دانا گزارش می دهد؛

روسیه شریک ایران است، نه متحد بی‌قیدوشرط؛ هرمز آزمون واقعی سیاست مسکو

روسیه شریک ایران است، نه متحد بی‌قیدوشرط؛ هرمز آزمون واقعی سیاست مسکو
اظهارات اخیر سخنگوی کرملین درباره ضرورت عبور آزاد کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز، بار دیگر یکی از واقعیت‌های مهم روابط تهران و مسکو را آشکار کرد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، روز ۸ سپتامبر در یک نشست رسانه‌ای اعلام کرد روسیه از تضمین آزادی کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز حمایت می‌کند و بر ضرورت فراهم بودن امکان عبور بدون مانع کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها از این مسیر راهبردی تأکید کرد.

پسکوف همچنین بازگشت طرف‌های درگیر به توافق‌های پیشین را مطلوب دانست و از احتمال دستیابی ایران و آمریکا به یک تفاهم یا توافق برای کمک به برقراری صلح سخن گفت.

این اظهارنظر در شرایطی مطرح شده که تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز با کاهش قابل توجهی مواجه شده و تنش میان ایران و آمریکا همچنان بر امنیت کشتیرانی در این آبراه تأثیر گذاشته است. گزارش‌های اخیر نیز از کاهش محسوس عبور کشتی‌های تجاری از هرمز حکایت دارد.

در نگاه نخست، ممکن است موضع پسکوف به‌عنوان فاصله گرفتن مسکو از تهران تفسیر شود، اما تقلیل آن به «چرخش روسیه علیه ایران» تصویر دقیقی از سیاست خارجی کرملین ارائه نمی‌دهد. روسیه در عین تأکید بر اهمیت روابط خود با ایران، منافع اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی مستقلی را نیز دنبال می‌کند و تلاش دارد روابطش را با مجموعه‌ای از بازیگران منطقه‌ای و جهانی حفظ کند.

در همین چارچوب، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، روز ۷ سپتامبر تأکید کرد که مشارکت ایران در یک سازوکار امنیتی منطقه‌ای در خلیج فارس می‌تواند گامی عملی برای تأمین ثبات منطقه باشد.

لاوروف همچنین یادآوری کرد که مسکو بیش از دو دهه است ایده گفت‌وگو میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس برای ایجاد یک نظام امنیتی منطقه‌ای را دنبال می‌کند.

لاوروف حتی درباره پیوستن ایران به چارچوب «توافق مکه» میان عربستان، پاکستان و ترکیه موضع مثبتی اتخاذ کرد و آن را در مسیر ایجاد یک سازوکار امنیتی گسترده‌تر در منطقه ارزیابی کرد.

این مواضع لزوماً متناقض نیستند؛ بلکه دو واقعیت هم‌زمان را درباره سیاست مسکو نشان می‌دهند: روسیه ایران را یک شریک مهم می‌داند، اما منافع خود را نیز مستقل از تهران تعریف می‌کند.

ایران برای روسیه مهم است، اما جایگزین منافع روسیه نیست

روابط تهران و مسکو را نمی‌توان صرفاً در چارچوب تجارت، انرژی یا همکاری‌های نظامی تحلیل کرد. دو کشور در مخالفت با یکجانبه‌گرایی آمریکا، مقابله با برخی فشارهای غرب و تلاش برای تقویت سازوکارهای چندجانبه، اشتراک منافع قابل توجهی دارند.

عضویت و همکاری فعال دو کشور در چارچوب‌هایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای نیز نشان‌دهنده تلاش تهران و مسکو برای گسترش همکاری‌های غیرغربی است.

از نگاه کرملین، ایران قدرتمند و باثبات یک بازیگر مهم ژئوپلیتیکی در منطقه است؛ کشوری که از یک سو در مسیر کریدور بین‌المللی شمال ـ جنوب قرار دارد و از سوی دیگر می‌تواند در موازنه منطقه‌ای و محدود کردن نفوذ رقبای روسیه نقش مؤثری ایفا کند.

از این منظر، تضعیف شدید ایران یا ایجاد بی‌ثباتی گسترده در کشور، لزوماً با منافع بلندمدت مسکو سازگار نیست.

با این حال، «شراکت راهبردی» میان تهران و مسکو را نباید با «اتحاد دفاعی» اشتباه گرفت. پیمان مشارکت جامع راهبردی ایران و روسیه در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ به امضای رؤسای جمهوری دو کشور رسید. متن رسمی توافق بر گسترش همکاری‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و دفاعی تأکید دارد، اما ساختاری مشابه پیمان‌های دفاع جمعی که دو طرف را در هر بحران نظامی ملزم به ورود مستقیم به جنگ طرف مقابل کند، ایجاد نمی‌کند.

بنابراین، ایران و روسیه را باید دو شریک راهبردی دانست که در بسیاری از پرونده‌ها منافع مشترک دارند، اما هر یک در نهایت سیاست خارجی خود را بر اساس مجموعه‌ای از منافع ملی و محاسبات مستقل دنبال می‌کنند.

هرمز؛ جایی که منافع تهران و مسکو کاملاً هم‌پوشان نیست

تنگه هرمز برای ایران تنها یک آبراه بین‌المللی نیست؛ این تنگه یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی ایران در معادلات امنیتی منطقه به شمار می‌رود.

در مقابل، برای اقتصاد جهانی نیز هرمز یکی از مسیرهای حیاتی انتقال انرژی است و هرگونه اختلال طولانی‌مدت در آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد.

در چنین شرایطی، موضع روسیه قابل توجه است. اختلال در عبور و مرور کشتی‌ها فقط آمریکا را تحت فشار قرار نمی‌دهد؛ چین، هند، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، شرکت‌های کشتیرانی و بازار جهانی انرژی نیز از تبعات آن متأثر خواهند شد.

گزارش‌های اخیر از کاهش قابل توجه تردد کشتی‌ها در این آبراه حکایت دارد؛ موضوعی که نگرانی درباره پیامدهای اقتصادی و انرژی بحران هرمز را افزایش داده است.

افزایش قیمت نفت ممکن است در کوتاه‌مدت برای روسیه درآمد بیشتری ایجاد کند، اما بی‌ثباتی طولانی‌مدت در بازار انرژی و گسترش بحران امنیتی در خلیج فارس لزوماً با منافع راهبردی مسکو همخوان نیست.

روسیه در سال‌های اخیر تلاش کرده روابط خود را با کشورهای مختلف منطقه توسعه دهد. به همین دلیل، کرملین نمی‌خواهد در پرونده هرمز به شکلی قرار گیرد که تمام روابط منطقه‌ای و اقتصادی خود را تحت تأثیر یک بحران قرار دهد.

از این منظر، سخنان پسکوف را می‌توان بیش از آنکه نشانه پشت کردن روسیه به ایران دانست، نشانه‌ای از مرزهای شراکت تهران و مسکو ارزیابی کرد.

مسکو ممکن است در برابر فشارهای غرب از تهران حمایت کند، اما این حمایت به معنای آن نیست که کرملین حاضر است تمام محاسبات منطقه‌ای و منافع اقتصادی خود را با سیاست‌های ایران یکسان کند.

آیا ایران می‌تواند به بخشی از چانه‌زنی روسیه و آمریکا تبدیل شود؟

هم‌زمان با تحولات منطقه، تلاش‌هایی نیز برای حفظ یا احیای مسیر گفت‌وگو میان روسیه و آمریکا درباره جنگ اوکراین در جریان است. در روزهای اخیر نیز تماس‌ها و دیدارهایی میان مقام‌های روس و نمایندگان دولت دونالد ترامپ درباره جنگ اوکراین و امکان رسیدن به توافق ادامه داشته است.

در شرایط کنونی، سند مستقلی که نشان دهد روسیه و آمریکا بر سر ایران به توافق یا معامله‌ای مشخص رسیده‌اند وجود ندارد. بنابراین، طرح چنین ادعایی بدون ارائه شواهد معتبر، قابل دفاع نیست.

با این حال، در سیاست بین‌الملل نمی‌توان احتمال اثرگذاری پرونده‌های مختلف بر یکدیگر را به‌طور کامل نادیده گرفت. قدرت‌های بزرگ معمولاً موضوعات امنیتی، اقتصادی و سیاسی را در چارچوب مجموعه‌ای از منافع به هم پیوسته بررسی می‌کنند.

اگر در آینده مذاکراتی جدی میان واشنگتن و مسکو درباره اوکراین، تحریم‌ها یا مناسبات اقتصادی شکل بگیرد، یکی از پرسش‌های مهم این خواهد بود که جایگاه ایران در محاسبات روسیه چگونه تعریف می‌شود.

این به معنای قطعی بودن معامله بر سر ایران نیست؛ بلکه به این معناست که تهران باید در تنظیم روابط خود با مسکو، یک اصل را در نظر داشته باشد: روسیه یک قدرت مستقل با منافع مستقل است و روابطش با ایران را نیز در چارچوب همین منافع تنظیم می‌کند.

سابقه‌ای که بی‌اعتمادی را زنده نگه می‌دارد

بخشی از بدبینی نسبت به سیاست روسیه در ایران ریشه تاریخی دارد، اما در دوره معاصر نیز مواردی وجود داشته که نشان داده مسکو در بزنگاه‌های حساس، منافع خود را بر خواست تهران مقدم دانسته است.

شوروی در جریان جنگ ایران و عراق، پس از تغییر موازنه در جبهه‌ها، روابط نظامی خود با بغداد را تقویت کرد و ارسال تسلیحات به عراق را افزایش داد. اسناد منتشرشده نیز نشان می‌دهد که مسکو از سال ۱۹۸۲ تلاش گسترده‌ای برای بهبود روابط با عراق و گسترش همکاری نظامی و فروش تسلیحات به بغداد آغاز کرد.

در دوره پس از فروپاشی شوروی نیز روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد به مجموعه‌ای از قطعنامه‌های مربوط به پرونده هسته‌ای ایران رأی مثبت داد. قطعنامه ۱۶۹۶ در سال ۲۰۰۶ از ایران خواست غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند و قطعنامه‌های بعدی از جمله ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳ و ۱۹۲۹ نیز محدودیت‌ها و تحریم‌هایی را علیه ایران در ارتباط با برنامه هسته‌ای این کشور ایجاد کردند.

این سوابق نشان می‌دهد که مسکو حتی در دوره‌هایی که روابط نزدیکی با تهران داشته، در نهایت تصمیمات خود را صرفاً بر اساس خواست ایران اتخاذ نکرده است.

همچنین در سال‌های گذشته، برخی مقام‌های سابق سیاست خارجی ایران درباره نقش روسیه در روند مذاکرات هسته‌ای و برجام انتقادهایی مطرح کرده‌اند.

با این حال، بخشی از این ادعاها نیازمند بررسی دقیق اسناد و شواهد مستقل است و نمی‌توان آنها را بدون پشتوانه مستند به‌عنوان واقعیت قطعی مطرح کرد.

آنچه از این سوابق می‌توان با اطمینان بیشتری نتیجه گرفت، این است که شراکت با روسیه نباید به معنای واگذاری تصمیم‌گیری درباره منافع ملی ایران به مسکو تلقی شود.

آزمون واقعی رابطه تهران و مسکو

روسیه برای ایران یک شریک مهم است؛ همان‌طور که ایران نیز برای روسیه یک شریک مهم منطقه‌ای و ژئوپلیتیکی محسوب می‌شود. دو کشور در بسیاری از پرونده‌ها، به‌ویژه در برابر فشارهای غرب، منافع مشترک دارند و همکاری‌های آنها در سال‌های اخیر گسترش یافته است؛ اما شراکت راهبردی به معنای حذف اختلاف منافع نیست.

اظهارات پسکوف درباره تنگه هرمز دقیقاً از همین منظر اهمیت دارد. مسکو می‌تواند در کنار تهران قرار گیرد، اما در نقطه‌ای که منافع حیاتی روسیه در معرض آسیب قرار گیرد، طبیعی است که کرملین اولویت را به محاسبات خود بدهد.

به همین دلیل، نباید روابط ایران و روسیه را با دوگانه ساده «دوست یا دشمن» سنجید. واقعیت سیاست بین‌الملل پیچیده‌تر از این دوگانه است. روسیه نه متحد بی‌قیدوشرط ایران است و نه بازیگری که بتوان نقش آن را در موازنه منطقه‌ای نادیده گرفت.

آزمون واقعی عمق این رابطه نیز نه در بیانیه‌های دوستانه، بلکه در بزنگاهی تعیین‌کننده رخ خواهد داد؛ زمانی که یک منفعت مهم ایران با یک منفعت حیاتی روسیه در تعارض قرار گیرد.

آن روز مشخص خواهد شد که شراکت راهبردی تهران و مسکو تا کجا امتداد دارد و در کجا، مصلحت‌گرایی کرملین بر هم‌سویی با تهران غلبه می‌کند.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه