به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سلام باخرز، برای همه ما پیشآمده که در سفر به شهرهای مختلف شاهد برگزاری روز بازارهای متعدد و استقبال گرم مردم بودهایم.برگزاری روز بازارها علاوه بر اینکه قدرت خرید مردم را افزایش میدهد در تنظیم 8قیمتها و جلوگیری از یکهتازی بازارهای ثابت نیز نقش بسزایی را ایفا میکند. شهرستان باخرز نیز از برگزاری روز بازار بینصیب نبوده و تنها روز بازار این شهرستان بعد از سرگردانی زیاد در طول هفته بهروز چهارشنبه رسیده است و علیرغم تمام کمبودها و مشکلاتی که دارد هیچگاه مورد کملطفی خریداران قرار نگرفته است.به درخواست مردم باخرز سری به این بازار زدهایم تا از نزدیک شاهد روند فعالیت آن باشیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سلام باخرز,چهارشنبهبازار باخرز،همه رنگ جنس،همه جنس آدم
, چهارشنبهبازار باخرز،همه رنگ جنس،همه جنس آدم,همین اول ورود به بازار حضور آدمهای مختلف نظر هر بینندهای را جلب میکند.خانمی با چند پاکت میوه،آقایی در حال چانهزنی با فروشنده،دختربچهای خوشحال از خریدن یک بادکنک،پیرمردی در حال بالا و پایین کردن ادوات کشاورزی. اینها صحنههایی است که همین اول ورود، رونق چهارشنبهبازار را نشان میدهد.
,اهالی روستاها مشتری ثابت ما هستند
, اهالی روستاها مشتری ثابت ما هستند,با یکی از فروشندهها مشغول گفتوگو شدم.درحالیکه داشت لباسهایی که مشتریپسند نکرده بود را مرتب میکرد از مسئولان گلایه کرد که زودبهزود محل بازار رو تغییر میدهند.وی گفت:من هر چهارشنبه در روز بازار باخرز غرفه اجاره میکنم و خوشبختانه فروش نسبت خوبی هم دارم.از او پرسیدم :علت اینکه فروش بالایی دارید چیست؟نگاهی به اجناسش انداخت و جواب داد:من همیشه سعی میکنم با مشتری کنار بیایم.خیلی از این مشتریها توان خرید از بازارهای ثابت را ندارند اگر قرار باشد ما هم تخفیف ندهیم پس مردم چکار باید بکنند.
,مردم دستخالی از بازار نمیروند
, مردم دستخالی از بازار نمیروند,در لابهلای جمعیت در حال گذر خانم و آقای جوانی که گل زیبایی هم خریده بودند و خندههای عمیقشان نشان از رضایت خاطرشان بود،نظر من را جلب کردند. به بهانهی پرسیدن نشانی غرقه گلفروشی سر صحبت را با این زوج جوان باز کردم.خانم که گلدان گل را به دست گرفته بود مدعی شد که چند روز پیش مثل همین گل را در تربتجام قیمت کردهام اما گران بود و نتوانستم بخرم اما اینجا توانستم با قیمت مناسبتر صاحب یک گل زیبا بشوم.همسر این خانم که جواد نام داشت آچارهایی که از بازار تهیهکرده بود را نشان داد و گفت:من و همسرم هر هفته به چهارشنبهبازار میآییم و تابهحال یادم نمیآید دستخالی به خانه رفته باشیم.هرچقدر هم کمپول باشی بازهم توان خرید کردن را داری.
,چشمهایی که منتظر چهارشنبه است
, چشمهایی که منتظر چهارشنبه است,از زن میانسالی که زنبیل پر از ترهبار را در دست دارد و راهی خانه است سؤال کردم در ماه چند بار بهروز بازار باخرز مراجعه میکنید؟با اشتیاق جواب میدهد:من هر هفته از این بازار خرید میکنم.خوبی روز بازار باخرز این است که در روزهای پایانی هفته برگزار میشود و من با خرید از این بازار پیش فرزندانم که آخر هفته مهمان من میشوند شرمنده نیستم.
,چهارشنبهبازار نباشد بازارهای ثابت یکهتاز میشوند
, چهارشنبهبازار نباشد بازارهای ثابت یکهتاز میشوند,یکی دیگر از فروشندههایی که به کار فروش میوه مشغول است میگوید:اگر قیمتهای روز بازار را باقیمتهای بازار مرکزی شهر مقایسه کنید بعد میفهمید علت شلوغی چهارشنبهبازار در چیست.فروشندههای سطح شهر در ابتدای راهاندازی چهارشنبهبازار خیلی معترض بودند اما وقتی دیدند حریف این بازار نمیشوند مجبور شدند قیمتها را تعدیل کنند و به سود منصفانه قناعت کنند.
,چهارشنبهبازار، بازاری برای آدمهای فراموشکار!
, چهارشنبهبازار، بازاری برای آدمهای فراموشکار!,در حین تهیه گزارش به دوست آشنایی برخوردم که کارتنی پر از اجناس مختلف در دست داشت.وقتی علت اینهمه خرید را پرسیدم گفت:در چهارشنبهبازار انواع کالاها پیدا میشود و اینیک فرصت برای آدمهای فراموشکار مثل من هست تا با چرخیدن در بین غرفهها ، لوازمی که لازم داشتهاند و از تهیه آنها غافل شدهاند را تهیه کنند.وی با خنده ادامه داد: چهارشنبهبازار برای ما کارمندها که نه پولداریم و نه زمان برای چرخیدن در بازارهای ثابت ، یک فرصت گرانبهاست.
,روز بازار نباشد سفرههای ما خالی میشود
, روز بازار نباشد سفرههای ما خالی میشود,با مرد میانسالی که کیسهی برنجی از بازار تهیهکرده است سر چانهزنی را باز کردم.از وی خواستم تا برنج را به همان قیمتی که خریده به من بفروشد.فوراً محل فروش برنج را به من نشان داد و از من خواست تا خودم به آنجا مراجعه کنم.مشخص بود از خریدی که کرده رضایت دارد.از وی سؤال کردم از چهارشنبهبازار راضی هستی؟جواب قانعکنندهای داد:چهارشنبهبازار نباشد ،سفرههای ما خالی میشود.
,مروری بر آنچه دیدم و شنیدم...
, مروری بر آنچه دیدم و شنیدم...,با چند پاکت میوه راه خروج از بازار را در پیش گرفتم.دوباره لابهلای بازار را جستوجو کردم . اینجا همهچیز پیدا میشود غیر از آدمهای پولدار و مرفه.غیر از خانمهای پرادعا و مارک پوش.اینجا جای مردهایی با هفت نفر عائله است.جای مادربزرگهایی با شانزده نوه و نبیره.آدمهای این بازار با آدمهایی که از بازار مرکزی خرید میکنند یک تفاوت بزرگ دارند.آدمهای اینجا با یک تخفیف هزارتومانی خوشحال میشوند و با یک پاکت میوه مهمانی برگزار میکنند.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه