به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازصاحب نیوز؛ چند روز پیش برای انجام کاری به یکی از بانک های سطح شهر رفته بودم، مردی میان سال با صورتی عرق زده و مشوش و با صدایی خسته رو به مسئول تسهیلات بانک کرده و گفت: چقدر برای یک وام چند میلیونی باید برگه مصرف شود و چند ضامن برای یک وام از ما می گیرند؛ مگر نمی گویند، کمتر کاغذ مصرف کنید؛ این همه که وام های میلیاردی می گیرند و پس نمی دهند، چه ضمانتی برای وام های خود می گیرند؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صاحب نیوز,مسئول تسهیلات با پوزخندی رو به مرد و با صدای بلند گفت: جنبه آن ها با من و شما فرق داریم، به قول خودشان آن ها ژن برتر هستند و ما ژنمان ضعیف است و باید در جامعه با بدبختی زندگی کنیم.
,طنز تلخ صحبت های مسئول باجه بانک، حکایت این روزهای جامعه ایرانی است، موضوع ژن برتر بالغ بر یک ماه است که پس از صحبت های پسر یکی از اصلاح طلبان معروف و نماینده مردم تهران پیرامون ژن برتر خود در بین مردم و به ویژه در سطح شبکه های مجازی مورد توجه قرار گرفت و پیرامون آن یادداشت ها، گزارش ها، خبرها، طنزها و توییت های متعددی منتشر پیدا کرد و برای چند روز این موضوع را به اصطلاح در فضای مجازی و توییتری ترند کرد.
,اما سابقه این ژن برتر به حدود سه دهه پیش و در دوران سازندگی برمی گردد که فرزندان و اطرافیان شخص اول اجرایی مملکت جای خود را در کنار سایر سیاستمداران و مسئولان اجرایی کشور باز کردند.
,در آن زمان فرزندان شخص رئیس جمهور در برنامه ها مناسبت های مختلف حضور داشته، تزهای اجرایی می دادند و حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و واسطه بسیاری از قراردادهای بین المللی با ایران شدند.
,جمله طنزی که در آن روزها بین مردم کوچه و بازار از زبان همسر رئیس جمهور بیان می شد مبنی بر اینکه روابط ایران و عربستان را من درست کردم، اوج نفوذ اطرافیان رئیس جمهور مرحوم را در سیاست ایران نشان می داد.
,اطرافیان رئیس جمهور در آن دوران حزب تشکیل داده و با استفاده از رانتی که در اقتصاد تکنوکرات آن زمان ایجاد شده بود به نان و نوایی رسیدند، از طرفی برخی از آن ها در سازمان های پربودجه محیط زیستی مدیرعامل شده و برخی از آن ها نیز با ورود به عرصه نمایندگی السابقون مجلس را در تعداد آرا به چالش می کشیدند.
,شاید حال بعد برخی از قسمت های اقتصاد و محیط زیست امروز ما به این عزل و نصب های فامیلی آن روز برمی گردد که حتی خود رئیس جمهور مرحوم نیز در کتاب خاطرات خود به آن اشاره کرده است.
,رسم بد و بدعت نامیمونی که در ابتدای دهه هفتاد بنا نهاده شد، هر روز رشد کرده و فرهنگ آقازادگی را در اقتصاد و سیاست ایران به وجود آورد؛ فرهنگی که اگرچه در آن سال ها کسی به آن نمی پرداخت اما عامل رشد بی حساب و کتاب برخی حساب های بانکی و البته مدیریت کج دار و مریض بی تخصص برخی ارگان های حساس شد.
,این نسل با روی کار آمدن دولت جدید نیز ادامه پیدا کرد و آقازده ها با استفاده از سود سرشار دلالی اقتصادی به نان و نوای خوبی رسیدند.
,شاید سال های ابتدایی دولت نهم، سال های قطع ید بسیاری از آقازاده ها از بیت المال مردم و خلع مدیران مادام العمر بسیاری از ارگان ها و سازمان ها بود؛ اما این سال ها هم چندان پایدار نبود و حواشی به وجود آمده در ادامه دولت دهم کار را به جایی رساند که نیروها و مدیران دولت سازندگی بار دیگر برسر کار آمده و روال به سبک سابق پیگیری شد.
,دولت یازدهم اما اگرچه با اسم تدبیر و امید آمد اما معرفی اعضای کابینه، معاونان و مدیران کل و تغییرات بولدوزری مدیران جوان و روی کار آمدن مدران سابق خبر از روی کار آمدن دولتی مابین هاشمی و خاتمی می داد.
,رئیس جمهور جدید که پیروزی خود را مدیون رئیس دولت های اصلاحات و سازندگی می دید، تمام مدیران خود را از سبد مدیران این دو رئیس جمهور انتخاب کرد و بار دیگر بر انتخاب باندی به جای شایسته سالاری در دولت های متمایل به جناح چپ مهر تایید زد.
,ادامه کار دولت یازدهم با افزایش حجم فعالیت های آقازادگان همراه بود و هر روز خبرهایی مبنی بر پست گرفتن یکی از خواهرزاده ها، برادرزاده ها، برادران و فرزندان مسئولان ارشد در رسانه ها منتشر می شد، اما اوج این نفوذ فرهنگ آقازادگی توسط پسر معاون اول رئیس دولت اصلاحات و نماینده فعلی تهران رقم خورد که توفانی را به همراه داشت.
,صحبت های پسر عارف آن قدر مهم بود و واکنش های مردم در برابر آن تا آن اندازه شدید بود که طیف اصلاح طلب و روزنامه های زنجیره ای و زرد آن ها را مجبور به واکنش کرد تا آن ها هم با شیوه خود این طور بنمایانند که همراه مردم هستند.
,روزنامه های اصلاح طلب که عمده افراد وابسته به مسئولان دولتی برسر کار آمده را در طیف خود می دیدند و چاره ای جز پرداختن به این موضوع نداشتند، ابتدا با حمله به مخاطبان سعی در دارای برنامه ریزی بودن این توییت ها برای تخریب روحانی و طیف اصلاح طلبان کردند و این اعتراض مردمی را به سطح خشم منتقدان از شکست تقلیل دادند؛ وقتی این پروژه با شکست روبرو شد و هر روز جلوه حدیدی از ژن خوب آقازادگان رونمایی می شد؛ این روزنامه ها با حمله به عارف، طبق معمول او را ضربه گیر خود کردند و بار دیگر برای او نقش یک نیروی کنار گذاشته شده و ضعیف را تعریف کردند.
,اما حضور فرزندان برخی دیگر از نمایندگان مجلس فراکسیون امید و بستگان نزدیک مدیران ارشد دولتی در شهرداری ها، سازمان ها تابعه غول های اقتصادی شرکت نفت، تامین اجتماعی و شهرداری ها موجب شد که اولا آن ها سعی کنند خرابکاری طیف متبوع خود را به کل مدیران جمهوری اسلامی ربط دهند و ثانیا با استفاده از هجو و حشو این موضوع را چنان در بین عموم مردم لوث کنند که به سطح شوخی های بدون نقد کوچه بازاری تقلیل پیدا کند و آستانه تحمل مردم تا آن جایی بالا رود که اگر برای مثال فرزند رئیس جمهور هم شهردار تهران شد!، کسی دیگر واکنش منفی نشان ندهد.
,این دو حربه روزنامه چی ها و بوق های رسانه ای وابسته به طیف اصلاح طلب و نزدیک به دولت، از طریق چسباندن بسیاری از مدیران چپ به راست، فرزندتراشی و فامیل تراشی برای برخی از مدیران کشور، ایجاد شرکت های خیالی و البته مانور بیش از حد بر یک موضوع و پرداختن تکراری به برخی جنبه های مورد نظر خود بر ای کاهش علاقه افکار عمومی به اخبار مرتبط با آقازادگان و ژن خوب پیگیری شد.
,یکی از شاهکارهای این طیف ایجاد فرزند خیالی برای حسن عباسی، نظریه پرداز و استراتژیست معروف، به نام زدن شرکت آرایشی بهداشتی یکی از سرمایه داران کشور و نیز برگزاری مراسم ازدواج این فرزند ناخلف با یکی از هنرپیشه های معروف بوده است و این درحالی است که این تئوریسین اصلا صاحب فرزند نمی شود!
,

, وقاحت این جناح و بوق های رسانه ای وابسته به آن ها تا این اندازه است که برای مبرا کردن خود از خطایی که کرده است، دست به دامان هر اقدامی می شود و حاضر نیست با تن در دادن به خاسته عموم جامعه، خود را در این رابطه نقد درون سازمانی کند و قلم نقد رسانه های این طیف باوجود ژست آزادی تنها برای مخالفان بکار و تکاپور می افتد…
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه