logo
سه‌شنبه 07 مهر 1405 | سه‌شنبه 29 سپتامبر 2026 |
اخبار داغ
  1. آخرین صورت مالی کدال؛ هزاران میلیارد پول بیمه‌شدگان هدر رفت/ انتقاد از مدیریت میدری بر بزرگ‌ترین هلدینگ کشور
  2. عمق الیگارشی در یک سریال مثلاً عاشقانه
  3. چشم‌انتظاری در برجک‌های مه‌آلود؛ روایت جوانانی که در شب‌های اضطراب و آتش، سپر بلای خاک شدند
  4. جنگ مقطعی است، اما دانشگاه ماندگار و زاینده/ "تمدن سازی" از جاده دانشگاه، راهبرد رهبر شهید
  5. «دانشجو» در مکتب رهبر شهید؛ از تولید علم تا ساختن آینده ایران
  6. سید حسن نصرالله با مدیریت خود به قهرمان امت عرب و جهان اسلام تبدیل شد
  7. سقوط و صعود؛ واکاوی موج بازگشت هنرمندان به وطن
  8. واکاوی تطور فکری و سلوک عرفانی شمس تبریزی؛ از تبریز تا قونیه
  9. بر اساس محاسبات الهی، ایران قدرت اوّل جهان است
  10. هلاکت عناصر داعشی در درگیری با نیروهای امنیتی عراق
  11. تأخیر در ترخیص کالاهای اساسی و تحمیل هزینه به مردم قابل قبول نیست/ قوه قضاییه در صیانت از حقوق عامه با جدیت ورود خواهد داشت
  12. مذاکره در کار نیست؛ آمریکا لاف می زند/ موج‌ سواری های ترامپ و بسنت گره گشای تنگه هرمز نیست!
  13. تئاترِ عریان، اخلاقِ پنهان؛ روایتِ یک گسستِ نامرئی در تئاتر
  14. پراید صفر به مرز ۱.۴ میلیارد تومان رسید / دلالان فضای مجازی، بازار خودرو را به گروگان گرفتند
  15. شهید موسوی می‌تواند الگویی برای نسل‌های آینده نیروهای مسلح باشد
  16. گسست میان ادعا و واقعیت
  17. «بدنام»؛ کارناوال دهن‌کجی به قانون در شبکه نمایش خانگی
  18. هنر، کارآمدترین ابزار برای جهانی‌سازی فرهنگ ایثار/ هنرمندان باید صدای مظلومیت ایران در عرصه بین‌الملل باشند
  19. اهرم‌های غیرنظامی برای خنثی سازی‌توطئه توقف‌ پروازهای ایرانی/ تیر واشنگتن باز هم به سنگ خواهد خورد!
  20. آلودگی روی دور تکرار؛ تهران دوباره در محاصره آلاینده‌ها

روی خط انقلاب با "علی دشتی پور" از مبارزان انقلابی در ایلام

خاطراتی از خفقان، مبارزه، تبعید و قلب‌های پرتپش برای آزادی+ اسناد

خاطراتی از خفقان، مبارزه، تبعید و قلب‌های پرتپش برای آزادی+ اسناد
این مبارز انقلابی و اسنادش از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت سخن می گوید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ "علی دشتی پور" یکی از افراد حاضر در مبارزات انقلابی که پس از دستگیری به جرم مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی در ایلام و انتقال به خرم آباد موفق به فرار از دادگاه مبارزان سیاسی خرم آباد شده بود در گفتگو اختصاصی با خبرنگار ایلام پویا، از فعالیت های انقلابی خود گفت: پس از آشنایی و مطالعه کتاب های دکتر علی شریعتی در سال 55 وارد مبارزه علیه استبداد شاه شدم و به پخش کتاب های دکتر شریعتی و دیگر نویسندگان مبارز در بین دانشجویان دانشگاه دامپروری ایلام که در آن زمان تنها دانشگاه ایلام بود پرداختم و همزمان به روشنگری برای دانش آموزان درخصوص اهداف انقلاب مشغول شدم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ایلام پویا,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

 

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

 

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

 

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

 

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

 

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

 

,

 

,

این مبارز انقلابی از سنگلاخ‌های دوران مبارزه، قلب‌های پرتپش پنهان شده در مخفی‌گاه‌ها، از چشمان بسته‌ای که در کمیته مشترک ضد خرابکاری باز می‌شد، از شکنجه‌های تن‌سوز، از تبعیدها، زندان‌ها، اعدام‌ها، از خفقان توزیع شده در گلوی آدم‌ها، از نگاه سراسر تحقیر یک مستشار چشم آبی به یک ملت گفت.

,

 

,

وی افزود: مسجد جامع شهر ایلام و عضو گیری  کتابخانه مسجد  به محلی برای تجمع جوانان که علیه رژیم طاغوت مبارزه می کردند تبدیل شده بود؛ پس از تشدید در مبارزات آشکار خود در سال 56 بهمراه آقایان "حسن مرادی" اهل تهران و "رسول امامیان" و "صادق لطفی" توسط نیروهای ساواک استان دستگیر و پس از تحمل شکنجه یک ماهه آزاد شدیم.

,

 

,

دشتی پور تاکید کرد: پس از آزادی از زندان، محور و رهبر اصلی جوانان ایلامی آیت الله "محمد تقی مروارید" بود که دراواخر سال 56 و اوایل سال 57 با اوج گیری تظاهرات در قم، تبریز و تهران، "محمدرضا مروارید" اعلامیه های امام خمینی(ره) را به ایلام منتقل می کردند و پس از دریافت این اعلامیه ها بهمراه "محمد رحیمی پور" و سایر دوستان اقدام به نوشتن مجدد و تکثیر و توزیع اعلامیه های امام در سطح شهر بویژه قشر جوان می کردیم.

,

 

,

وی تصریح کرد: در سال 57 در حین  پخش اعلامیه در چهارراه عبداللهی دستگیر شدم و پس از 15 روز حبس در باز داشتگاه ایلام به زندان سیاسی فلک الافلاک خرم آباد منتقل شدم؛ با اوج گرفتن تظاهرات در سراسر کشور کنترل کشور از سوی رژیم پهلوی خارج شد و مردم خرم آباد در خیابان های منتهی به زندان همواره شعار مرگ بر شاه و مرگ بر طاغوت سر می دادند؛ ساواک پس از چند روز من را به همراه یک روحانی و چند زندانی سیاسی با یک دستگاه مینی بوس به دادگاه نظامی خرم آباد که خارج از شهر بود منتقل کردند.

,

 

,

دشتی پور اظهار کرد: هنگام رسیدن به دادگاه نظامی جمعیت فراوانی در فضای دادگاه به چشم میخورد، زندانیان سیاسی و خانوادهای زندانیان سبب ازدحام جمعیت شده بود؛ در سالن دادگاه مامورین برای حضور در داداگاه محاکمه اقدام به بازکردن دستبندهای ما کردند و پرونده مرا دراختیار سرگردی که قاضی دادگاه بود قرار دادند در همین میان براثر ازدحام جمعیت و بی نظمی دادگاه من و دو نفر دیگر از متهمان خرم آبادی از غفلت ماموران و شلوغی سالن استفاده کرده و خود را با استرس به جاده رساندیم و با کمک راننده یک وانت راهی شهر شدیم.

,

 

,

وی افزود: شب را در منزل اسد مبارز خرم آبادی که با هم موفق به فرار شده بودیم گذراندم و روز بعد بهمراه آشنایان اسد راهی اسلام آباد شدم و پس از چند روز خود را به ایلام رساندم؛ دراین زمان تظاهرات به اوج خود رسیده بود و طی روزهای بعد انقلاب پیروز شد و تا 22 بهمن سقوط کامل رژیم پهلوی در تظاهرات شرکت می کردیم.

,

علی دشتی پور در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است.

,

 

,
,
,
,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,
, ,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه