دانا گزارش می دهد؛
وقتی سرگرمی بهانه ابتذال میشود/ «شفرونی» از خط قرمز ساترا عبور کرد
فصل دوم برنامه «شفرونی» که با هدف جلب توجه کاذب و تولید محتوای زرد راهی شبکه نمایش خانگی شده بود، پس از ورود ساترا و کشف نبود مجوز انتشار، متوقف شد.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ وقف پخش فصل دوم برنامه «شفرونی» پس از انتشار سه قسمت نخست، مستقیماً ناشی از عدم دریافت مجوز رسمی از سوی ساترا بوده است. با این حال، ماهیت توقف این برنامه تنها یک برخورد اداری با «انتشار بدون مجوز» نیست؛ بلکه بازتابی از ضرورت برخورد با محتوایی است که به بهانه سرگرمی، به میدانگاهی برای هنجارشکنی و تنزل شأن هنرمندان تبدیل شده است.
برنامه «شفرونی» با رویکردی که بیشتر به «رئالیتیشو» شباهت دارد تا برنامه آشپزی، با هدف جلب توجه کاذب و تولید محتوای زرد طراحی شده است. از شوخیهای دوپهلو و کنایههای جنسیتی گرفته تا ترویج رفتارهای غیرمتعارف برای خنداندن مخاطب، همگی نشان از ضعف فکری و فقر ایدهپردازی در این اثر دارد.
استمرار تولیداتی که حجب و حیا را به سوژه تمسخر تبدیل میکنند و از سلبریتیها برای بازتولید کلیشههای مبتذل استفاده میکنند، اعتبار پلتفرمهای نمایش خانگی را به خطر انداخته است. توقف «شفرونی» توسط مراجع ذیصلاح، تنها یک اقدام اداری نیست، بلکه ضرورتی برای جلوگیری از تبدیل شدن رسانه خانگی به بستری برای مصرفزدگی سطحی و بیپرواست.
تجارت با حاشیه؛ به جای خلاقیت
ظهور شبکه نمایش خانگی در ابتدا با امید به تولید آثار عمیق و پاسخگو همراه بود، اما «شفرونی» نمونهای بارز از چرخش این رسانه به سمت فرمولهای صرفاً تجاری است. در این برنامه، کمدی نه در قالب موقعیتهای هوشمندانه، بلکه در چارچوب رفتارهای سبک و ساختارشکنانه تعریف شده است.
از اجرای ترانههای لسآنجلسی توسط چهرههای شناختهشده گرفته تا استفاده از کنایههای جنسیتی و دیالوگهای سطحی، نشان میدهد که هدف تیم تولید، خلق اثر ماندگار نیست؛ بلکه هدف، تأمین خوراک پیجهای زرد اینستاگرامی از طریق ایجاد حواشی پرسروصدا و بهرهبرداری از محرکهای عامهپسند برای جلب توجه کاذب است. در واقع، چیدمان صحنهها به گونهای طراحی شده تا به جای پیرنگ داستانی، «حاشیه» تولید شود تا بازدیدها از طریق جنجالهای بیمحتوا افزایش یابد.
تنزلی که شأن هنرمندان را هدف گرفته است
نقد منتقدان تنها به فرم برنامه محدود نمیشود؛ بلکه رفتار کلامی و رفتاری شرکتکنندگان نیز زیر ذرهبین قرار دارد. کلام انباشته از کنایههای جنسیتی و رفتارهای اغراقآمیز در این برنامه، فضایی را رقم زده که در آن حجب و حیا و ادب، به جای ارزشگذاری، به سوژه تمسخر تبدیل میشود. این شیوه، کارنامه سالها فعالیت حرفهای هنرمندان را تا سطح یک ویدئوی چندثانیهای اینستاگرامی تنزل میدهد.
حضور افراطی تبلیغات و اولویت دادن به مطالبات حامیان مالی، کارکرد محتوایی برنامه را کاملاً خنثی کرده است. استفاده از سلبریتیهای کلیشهای و تکرار شوخیهای آزمودهشده، نشاندهنده فقر فکری و تلاش برای تولید محصولی کمهزینه از نظر فکری اما پرسود از نظر مالی است.
زنگ خطری برای متولیان فرهنگی
عرضه مداوم چنین محتواهایی، حساسیتهای اخلاقی و عرفی جامعه را به مرور کاهش میدهد و شوخیهای سخیف را بهعنوان هنجار پذیرفتهشده بازتعریف میکند. استمرار این روند، اعتبار پلتفرمهای اینترنتی را به عنوان رسانههای جریانساز به خطر انداخته و آنها را به محلی برای مصرفزدگی سطحی بدل میکند.
در حالی که تهیهکننده برنامه مدعی اعمال اصلاحات بوده است، اما واقعیت این است که اعمال اصلاحیهها بهمعنای دریافت مجوز نیست. توقف «شفرونی» باید زنگ هشداری برای متولیان فرهنگی و تصمیمگیران باشد؛ سرگرمیسازی ضرورتی برای نشاط جامعه است، اما تبدیل آن به بهانهای برای عبور از مرزهای اخلاق و ادب عمومی، نتیجهای جز ورشکستگی فرهنگی نخواهد داشت.
ارسال دیدگاه