به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، مهدی امیدی - توقف پخش برنامههای چالشی، تأثیرگذار و فرهنگساز سیما در حال تبدیل شدن به یک اپیدمی است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,پس از خبر توقف پخش برنامه «ثریا» (برای سومین بار در طول شش سال گذشته این برنامه از پخش بازمانده است)، تأخیر تولید سریال ضدصهیونیستی «موسی»، تعطیلی برنامه هفت و ... این بار خبر توقف پخش برنامه «محله گل و بلبل» سوال برانگیز است.
,سوال برانگیز از این نظر که این برنامه در قالبی سرگرم کننده و با حداقل هزینه و با حضور بازیگران شناخته شده، به آموزش مسائل اساسی اجتماعی و فرهنگی به کودکان و نوجوانان می پرداخت. داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) مجری-بازیگر توانمند و خلاق که سال هاست محبوبیت و شهرت زیادی بین بچه ها و حتی بزرگسالان پیدا کرده، در «محله گل و بلبل» هم توانست پویا و فعال ظاهر شود و هم به تعهد رسانه ای خود در قبال فرزندان این سرزمین عمل کند.
,

,
,
, برنامه جدید داریوش فرضیایی در نقش عمو پورنگ نیز یک برنامه استودیویی است. اما آنچه در این برنامه تازگی دارد، ایجاد یک محله مجازی است. تنوع و رنگ آمیزی جذاب این محله و شخصیت های مختلف در تیپ های گوناگون، توجه مخاطب را جلب می کند. اما آنچه در این محله مجازی برجستگی یافته، بازآفرینی زندگی روزمره مردم است. بیننده کودک و نوجوان با شخصیت های این برنامه همراه می شود و در جریان ماجراهایی که اتفاق می افتد با شاخص های فرهنگی، اخلاقی و رفتاری آشنا می شود. درواقع، محله گل و بلبل، یک کلاس درس است، اما مخاطب احساس نمی کند که درحال دریافت پند و اندرز است، درحالی که هنجارها و مطالب اخلاق، به روح و شخصیت او تزریق می شود.
,فضای محله مجازی در این برنامه همان طور که از اسم آن مشخص است، هویتی بومی و سنتی دارد. حتی اقوام مختلف با گویش های شیرین و پوشش زیبای خود نیز در آن حضور دارند. در این فضا، مسائل جامعه جدید هم مطرح می شود. مسائلی چون شبکه های اجتماعی و فضای مجازی، ترافیک، روابط اجتماعی و خانوادگی، حفظ محیط زیست و ... به شیوه ای سرگرم کننده و جذاب به نسل جدید آموزش داده می شوند. برنامه «محله گل و بلبل» و فضای پاک و مهربانانه آن در بین انبوه محصولات رسانه ای پرزرق و برق و خشن را می توان همچون چشمه ای گوارا در میان یک کویر خشک و سوزان دانست. این برنامه روح و ذهن کودکان و نوجوانان را با دنیایی متفاوت از آنچه در هجمه فرهنگی و رسانه ای وارداتی ترسیم می شود، آشنا و پالایش می کند. ویژگی مهم دیگر این برنامه، انتقال معانی و مفاهیم از طریق بازیگرهایی است که سابقه ای خوشایند در ذهن کودکان و نوجوانان دارند. به ویژه عمو پورنگ که همچنان کودک درون خود را زنده نگه داشته است. او در این برنامه نه در نقش یک مجری یا معلم، بلکه در موقعیتی شبیه به بچه ها قرار دارد. یعنی بخشی از ماجراهای محله، از مسیر تعامل داریوش فرضیایی با پدر و مادر و اطرافیانش می گذرد و از این طریق، بچه ها با او همذات پنداری بیشتری می کنند.
,

,
,
, وقتی قطع بی سر و صدا و بی مقدمه «محله گل و بلبل» که از معدود برنامه های صداوسیما با محوریت آموزش اخلاق و سبک زندگی اسلامی و ایرانی به کودکان و نوجوانان است را در کنار مسائل مربوط به سند 2030 و یا حذف مقطعی ماجرای شهید فهمیده از کتاب های درسی می گذاریم، معنایی فراتر از به پایان رسیدن یک برنامه به طور طبیعی پیدا می کند.
,یکی از عوامل توقف پخش برنامه «محله گل و بلبل» نگاه سطحی به برنامه های کودک و نوجوان است. اگر سیاستگذاران رسانه ملی اهمیت برنامه های کودک و نوجوان را درک می کردند، نه تنها این به پخش این برنامه ادامه می دادند که محله های گل و بلبل دیگری را هم برای نونهالان تدارک می دیدند. این درحالی است که کار رسانه ای و فرهنگی برای بچه ها به معنی تقویت ریشه های جامعه است.
,به ویژه اینکه حجم زیادی از جریان جنگ نرم علیه کشورمان، بچهها را نشانه گرفته است. حجم گسترده بازیهای رایانهای وارداتی و اغلب مخرب به اضافه انتشار سرسام آور دیسکها و نرم افزارهای تلفت همراه و همچنین شبکههای ماهوارهای پخش انیمیشن با دوبله فارسی، خردسالان و کودکان ایرانی را احاطه کرده است.
,با این اوصاف، دیگر نمیتوان برنامه های کودک را معمولی و پیش پا افتاده دانست، بلکه یک شبکه بخشی استراتژیک و حیاتی محسوب میشوند. به نظر میرسد دست اندرکاران صداوسیما باید در نگاه خود به برنامه های کودک تجدید نظر کنند و این نوع برنامه ها را به عنوان یک اهرم رسانهای مهم و راهبردی در نظر بگیرند. چون از طریق ارتقا و تقویت برنامه های کودک میتوانند از تسخیر شدن ذهن نسل آینده توسط بیگانگان جلوگیری کنند. بدون تردید، اگر برنامه های کودک فقط ویترینی برای نمایش چند کارتون تکراری باشد، صداوسیما در رسالت «دانشگاه عمومی» بودن خود شکست خواهد خورد. رسانه ملی زمانی می تواند نقش مولد و تأثیرگذار بر نسل آینده را ایفا کند که به جای برنامه های کودک وارداتی یا تقلیدی، آثاری با رویکرد ترویج سبک زندگی و الگوهای فکری و عملی بومی را تولید کند.
,برنامه هایی چون «محله گل و بلبل» با همه نقاط ضعف خود اما می توانند با تکثیر و زیاد شدن و همچنین بقا در دراز مدت، جریان سازی فرهنگی کنند. امید است که مسئولان سیما با در نظر گرفتن اهمیت مسئله فرهنگسازی برای نونهالان، نسبت به تداوم تولید و پخش برنامه هایی از این دست کوشش کند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه