در حالی که هر ایرانی با دلهره نرخ لحظهای دلار را در کانالهای تلگرامی دنبال میکند، علی مدنیزاده، وزیر اقتصاد، در پاسخ به سوال خبرنگار درباره قیمت دلار، لبخندی بر لب نشاند و گفت: «الان یا الان؟». این واکنش که در شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای داشته، نشاندهنده فاصله عمیق میان تصمیمگیران اقتصادی و واقعیتهای تلخی است که بر سفره مردم سایه انداخته است .
دادههای میدانی نشان میدهد که ریال ایران در روزهای اخیر به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرده است. بر اساس گزارشها، هر دلار آمریکا در بازار آزاد تهران به ۲۰۲ هزار تومان رسیده که رکوردی بیسابقه محسوب میشود . این در حالی است که نرخ رسمی اعلامی از سوی بانک مرکزی (حدود ۱۵۰ هزار تومان) نیز فاصلهای ۵۰ هزار تومانی با نرخ بازار آزاد دارد.
ریشههای تاریخی بحران؛ روایتی از نسل فارغالتحصیلان غربی
«تفکر تحصیلکردگان خارج از کشور، نظام اقتصادی لیبرال است.» این جمله کلیدی عبدالمجید شیخی، اقتصاددان برجسته، در گفتگو با خبرنگار راهدانا، پرده از یک حقیقت تلخ برمیدارد. به گفته شیخی، از دوران پهلوی تا امروز، بیش از ۸۰ درصد از رؤسای بانک مرکزی و وزرای اقتصاد ایران، تحصیلات عالی خود را در دانشگاههای فرانسه، آمریکا و انگلیس گذراندهاند. این الگو، به گفته کارشناسان، منجر به سیاستهایی شده که بیشتر با مدلهای غربی همخوانی دارد تا نیازهای محلی ایران.
چند وزیر اقتصاد معروف که در خارج تحصیل کردهاند:
| نام | دوره | محل تحصیل |
|---|---|---|
| هوشنگ انصاری | ۱۳۵۳–۱۳۵۷ | اقتصاد، آمریکا |
| محمد یگانه | ۱۳۵۷ | دکترای اقتصاد، آکسفورد |
| حسنعلی مهران | ۱۳۵۷ | علوم سیاسی و اقتصاد، ناتینگهام انگلستان |
| رستم پیراسته | ۱۳۵۷ | دکترای اقتصاد، آمریکا |
| حسین نمازی | ۱۳۵۸–۱۳۶۴ و ۱۳۷۶–۱۳۸۰ | دکترای اقتصاد، اینسبروک اتریش |
| محسن نوربخش | ۱۳۶۸–۱۳۷۲ | دکترای اقتصاد، UC Davis آمریکا |
| صفدر حسینی | ۱۳۸۳–۱۳۸۴ | دکترای اقتصاد کشاورزی، کانادا |
| سید علی مدنیزاده (وزیر فعلی) | ۱۴۰۴– | کارشناسی ارشد استنفورد + دکترای اقتصاد شیکاگو |
شیخی که بارها نسبت به تبعات این رویکرد هشدار داده، میگوید: «این مدیران با آموزشهای غربی، سیاستهای پولی را بر اساس مدلهای کاپیتالیستی تنظیم کردند که نتیجهاش تورم بالا و وابستگی به دلار بود» . جمشید پژویان، کارشناس مسائل اقتصادی نیز با انتقاد از این ساختار معیوب، اظهار داشت: «نگاه کلان به درد رفع مشکلات اقتصادی کشور نمیخورد؛ وزرای اقتصاد دولتها هیچکدام اقتصاددان مسلط بر ساختار اقتصاد نبودند و تنها نگاه کلان به اقتصاد داشتند.»
برآورد فاجعه؛ ۵۰ درصد کاهش سالانه ارزش پول ملی
شیخی در بخش دیگری از تحلیل خود با استناد به برآوردهای مؤسسات معتبر، ابعاد فاجعهبار این بحران را تشریح کرد. به گفته وی، تولید ناخالص داخلی کشور بیش از ۲۰۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود، اما عملکرد بانک مرکزی طی سه سال گذشته به طور متوسط سالانه ۵۰ درصد از قدرت خرید مردم کاسته است.
وی تصریح کرد: «این کاهش ناشی از رها کردن ارزش پول ملی و افزایش عمدی نرخ ارز بوده که ثروتی عظیم معادل صدها میلیارد دلار را به جیب دلالان ارز، صادرکنندگان بزرگ، دولت، لابیهای اتاق بازرگانی، سوداگران سفتهباز، بورسبازان و بانکها—بهویژه بانکهای خصوصی—منتقل کرده است.» پژویان نیز با اشاره به همین موضوع، گفت: «عدهای که کاملاً با نفوذ و قدرت هستند از این شرایط بهرهبرداری میکنند و از مشکلات ساختاری اقتصاد سوءاستفاده کرده و کشور دچار تنش میشود.»
لیست رؤسای بانک مرکزی؛ غالبا فارغالتحصیلان غربی
لازم به توضیح است که از پهلوی تا امروز، بیش از ۸۰ درصد رؤسای بانک مرکزی ایران تحصیلات عالی خود را در دانشگاههای فرانسه، آمریکا یا انگلیس گذراندهاند. بیایید نگاهی به برخی از آنها بیندازیم:
- ابراهیم کاشانی (دهه ۱۹۴۰): تحصیلات محلی در ایران، اما تحت تأثیر مدلهای انگلیسی.
- علیاصغر ناصر (دهه ۱۹۵۰): آموزش در مدارس غربی ایران.
- حسنعلی مهران (۱۹۶۰-۱۹۷۳): دکترای اقتصاد از هاروارد آمریکا؛ تمرکز بر مدلهای سرمایهداری غربی.
- یوسف خوشکیش (۱۹۷۳-۱۹۷۶): تحصیلات در دانشگاههای انگلستان؛ سیاستهای پولی بر اساس الگوهای بریتانیایی.
- محمدجواد واهجی (۱۹۷۹-۱۹۸۰): تحصیلات محلی، اما تحت تأثیر مدیران قبلی.
- علیرضا نوبری (۱۹۸۰-۱۹۸۱): دکترای اقتصاد از دانشگاه پاریس فرانسه؛ اولین رئیس پس از انقلاب با رویکرد غربی.
- محسن نوربخش (۱۹۸۱-۱۹۸۶ و ۱۹۸۹-۱۹۹۴): دکترای اقتصاد از دانشگاه کالیفرنیا آمریکا؛ سیاستهای لیبرالیستی.
- محمدحسین عادلی (۱۹۸۶-۱۹۸۹): دکترای اقتصاد از دانشگاه کالیفرنیا آمریکا؛ تمرکز بر روابط بینالمللی غربی.
- مجید قاسمی (۱۹۹۴-۲۰۰۱): دکترای مدیریت از دانشگاه سوربن فرانسه؛ مدلهای مدیریتی فرانسوی.
- ابراهیم شیبانی (۲۰۰۳-۲۰۰۷): دکترای اقتصاد از دانشگاه ایندیانا آمریکا.
- طهماسب مظاهری (۲۰۰۷-۲۰۰۸): تحصیلات در دانشگاههای غربی.
- محمود بهمنی (۲۰۰۸-۲۰۱۳): دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران، اما دورههای غربی.
- ولیالله سیف (۲۰۱۳-۲۰۱۸): دکترای حسابداری از دانشگاه علامه، اما دورههای آمریکا.
- عبدالناصر همتی (۲۰۱۸-۲۰۲۱): دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران، اما دورههای بلژیک و آمریکا.
- علی صالحآبادی (۲۰۲۱-۲۰۲۲): دکترای مدیریت مالی از دانشگاه تهران.
- محمدرضا فرزین (از ۲۰۲۲): دکترای اقتصاد از دانشگاه علامه.
یک اقتصاددان در مصاحبههای خود با راه دانا میگوید: "این مدیران با آموزشهای غربی، سیاستهای پولی را بر اساس مدلهای کاپیتالیستی تنظیم کردند که نتیجهاش تورم بالا و وابستگی به دلار بود." او تأکید میکند که تنها چند نفر مانند واهجی یا مظاهری تحصیلات محلی داشتند، اما حتی آنها هم تحت تأثیر پیشینیان غربی بودند.
وزرای اقتصاد؛ الگویی مشابه با استثناهای انگشتشمار
وزرای اقتصاد پس از انقلاب نیز عمدتاً فارغالتحصیل غرب هستند، به جز چند مورد استثنایی. لیست مختصری از آنها:
- حسین نمازی (۱۹۷۹-۱۹۸۰): تحصیلات محلی در ایران.
- ابوالحسن بنیصدر (۱۹۸۰): دکترای اقتصاد از دانشگاه سوربن فرانسه.
- موسوی اردبیلی (۱۹۸۰-۱۹۸۱): تحصیلات حوزوی، استثنا.
- محسن نوربخش (۱۹۸۱-۱۹۸۹): دکترای اقتصاد از کالیفرنیا آمریکا.
- محمدجواد ایروانی (۱۹۸۹-۱۹۹۳): دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران.
- مرتضی محمدخان (۱۹۹۳-۱۹۹۷): تحصیلات محلی.
- حسین نمازی (۱۹۹۷-۲۰۰۱): محلی.
- طهماسب مظاهری (۲۰۰۱-۲۰۰۴): غربی.
- صفدر حسینی (۲۰۰۴-۲۰۰۵): دکترای اقتصاد از آمریکا.
- داود دانشجعفری (۲۰۰۵-۲۰۰۸): دکترای اقتصاد از تهران.
- شمسالدین حسینی (۲۰۰۸-۲۰۱۳): دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران، اما دورههای غربی.
- علی طیبنیا (۲۰۱۳-۲۰۱۷): دکترای اقتصاد از دانشگاه لندن انگلیس.
- مسعود کرباسیان (۲۰۱۷-۲۰۱۸): دکترای مدیریت از انگلیس.
- فرهاد دژپسند (۲۰۱۸-۲۰۲۱): دکترای اقتصاد از علامه.
- احسان خاندوزی (۲۰۲۱-۲۰۲۴): دکترای اقتصاد از دانشگاه تهران.
- عبدالناصر همتی (موقت): آمریکا.
- سیداحمدرضا دستغیب (از ۲۰۲۴): محلی.
به جز چند نفر مانند موسوی اردبیلی یا ایروانی که تحصیلات محلی داشتند، اکثر وزرا با آموزشهای غربی، سیاستهای مالی را بر اساس مدلهای نئولیبرالی تنظیم کردند که نتیجهاش وابستگی اقتصادی و تورم بود.
تأثیر نگاه دانشگاهی غربی بر سیاستها
تحصیلات غربی این مدیران، سیاستهای پولی و مالی ایران را تحت تأثیر قرار داد. در پهلوی، مدلهای آمریکایی منجر به وابستگی به نفت و سرمایهگذاری خارجی شد. پس از انقلاب، حتی با شعار استقلال، مدیران غربیتحصیل مانند نوبری یا عادلی، سیاستهای ارزی را بر اساس دلارمحوری تنظیم کردند.
واکنش نهادهای بینالمللی و تشدید تحریمها
همزمان با این رکوردشکنی تاریخی، آمریکا نیز دور جدیدی از تحریمهای اقتصادی را علیه ایران اعمال کرده است. وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرده که این تحریمها حوزههای وسیعی از جمله طلا، رمزارزها، کشتیرانی و فناوری را پوشش میدهد . اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در این رابطه گفته است که هدف، «قطع هر گونه منبع درآمدی برای دولت ایران» است .
در مقابل، مقامات ایرانی با ابراز اطمینان از آمادگی کامل برای مقابله با این تحریمها، بر توانایی خود برای مدیریت شرایط تأکید کردهاند . محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، تحریمهای آمریکا را «یک بلوف» توصیف کرده و گفته است که شرکای تجاری ایران نگران این اقدامات نیستند .
صمصامی، اقتصاددان، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس نیز در این خصوص میگوید: "دانشگاههای فرانسه و آمریکا، مدیران را با مدلهای کاپیتالیستی تربیت کردند که با واقعیتهای ایران همخوانی ندارد." این مدیران، سیاستهایی مانند آزادسازی ارز را در راس امور خود قرار دادند و الگو برداری از بازار های هرات، دبی و عراق و ... را روشی برای محاسبه قیمت ارز دیدند که این نگاه تورم را افزایش داد.
در نتیجه، اقتصاد ایران با چالشهایی مانند وابستگی به دلار و تورم روبهرو است. شیخی همچنین پیشنهاد میکند: "باید مدیران با تحصیلات محلی و نگاه بومی انتخاب شوند و بانکداری اسلامی مورد تاکید باشد تا سیاستها بر اساس نیازهای داخلی گذاشته شوند."
به گزارش راه دانا؛ واکنش طنزآمیز وزیر اقتصاد به سوال دلار، تصویرگر فاصله میان تصمیمگیران اقتصادی و واقعیتهای میدانی است. در شرایطی که ریال به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرده و هر ایرانی نگران آینده سرمایه خود است، پاسخ «الان یا الان؟» بیش از آنکه یک شوخی ساده باشد، نشان از یک نگاه ناکارآمد به ریشههای بحران دارد.
کارشناسان معتقدند تا زمانی که مدیران اقتصادی با نگاه لیبرالی و الگوهای غربی بر مسند تصمیمگیری تکیه زدهاند، این بحرانها ادامه خواهد یافت . ریشه اصلی تورم و گرانی افسارگسیخته، ترک فعل مدیران پولی و اقتصادی در اجرای تکالیف قانونی است؛ از قانون اساسی و قانون پولی و بانکی ۱۳۵۱ گرفته تا سیاستهای کلی برنامه هفتم که وظیفه اصلیشان تثبیت و حفظ ارزش پول ملی است. تا زمانی که این رویکرد اصلاح نشود، تورم و فشار بر مردم ادامه خواهد داشت و شاید در آینده نزدیک، دیگر کسی پاسخ این سوال را نداند که «دلار الان چند است؟»
ارسال دیدگاه