دانا گزارش می دهد؛

مهر گران، کودکی ارزان؛ مدرسه نباید ویترین جیب خانواده‌ها باشد

مهر گران، کودکی ارزان؛ مدرسه نباید ویترین جیب خانواده‌ها باشد
شهریور به نیمه رسیده و خانواده‌ها در تب‌وتاب آماده‌سازی فرزندانشان برای سال تحصیلی جدید هستند؛ اما موج گرانی کیف، کفش، لباس فرم و لوازم‌التحریر، حالا پیش از باز شدن مدارس فشار اقتصادی را به خانه‌ها و تبعات اجتماعی آن را به کودکان رسانده است.

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع‌رسانی راه دانا؛ شهریور که به میانه می‌رسد، خیابان‌ها و مراکز خرید حال‌وهوای دیگری پیدا می‌کنند؛ ویترین‌هایی پر از کیف‌های رنگارنگ، کفش‌های نو، لباس فرم و لوازم‌التحریر و خانواده‌هایی که میان قفسه‌ها ایستاده‌اند و یک‌به‌یک قیمت‌ها را بالا و پایین می‌کنند. برای کودکان، این روزها باید فصل ذوق خرید وسایل مدرسه باشد، اما برای بسیاری از والدین، شروع سال تحصیلی پیش از هر چیز یک حساب‌وکتاب سنگین است.

ماجرا فقط خرید چند دفتر و مداد نیست؛ یک دانش‌آموز برای آغاز سال تحصیلی به مجموعه‌ای از اقلام و خدمات نیاز دارد؛ از کیف و کفش و لباس فرم گرفته تا لوازم‌التحریر، سرویس رفت‌وآمد، تغذیه و در مواردی هزینه فعالیت‌های آموزشی و فوق‌برنامه.

وقتی قیمت هر کدام از این اقلام افزایش پیدا می‌کند، فشار ابتدا به بودجه خانواده وارد می‌شود، اما آخرین مقصد این فشار، جیب والدین نیست؛ کودک است.

کودکی که شاید نداند تورم چیست و چرا قیمت‌ها بالا رفته، اما به‌خوبی می‌فهمد چرا امسال نمی‌تواند کفش جدید داشته باشد، چرا باید از کیف سال گذشته استفاده کند یا چرا نمی‌تواند مانند بعضی همکلاسی‌هایش در همه برنامه‌های مدرسه شرکت کند.

مهر؛ فصل انتخاب میان «لازم» و «لازم‌تر»

خانواده‌ای که یک فرزند مدرسه‌ای دارد شاید بتواند بخشی از هزینه‌ها را مدیریت کند، اما برای خانواده‌های دارای دو یا سه دانش‌آموز، بازگشایی مدارس می‌تواند به یکی از سنگین‌ترین مقاطع هزینه‌ای سال تبدیل شود.

در چنین شرایطی، فهرست خرید مدرسه دیگر صرفاً فهرست نیازهای دانش‌آموز نیست؛ تبدیل به فهرست اولویت‌بندی خانواده می‌شود.

کفش را باید خرید، اما شاید کیف را بتوان یک سال دیگر استفاده کرد.

دفتر لازم است، اما شاید لوازم تزئینی و برخی اقلام غیرضروری حذف شوند.

کلاس فوق‌برنامه را می‌توان کنار گذاشت.

سرویس مدرسه را شاید بتوان با رفت‌وآمد والدین جایگزین کرد.

مسئله اینجاست که هر کدام از این حذف‌ها، اگرچه در نگاه نخست یک تصمیم اقتصادی خانوادگی است، اما وقتی در زندگی کودک تکرار می‌شود، می‌تواند آثار اجتماعی و آموزشی خود را نشان دهد.

جایی که کودک اختلاف طبقاتی را می‌بیند

کودک، برخلاف بسیاری از تحلیل‌های اقتصادی، قیمت تورم را با درصد و نمودار نمی‌سنجد؛ او آن را با چیزهایی می‌سنجد که می‌بیند.

با کیف همکلاسی‌اش.

با کفش دوستش.

با مداد و جامدادی‌ای که دیگری دارد.

با اردو یا کلاسی که نمی‌تواند در آن شرکت کند.

اینجاست که مدرسه، ناخواسته می‌تواند به محلی برای دیده شدن تفاوت‌های اقتصادی تبدیل شود.

دانش‌آموزی که امکانات کمتری دارد ممکن است در ابتدا فقط احساس کند چیزی کمتر از دیگران دارد، اما تکرار این تجربه می‌تواند به احساس خجالت، انزوا و کاهش اعتمادبه‌نفس منجر شود.

گرانی وقتی وارد کلاس درس می‌شود، دیگر فقط مسئله اقتصاد نیست؛ مسئله عزت‌نفس کودک است.

مدرسه نباید ویترین جیب خانواده‌ها باشد

قرار نیست همه دانش‌آموزان از یک خانواده و یک سطح درآمد باشند؛ تفاوت اقتصادی در هر جامعه‌ای وجود دارد. مسئله از جایی آغاز می‌شود که این تفاوت، به شکل پررنگ و روزمره در محیط مدرسه به کودک یادآوری شود.

مدرسه باید محیطی برای رشد علمی، تربیتی و اجتماعی دانش‌آموز باشد؛ نه جایی که کودک احساس کند ارزش یا جایگاهش با قیمت لباس، کیف یا وسایلی که همراه خود دارد سنجیده می‌شود. از همین‌جاست که سیاست‌گذاری درباره هزینه‌های مدارس اهمیت پیدا می‌کند.

هر هزینه‌ای که از خانواده گرفته می‌شود و هر وسیله‌ای که برای دانش‌آموز ضروری یا اجباری تلقی می‌شود، در یک خانواده برخوردار شاید رقم بزرگی نباشد، اما در خانواده‌ای کم‌برخوردار می‌تواند به معنای حذف یک نیاز دیگر باشد.

همه دانش‌آموزان از خط یکسانی شروع نمی‌کنند

عدالت آموزشی فقط به این معنا نیست که درِ مدرسه برای همه باز باشد. ممکن است دو دانش‌آموز هر دو در یک مدرسه ثبت‌نام کرده باشند، اما یکی از آنها در خانه اتاق مستقل، اینترنت مناسب، رایانه، کلاس زبان و معلم خصوصی داشته باشد و دیگری حتی برای خرید لوازم مورد نیاز مدرسه با مشکل مواجه باشد. این دو دانش‌آموز روی یک نیمکت نشسته‌اند، اما الزاماً از یک نقطه شروع نمی‌کنند.

گرانی‌های پی‌درپی می‌تواند این فاصله را بیشتر کند؛ به‌ویژه زمانی که هزینه آموزش تکمیلی و فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی نیز افزایش پیدا کند.

در این وضعیت، خانواده‌های کم‌برخوردار ناچار می‌شوند از برخی فرصت‌ها صرف‌نظر کنند؛ فرصت‌هایی که شاید در ظاهر «ضروری» نباشند، اما در رشد مهارتی و اجتماعی کودک نقش دارند.

وقتی تفریح و آموزش هم لوکس می‌شود

اردوی مدرسه، کلاس ورزشی، کلاس زبان، برنامه‌های فرهنگی، کتاب‌های کمک‌آموزشی و حتی برخی فعالیت‌های جمعی می‌تواند برای دانش‌آموز تبدیل به تجربه‌هایی شود که خانواده باید برای آنها هزینه کند.

در خانواده‌ای که دخل‌وخرج به سختی با یکدیگر جور می‌شود، اولین گزینه برای حذف معمولاً همین هزینه‌هاست.

اما حذف مداوم فعالیت‌های فرهنگی، ورزشی و اجتماعی می‌تواند کودک را از بخشی از تجربه‌های جمعی همسالانش دور کند.

کودکی که نمی‌تواند در اردو شرکت کند، ممکن است از یک تجربه مشترک گروهی جا بماند؛ نوجوانی که امکان شرکت در کلاس مهارتی ندارد، ممکن است یک فرصت رشد را از دست بدهد.

بنابراین، هزینه تحصیل فقط پولی نیست که برای مدرسه پرداخت می‌شود؛ فرصت‌هایی هم وجود دارند که با پول خریداری می‌شوند و حذف آنها می‌تواند شکاف میان دانش‌آموزان را بیشتر کند.

فشار خانواده، روی شانه کودک

فشار اقتصادی فقط از طریق خرید نکردن به کودک منتقل نمی‌شود.کودکان و نوجوانان فضای خانه را می‌بینند و نگرانی والدین را احساس می‌کنند؛ بحث بر سر هزینه‌ها، نگرانی از اجاره و مخارج زندگی و حساب‌وکتاب برای تأمین هزینه‌های مدرسه.

بعضی کودکان نیز برای اینکه فشار بیشتری به خانواده وارد نکنند، خواسته‌های خود را پنهان می‌کنند.

اینکه یک کودک بگوید «همان کیف قبلی خوب است» همیشه به معنای بی‌نیازی نیست؛ گاهی کودک به خوبی می‌داند که خانواده توان خرید کیف جدید را ندارد.

این فشار اگر تداوم پیدا کند، می‌تواند بر وضعیت روانی و اجتماعی دانش‌آموز اثر بگذارد.

خطر بزرگ‌تر؛ حذف تدریجی آموزش

نگرانی اصلی اما فقط احساس کمبود یا خجالت نیست. در خانواده‌هایی که فشار اقتصادی شدیدتر است، ممکن است مسئله از حذف یک کلاس و یک وسیله فراتر برود و به کاهش حضور دانش‌آموز در مدرسه یا حتی بازماندن از تحصیل منجر شود.

وقتی خانواده میان هزینه‌های ضروری زندگی و ادامه تحصیل فرزند ناچار به انتخاب شود، آسیب اصلی متوجه آینده کودک خواهد شد.

در برخی خانواده‌ها نیز ممکن است نوجوان برای کمک به تأمین هزینه‌های زندگی یا تحصیل وارد بازار کار شود؛ اتفاقی که می‌تواند چرخه‌ای از فقر، ترک تحصیل و کاهش فرصت‌های شغلی در آینده ایجاد کند.

در این نقطه، دیگر نمی‌توان درباره گرانی مهر فقط از منظر بازار لوازم‌التحریر صحبت کرد. پای آینده یک نسل در میان است.

مسئولیت فقط با خانواده نیست

در چنین شرایطی، خانواده نباید تنها بازیگر میدان باشد.

کنترل هزینه‌های تحمیلی مدارس، نظارت بر قیمت لباس فرم، حمایت از دانش‌آموزان کم‌برخوردار، تقویت طرح‌های اهدای لوازم‌التحریر و پوشاک، استفاده از ظرفیت خیرین و توجه جدی به هزینه حمل‌ونقل دانش‌آموزی می‌تواند بخشی از فشار موجود را کاهش دهد. از سوی دیگر، فرهنگ مدرسه نیز اهمیت دارد.

دانش‌آموز نباید به دلیل داشتن کفش قدیمی یا کیف سال گذشته احساس کند از دیگران کمتر است.

اگر قرار است مدرسه محل تربیت نسلی با اعتمادبه‌نفس و مشارکت اجتماعی بالا باشد، باید مراقب بود اختلاف درآمد خانواده‌ها به اختلاف ارزش میان کودکان تبدیل نشود.

مهر را از قیمت‌ها پس بگیریم

مهرماه قرار است برای کودک با صدای زنگ مدرسه، دیدن دوستان، کتاب‌های تازه و شروع یک سال جدید معنا پیدا کند؛ نه با اضطراب اینکه خانواده‌اش توان تأمین کدام یک از هزینه‌ها را ندارد.

مسئله گرانی لوازم مدرسه، در ظاهر درباره کیف و کفش و دفتر است، اما در عمق خود درباره فرصت برابر، عزت‌نفس، مشارکت اجتماعی و آینده دانش‌آموزان است.

اگر امروز اجازه دهیم قیمت‌ها تعیین کنند چه کسی می‌تواند از امکانات آموزشی و اجتماعی بیشتری برخوردار باشد، فردا با جامعه‌ای روبه‌رو خواهیم شد که شکاف‌های آن از دوران مدرسه شکل گرفته است.

مهر نباید جایی باشد که کودک برای نخستین‌بار قیمت جیب خانواده‌اش را با ارزش خودش اشتباه بگیرد.

قرار نیست همه دانش‌آموزان کیف یکسانی داشته باشند؛ اما باید مطمئن شویم هیچ کودکی به خاطر کیفش، کفشش یا جیب خانواده‌اش احساس نمی‌کند از دیگران کمتر است.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه