اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

سازمان نظام معلمی؛ حلقه مفقوده آموزش و پرورش یا گره‌ای بر گره‌های فرهنگیان!؟

سازمان نظام معلمی؛ حلقه مفقوده آموزش و پرورش یا گره‌ای بر گره‌های فرهنگیان!؟
یکی از ایراداتی که با دید ایجاد نظامی مشابه نظام پزشکی و مهندسی در میان معلمان ایجاد می شود دادن حق تعلیق و حتی محرومیت از خدمت معلمان به شورایی در آن است، چگونه است که معلمی که در استخدام دولت است توسط شورایی تعلیق یا لغو استخدام شود؟!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج فرهنگیان- مریم ضیایی: سازمان نظام معلمی از حدود هشت سال پیش وارد عرصه سیاست گذاری ایران شد و دبیر وقت شورای عالی وزارت آموزش و پرورش 27 فروردین ماه 1387 از طراحی پیش نویس سازمان نظام معلمی کشور خبر داد البته آن زمان صرفا سندی بود به نام منابع انسانی که در بخشی از آن بحث سازمان معلمان ذکر شده بود اما در مورد ساختار و اهداف آن به صورت تفصیلی مطلبی طرح نشده بود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

این طرح مدتی به کما رفت و امسال و با بر سر کار آمدن دانش آشتیانی در وزارت آموزش و پرورش، دوباره بر سر زبان ها افتاد. بنابر تعریف کلیِ طرفداران این طرح، نظام معلمی یک تشکیلات معلمی است و معلمان در شکل گیری و تصمیمات آن نقش ایفا می کنند. حامیان این طرح همچنین معتقدند: ایجاد چنین سازمانی موجب به کارگیری نظرات و پیشنهادات معلمان در زمینه‌ی ارتقاء، جذب و استخدام در آموزش و پرورش و ارتقاء منزلت معلمان و واگذاری بخشی از مسئولیت‌های غیرحاکمیتی آموزش و پرورش به فرهنگیان می شود.

آنچه از بررسی استدلال طرفداران این طرح برمی آید در نظر داشتن نظامی همچون نظام مهندسی و پزشکی است اما به نظر می رسد به دلیل تفاوت عمیق میان این اقشار چنین قیاسی مع الفارق است. نگاه به جامعه فرهنگیان که در استخدام دولت هستند به عنوان یک صنف همچون مشاغل آزاد دلیل اصلی این اشتباه است. پزشکان و مهندسان در خدمت دولت نیستند و خدمات خصوصی ارائه می کنند بنابراین برای انسجام و بالا رفتن نظارت، سازمان های نظام مهندسی و پزشکی را ایجاد کرده اند که البته حفظ منافع ملی و مردم هم در آن ها کاملا محرز نیست.

یکی از ایراداتی که با این دید در سازمان نظام معلمان ایجاد می شود دادن حق تعلیق و حتی محرومیت از خدمت معلمان به شورایی در آن است، چگونه است که معلمی که در استخدام دولت است توسط شورایی تعلیق یا لغو استخدام شود؟!

این سازمان به عنوان یک سازمان غیردولتی پیش بینی شده است که در اینجا با توجه به این مطلب چند بحث مطرح می شود، یک ایراد به مسئله سرمایه گذاری بر می گردد؛ در یک سازمان غیردولتی 49 درصد سهام را دولت و 51 درصد را بخش غیردولتی به عنوان آورده قبول می کند؛ اما آیا معلمانِ عضو، خواهند توانست 51 درصد سرمایه یک سازمان غیردولتی بزرگ را تامین کنند؟ آیا این سازمان بر فرض تامین منابع توسط فرهنگیان یک سازمان هم عرض صندوق ذخیره خواهد شد؟ آیا تجربه سوءمدیریت صندوق ذخیره، معلمان را برای سرمایه گذاری مردد نخواهد کرد؟ و این سوال هم مطرح است؛ هم اکنون هم دولت در صندوق ذخیره سرمایه گذاری می کند آیا قرار است دولت و فرهنگیان در دو سازمان هم عرض قرار است سرمایه گذاری کنند؟

بیان شده است که بخشی از منابع را از عضویت اشخاص و بخشی را کمک های دولت و بخشی با کارهای کارشناسی تامین خواهد شد اما با وجود این به نظر می رسد بار مالی اصلی بر دوش دولت باشد و ماهیت غیردولتی این سازمان را ابهام آلود و خدشه دار کند.

در بحث ماهیت غیردولتی ابهام دیگری نیز وجود دارد و آن این که قرار است در شورای مرکزی 21 نفر عضویت داشته باشند که حدود ده نفر دولتی و بقیه فرهنگی هستند و به شیوه برگزاری انتخابات برگزیده می شوند اما تجربه شورای عالی آموزش و پرورش که در آن هم تعدادی نماینده معلم حضور دارند نشان داده است که هویت دولتی به دلیل قدرت و جایگاه معمولا می چربد و نظر آنهاست که تحمیل می شود.

ایراد دیگری که به ذهن می رسد در بحث سردرگمی پاسخگوست؛ آموزش و پرورش بر اساس سیاست های ابلاغی رهبری نهادی حاکمیتی است و ارتقاء معلم و تعیین سنجش صلاحیت های معلمی جزء امور حاکمیتی هستند و در دولت وظیفه دارد که نسبت به خدمات معلمان که استخدام دولت هستند پاسخگو باشد. اگر میانگین نمره دانش آموزان پایین است یا تنبیه بدنی صورت می گیرد مردم و نمایندگان از دولت مطالبه گری می کنند، آیا قرار است پاسخگویی به این مطالبات پس از تفویض برخی اختیارات به این سازمان داده شود؟

حال اگر تایید صلاحیت ها را به این نظام بدهیم چطور باید از آنها مطالبه کنیم؟ سیاست گذاری و نظارت در هیچ کشوری به بخش خصوصی واگذار نشده است، در برخی از کشورها از کارشناس بخش خصوصی به عنوان یک عامل و نه ناظر استفاده می شود اما در طرح سازمان نظام معلمی بحث نظارت در بحث صلاحیت و هم هیأت تخلفات پیش بینی شده است که گفته شد حتی حق برکناری معلم برای 6 ماه را هم دارند.

مطمئنا اذعان داریم که بسیاری از تصمیمات در آموزش و پرورش گرفته می شود که نیاز است معلمان در آن حضور داشته باشند مثل پخش سرانه آموزشی و سامان دهی نیروها و بسیاری نمونه فعالیت که حضور معلمان نتیجه تصمیم گیری را بهتر خواهد کرد و ما نیازمند این هستیم که طوری برنامه ریزی کنیم تا معلمان نظرات تخصصی خودشان را در امور مختلف در اختیار آموزش و پرورش قرار دهند.

در اسناد تحولی، بحث سازمان نظام معلمی مطرح نشده است اما افزایش مشارکت در مدرسه، کارآمدی شوراهای معلمان و بالندگی شغلی و حرفه ای معلمان آمده است و تجربه نیز نشان داده است که تصمیم گیری ها با وجود معلمان بهتر خواهد بود همچنان که تقویت هویت حرفه ای معلمان موجب ارتقا منزلت آنها خواهد بود.   

بنابراین وجود سازمانی که هویت حرفه ای معلمان را تقویت کند مفید است اما به نظر می رسد در این طرح، اهداف به خوبی نوشته شده ولی شرح وظایف ناموزون و بی سرانجام است و با توجه به ایرادات بیان شده و دغدغه های مهم امروز نظام تعلیم و تربیت، سازمان نظام معلمی پیش بینی شده در این طرح نه تنها راه گشا نخواهد بود بلکه گره ای بر گره های سابق خواهد زد.

انتهای پیام/

,

این طرح مدتی به کما رفت و امسال و با بر سر کار آمدن دانش آشتیانی در وزارت آموزش و پرورش، دوباره بر سر زبان ها افتاد. بنابر تعریف کلیِ طرفداران این طرح، نظام معلمی یک تشکیلات معلمی است و معلمان در شکل گیری و تصمیمات آن نقش ایفا می کنند. حامیان این طرح همچنین معتقدند: ایجاد چنین سازمانی موجب به کارگیری نظرات و پیشنهادات معلمان در زمینه‌ی ارتقاء، جذب و استخدام در آموزش و پرورش و ارتقاء منزلت معلمان و واگذاری بخشی از مسئولیت‌های غیرحاکمیتی آموزش و پرورش به فرهنگیان می شود.

آنچه از بررسی استدلال طرفداران این طرح برمی آید در نظر داشتن نظامی همچون نظام مهندسی و پزشکی است اما به نظر می رسد به دلیل تفاوت عمیق میان این اقشار چنین قیاسی مع الفارق است. نگاه به جامعه فرهنگیان که در استخدام دولت هستند به عنوان یک صنف همچون مشاغل آزاد دلیل اصلی این اشتباه است. پزشکان و مهندسان در خدمت دولت نیستند و خدمات خصوصی ارائه می کنند بنابراین برای انسجام و بالا رفتن نظارت، سازمان های نظام مهندسی و پزشکی را ایجاد کرده اند که البته حفظ منافع ملی و مردم هم در آن ها کاملا محرز نیست.

یکی از ایراداتی که با این دید در سازمان نظام معلمان ایجاد می شود دادن حق تعلیق و حتی محرومیت از خدمت معلمان به شورایی در آن است، چگونه است که معلمی که در استخدام دولت است توسط شورایی تعلیق یا لغو استخدام شود؟!

این سازمان به عنوان یک سازمان غیردولتی پیش بینی شده است که در اینجا با توجه به این مطلب چند بحث مطرح می شود، یک ایراد به مسئله سرمایه گذاری بر می گردد؛ در یک سازمان غیردولتی 49 درصد سهام را دولت و 51 درصد را بخش غیردولتی به عنوان آورده قبول می کند؛ اما آیا معلمانِ عضو، خواهند توانست 51 درصد سرمایه یک سازمان غیردولتی بزرگ را تامین کنند؟ آیا این سازمان بر فرض تامین منابع توسط فرهنگیان یک سازمان هم عرض صندوق ذخیره خواهد شد؟ آیا تجربه سوءمدیریت صندوق ذخیره، معلمان را برای سرمایه گذاری مردد نخواهد کرد؟ و این سوال هم مطرح است؛ هم اکنون هم دولت در صندوق ذخیره سرمایه گذاری می کند آیا قرار است دولت و فرهنگیان در دو سازمان هم عرض قرار است سرمایه گذاری کنند؟

بیان شده است که بخشی از منابع را از عضویت اشخاص و بخشی را کمک های دولت و بخشی با کارهای کارشناسی تامین خواهد شد اما با وجود این به نظر می رسد بار مالی اصلی بر دوش دولت باشد و ماهیت غیردولتی این سازمان را ابهام آلود و خدشه دار کند.

در بحث ماهیت غیردولتی ابهام دیگری نیز وجود دارد و آن این که قرار است در شورای مرکزی 21 نفر عضویت داشته باشند که حدود ده نفر دولتی و بقیه فرهنگی هستند و به شیوه برگزاری انتخابات برگزیده می شوند اما تجربه شورای عالی آموزش و پرورش که در آن هم تعدادی نماینده معلم حضور دارند نشان داده است که هویت دولتی به دلیل قدرت و جایگاه معمولا می چربد و نظر آنهاست که تحمیل می شود.

ایراد دیگری که به ذهن می رسد در بحث سردرگمی پاسخگوست؛ آموزش و پرورش بر اساس سیاست های ابلاغی رهبری نهادی حاکمیتی است و ارتقاء معلم و تعیین سنجش صلاحیت های معلمی جزء امور حاکمیتی هستند و در دولت وظیفه دارد که نسبت به خدمات معلمان که استخدام دولت هستند پاسخگو باشد. اگر میانگین نمره دانش آموزان پایین است یا تنبیه بدنی صورت می گیرد مردم و نمایندگان از دولت مطالبه گری می کنند، آیا قرار است پاسخگویی به این مطالبات پس از تفویض برخی اختیارات به این سازمان داده شود؟

حال اگر تایید صلاحیت ها را به این نظام بدهیم چطور باید از آنها مطالبه کنیم؟ سیاست گذاری و نظارت در هیچ کشوری به بخش خصوصی واگذار نشده است، در برخی از کشورها از کارشناس بخش خصوصی به عنوان یک عامل و نه ناظر استفاده می شود اما در طرح سازمان نظام معلمی بحث نظارت در بحث صلاحیت و هم هیأت تخلفات پیش بینی شده است که گفته شد حتی حق برکناری معلم برای 6 ماه را هم دارند.

مطمئنا اذعان داریم که بسیاری از تصمیمات در آموزش و پرورش گرفته می شود که نیاز است معلمان در آن حضور داشته باشند مثل پخش سرانه آموزشی و سامان دهی نیروها و بسیاری نمونه فعالیت که حضور معلمان نتیجه تصمیم گیری را بهتر خواهد کرد و ما نیازمند این هستیم که طوری برنامه ریزی کنیم تا معلمان نظرات تخصصی خودشان را در امور مختلف در اختیار آموزش و پرورش قرار دهند.

در اسناد تحولی، بحث سازمان نظام معلمی مطرح نشده است اما افزایش مشارکت در مدرسه، کارآمدی شوراهای معلمان و بالندگی شغلی و حرفه ای معلمان آمده است و تجربه نیز نشان داده است که تصمیم گیری ها با وجود معلمان بهتر خواهد بود همچنان که تقویت هویت حرفه ای معلمان موجب ارتقا منزلت آنها خواهد بود.   

بنابراین وجود سازمانی که هویت حرفه ای معلمان را تقویت کند مفید است اما به نظر می رسد در این طرح، اهداف به خوبی نوشته شده ولی شرح وظایف ناموزون و بی سرانجام است و با توجه به ایرادات بیان شده و دغدغه های مهم امروز نظام تعلیم و تربیت، سازمان نظام معلمی پیش بینی شده در این طرح نه تنها راه گشا نخواهد بود بلکه گره ای بر گره های سابق خواهد زد.

انتهای پیام/

,

این طرح مدتی به کما رفت و امسال و با بر سر کار آمدن دانش آشتیانی در وزارت آموزش و پرورش، دوباره بر سر زبان ها افتاد. بنابر تعریف کلیِ طرفداران این طرح، نظام معلمی یک تشکیلات معلمی است و معلمان در شکل گیری و تصمیمات آن نقش ایفا می کنند. حامیان این طرح همچنین معتقدند: ایجاد چنین سازمانی موجب به کارگیری نظرات و پیشنهادات معلمان در زمینه‌ی ارتقاء، جذب و استخدام در آموزش و پرورش و ارتقاء منزلت معلمان و واگذاری بخشی از مسئولیت‌های غیرحاکمیتی آموزش و پرورش به فرهنگیان می شود.

آنچه از بررسی استدلال طرفداران این طرح برمی آید در نظر داشتن نظامی همچون نظام مهندسی و پزشکی است اما به نظر می رسد به دلیل تفاوت عمیق میان این اقشار چنین قیاسی مع الفارق است. نگاه به جامعه فرهنگیان که در استخدام دولت هستند به عنوان یک صنف همچون مشاغل آزاد دلیل اصلی این اشتباه است. پزشکان و مهندسان در خدمت دولت نیستند و خدمات خصوصی ارائه می کنند بنابراین برای انسجام و بالا رفتن نظارت، سازمان های نظام مهندسی و پزشکی را ایجاد کرده اند که البته حفظ منافع ملی و مردم هم در آن ها کاملا محرز نیست.

یکی از ایراداتی که با این دید در سازمان نظام معلمان ایجاد می شود دادن حق تعلیق و حتی محرومیت از خدمت معلمان به شورایی در آن است، چگونه است که معلمی که در استخدام دولت است توسط شورایی تعلیق یا لغو استخدام شود؟!

این سازمان به عنوان یک سازمان غیردولتی پیش بینی شده است که در اینجا با توجه به این مطلب چند بحث مطرح می شود، یک ایراد به مسئله سرمایه گذاری بر می گردد؛ در یک سازمان غیردولتی 49 درصد سهام را دولت و 51 درصد را بخش غیردولتی به عنوان آورده قبول می کند؛ اما آیا معلمانِ عضو، خواهند توانست 51 درصد سرمایه یک سازمان غیردولتی بزرگ را تامین کنند؟ آیا این سازمان بر فرض تامین منابع توسط فرهنگیان یک سازمان هم عرض صندوق ذخیره خواهد شد؟ آیا تجربه سوءمدیریت صندوق ذخیره، معلمان را برای سرمایه گذاری مردد نخواهد کرد؟ و این سوال هم مطرح است؛ هم اکنون هم دولت در صندوق ذخیره سرمایه گذاری می کند آیا قرار است دولت و فرهنگیان در دو سازمان هم عرض قرار است سرمایه گذاری کنند؟

بیان شده است که بخشی از منابع را از عضویت اشخاص و بخشی را کمک های دولت و بخشی با کارهای کارشناسی تامین خواهد شد اما با وجود این به نظر می رسد بار مالی اصلی بر دوش دولت باشد و ماهیت غیردولتی این سازمان را ابهام آلود و خدشه دار کند.

در بحث ماهیت غیردولتی ابهام دیگری نیز وجود دارد و آن این که قرار است در شورای مرکزی 21 نفر عضویت داشته باشند که حدود ده نفر دولتی و بقیه فرهنگی هستند و به شیوه برگزاری انتخابات برگزیده می شوند اما تجربه شورای عالی آموزش و پرورش که در آن هم تعدادی نماینده معلم حضور دارند نشان داده است که هویت دولتی به دلیل قدرت و جایگاه معمولا می چربد و نظر آنهاست که تحمیل می شود.

ایراد دیگری که به ذهن می رسد در بحث سردرگمی پاسخگوست؛ آموزش و پرورش بر اساس سیاست های ابلاغی رهبری نهادی حاکمیتی است و ارتقاء معلم و تعیین سنجش صلاحیت های معلمی جزء امور حاکمیتی هستند و در دولت وظیفه دارد که نسبت به خدمات معلمان که استخدام دولت هستند پاسخگو باشد. اگر میانگین نمره دانش آموزان پایین است یا تنبیه بدنی صورت می گیرد مردم و نمایندگان از دولت مطالبه گری می کنند، آیا قرار است پاسخگویی به این مطالبات پس از تفویض برخی اختیارات به این سازمان داده شود؟

حال اگر تایید صلاحیت ها را به این نظام بدهیم چطور باید از آنها مطالبه کنیم؟ سیاست گذاری و نظارت در هیچ کشوری به بخش خصوصی واگذار نشده است، در برخی از کشورها از کارشناس بخش خصوصی به عنوان یک عامل و نه ناظر استفاده می شود اما در طرح سازمان نظام معلمی بحث نظارت در بحث صلاحیت و هم هیأت تخلفات پیش بینی شده است که گفته شد حتی حق برکناری معلم برای 6 ماه را هم دارند.

مطمئنا اذعان داریم که بسیاری از تصمیمات در آموزش و پرورش گرفته می شود که نیاز است معلمان در آن حضور داشته باشند مثل پخش سرانه آموزشی و سامان دهی نیروها و بسیاری نمونه فعالیت که حضور معلمان نتیجه تصمیم گیری را بهتر خواهد کرد و ما نیازمند این هستیم که طوری برنامه ریزی کنیم تا معلمان نظرات تخصصی خودشان را در امور مختلف در اختیار آموزش و پرورش قرار دهند.

در اسناد تحولی، بحث سازمان نظام معلمی مطرح نشده است اما افزایش مشارکت در مدرسه، کارآمدی شوراهای معلمان و بالندگی شغلی و حرفه ای معلمان آمده است و تجربه نیز نشان داده است که تصمیم گیری ها با وجود معلمان بهتر خواهد بود همچنان که تقویت هویت حرفه ای معلمان موجب ارتقا منزلت آنها خواهد بود.   

بنابراین وجود سازمانی که هویت حرفه ای معلمان را تقویت کند مفید است اما به نظر می رسد در این طرح، اهداف به خوبی نوشته شده ولی شرح وظایف ناموزون و بی سرانجام است و با توجه به ایرادات بیان شده و دغدغه های مهم امروز نظام تعلیم و تربیت، سازمان نظام معلمی پیش بینی شده در این طرح نه تنها راه گشا نخواهد بود بلکه گره ای بر گره های سابق خواهد زد.

انتهای پیام/

,

این طرح مدتی به کما رفت و امسال و با بر سر کار آمدن دانش آشتیانی در وزارت آموزش و پرورش، دوباره بر سر زبان ها افتاد. بنابر تعریف کلیِ طرفداران این طرح، نظام معلمی یک تشکیلات معلمی است و معلمان در شکل گیری و تصمیمات آن نقش ایفا می کنند. حامیان این طرح همچنین معتقدند: ایجاد چنین سازمانی موجب به کارگیری نظرات و پیشنهادات معلمان در زمینه‌ی ارتقاء، جذب و استخدام در آموزش و پرورش و ارتقاء منزلت معلمان و واگذاری بخشی از مسئولیت‌های غیرحاکمیتی آموزش و پرورش به فرهنگیان می شود.

,

آنچه از بررسی استدلال طرفداران این طرح برمی آید در نظر داشتن نظامی همچون نظام مهندسی و پزشکی است اما به نظر می رسد به دلیل تفاوت عمیق میان این اقشار چنین قیاسی مع الفارق است. نگاه به جامعه فرهنگیان که در استخدام دولت هستند به عنوان یک صنف همچون مشاغل آزاد دلیل اصلی این اشتباه است. پزشکان و مهندسان در خدمت دولت نیستند و خدمات خصوصی ارائه می کنند بنابراین برای انسجام و بالا رفتن نظارت، سازمان های نظام مهندسی و پزشکی را ایجاد کرده اند که البته حفظ منافع ملی و مردم هم در آن ها کاملا محرز نیست.

, حفظ منافع ملی و مردم هم در آن ها کاملا محرز ,

یکی از ایراداتی که با این دید در سازمان نظام معلمان ایجاد می شود دادن حق تعلیق و حتی محرومیت از خدمت معلمان به شورایی در آن است، چگونه است که معلمی که در استخدام دولت است توسط شورایی تعلیق یا لغو استخدام شود؟!

,

این سازمان به عنوان یک سازمان غیردولتی پیش بینی شده است که در اینجا با توجه به این مطلب چند بحث مطرح می شود، یک ایراد به مسئله سرمایه گذاری بر می گردد؛ در یک سازمان غیردولتی 49 درصد سهام را دولت و 51 درصد را بخش غیردولتی به عنوان آورده قبول می کند؛ اما آیا معلمانِ عضو، خواهند توانست 51 درصد سرمایه یک سازمان غیردولتی بزرگ را تامین کنند؟ آیا این سازمان بر فرض تامین منابع توسط فرهنگیان یک سازمان هم عرض صندوق ذخیره خواهد شد؟ آیا تجربه سوءمدیریت صندوق ذخیره، معلمان را برای سرمایه گذاری مردد نخواهد کرد؟ و این سوال هم مطرح است؛ هم اکنون هم دولت در صندوق ذخیره سرمایه گذاری می کند آیا قرار است دولت و فرهنگیان در دو سازمان هم عرض قرار است سرمایه گذاری کنند؟

, آیا این سازمان بر فرض تامین منابع توسط فرهنگیان یک سازمان هم عرض صندوق ذخیره خواهد شد؟ آیا تجربه سوءمدیریت صندوق ذخیره، معلمان را برای سرمایه گذاری مردد نخواهد کرد؟ و این سوال هم مطرح است؛ هم اکنون هم دولت در صندوق ذخیره سرمایه گذاری می کند آیا قرار است دولت و فرهنگیان در دو سازمان هم عرض قرار است سرمایه گذاری کنند؟,

بیان شده است که بخشی از منابع را از عضویت اشخاص و بخشی را کمک های دولت و بخشی با کارهای کارشناسی تامین خواهد شد اما با وجود این به نظر می رسد بار مالی اصلی بر دوش دولت باشد و ماهیت غیردولتی این سازمان را ابهام آلود و خدشه دار کند.

,

در بحث ماهیت غیردولتی ابهام دیگری نیز وجود دارد و آن این که قرار است در شورای مرکزی 21 نفر عضویت داشته باشند که حدود ده نفر دولتی و بقیه فرهنگی هستند و به شیوه برگزاری انتخابات برگزیده می شوند اما تجربه شورای عالی آموزش و پرورش که در آن هم تعدادی نماینده معلم حضور دارند نشان داده است که هویت دولتی به دلیل قدرت و جایگاه معمولا می چربد و نظر آنهاست که تحمیل می شود.

,

ایراد دیگری که به ذهن می رسد در بحث سردرگمی پاسخگوست؛ آموزش و پرورش بر اساس سیاست های ابلاغی رهبری نهادی حاکمیتی است و ارتقاء معلم و تعیین سنجش صلاحیت های معلمی جزء امور حاکمیتی هستند و در دولت وظیفه دارد که نسبت به خدمات معلمان که استخدام دولت هستند پاسخگو باشد. اگر میانگین نمره دانش آموزان پایین است یا تنبیه بدنی صورت می گیرد مردم و نمایندگان از دولت مطالبه گری می کنند، آیا قرار است پاسخگویی به این مطالبات پس از تفویض برخی اختیارات به این سازمان داده شود؟

,

حال اگر تایید صلاحیت ها را به این نظام بدهیم چطور باید از آنها مطالبه کنیم؟ سیاست گذاری و نظارت در هیچ کشوری به بخش خصوصی واگذار نشده است، در برخی از کشورها از کارشناس بخش خصوصی به عنوان یک عامل و نه ناظر استفاده می شود اما در طرح سازمان نظام معلمی بحث نظارت در بحث صلاحیت و هم هیأت تخلفات پیش بینی شده است که گفته شد حتی حق برکناری معلم برای 6 ماه را هم دارند.

,

مطمئنا اذعان داریم که بسیاری از تصمیمات در آموزش و پرورش گرفته می شود که نیاز است معلمان در آن حضور داشته باشند مثل پخش سرانه آموزشی و سامان دهی نیروها و بسیاری نمونه فعالیت که حضور معلمان نتیجه تصمیم گیری را بهتر خواهد کرد و ما نیازمند این هستیم که طوری برنامه ریزی کنیم تا معلمان نظرات تخصصی خودشان را در امور مختلف در اختیار آموزش و پرورش قرار دهند.

,

در اسناد تحولی، بحث سازمان نظام معلمی مطرح نشده است اما افزایش مشارکت در مدرسه، کارآمدی شوراهای معلمان و بالندگی شغلی و حرفه ای معلمان آمده است و تجربه نیز نشان داده است که تصمیم گیری ها با وجود معلمان بهتر خواهد بود همچنان که تقویت هویت حرفه ای معلمان موجب ارتقا منزلت آنها خواهد بود.   

,

بنابراین وجود سازمانی که هویت حرفه ای معلمان را تقویت کند مفید است اما به نظر می رسد در این طرح، اهداف به خوبی نوشته شده ولی شرح وظایف ناموزون و بی سرانجام است و با توجه به ایرادات بیان شده و دغدغه های مهم امروز نظام تعلیم و تربیت، سازمان نظام معلمی پیش بینی شده در این طرح نه تنها راه گشا نخواهد بود بلکه گره ای بر گره های سابق خواهد زد.

, بنابراین وجود سازمانی که هویت حرفه ای معلمان را تقویت کند مفید است اما به نظر می رسد در این طرح، اهداف به خوبی نوشته شده ولی شرح وظایف ناموزون و بی سرانجام است و با توجه به ایرادات بیان شده و دغدغه های مهم امروز نظام تعلیم و تربیت، سازمان نظام معلمی پیش بینی شده در این طرح نه تنها راه گشا نخواهد بود بلکه گره ای بر گره های سابق خواهد زد.,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه