اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

یادداشت:

حقوق بشر آمریکایی یا حقوق بی بشری که تا آمریکا باشد هرگز نخواهد بود

حقوق بشر آمریکایی یا حقوق بی بشری که تا آمریکا باشد هرگز نخواهد بود
آمریکا تنها به عنوان حربه ای سیاسی از این حقوق بی بشر استفاده میکند. کاش عده ای در دنیا و در ایران بدانند خود آمریکا طنزی بیش نیست حال حقوق بشر اش که جای خود دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خاورستان، حقوق بشر آمریکایی، واژه ایست این روز ها دوباره سر زبان ها افتاده است. حقوق بشری که شاید نه به آن حقوق را می‌توان اختصاص داد و نه بشر را بهتر است به آن "چقوق پشر" بگوییم که نه زیاد اسمش تغییر کند و نه مسمای نداشته اش دستخوش تحول قرار گیرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خاورستان, خاورستان, خاورستان,

 

آمریکا در تمام جهان سعی دارد خودرا مدافع این "چقوق پشر" قرار دهد و میبینیم  یکی از بهانه های این کشور، برای تحریم ایران عزیز ما همین "لاموجود" است. میگویند در ایران اعدام میکنند، مخالفانشان را به زندان می اندازند و حتی میکشند، به پیشانی دختران "پونز" فرو میکنند، وسط پیاده رو ها خیابان میکشند و از این مسائل.  که حالا همه این مسائل جای بحث دارد.

 

حقوق بشر آمریکایی یعنی ترور،  تزویر، منافقین خلق، خون و قتل، یعنی دست امام خامنه ای و شهید بهشتی و رجایی و باهنر و 17000 شهید ترور و البته هواپیمای ایر باس و 70 کودک داخل آن و نشان لیاقت به یک قاتل. اینکه توضیحات چندانی نمیخواد.

 

اعلامیه جهانی به اصطلاح حقوق بشر در سال 1948 بعد از جنگ جهانی دوم نوشته شد و به دلیل اینکه اغلب کشور ها آنرا پذیرفتند کم کم لازم الاجرا نیز شد. همه عالم میدانند که کشور های پیروز در جنگ جهانی دوم هر کاری بعد از جنگ کردند تنها و تنها و مؤکدا تنها برای این بود که سیطره خود را بر جهان بیشتر کنند و نمونه بارز آن "لاحَق" وتو است و کلی کشور را هم به اسم قیمومیت و این حرف ها به باد استعمار گرفتند. این به اصطلاح حقوق بشر هم از این قاعده مستثنا نیست.

 

هنری کسینجر معروف در جایی میگفت:" منافع استراتژیکی آمریکا در وجود رژیم­های دیکتاتوری در حوزه خلیج فارس خلاصه می‌­شود." سؤال اینجا است چرا یک وزیر امور خارجه در آن زمان یک کشور طرفدار این مسئله "دروغ" حقوق بشر باید از کشور هایی دفاع کند که در اوج آزار و اذیت مردمان خودشان به سر میبرند؟! حمایت از دیکتاتور ها  و دم زدن از حقوق بشر دو مسئله نقیض هم اند که "جمع دو نقیض مهال است"

 

آمریکا تنها با قدرت رسانه ای قوی که دارد توانسته است این فکر را در مردم جهان که حتی برخی ایرانیان هم از آن مسثنا نیستند به نفع خودش و به ضرر مخالفانش تغییر دهد و بهانه او هم همین  حقوق بشر است. حقوق بشری که هرگز نبوده و نخواهد بود تا آمریکایی هست یا باشد.

 

بعضی از غرب گرایان داخلی و حمله کنندگان به موشک و اینها نمیخواهند قبول کنند که چیزی به نام حقوق بشر وجود ندارد حالا از نوع آمریکایی اش هم که میشود" تقریبا هیچ". از ما نمی‌شوید از زبان توماس فرید من آمریکایی بشنوید که میگوید: پیام ما برای منطقه هم کاملا مشهود بود: "آهای آقایان این معامله ما با شما، واضح و روشن است. چاه های نفت خود را به روی ما بگشایید؛ قیمت نفت را پایین نگاه دارید ، اسرائیل را چندان اذیت نکنید و سپس می توانید هر آنچه که می خواهید انجام دهید.

 

وی در ادامه مینویسد: می توانید مردمان خود را از تمامی حقوق مدنی و شهروندی محروم نگاه دارید. می توانید هر اندازه که می خواهید به فساد مالی و اداری بپردازید. همه این کارها را می توانید انجام دهید اما تنها و تنها پمپ های نفت خود را در اختیار ما قرار دهید." ما عمری هم اگر تلاش میکردیم که غرب گرایان بفهمند حقوق بشر آمریکایی هیچی نیست نمیتوانستیم به این وضوح بگوییم.

 

اصلا بنیاد اعلامیه حقوق بشر نقاط ضعف فراوان دارد حال آن حقوق پشر که نوع آمریکایی آن بود دیگر هیچ . نقاط ضعفی که برای آن شمرده اند از این قرار است: استنباط ناقص از مفهوم آزادی، درک ناقص از مفهوم برابری و مساوات، بی توجهی به جبران خسارت، عدم تلفیق آزادی فردی و همکاری اجتماعی، فقدان اثر افقی ) به زبان ساده یعنی دید درستی نسبت به رابطه شهروند- دولت ندارد(، فقدان بررسی سازمان (منظورش این است که همه چیز باید دموکراتیک باشد از نظر حقوق بشر اما یا نیست یا اینکه به دست بخش خصوص داده شده است یعنی سیطره اقلیت بر اکثریت).

 

آمریکا تنها به عنوان حربه ای سیاسی از این حقوق بی بشر استفاده میکند. کاش عده ای در دنیا و در  ایران بدانند خود آمریکا طنزی بیش نیست حال حقوق بشر اش که جای خود دارد را چرا باور میکنند؟ باور میکنند و نوک چیکان را به قوه قضاییه میگیرند و آیت الله رئیسی را، آیت الله اعدام میخوانند.

 

انتهای پیام/

,

 

آمریکا در تمام جهان سعی دارد خودرا مدافع این "چقوق پشر" قرار دهد و میبینیم  یکی از بهانه های این کشور، برای تحریم ایران عزیز ما همین "لاموجود" است. میگویند در ایران اعدام میکنند، مخالفانشان را به زندان می اندازند و حتی میکشند، به پیشانی دختران "پونز" فرو میکنند، وسط پیاده رو ها خیابان میکشند و از این مسائل.  که حالا همه این مسائل جای بحث دارد.

 

حقوق بشر آمریکایی یعنی ترور،  تزویر، منافقین خلق، خون و قتل، یعنی دست امام خامنه ای و شهید بهشتی و رجایی و باهنر و 17000 شهید ترور و البته هواپیمای ایر باس و 70 کودک داخل آن و نشان لیاقت به یک قاتل. اینکه توضیحات چندانی نمیخواد.

 

اعلامیه جهانی به اصطلاح حقوق بشر در سال 1948 بعد از جنگ جهانی دوم نوشته شد و به دلیل اینکه اغلب کشور ها آنرا پذیرفتند کم کم لازم الاجرا نیز شد. همه عالم میدانند که کشور های پیروز در جنگ جهانی دوم هر کاری بعد از جنگ کردند تنها و تنها و مؤکدا تنها برای این بود که سیطره خود را بر جهان بیشتر کنند و نمونه بارز آن "لاحَق" وتو است و کلی کشور را هم به اسم قیمومیت و این حرف ها به باد استعمار گرفتند. این به اصطلاح حقوق بشر هم از این قاعده مستثنا نیست.

 

هنری کسینجر معروف در جایی میگفت:" منافع استراتژیکی آمریکا در وجود رژیم­های دیکتاتوری در حوزه خلیج فارس خلاصه می‌­شود." سؤال اینجا است چرا یک وزیر امور خارجه در آن زمان یک کشور طرفدار این مسئله "دروغ" حقوق بشر باید از کشور هایی دفاع کند که در اوج آزار و اذیت مردمان خودشان به سر میبرند؟! حمایت از دیکتاتور ها  و دم زدن از حقوق بشر دو مسئله نقیض هم اند که "جمع دو نقیض مهال است"

 

آمریکا تنها با قدرت رسانه ای قوی که دارد توانسته است این فکر را در مردم جهان که حتی برخی ایرانیان هم از آن مسثنا نیستند به نفع خودش و به ضرر مخالفانش تغییر دهد و بهانه او هم همین  حقوق بشر است. حقوق بشری که هرگز نبوده و نخواهد بود تا آمریکایی هست یا باشد.

 

بعضی از غرب گرایان داخلی و حمله کنندگان به موشک و اینها نمیخواهند قبول کنند که چیزی به نام حقوق بشر وجود ندارد حالا از نوع آمریکایی اش هم که میشود" تقریبا هیچ". از ما نمی‌شوید از زبان توماس فرید من آمریکایی بشنوید که میگوید: پیام ما برای منطقه هم کاملا مشهود بود: "آهای آقایان این معامله ما با شما، واضح و روشن است. چاه های نفت خود را به روی ما بگشایید؛ قیمت نفت را پایین نگاه دارید ، اسرائیل را چندان اذیت نکنید و سپس می توانید هر آنچه که می خواهید انجام دهید.

 

وی در ادامه مینویسد: می توانید مردمان خود را از تمامی حقوق مدنی و شهروندی محروم نگاه دارید. می توانید هر اندازه که می خواهید به فساد مالی و اداری بپردازید. همه این کارها را می توانید انجام دهید اما تنها و تنها پمپ های نفت خود را در اختیار ما قرار دهید." ما عمری هم اگر تلاش میکردیم که غرب گرایان بفهمند حقوق بشر آمریکایی هیچی نیست نمیتوانستیم به این وضوح بگوییم.

 

اصلا بنیاد اعلامیه حقوق بشر نقاط ضعف فراوان دارد حال آن حقوق پشر که نوع آمریکایی آن بود دیگر هیچ . نقاط ضعفی که برای آن شمرده اند از این قرار است: استنباط ناقص از مفهوم آزادی، درک ناقص از مفهوم برابری و مساوات، بی توجهی به جبران خسارت، عدم تلفیق آزادی فردی و همکاری اجتماعی، فقدان اثر افقی ) به زبان ساده یعنی دید درستی نسبت به رابطه شهروند- دولت ندارد(، فقدان بررسی سازمان (منظورش این است که همه چیز باید دموکراتیک باشد از نظر حقوق بشر اما یا نیست یا اینکه به دست بخش خصوص داده شده است یعنی سیطره اقلیت بر اکثریت).

 

آمریکا تنها به عنوان حربه ای سیاسی از این حقوق بی بشر استفاده میکند. کاش عده ای در دنیا و در  ایران بدانند خود آمریکا طنزی بیش نیست حال حقوق بشر اش که جای خود دارد را چرا باور میکنند؟ باور میکنند و نوک چیکان را به قوه قضاییه میگیرند و آیت الله رئیسی را، آیت الله اعدام میخوانند.

 

انتهای پیام/

,

 

آمریکا در تمام جهان سعی دارد خودرا مدافع این "چقوق پشر" قرار دهد و میبینیم  یکی از بهانه های این کشور، برای تحریم ایران عزیز ما همین "لاموجود" است. میگویند در ایران اعدام میکنند، مخالفانشان را به زندان می اندازند و حتی میکشند، به پیشانی دختران "پونز" فرو میکنند، وسط پیاده رو ها خیابان میکشند و از این مسائل.  که حالا همه این مسائل جای بحث دارد.

 

حقوق بشر آمریکایی یعنی ترور،  تزویر، منافقین خلق، خون و قتل، یعنی دست امام خامنه ای و شهید بهشتی و رجایی و باهنر و 17000 شهید ترور و البته هواپیمای ایر باس و 70 کودک داخل آن و نشان لیاقت به یک قاتل. اینکه توضیحات چندانی نمیخواد.

 

اعلامیه جهانی به اصطلاح حقوق بشر در سال 1948 بعد از جنگ جهانی دوم نوشته شد و به دلیل اینکه اغلب کشور ها آنرا پذیرفتند کم کم لازم الاجرا نیز شد. همه عالم میدانند که کشور های پیروز در جنگ جهانی دوم هر کاری بعد از جنگ کردند تنها و تنها و مؤکدا تنها برای این بود که سیطره خود را بر جهان بیشتر کنند و نمونه بارز آن "لاحَق" وتو است و کلی کشور را هم به اسم قیمومیت و این حرف ها به باد استعمار گرفتند. این به اصطلاح حقوق بشر هم از این قاعده مستثنا نیست.

 

هنری کسینجر معروف در جایی میگفت:" منافع استراتژیکی آمریکا در وجود رژیم­های دیکتاتوری در حوزه خلیج فارس خلاصه می‌­شود." سؤال اینجا است چرا یک وزیر امور خارجه در آن زمان یک کشور طرفدار این مسئله "دروغ" حقوق بشر باید از کشور هایی دفاع کند که در اوج آزار و اذیت مردمان خودشان به سر میبرند؟! حمایت از دیکتاتور ها  و دم زدن از حقوق بشر دو مسئله نقیض هم اند که "جمع دو نقیض مهال است"

 

آمریکا تنها با قدرت رسانه ای قوی که دارد توانسته است این فکر را در مردم جهان که حتی برخی ایرانیان هم از آن مسثنا نیستند به نفع خودش و به ضرر مخالفانش تغییر دهد و بهانه او هم همین  حقوق بشر است. حقوق بشری که هرگز نبوده و نخواهد بود تا آمریکایی هست یا باشد.

 

بعضی از غرب گرایان داخلی و حمله کنندگان به موشک و اینها نمیخواهند قبول کنند که چیزی به نام حقوق بشر وجود ندارد حالا از نوع آمریکایی اش هم که میشود" تقریبا هیچ". از ما نمی‌شوید از زبان توماس فرید من آمریکایی بشنوید که میگوید: پیام ما برای منطقه هم کاملا مشهود بود: "آهای آقایان این معامله ما با شما، واضح و روشن است. چاه های نفت خود را به روی ما بگشایید؛ قیمت نفت را پایین نگاه دارید ، اسرائیل را چندان اذیت نکنید و سپس می توانید هر آنچه که می خواهید انجام دهید.

 

وی در ادامه مینویسد: می توانید مردمان خود را از تمامی حقوق مدنی و شهروندی محروم نگاه دارید. می توانید هر اندازه که می خواهید به فساد مالی و اداری بپردازید. همه این کارها را می توانید انجام دهید اما تنها و تنها پمپ های نفت خود را در اختیار ما قرار دهید." ما عمری هم اگر تلاش میکردیم که غرب گرایان بفهمند حقوق بشر آمریکایی هیچی نیست نمیتوانستیم به این وضوح بگوییم.

 

اصلا بنیاد اعلامیه حقوق بشر نقاط ضعف فراوان دارد حال آن حقوق پشر که نوع آمریکایی آن بود دیگر هیچ . نقاط ضعفی که برای آن شمرده اند از این قرار است: استنباط ناقص از مفهوم آزادی، درک ناقص از مفهوم برابری و مساوات، بی توجهی به جبران خسارت، عدم تلفیق آزادی فردی و همکاری اجتماعی، فقدان اثر افقی ) به زبان ساده یعنی دید درستی نسبت به رابطه شهروند- دولت ندارد(، فقدان بررسی سازمان (منظورش این است که همه چیز باید دموکراتیک باشد از نظر حقوق بشر اما یا نیست یا اینکه به دست بخش خصوص داده شده است یعنی سیطره اقلیت بر اکثریت).

 

آمریکا تنها به عنوان حربه ای سیاسی از این حقوق بی بشر استفاده میکند. کاش عده ای در دنیا و در  ایران بدانند خود آمریکا طنزی بیش نیست حال حقوق بشر اش که جای خود دارد را چرا باور میکنند؟ باور میکنند و نوک چیکان را به قوه قضاییه میگیرند و آیت الله رئیسی را، آیت الله اعدام میخوانند.

 

انتهای پیام/

,

 

آمریکا در تمام جهان سعی دارد خودرا مدافع این "چقوق پشر" قرار دهد و میبینیم  یکی از بهانه های این کشور، برای تحریم ایران عزیز ما همین "لاموجود" است. میگویند در ایران اعدام میکنند، مخالفانشان را به زندان می اندازند و حتی میکشند، به پیشانی دختران "پونز" فرو میکنند، وسط پیاده رو ها خیابان میکشند و از این مسائل.  که حالا همه این مسائل جای بحث دارد.

 

حقوق بشر آمریکایی یعنی ترور،  تزویر، منافقین خلق، خون و قتل، یعنی دست امام خامنه ای و شهید بهشتی و رجایی و باهنر و 17000 شهید ترور و البته هواپیمای ایر باس و 70 کودک داخل آن و نشان لیاقت به یک قاتل. اینکه توضیحات چندانی نمیخواد.

 

اعلامیه جهانی به اصطلاح حقوق بشر در سال 1948 بعد از جنگ جهانی دوم نوشته شد و به دلیل اینکه اغلب کشور ها آنرا پذیرفتند کم کم لازم الاجرا نیز شد. همه عالم میدانند که کشور های پیروز در جنگ جهانی دوم هر کاری بعد از جنگ کردند تنها و تنها و مؤکدا تنها برای این بود که سیطره خود را بر جهان بیشتر کنند و نمونه بارز آن "لاحَق" وتو است و کلی کشور را هم به اسم قیمومیت و این حرف ها به باد استعمار گرفتند. این به اصطلاح حقوق بشر هم از این قاعده مستثنا نیست.

 

هنری کسینجر معروف در جایی میگفت:" منافع استراتژیکی آمریکا در وجود رژیم­های دیکتاتوری در حوزه خلیج فارس خلاصه می‌­شود." سؤال اینجا است چرا یک وزیر امور خارجه در آن زمان یک کشور طرفدار این مسئله "دروغ" حقوق بشر باید از کشور هایی دفاع کند که در اوج آزار و اذیت مردمان خودشان به سر میبرند؟! حمایت از دیکتاتور ها  و دم زدن از حقوق بشر دو مسئله نقیض هم اند که "جمع دو نقیض مهال است"

 

آمریکا تنها با قدرت رسانه ای قوی که دارد توانسته است این فکر را در مردم جهان که حتی برخی ایرانیان هم از آن مسثنا نیستند به نفع خودش و به ضرر مخالفانش تغییر دهد و بهانه او هم همین  حقوق بشر است. حقوق بشری که هرگز نبوده و نخواهد بود تا آمریکایی هست یا باشد.

 

بعضی از غرب گرایان داخلی و حمله کنندگان به موشک و اینها نمیخواهند قبول کنند که چیزی به نام حقوق بشر وجود ندارد حالا از نوع آمریکایی اش هم که میشود" تقریبا هیچ". از ما نمی‌شوید از زبان توماس فرید من آمریکایی بشنوید که میگوید: پیام ما برای منطقه هم کاملا مشهود بود: "آهای آقایان این معامله ما با شما، واضح و روشن است. چاه های نفت خود را به روی ما بگشایید؛ قیمت نفت را پایین نگاه دارید ، اسرائیل را چندان اذیت نکنید و سپس می توانید هر آنچه که می خواهید انجام دهید.

 

وی در ادامه مینویسد: می توانید مردمان خود را از تمامی حقوق مدنی و شهروندی محروم نگاه دارید. می توانید هر اندازه که می خواهید به فساد مالی و اداری بپردازید. همه این کارها را می توانید انجام دهید اما تنها و تنها پمپ های نفت خود را در اختیار ما قرار دهید." ما عمری هم اگر تلاش میکردیم که غرب گرایان بفهمند حقوق بشر آمریکایی هیچی نیست نمیتوانستیم به این وضوح بگوییم.

 

اصلا بنیاد اعلامیه حقوق بشر نقاط ضعف فراوان دارد حال آن حقوق پشر که نوع آمریکایی آن بود دیگر هیچ . نقاط ضعفی که برای آن شمرده اند از این قرار است: استنباط ناقص از مفهوم آزادی، درک ناقص از مفهوم برابری و مساوات، بی توجهی به جبران خسارت، عدم تلفیق آزادی فردی و همکاری اجتماعی، فقدان اثر افقی ) به زبان ساده یعنی دید درستی نسبت به رابطه شهروند- دولت ندارد(، فقدان بررسی سازمان (منظورش این است که همه چیز باید دموکراتیک باشد از نظر حقوق بشر اما یا نیست یا اینکه به دست بخش خصوص داده شده است یعنی سیطره اقلیت بر اکثریت).

 

آمریکا تنها به عنوان حربه ای سیاسی از این حقوق بی بشر استفاده میکند. کاش عده ای در دنیا و در  ایران بدانند خود آمریکا طنزی بیش نیست حال حقوق بشر اش که جای خود دارد را چرا باور میکنند؟ باور میکنند و نوک چیکان را به قوه قضاییه میگیرند و آیت الله رئیسی را، آیت الله اعدام میخوانند.

 

انتهای پیام/

,

 

آمریکا در تمام جهان سعی دارد خودرا مدافع این "چقوق پشر" قرار دهد و میبینیم  یکی از بهانه های این کشور، برای تحریم ایران عزیز ما همین "لاموجود" است. میگویند در ایران اعدام میکنند، مخالفانشان را به زندان می اندازند و حتی میکشند، به پیشانی دختران "پونز" فرو میکنند، وسط پیاده رو ها خیابان میکشند و از این مسائل.  که حالا همه این مسائل جای بحث دارد.

 

حقوق بشر آمریکایی یعنی ترور،  تزویر، منافقین خلق، خون و قتل، یعنی دست امام خامنه ای و شهید بهشتی و رجایی و باهنر و 17000 شهید ترور و البته هواپیمای ایر باس و 70 کودک داخل آن و نشان لیاقت به یک قاتل. اینکه توضیحات چندانی نمیخواد.

 

اعلامیه جهانی به اصطلاح حقوق بشر در سال 1948 بعد از جنگ جهانی دوم نوشته شد و به دلیل اینکه اغلب کشور ها آنرا پذیرفتند کم کم لازم الاجرا نیز شد. همه عالم میدانند که کشور های پیروز در جنگ جهانی دوم هر کاری بعد از جنگ کردند تنها و تنها و مؤکدا تنها برای این بود که سیطره خود را بر جهان بیشتر کنند و نمونه بارز آن "لاحَق" وتو است و کلی کشور را هم به اسم قیمومیت و این حرف ها به باد استعمار گرفتند. این به اصطلاح حقوق بشر هم از این قاعده مستثنا نیست.

 

هنری کسینجر معروف در جایی میگفت:" منافع استراتژیکی آمریکا در وجود رژیم­های دیکتاتوری در حوزه خلیج فارس خلاصه می‌­شود." سؤال اینجا است چرا یک وزیر امور خارجه در آن زمان یک کشور طرفدار این مسئله "دروغ" حقوق بشر باید از کشور هایی دفاع کند که در اوج آزار و اذیت مردمان خودشان به سر میبرند؟! حمایت از دیکتاتور ها  و دم زدن از حقوق بشر دو مسئله نقیض هم اند که "جمع دو نقیض مهال است"

 

آمریکا تنها با قدرت رسانه ای قوی که دارد توانسته است این فکر را در مردم جهان که حتی برخی ایرانیان هم از آن مسثنا نیستند به نفع خودش و به ضرر مخالفانش تغییر دهد و بهانه او هم همین  حقوق بشر است. حقوق بشری که هرگز نبوده و نخواهد بود تا آمریکایی هست یا باشد.

 

بعضی از غرب گرایان داخلی و حمله کنندگان به موشک و اینها نمیخواهند قبول کنند که چیزی به نام حقوق بشر وجود ندارد حالا از نوع آمریکایی اش هم که میشود" تقریبا هیچ". از ما نمی‌شوید از زبان توماس فرید من آمریکایی بشنوید که میگوید: پیام ما برای منطقه هم کاملا مشهود بود: "آهای آقایان این معامله ما با شما، واضح و روشن است. چاه های نفت خود را به روی ما بگشایید؛ قیمت نفت را پایین نگاه دارید ، اسرائیل را چندان اذیت نکنید و سپس می توانید هر آنچه که می خواهید انجام دهید.

 

وی در ادامه مینویسد: می توانید مردمان خود را از تمامی حقوق مدنی و شهروندی محروم نگاه دارید. می توانید هر اندازه که می خواهید به فساد مالی و اداری بپردازید. همه این کارها را می توانید انجام دهید اما تنها و تنها پمپ های نفت خود را در اختیار ما قرار دهید." ما عمری هم اگر تلاش میکردیم که غرب گرایان بفهمند حقوق بشر آمریکایی هیچی نیست نمیتوانستیم به این وضوح بگوییم.

 

اصلا بنیاد اعلامیه حقوق بشر نقاط ضعف فراوان دارد حال آن حقوق پشر که نوع آمریکایی آن بود دیگر هیچ . نقاط ضعفی که برای آن شمرده اند از این قرار است: استنباط ناقص از مفهوم آزادی، درک ناقص از مفهوم برابری و مساوات، بی توجهی به جبران خسارت، عدم تلفیق آزادی فردی و همکاری اجتماعی، فقدان اثر افقی ) به زبان ساده یعنی دید درستی نسبت به رابطه شهروند- دولت ندارد(، فقدان بررسی سازمان (منظورش این است که همه چیز باید دموکراتیک باشد از نظر حقوق بشر اما یا نیست یا اینکه به دست بخش خصوص داده شده است یعنی سیطره اقلیت بر اکثریت).

 

آمریکا تنها به عنوان حربه ای سیاسی از این حقوق بی بشر استفاده میکند. کاش عده ای در دنیا و در  ایران بدانند خود آمریکا طنزی بیش نیست حال حقوق بشر اش که جای خود دارد را چرا باور میکنند؟ باور میکنند و نوک چیکان را به قوه قضاییه میگیرند و آیت الله رئیسی را، آیت الله اعدام میخوانند.

 

انتهای پیام/

,

 

آمریکا در تمام جهان سعی دارد خودرا مدافع این "چقوق پشر" قرار دهد و میبینیم  یکی از بهانه های این کشور، برای تحریم ایران عزیز ما همین "لاموجود" است. میگویند در ایران اعدام میکنند، مخالفانشان را به زندان می اندازند و حتی میکشند، به پیشانی دختران "پونز" فرو میکنند، وسط پیاده رو ها خیابان میکشند و از این مسائل.  که حالا همه این مسائل جای بحث دارد.

 

حقوق بشر آمریکایی یعنی ترور،  تزویر، منافقین خلق، خون و قتل، یعنی دست امام خامنه ای و شهید بهشتی و رجایی و باهنر و 17000 شهید ترور و البته هواپیمای ایر باس و 70 کودک داخل آن و نشان لیاقت به یک قاتل. اینکه توضیحات چندانی نمیخواد.

 

اعلامیه جهانی به اصطلاح حقوق بشر در سال 1948 بعد از جنگ جهانی دوم نوشته شد و به دلیل اینکه اغلب کشور ها آنرا پذیرفتند کم کم لازم الاجرا نیز شد. همه عالم میدانند که کشور های پیروز در جنگ جهانی دوم هر کاری بعد از جنگ کردند تنها و تنها و مؤکدا تنها برای این بود که سیطره خود را بر جهان بیشتر کنند و نمونه بارز آن "لاحَق" وتو است و کلی کشور را هم به اسم قیمومیت و این حرف ها به باد استعمار گرفتند. این به اصطلاح حقوق بشر هم از این قاعده مستثنا نیست.

 

هنری کسینجر معروف در جایی میگفت:" منافع استراتژیکی آمریکا در وجود رژیم­های دیکتاتوری در حوزه خلیج فارس خلاصه می‌­شود." سؤال اینجا است چرا یک وزیر امور خارجه در آن زمان یک کشور طرفدار این مسئله "دروغ" حقوق بشر باید از کشور هایی دفاع کند که در اوج آزار و اذیت مردمان خودشان به سر میبرند؟! حمایت از دیکتاتور ها  و دم زدن از حقوق بشر دو مسئله نقیض هم اند که "جمع دو نقیض مهال است"

 

آمریکا تنها با قدرت رسانه ای قوی که دارد توانسته است این فکر را در مردم جهان که حتی برخی ایرانیان هم از آن مسثنا نیستند به نفع خودش و به ضرر مخالفانش تغییر دهد و بهانه او هم همین  حقوق بشر است. حقوق بشری که هرگز نبوده و نخواهد بود تا آمریکایی هست یا باشد.

 

بعضی از غرب گرایان داخلی و حمله کنندگان به موشک و اینها نمیخواهند قبول کنند که چیزی به نام حقوق بشر وجود ندارد حالا از نوع آمریکایی اش هم که میشود" تقریبا هیچ". از ما نمی‌شوید از زبان توماس فرید من آمریکایی بشنوید که میگوید: پیام ما برای منطقه هم کاملا مشهود بود: "آهای آقایان این معامله ما با شما، واضح و روشن است. چاه های نفت خود را به روی ما بگشایید؛ قیمت نفت را پایین نگاه دارید ، اسرائیل را چندان اذیت نکنید و سپس می توانید هر آنچه که می خواهید انجام دهید.

 

وی در ادامه مینویسد: می توانید مردمان خود را از تمامی حقوق مدنی و شهروندی محروم نگاه دارید. می توانید هر اندازه که می خواهید به فساد مالی و اداری بپردازید. همه این کارها را می توانید انجام دهید اما تنها و تنها پمپ های نفت خود را در اختیار ما قرار دهید." ما عمری هم اگر تلاش میکردیم که غرب گرایان بفهمند حقوق بشر آمریکایی هیچی نیست نمیتوانستیم به این وضوح بگوییم.

 

اصلا بنیاد اعلامیه حقوق بشر نقاط ضعف فراوان دارد حال آن حقوق پشر که نوع آمریکایی آن بود دیگر هیچ . نقاط ضعفی که برای آن شمرده اند از این قرار است: استنباط ناقص از مفهوم آزادی، درک ناقص از مفهوم برابری و مساوات، بی توجهی به جبران خسارت، عدم تلفیق آزادی فردی و همکاری اجتماعی، فقدان اثر افقی ) به زبان ساده یعنی دید درستی نسبت به رابطه شهروند- دولت ندارد(، فقدان بررسی سازمان (منظورش این است که همه چیز باید دموکراتیک باشد از نظر حقوق بشر اما یا نیست یا اینکه به دست بخش خصوص داده شده است یعنی سیطره اقلیت بر اکثریت).

 

آمریکا تنها به عنوان حربه ای سیاسی از این حقوق بی بشر استفاده میکند. کاش عده ای در دنیا و در  ایران بدانند خود آمریکا طنزی بیش نیست حال حقوق بشر اش که جای خود دارد را چرا باور میکنند؟ باور میکنند و نوک چیکان را به قوه قضاییه میگیرند و آیت الله رئیسی را، آیت الله اعدام میخوانند.

 

انتهای پیام/

,

 

آمریکا در تمام جهان سعی دارد خودرا مدافع این "چقوق پشر" قرار دهد و میبینیم  یکی از بهانه های این کشور، برای تحریم ایران عزیز ما همین "لاموجود" است. میگویند در ایران اعدام میکنند، مخالفانشان را به زندان می اندازند و حتی میکشند، به پیشانی دختران "پونز" فرو میکنند، وسط پیاده رو ها خیابان میکشند و از این مسائل.  که حالا همه این مسائل جای بحث دارد.

 

حقوق بشر آمریکایی یعنی ترور،  تزویر، منافقین خلق، خون و قتل، یعنی دست امام خامنه ای و شهید بهشتی و رجایی و باهنر و 17000 شهید ترور و البته هواپیمای ایر باس و 70 کودک داخل آن و نشان لیاقت به یک قاتل. اینکه توضیحات چندانی نمیخواد.

 

اعلامیه جهانی به اصطلاح حقوق بشر در سال 1948 بعد از جنگ جهانی دوم نوشته شد و به دلیل اینکه اغلب کشور ها آنرا پذیرفتند کم کم لازم الاجرا نیز شد. همه عالم میدانند که کشور های پیروز در جنگ جهانی دوم هر کاری بعد از جنگ کردند تنها و تنها و مؤکدا تنها برای این بود که سیطره خود را بر جهان بیشتر کنند و نمونه بارز آن "لاحَق" وتو است و کلی کشور را هم به اسم قیمومیت و این حرف ها به باد استعمار گرفتند. این به اصطلاح حقوق بشر هم از این قاعده مستثنا نیست.

 

هنری کسینجر معروف در جایی میگفت:" منافع استراتژیکی آمریکا در وجود رژیم­های دیکتاتوری در حوزه خلیج فارس خلاصه می‌­شود." سؤال اینجا است چرا یک وزیر امور خارجه در آن زمان یک کشور طرفدار این مسئله "دروغ" حقوق بشر باید از کشور هایی دفاع کند که در اوج آزار و اذیت مردمان خودشان به سر میبرند؟! حمایت از دیکتاتور ها  و دم زدن از حقوق بشر دو مسئله نقیض هم اند که "جمع دو نقیض مهال است"

 

آمریکا تنها با قدرت رسانه ای قوی که دارد توانسته است این فکر را در مردم جهان که حتی برخی ایرانیان هم از آن مسثنا نیستند به نفع خودش و به ضرر مخالفانش تغییر دهد و بهانه او هم همین  حقوق بشر است. حقوق بشری که هرگز نبوده و نخواهد بود تا آمریکایی هست یا باشد.

 

بعضی از غرب گرایان داخلی و حمله کنندگان به موشک و اینها نمیخواهند قبول کنند که چیزی به نام حقوق بشر وجود ندارد حالا از نوع آمریکایی اش هم که میشود" تقریبا هیچ". از ما نمی‌شوید از زبان توماس فرید من آمریکایی بشنوید که میگوید: پیام ما برای منطقه هم کاملا مشهود بود: "آهای آقایان این معامله ما با شما، واضح و روشن است. چاه های نفت خود را به روی ما بگشایید؛ قیمت نفت را پایین نگاه دارید ، اسرائیل را چندان اذیت نکنید و سپس می توانید هر آنچه که می خواهید انجام دهید.

 

وی در ادامه مینویسد: می توانید مردمان خود را از تمامی حقوق مدنی و شهروندی محروم نگاه دارید. می توانید هر اندازه که می خواهید به فساد مالی و اداری بپردازید. همه این کارها را می توانید انجام دهید اما تنها و تنها پمپ های نفت خود را در اختیار ما قرار دهید." ما عمری هم اگر تلاش میکردیم که غرب گرایان بفهمند حقوق بشر آمریکایی هیچی نیست نمیتوانستیم به این وضوح بگوییم.

 

اصلا بنیاد اعلامیه حقوق بشر نقاط ضعف فراوان دارد حال آن حقوق پشر که نوع آمریکایی آن بود دیگر هیچ . نقاط ضعفی که برای آن شمرده اند از این قرار است: استنباط ناقص از مفهوم آزادی، درک ناقص از مفهوم برابری و مساوات، بی توجهی به جبران خسارت، عدم تلفیق آزادی فردی و همکاری اجتماعی، فقدان اثر افقی ) به زبان ساده یعنی دید درستی نسبت به رابطه شهروند- دولت ندارد(، فقدان بررسی سازمان (منظورش این است که همه چیز باید دموکراتیک باشد از نظر حقوق بشر اما یا نیست یا اینکه به دست بخش خصوص داده شده است یعنی سیطره اقلیت بر اکثریت).

 

آمریکا تنها به عنوان حربه ای سیاسی از این حقوق بی بشر استفاده میکند. کاش عده ای در دنیا و در  ایران بدانند خود آمریکا طنزی بیش نیست حال حقوق بشر اش که جای خود دارد را چرا باور میکنند؟ باور میکنند و نوک چیکان را به قوه قضاییه میگیرند و آیت الله رئیسی را، آیت الله اعدام میخوانند.

 

انتهای پیام/

,

 

,

آمریکا در تمام جهان سعی دارد خودرا مدافع این "چقوق پشر" قرار دهد و میبینیم  یکی از بهانه های این کشور، برای تحریم ایران عزیز ما همین "لاموجود" است. میگویند در ایران اعدام میکنند، مخالفانشان را به زندان می اندازند و حتی میکشند، به پیشانی دختران "پونز" فرو میکنند، وسط پیاده رو ها خیابان میکشند و از این مسائل.  که حالا همه این مسائل جای بحث دارد.

,

 

,

حقوق بشر آمریکایی یعنی ترور،  تزویر، منافقین خلق، خون و قتل، یعنی دست امام خامنه ای و شهید بهشتی و رجایی و باهنر و 17000 شهید ترور و البته هواپیمای ایر باس و 70 کودک داخل آن و نشان لیاقت به یک قاتل. اینکه توضیحات چندانی نمیخواد.

,

 

,

اعلامیه جهانی به اصطلاح حقوق بشر در سال 1948 بعد از جنگ جهانی دوم نوشته شد و به دلیل اینکه اغلب کشور ها آنرا پذیرفتند کم کم لازم الاجرا نیز شد. همه عالم میدانند که کشور های پیروز در جنگ جهانی دوم هر کاری بعد از جنگ کردند تنها و تنها و مؤکدا تنها برای این بود که سیطره خود را بر جهان بیشتر کنند و نمونه بارز آن "لاحَق" وتو است و کلی کشور را هم به اسم قیمومیت و این حرف ها به باد استعمار گرفتند. این به اصطلاح حقوق بشر هم از این قاعده مستثنا نیست.

,

 

,

هنری کسینجر معروف در جایی میگفت:" منافع استراتژیکی آمریکا در وجود رژیم­های دیکتاتوری در حوزه خلیج فارس خلاصه می‌­شود." سؤال اینجا است چرا یک وزیر امور خارجه در آن زمان یک کشور طرفدار این مسئله "دروغ" حقوق بشر باید از کشور هایی دفاع کند که در اوج آزار و اذیت مردمان خودشان به سر میبرند؟! حمایت از دیکتاتور ها  و دم زدن از حقوق بشر دو مسئله نقیض هم اند که "جمع دو نقیض مهال است"

,

 

,

آمریکا تنها با قدرت رسانه ای قوی که دارد توانسته است این فکر را در مردم جهان که حتی برخی ایرانیان هم از آن مسثنا نیستند به نفع خودش و به ضرر مخالفانش تغییر دهد و بهانه او هم همین  حقوق بشر است. حقوق بشری که هرگز نبوده و نخواهد بود تا آمریکایی هست یا باشد.

,

 

,

بعضی از غرب گرایان داخلی و حمله کنندگان به موشک و اینها نمیخواهند قبول کنند که چیزی به نام حقوق بشر وجود ندارد حالا از نوع آمریکایی اش هم که میشود" تقریبا هیچ". از ما نمی‌شوید از زبان توماس فرید من آمریکایی بشنوید که میگوید: پیام ما برای منطقه هم کاملا مشهود بود: "آهای آقایان این معامله ما با شما، واضح و روشن است. چاه های نفت خود را به روی ما بگشایید؛ قیمت نفت را پایین نگاه دارید ، اسرائیل را چندان اذیت نکنید و سپس می توانید هر آنچه که می خواهید انجام دهید.

,

 

,

وی در ادامه مینویسد: می توانید مردمان خود را از تمامی حقوق مدنی و شهروندی محروم نگاه دارید. می توانید هر اندازه که می خواهید به فساد مالی و اداری بپردازید. همه این کارها را می توانید انجام دهید اما تنها و تنها پمپ های نفت خود را در اختیار ما قرار دهید." ما عمری هم اگر تلاش میکردیم که غرب گرایان بفهمند حقوق بشر آمریکایی هیچی نیست نمیتوانستیم به این وضوح بگوییم.

, .,

 

,

اصلا بنیاد اعلامیه حقوق بشر نقاط ضعف فراوان دارد حال آن حقوق پشر که نوع آمریکایی آن بود دیگر هیچ . نقاط ضعفی که برای آن شمرده اند از این قرار است: استنباط ناقص از مفهوم آزادی، درک ناقص از مفهوم برابری و مساوات، بی توجهی به جبران خسارت، عدم تلفیق آزادی فردی و همکاری اجتماعی، فقدان اثر افقی ) به زبان ساده یعنی دید درستی نسبت به رابطه شهروند- دولت ندارد(، فقدان بررسی سازمان (منظورش این است که همه چیز باید دموکراتیک باشد از نظر حقوق بشر اما یا نیست یا اینکه به دست بخش خصوص داده شده است یعنی سیطره اقلیت بر اکثریت).

, ) , - , (,

 

,

آمریکا تنها به عنوان حربه ای سیاسی از این حقوق بی بشر استفاده میکند. کاش عده ای در دنیا و در  ایران بدانند خود آمریکا طنزی بیش نیست حال حقوق بشر اش که جای خود دارد را چرا باور میکنند؟ باور میکنند و نوک چیکان را به قوه قضاییه میگیرند و آیت الله رئیسی را، آیت الله اعدام میخوانند.

,

 

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه