اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

به بهانه روز جانباز؛

زخم بی پایان یک جانباز ایلامی/ وقتی "جهاد علمی" نسخه درمان می شود

زخم بی پایان یک جانباز ایلامی/ وقتی "جهاد علمی" نسخه درمان می شود
"مهدی ویسه"، جانباز و ایثارگر ایلامی است که با درد و زخم بی پایان خود در قسمت "ریه" با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ایلام بیدار ؛ شهید تنها آنان نیستند که جان خود را در راه خدا فدا کرده‌اند؛ جانبازانی هم هستند که از آنان به عنوان شهید زنده یاد می‌شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ایلام بیدار,

همان‌ها که بی‌هیچ چشم‌داشتی رفتند، سلامتی و رفاه خود را فدای میهن، اعتقادات و مردمشان کردند، تا پاسدار ارزش‌ها، خاک و ناموسشان باشند و امروز باز هم بی‌ هیچ چشم‌داشتی با زخم‌هایی بر تن و جانشان، در میان همین مردم زندگی می‌کنند.

"مهدی ویسه"، جانباز و ایثارگر ایلامی است که با درد و زخم بی پایان خود در قسمت "ریه" با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند. او از سن جوانی و در 18 سالگی همچون بسیاری از جوانان و نوجوانان راهی جبهه می‌شود. آخرین عملیاتی که در آن شرکت داشته، برمی‌گردد به سال 1362 عملیاتی به نام والفجر 10، که با مجروحیت ناشی از حملات شیمایی ریه وی آسیب جدی می بیند.

او بعد از دوران تحمیلی جنگ به فعالیت در عرصه علم روی آورد و هم‌اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام است و حتی در دانشگاه به تدریس نیز مشغول است. وی حتی پنج کتاب در حوزه کاری خود را نیز به چاپ رسانده است.

روز گرامیداشت جانباز بهانه‌ای شد برای گفت‌و‌گو با این جانباز سرافراز ایلامی تا به قدر ساعتی همنشینی با او، بدانیم امروز بر شهیدان زنده ما چه می‌گذرد، با ما همراه باشید.

مشروح گفتگوی ایلام بیدار با "مهدی ویسه" جانباز شیمایی را در زیر بخوانید.

در ابتدا خودتان را به طور کامل معرفی بفرمایید.

باسلام خدمت شما و همه شهدا و ایثارگراتن عزیز و نیز شهدای مدافع حرم و مخاطبین عزیز پایگاه خبری ایلام بیدار، بنده مهدی ویسه هستم عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام که افتخار جانبازی را در دوران مقدس دفاع مقدس را پیدا کردم.

از چه سنی در جبهه حضور یافتید؟

از سن 18 سالگی در جبهه حضور داشتم و در مناطق مختلف عملیاتی در کسوت پاسداری انجام وظیفه کرده ام.

چه شد که تصمیم گرفتید عازم جبهه شوید؟

در واقع باید گفت در آن مقطع کنونی فضایی شکل گرفت که دفاع از سرزمین بعنوان یک ارزش تمام عیار محسوب می شد که حفظ آن با توجه به انقلابی که مردم ایران نیز انجام داده بودند از اهمیت بالایی برخوردار بود و من نیز همچون بسیاری از جوان ها در جبهه حضور یافتم.

در چه عملیات هایی شرکت داشتید؟

بنده در عملیات های متعددی حضور داشتم که از جمله آن می توان به نظیر عملیات هایی همچون والفجر 10، بیت المقدس 3، عملیات چلچراغ، میمک و کربلای یک اشاره کرد.

در کدام عملیات به درجه جانبازی نائل آمدید؟

بنده در عملیات والفجر 10 و در منطقه تیمور ژنان حلبچه جانباز شدم.

ماجرای جانبازی تان را برایمان توضیح دهید.

در جریان عملیات والفجر 10، دشمن بعثی در حرکتی غافلگیرانه اقدام به حمله شیمیایی علیه نیروهای رزمندگان و مردم بی دفاع کرد و گروهانی که درگیر با عملیات بودند 100 درصد از این حمله آسیب دیدند.

در جریان این حمله بزرگ بعثی تعداد هشت بمب به صورت مستقیم بر روی محیط مذکور فرود آمد که همگی شیمیایی بودند.

ماجرا از این قرار بود که بوی ناشی از بمب های شیمایی به گونه ای لذت بخش بود که از رایحه های خوشبوکننده در آنها استفاده شده بود لذا بنده و برخی دیگر از بچه های رزمنده به واسطه اینکه از لحاظ جسمانی قوی بودیم کمتر خطر را احساس کردیم و به فکر خنثی کردن افتادیم.

این شد که بعد از این ماجرا فهمیدم به لحاظ تنفسی و گوارشی دچار مشکل شدم و اکنون نیز دارای 25 درصد آسیب دیدگی حاد ریوی و دارای سوختگی کامل ریه هستم.

به فکر درمان این مشکل هم بوده اید؟

بله. از همان زمان و بعد از پیروزی جنگ به فکر درمان این مشکل از طرق مختلف بودم اما با توجه به اینکه انجام عمل مربوطه و احتمال زنده ماند نصف می شد دیگر ترجیح دادم تا عمل جراحی انجام ندهم.

یکی از خاطرات آن زمان پر افت و خیز را نیز برایمان بازگو نمایید.

در جریان تجاوز رژیم بعثی به مناطق غرب و از جمله استان ایلام، آنها موفق به حضور در مناطقی از ارتفاعات پیرمحمد در شهرستان ملکشاهی شدند که از این حیث نیز به همراه سایر همرزمان تصمیم به پس گیری این منطقه شدیم.

در همین میان و در حجم وسیعی از اتش رزمندگان اسلام بر علیه عراقی ها در نهایت توانستیم بالگرد عراقی را در ان منطقه ساقط و دشمن را به راحتی از این ارتفاعات عقب برانیم که این خود باعث خوشحالی و تقویت روحیه رزمندگان ایلامی شد.

در حال حاضر چه فعالیتی دارید؟

بعد از دوران پرالتهاب و پرافت و خیز دفاع مقدس و توفیق دفاع از سرزمین، فرصتی برایم پیش آمد تا بتوانم به ادامه تحصیل خود بپردازم.

در دوران دبیرستان هم بسیار زرنگ بودم و حتی در ان زمان با توجه به شرایط موجود بدون استفاده از  معلم موفق به اخذ مدرک دیپلم شدم.

مدارج علمی

بعد از طی این مقطع و شرکت در آزمون کنکور موفق به قبولی در رشته کشاورزی در دانشگاه تبریز شدم که با توجه به بعد مسافت از رفتن صرف نظر کردم اما در سال بعد در مقطع دامپروری قبول و بعد از ان در رشته مهندسی کشاورزی به فعالیت درسی خود ادامه و در نهایت با توجه به علاقه ام به علوم انسانی موفق به قبولی در کارشناسی ارشد مدیریت و در نهایت دکترای مدیریت شدم.

هم اکنون نیز عضو هیئت علمی دانشگه ایلام در گروه مدیریت هستم و مقالات متعددی را نیز در حوزه های انسانی و کاری خود ارائه داده ام و علاوه بر اینها موفق به چاپ پنج جلد کتاب مرتبط با حوزه فعالیت کاری خود نیز شده ام و امسال نیز در آستانه دانش یاری هستم که در حال سپری کردن مراحل آن هستم.

چه کسانی در زندگی بر روی شما تأثیر داشته اند؟

دو نفر از دوستان دانشگاهی بسیار بروی بنده تأثیر مثبت داشته اند اول دکتریاریکه در دانشکده علوم انسانی دانشگاه ایلام فعالیت دارند و دوم نیز دکتر تابان که از نخبگان دانشگاهی هستند.

آیا با دوستان زمان جبهه ارتباط دارید؟

بله بسیار بسیار زیاد ارتباط دارم و حتی بهترین و زیباترین حسم با آنها رقم می خورد.

نوع نگاه ها به جامعه ایثارگران را در جامعه چگونه می بینید؟

مردم ما برای ایثارگران واقعی که در جنگ به آنها آسیب جدی وارد شده بسیار احترام و ارزش قائل هستند که در نوع خود رضایت بخش است.

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.

در واقع ایثارگران افرادی مورد اعتماد هستند که در جنگ تحمیلی آزمون خود را به خوبی داده اند و می طلبد که نگاه ها به این قشر نگاهی اسلامی، انقلابی و دینی باشد، مدیران دستگاه ها باید از ظرفیت و توان این قشر نهایت استفاده را ببرند نه آنکه انان را به حاشیه برده و تسویه حساب کنند.

بسیار ممنون از وقتی در اختیار ما قرار دادید.

بنده هم از شما و از رسانه خوبتان تشکر می کنم.

 

انتهای پیام/

 
,

همان‌ها که بی‌هیچ چشم‌داشتی رفتند، سلامتی و رفاه خود را فدای میهن، اعتقادات و مردمشان کردند، تا پاسدار ارزش‌ها، خاک و ناموسشان باشند و امروز باز هم بی‌ هیچ چشم‌داشتی با زخم‌هایی بر تن و جانشان، در میان همین مردم زندگی می‌کنند.

"مهدی ویسه"، جانباز و ایثارگر ایلامی است که با درد و زخم بی پایان خود در قسمت "ریه" با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند. او از سن جوانی و در 18 سالگی همچون بسیاری از جوانان و نوجوانان راهی جبهه می‌شود. آخرین عملیاتی که در آن شرکت داشته، برمی‌گردد به سال 1362 عملیاتی به نام والفجر 10، که با مجروحیت ناشی از حملات شیمایی ریه وی آسیب جدی می بیند.

او بعد از دوران تحمیلی جنگ به فعالیت در عرصه علم روی آورد و هم‌اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام است و حتی در دانشگاه به تدریس نیز مشغول است. وی حتی پنج کتاب در حوزه کاری خود را نیز به چاپ رسانده است.

روز گرامیداشت جانباز بهانه‌ای شد برای گفت‌و‌گو با این جانباز سرافراز ایلامی تا به قدر ساعتی همنشینی با او، بدانیم امروز بر شهیدان زنده ما چه می‌گذرد، با ما همراه باشید.

مشروح گفتگوی ایلام بیدار با "مهدی ویسه" جانباز شیمایی را در زیر بخوانید.

در ابتدا خودتان را به طور کامل معرفی بفرمایید.

باسلام خدمت شما و همه شهدا و ایثارگراتن عزیز و نیز شهدای مدافع حرم و مخاطبین عزیز پایگاه خبری ایلام بیدار، بنده مهدی ویسه هستم عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام که افتخار جانبازی را در دوران مقدس دفاع مقدس را پیدا کردم.

از چه سنی در جبهه حضور یافتید؟

از سن 18 سالگی در جبهه حضور داشتم و در مناطق مختلف عملیاتی در کسوت پاسداری انجام وظیفه کرده ام.

چه شد که تصمیم گرفتید عازم جبهه شوید؟

در واقع باید گفت در آن مقطع کنونی فضایی شکل گرفت که دفاع از سرزمین بعنوان یک ارزش تمام عیار محسوب می شد که حفظ آن با توجه به انقلابی که مردم ایران نیز انجام داده بودند از اهمیت بالایی برخوردار بود و من نیز همچون بسیاری از جوان ها در جبهه حضور یافتم.

در چه عملیات هایی شرکت داشتید؟

بنده در عملیات های متعددی حضور داشتم که از جمله آن می توان به نظیر عملیات هایی همچون والفجر 10، بیت المقدس 3، عملیات چلچراغ، میمک و کربلای یک اشاره کرد.

در کدام عملیات به درجه جانبازی نائل آمدید؟

بنده در عملیات والفجر 10 و در منطقه تیمور ژنان حلبچه جانباز شدم.

ماجرای جانبازی تان را برایمان توضیح دهید.

در جریان عملیات والفجر 10، دشمن بعثی در حرکتی غافلگیرانه اقدام به حمله شیمیایی علیه نیروهای رزمندگان و مردم بی دفاع کرد و گروهانی که درگیر با عملیات بودند 100 درصد از این حمله آسیب دیدند.

در جریان این حمله بزرگ بعثی تعداد هشت بمب به صورت مستقیم بر روی محیط مذکور فرود آمد که همگی شیمیایی بودند.

ماجرا از این قرار بود که بوی ناشی از بمب های شیمایی به گونه ای لذت بخش بود که از رایحه های خوشبوکننده در آنها استفاده شده بود لذا بنده و برخی دیگر از بچه های رزمنده به واسطه اینکه از لحاظ جسمانی قوی بودیم کمتر خطر را احساس کردیم و به فکر خنثی کردن افتادیم.

این شد که بعد از این ماجرا فهمیدم به لحاظ تنفسی و گوارشی دچار مشکل شدم و اکنون نیز دارای 25 درصد آسیب دیدگی حاد ریوی و دارای سوختگی کامل ریه هستم.

به فکر درمان این مشکل هم بوده اید؟

بله. از همان زمان و بعد از پیروزی جنگ به فکر درمان این مشکل از طرق مختلف بودم اما با توجه به اینکه انجام عمل مربوطه و احتمال زنده ماند نصف می شد دیگر ترجیح دادم تا عمل جراحی انجام ندهم.

یکی از خاطرات آن زمان پر افت و خیز را نیز برایمان بازگو نمایید.

در جریان تجاوز رژیم بعثی به مناطق غرب و از جمله استان ایلام، آنها موفق به حضور در مناطقی از ارتفاعات پیرمحمد در شهرستان ملکشاهی شدند که از این حیث نیز به همراه سایر همرزمان تصمیم به پس گیری این منطقه شدیم.

در همین میان و در حجم وسیعی از اتش رزمندگان اسلام بر علیه عراقی ها در نهایت توانستیم بالگرد عراقی را در ان منطقه ساقط و دشمن را به راحتی از این ارتفاعات عقب برانیم که این خود باعث خوشحالی و تقویت روحیه رزمندگان ایلامی شد.

در حال حاضر چه فعالیتی دارید؟

بعد از دوران پرالتهاب و پرافت و خیز دفاع مقدس و توفیق دفاع از سرزمین، فرصتی برایم پیش آمد تا بتوانم به ادامه تحصیل خود بپردازم.

در دوران دبیرستان هم بسیار زرنگ بودم و حتی در ان زمان با توجه به شرایط موجود بدون استفاده از  معلم موفق به اخذ مدرک دیپلم شدم.

مدارج علمی

بعد از طی این مقطع و شرکت در آزمون کنکور موفق به قبولی در رشته کشاورزی در دانشگاه تبریز شدم که با توجه به بعد مسافت از رفتن صرف نظر کردم اما در سال بعد در مقطع دامپروری قبول و بعد از ان در رشته مهندسی کشاورزی به فعالیت درسی خود ادامه و در نهایت با توجه به علاقه ام به علوم انسانی موفق به قبولی در کارشناسی ارشد مدیریت و در نهایت دکترای مدیریت شدم.

هم اکنون نیز عضو هیئت علمی دانشگه ایلام در گروه مدیریت هستم و مقالات متعددی را نیز در حوزه های انسانی و کاری خود ارائه داده ام و علاوه بر اینها موفق به چاپ پنج جلد کتاب مرتبط با حوزه فعالیت کاری خود نیز شده ام و امسال نیز در آستانه دانش یاری هستم که در حال سپری کردن مراحل آن هستم.

چه کسانی در زندگی بر روی شما تأثیر داشته اند؟

دو نفر از دوستان دانشگاهی بسیار بروی بنده تأثیر مثبت داشته اند اول دکتریاریکه در دانشکده علوم انسانی دانشگاه ایلام فعالیت دارند و دوم نیز دکتر تابان که از نخبگان دانشگاهی هستند.

آیا با دوستان زمان جبهه ارتباط دارید؟

بله بسیار بسیار زیاد ارتباط دارم و حتی بهترین و زیباترین حسم با آنها رقم می خورد.

نوع نگاه ها به جامعه ایثارگران را در جامعه چگونه می بینید؟

مردم ما برای ایثارگران واقعی که در جنگ به آنها آسیب جدی وارد شده بسیار احترام و ارزش قائل هستند که در نوع خود رضایت بخش است.

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.

در واقع ایثارگران افرادی مورد اعتماد هستند که در جنگ تحمیلی آزمون خود را به خوبی داده اند و می طلبد که نگاه ها به این قشر نگاهی اسلامی، انقلابی و دینی باشد، مدیران دستگاه ها باید از ظرفیت و توان این قشر نهایت استفاده را ببرند نه آنکه انان را به حاشیه برده و تسویه حساب کنند.

بسیار ممنون از وقتی در اختیار ما قرار دادید.

بنده هم از شما و از رسانه خوبتان تشکر می کنم.

 

انتهای پیام/

,

همان‌ها که بی‌هیچ چشم‌داشتی رفتند، سلامتی و رفاه خود را فدای میهن، اعتقادات و مردمشان کردند، تا پاسدار ارزش‌ها، خاک و ناموسشان باشند و امروز باز هم بی‌ هیچ چشم‌داشتی با زخم‌هایی بر تن و جانشان، در میان همین مردم زندگی می‌کنند.

"مهدی ویسه"، جانباز و ایثارگر ایلامی است که با درد و زخم بی پایان خود در قسمت "ریه" با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند. او از سن جوانی و در 18 سالگی همچون بسیاری از جوانان و نوجوانان راهی جبهه می‌شود. آخرین عملیاتی که در آن شرکت داشته، برمی‌گردد به سال 1362 عملیاتی به نام والفجر 10، که با مجروحیت ناشی از حملات شیمایی ریه وی آسیب جدی می بیند.

او بعد از دوران تحمیلی جنگ به فعالیت در عرصه علم روی آورد و هم‌اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام است و حتی در دانشگاه به تدریس نیز مشغول است. وی حتی پنج کتاب در حوزه کاری خود را نیز به چاپ رسانده است.

روز گرامیداشت جانباز بهانه‌ای شد برای گفت‌و‌گو با این جانباز سرافراز ایلامی تا به قدر ساعتی همنشینی با او، بدانیم امروز بر شهیدان زنده ما چه می‌گذرد، با ما همراه باشید.

مشروح گفتگوی ایلام بیدار با "مهدی ویسه" جانباز شیمایی را در زیر بخوانید.

در ابتدا خودتان را به طور کامل معرفی بفرمایید.

باسلام خدمت شما و همه شهدا و ایثارگراتن عزیز و نیز شهدای مدافع حرم و مخاطبین عزیز پایگاه خبری ایلام بیدار، بنده مهدی ویسه هستم عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام که افتخار جانبازی را در دوران مقدس دفاع مقدس را پیدا کردم.

از چه سنی در جبهه حضور یافتید؟

از سن 18 سالگی در جبهه حضور داشتم و در مناطق مختلف عملیاتی در کسوت پاسداری انجام وظیفه کرده ام.

چه شد که تصمیم گرفتید عازم جبهه شوید؟

در واقع باید گفت در آن مقطع کنونی فضایی شکل گرفت که دفاع از سرزمین بعنوان یک ارزش تمام عیار محسوب می شد که حفظ آن با توجه به انقلابی که مردم ایران نیز انجام داده بودند از اهمیت بالایی برخوردار بود و من نیز همچون بسیاری از جوان ها در جبهه حضور یافتم.

در چه عملیات هایی شرکت داشتید؟

بنده در عملیات های متعددی حضور داشتم که از جمله آن می توان به نظیر عملیات هایی همچون والفجر 10، بیت المقدس 3، عملیات چلچراغ، میمک و کربلای یک اشاره کرد.

در کدام عملیات به درجه جانبازی نائل آمدید؟

بنده در عملیات والفجر 10 و در منطقه تیمور ژنان حلبچه جانباز شدم.

ماجرای جانبازی تان را برایمان توضیح دهید.

در جریان عملیات والفجر 10، دشمن بعثی در حرکتی غافلگیرانه اقدام به حمله شیمیایی علیه نیروهای رزمندگان و مردم بی دفاع کرد و گروهانی که درگیر با عملیات بودند 100 درصد از این حمله آسیب دیدند.

در جریان این حمله بزرگ بعثی تعداد هشت بمب به صورت مستقیم بر روی محیط مذکور فرود آمد که همگی شیمیایی بودند.

ماجرا از این قرار بود که بوی ناشی از بمب های شیمایی به گونه ای لذت بخش بود که از رایحه های خوشبوکننده در آنها استفاده شده بود لذا بنده و برخی دیگر از بچه های رزمنده به واسطه اینکه از لحاظ جسمانی قوی بودیم کمتر خطر را احساس کردیم و به فکر خنثی کردن افتادیم.

این شد که بعد از این ماجرا فهمیدم به لحاظ تنفسی و گوارشی دچار مشکل شدم و اکنون نیز دارای 25 درصد آسیب دیدگی حاد ریوی و دارای سوختگی کامل ریه هستم.

به فکر درمان این مشکل هم بوده اید؟

بله. از همان زمان و بعد از پیروزی جنگ به فکر درمان این مشکل از طرق مختلف بودم اما با توجه به اینکه انجام عمل مربوطه و احتمال زنده ماند نصف می شد دیگر ترجیح دادم تا عمل جراحی انجام ندهم.

یکی از خاطرات آن زمان پر افت و خیز را نیز برایمان بازگو نمایید.

در جریان تجاوز رژیم بعثی به مناطق غرب و از جمله استان ایلام، آنها موفق به حضور در مناطقی از ارتفاعات پیرمحمد در شهرستان ملکشاهی شدند که از این حیث نیز به همراه سایر همرزمان تصمیم به پس گیری این منطقه شدیم.

در همین میان و در حجم وسیعی از اتش رزمندگان اسلام بر علیه عراقی ها در نهایت توانستیم بالگرد عراقی را در ان منطقه ساقط و دشمن را به راحتی از این ارتفاعات عقب برانیم که این خود باعث خوشحالی و تقویت روحیه رزمندگان ایلامی شد.

در حال حاضر چه فعالیتی دارید؟

بعد از دوران پرالتهاب و پرافت و خیز دفاع مقدس و توفیق دفاع از سرزمین، فرصتی برایم پیش آمد تا بتوانم به ادامه تحصیل خود بپردازم.

در دوران دبیرستان هم بسیار زرنگ بودم و حتی در ان زمان با توجه به شرایط موجود بدون استفاده از  معلم موفق به اخذ مدرک دیپلم شدم.

مدارج علمی

بعد از طی این مقطع و شرکت در آزمون کنکور موفق به قبولی در رشته کشاورزی در دانشگاه تبریز شدم که با توجه به بعد مسافت از رفتن صرف نظر کردم اما در سال بعد در مقطع دامپروری قبول و بعد از ان در رشته مهندسی کشاورزی به فعالیت درسی خود ادامه و در نهایت با توجه به علاقه ام به علوم انسانی موفق به قبولی در کارشناسی ارشد مدیریت و در نهایت دکترای مدیریت شدم.

هم اکنون نیز عضو هیئت علمی دانشگه ایلام در گروه مدیریت هستم و مقالات متعددی را نیز در حوزه های انسانی و کاری خود ارائه داده ام و علاوه بر اینها موفق به چاپ پنج جلد کتاب مرتبط با حوزه فعالیت کاری خود نیز شده ام و امسال نیز در آستانه دانش یاری هستم که در حال سپری کردن مراحل آن هستم.

چه کسانی در زندگی بر روی شما تأثیر داشته اند؟

دو نفر از دوستان دانشگاهی بسیار بروی بنده تأثیر مثبت داشته اند اول دکتریاریکه در دانشکده علوم انسانی دانشگاه ایلام فعالیت دارند و دوم نیز دکتر تابان که از نخبگان دانشگاهی هستند.

آیا با دوستان زمان جبهه ارتباط دارید؟

بله بسیار بسیار زیاد ارتباط دارم و حتی بهترین و زیباترین حسم با آنها رقم می خورد.

نوع نگاه ها به جامعه ایثارگران را در جامعه چگونه می بینید؟

مردم ما برای ایثارگران واقعی که در جنگ به آنها آسیب جدی وارد شده بسیار احترام و ارزش قائل هستند که در نوع خود رضایت بخش است.

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.

در واقع ایثارگران افرادی مورد اعتماد هستند که در جنگ تحمیلی آزمون خود را به خوبی داده اند و می طلبد که نگاه ها به این قشر نگاهی اسلامی، انقلابی و دینی باشد، مدیران دستگاه ها باید از ظرفیت و توان این قشر نهایت استفاده را ببرند نه آنکه انان را به حاشیه برده و تسویه حساب کنند.

بسیار ممنون از وقتی در اختیار ما قرار دادید.

بنده هم از شما و از رسانه خوبتان تشکر می کنم.

 

انتهای پیام/

,

همان‌ها که بی‌هیچ چشم‌داشتی رفتند، سلامتی و رفاه خود را فدای میهن، اعتقادات و مردمشان کردند، تا پاسدار ارزش‌ها، خاک و ناموسشان باشند و امروز باز هم بی‌ هیچ چشم‌داشتی با زخم‌هایی بر تن و جانشان، در میان همین مردم زندگی می‌کنند.

"مهدی ویسه"، جانباز و ایثارگر ایلامی است که با درد و زخم بی پایان خود در قسمت "ریه" با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند. او از سن جوانی و در 18 سالگی همچون بسیاری از جوانان و نوجوانان راهی جبهه می‌شود. آخرین عملیاتی که در آن شرکت داشته، برمی‌گردد به سال 1362 عملیاتی به نام والفجر 10، که با مجروحیت ناشی از حملات شیمایی ریه وی آسیب جدی می بیند.

او بعد از دوران تحمیلی جنگ به فعالیت در عرصه علم روی آورد و هم‌اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام است و حتی در دانشگاه به تدریس نیز مشغول است. وی حتی پنج کتاب در حوزه کاری خود را نیز به چاپ رسانده است.

روز گرامیداشت جانباز بهانه‌ای شد برای گفت‌و‌گو با این جانباز سرافراز ایلامی تا به قدر ساعتی همنشینی با او، بدانیم امروز بر شهیدان زنده ما چه می‌گذرد، با ما همراه باشید.

مشروح گفتگوی ایلام بیدار با "مهدی ویسه" جانباز شیمایی را در زیر بخوانید.

در ابتدا خودتان را به طور کامل معرفی بفرمایید.

باسلام خدمت شما و همه شهدا و ایثارگراتن عزیز و نیز شهدای مدافع حرم و مخاطبین عزیز پایگاه خبری ایلام بیدار، بنده مهدی ویسه هستم عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام که افتخار جانبازی را در دوران مقدس دفاع مقدس را پیدا کردم.

از چه سنی در جبهه حضور یافتید؟

از سن 18 سالگی در جبهه حضور داشتم و در مناطق مختلف عملیاتی در کسوت پاسداری انجام وظیفه کرده ام.

چه شد که تصمیم گرفتید عازم جبهه شوید؟

در واقع باید گفت در آن مقطع کنونی فضایی شکل گرفت که دفاع از سرزمین بعنوان یک ارزش تمام عیار محسوب می شد که حفظ آن با توجه به انقلابی که مردم ایران نیز انجام داده بودند از اهمیت بالایی برخوردار بود و من نیز همچون بسیاری از جوان ها در جبهه حضور یافتم.

در چه عملیات هایی شرکت داشتید؟

بنده در عملیات های متعددی حضور داشتم که از جمله آن می توان به نظیر عملیات هایی همچون والفجر 10، بیت المقدس 3، عملیات چلچراغ، میمک و کربلای یک اشاره کرد.

در کدام عملیات به درجه جانبازی نائل آمدید؟

بنده در عملیات والفجر 10 و در منطقه تیمور ژنان حلبچه جانباز شدم.

ماجرای جانبازی تان را برایمان توضیح دهید.

در جریان عملیات والفجر 10، دشمن بعثی در حرکتی غافلگیرانه اقدام به حمله شیمیایی علیه نیروهای رزمندگان و مردم بی دفاع کرد و گروهانی که درگیر با عملیات بودند 100 درصد از این حمله آسیب دیدند.

در جریان این حمله بزرگ بعثی تعداد هشت بمب به صورت مستقیم بر روی محیط مذکور فرود آمد که همگی شیمیایی بودند.

ماجرا از این قرار بود که بوی ناشی از بمب های شیمایی به گونه ای لذت بخش بود که از رایحه های خوشبوکننده در آنها استفاده شده بود لذا بنده و برخی دیگر از بچه های رزمنده به واسطه اینکه از لحاظ جسمانی قوی بودیم کمتر خطر را احساس کردیم و به فکر خنثی کردن افتادیم.

این شد که بعد از این ماجرا فهمیدم به لحاظ تنفسی و گوارشی دچار مشکل شدم و اکنون نیز دارای 25 درصد آسیب دیدگی حاد ریوی و دارای سوختگی کامل ریه هستم.

به فکر درمان این مشکل هم بوده اید؟

بله. از همان زمان و بعد از پیروزی جنگ به فکر درمان این مشکل از طرق مختلف بودم اما با توجه به اینکه انجام عمل مربوطه و احتمال زنده ماند نصف می شد دیگر ترجیح دادم تا عمل جراحی انجام ندهم.

یکی از خاطرات آن زمان پر افت و خیز را نیز برایمان بازگو نمایید.

در جریان تجاوز رژیم بعثی به مناطق غرب و از جمله استان ایلام، آنها موفق به حضور در مناطقی از ارتفاعات پیرمحمد در شهرستان ملکشاهی شدند که از این حیث نیز به همراه سایر همرزمان تصمیم به پس گیری این منطقه شدیم.

در همین میان و در حجم وسیعی از اتش رزمندگان اسلام بر علیه عراقی ها در نهایت توانستیم بالگرد عراقی را در ان منطقه ساقط و دشمن را به راحتی از این ارتفاعات عقب برانیم که این خود باعث خوشحالی و تقویت روحیه رزمندگان ایلامی شد.

در حال حاضر چه فعالیتی دارید؟

بعد از دوران پرالتهاب و پرافت و خیز دفاع مقدس و توفیق دفاع از سرزمین، فرصتی برایم پیش آمد تا بتوانم به ادامه تحصیل خود بپردازم.

در دوران دبیرستان هم بسیار زرنگ بودم و حتی در ان زمان با توجه به شرایط موجود بدون استفاده از  معلم موفق به اخذ مدرک دیپلم شدم.

مدارج علمی

بعد از طی این مقطع و شرکت در آزمون کنکور موفق به قبولی در رشته کشاورزی در دانشگاه تبریز شدم که با توجه به بعد مسافت از رفتن صرف نظر کردم اما در سال بعد در مقطع دامپروری قبول و بعد از ان در رشته مهندسی کشاورزی به فعالیت درسی خود ادامه و در نهایت با توجه به علاقه ام به علوم انسانی موفق به قبولی در کارشناسی ارشد مدیریت و در نهایت دکترای مدیریت شدم.

هم اکنون نیز عضو هیئت علمی دانشگه ایلام در گروه مدیریت هستم و مقالات متعددی را نیز در حوزه های انسانی و کاری خود ارائه داده ام و علاوه بر اینها موفق به چاپ پنج جلد کتاب مرتبط با حوزه فعالیت کاری خود نیز شده ام و امسال نیز در آستانه دانش یاری هستم که در حال سپری کردن مراحل آن هستم.

چه کسانی در زندگی بر روی شما تأثیر داشته اند؟

دو نفر از دوستان دانشگاهی بسیار بروی بنده تأثیر مثبت داشته اند اول دکتریاریکه در دانشکده علوم انسانی دانشگاه ایلام فعالیت دارند و دوم نیز دکتر تابان که از نخبگان دانشگاهی هستند.

آیا با دوستان زمان جبهه ارتباط دارید؟

بله بسیار بسیار زیاد ارتباط دارم و حتی بهترین و زیباترین حسم با آنها رقم می خورد.

نوع نگاه ها به جامعه ایثارگران را در جامعه چگونه می بینید؟

مردم ما برای ایثارگران واقعی که در جنگ به آنها آسیب جدی وارد شده بسیار احترام و ارزش قائل هستند که در نوع خود رضایت بخش است.

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.

در واقع ایثارگران افرادی مورد اعتماد هستند که در جنگ تحمیلی آزمون خود را به خوبی داده اند و می طلبد که نگاه ها به این قشر نگاهی اسلامی، انقلابی و دینی باشد، مدیران دستگاه ها باید از ظرفیت و توان این قشر نهایت استفاده را ببرند نه آنکه انان را به حاشیه برده و تسویه حساب کنند.

بسیار ممنون از وقتی در اختیار ما قرار دادید.

بنده هم از شما و از رسانه خوبتان تشکر می کنم.

 

انتهای پیام/

,

همان‌ها که بی‌هیچ چشم‌داشتی رفتند، سلامتی و رفاه خود را فدای میهن، اعتقادات و مردمشان کردند، تا پاسدار ارزش‌ها، خاک و ناموسشان باشند و امروز باز هم بی‌ هیچ چشم‌داشتی با زخم‌هایی بر تن و جانشان، در میان همین مردم زندگی می‌کنند.

"مهدی ویسه"، جانباز و ایثارگر ایلامی است که با درد و زخم بی پایان خود در قسمت "ریه" با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند. او از سن جوانی و در 18 سالگی همچون بسیاری از جوانان و نوجوانان راهی جبهه می‌شود. آخرین عملیاتی که در آن شرکت داشته، برمی‌گردد به سال 1362 عملیاتی به نام والفجر 10، که با مجروحیت ناشی از حملات شیمایی ریه وی آسیب جدی می بیند.

او بعد از دوران تحمیلی جنگ به فعالیت در عرصه علم روی آورد و هم‌اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام است و حتی در دانشگاه به تدریس نیز مشغول است. وی حتی پنج کتاب در حوزه کاری خود را نیز به چاپ رسانده است.

روز گرامیداشت جانباز بهانه‌ای شد برای گفت‌و‌گو با این جانباز سرافراز ایلامی تا به قدر ساعتی همنشینی با او، بدانیم امروز بر شهیدان زنده ما چه می‌گذرد، با ما همراه باشید.

مشروح گفتگوی ایلام بیدار با "مهدی ویسه" جانباز شیمایی را در زیر بخوانید.

در ابتدا خودتان را به طور کامل معرفی بفرمایید.

باسلام خدمت شما و همه شهدا و ایثارگراتن عزیز و نیز شهدای مدافع حرم و مخاطبین عزیز پایگاه خبری ایلام بیدار، بنده مهدی ویسه هستم عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام که افتخار جانبازی را در دوران مقدس دفاع مقدس را پیدا کردم.

از چه سنی در جبهه حضور یافتید؟

از سن 18 سالگی در جبهه حضور داشتم و در مناطق مختلف عملیاتی در کسوت پاسداری انجام وظیفه کرده ام.

چه شد که تصمیم گرفتید عازم جبهه شوید؟

در واقع باید گفت در آن مقطع کنونی فضایی شکل گرفت که دفاع از سرزمین بعنوان یک ارزش تمام عیار محسوب می شد که حفظ آن با توجه به انقلابی که مردم ایران نیز انجام داده بودند از اهمیت بالایی برخوردار بود و من نیز همچون بسیاری از جوان ها در جبهه حضور یافتم.

در چه عملیات هایی شرکت داشتید؟

بنده در عملیات های متعددی حضور داشتم که از جمله آن می توان به نظیر عملیات هایی همچون والفجر 10، بیت المقدس 3، عملیات چلچراغ، میمک و کربلای یک اشاره کرد.

در کدام عملیات به درجه جانبازی نائل آمدید؟

بنده در عملیات والفجر 10 و در منطقه تیمور ژنان حلبچه جانباز شدم.

ماجرای جانبازی تان را برایمان توضیح دهید.

در جریان عملیات والفجر 10، دشمن بعثی در حرکتی غافلگیرانه اقدام به حمله شیمیایی علیه نیروهای رزمندگان و مردم بی دفاع کرد و گروهانی که درگیر با عملیات بودند 100 درصد از این حمله آسیب دیدند.

در جریان این حمله بزرگ بعثی تعداد هشت بمب به صورت مستقیم بر روی محیط مذکور فرود آمد که همگی شیمیایی بودند.

ماجرا از این قرار بود که بوی ناشی از بمب های شیمایی به گونه ای لذت بخش بود که از رایحه های خوشبوکننده در آنها استفاده شده بود لذا بنده و برخی دیگر از بچه های رزمنده به واسطه اینکه از لحاظ جسمانی قوی بودیم کمتر خطر را احساس کردیم و به فکر خنثی کردن افتادیم.

این شد که بعد از این ماجرا فهمیدم به لحاظ تنفسی و گوارشی دچار مشکل شدم و اکنون نیز دارای 25 درصد آسیب دیدگی حاد ریوی و دارای سوختگی کامل ریه هستم.

به فکر درمان این مشکل هم بوده اید؟

بله. از همان زمان و بعد از پیروزی جنگ به فکر درمان این مشکل از طرق مختلف بودم اما با توجه به اینکه انجام عمل مربوطه و احتمال زنده ماند نصف می شد دیگر ترجیح دادم تا عمل جراحی انجام ندهم.

یکی از خاطرات آن زمان پر افت و خیز را نیز برایمان بازگو نمایید.

در جریان تجاوز رژیم بعثی به مناطق غرب و از جمله استان ایلام، آنها موفق به حضور در مناطقی از ارتفاعات پیرمحمد در شهرستان ملکشاهی شدند که از این حیث نیز به همراه سایر همرزمان تصمیم به پس گیری این منطقه شدیم.

در همین میان و در حجم وسیعی از اتش رزمندگان اسلام بر علیه عراقی ها در نهایت توانستیم بالگرد عراقی را در ان منطقه ساقط و دشمن را به راحتی از این ارتفاعات عقب برانیم که این خود باعث خوشحالی و تقویت روحیه رزمندگان ایلامی شد.

در حال حاضر چه فعالیتی دارید؟

بعد از دوران پرالتهاب و پرافت و خیز دفاع مقدس و توفیق دفاع از سرزمین، فرصتی برایم پیش آمد تا بتوانم به ادامه تحصیل خود بپردازم.

در دوران دبیرستان هم بسیار زرنگ بودم و حتی در ان زمان با توجه به شرایط موجود بدون استفاده از  معلم موفق به اخذ مدرک دیپلم شدم.

مدارج علمی

بعد از طی این مقطع و شرکت در آزمون کنکور موفق به قبولی در رشته کشاورزی در دانشگاه تبریز شدم که با توجه به بعد مسافت از رفتن صرف نظر کردم اما در سال بعد در مقطع دامپروری قبول و بعد از ان در رشته مهندسی کشاورزی به فعالیت درسی خود ادامه و در نهایت با توجه به علاقه ام به علوم انسانی موفق به قبولی در کارشناسی ارشد مدیریت و در نهایت دکترای مدیریت شدم.

هم اکنون نیز عضو هیئت علمی دانشگه ایلام در گروه مدیریت هستم و مقالات متعددی را نیز در حوزه های انسانی و کاری خود ارائه داده ام و علاوه بر اینها موفق به چاپ پنج جلد کتاب مرتبط با حوزه فعالیت کاری خود نیز شده ام و امسال نیز در آستانه دانش یاری هستم که در حال سپری کردن مراحل آن هستم.

چه کسانی در زندگی بر روی شما تأثیر داشته اند؟

دو نفر از دوستان دانشگاهی بسیار بروی بنده تأثیر مثبت داشته اند اول دکتریاریکه در دانشکده علوم انسانی دانشگاه ایلام فعالیت دارند و دوم نیز دکتر تابان که از نخبگان دانشگاهی هستند.

آیا با دوستان زمان جبهه ارتباط دارید؟

بله بسیار بسیار زیاد ارتباط دارم و حتی بهترین و زیباترین حسم با آنها رقم می خورد.

نوع نگاه ها به جامعه ایثارگران را در جامعه چگونه می بینید؟

مردم ما برای ایثارگران واقعی که در جنگ به آنها آسیب جدی وارد شده بسیار احترام و ارزش قائل هستند که در نوع خود رضایت بخش است.

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.

در واقع ایثارگران افرادی مورد اعتماد هستند که در جنگ تحمیلی آزمون خود را به خوبی داده اند و می طلبد که نگاه ها به این قشر نگاهی اسلامی، انقلابی و دینی باشد، مدیران دستگاه ها باید از ظرفیت و توان این قشر نهایت استفاده را ببرند نه آنکه انان را به حاشیه برده و تسویه حساب کنند.

بسیار ممنون از وقتی در اختیار ما قرار دادید.

بنده هم از شما و از رسانه خوبتان تشکر می کنم.

 

انتهای پیام/

,

همان‌ها که بی‌هیچ چشم‌داشتی رفتند، سلامتی و رفاه خود را فدای میهن، اعتقادات و مردمشان کردند، تا پاسدار ارزش‌ها، خاک و ناموسشان باشند و امروز باز هم بی‌ هیچ چشم‌داشتی با زخم‌هایی بر تن و جانشان، در میان همین مردم زندگی می‌کنند.

"مهدی ویسه"، جانباز و ایثارگر ایلامی است که با درد و زخم بی پایان خود در قسمت "ریه" با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند. او از سن جوانی و در 18 سالگی همچون بسیاری از جوانان و نوجوانان راهی جبهه می‌شود. آخرین عملیاتی که در آن شرکت داشته، برمی‌گردد به سال 1362 عملیاتی به نام والفجر 10، که با مجروحیت ناشی از حملات شیمایی ریه وی آسیب جدی می بیند.

او بعد از دوران تحمیلی جنگ به فعالیت در عرصه علم روی آورد و هم‌اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام است و حتی در دانشگاه به تدریس نیز مشغول است. وی حتی پنج کتاب در حوزه کاری خود را نیز به چاپ رسانده است.

روز گرامیداشت جانباز بهانه‌ای شد برای گفت‌و‌گو با این جانباز سرافراز ایلامی تا به قدر ساعتی همنشینی با او، بدانیم امروز بر شهیدان زنده ما چه می‌گذرد، با ما همراه باشید.

مشروح گفتگوی ایلام بیدار با "مهدی ویسه" جانباز شیمایی را در زیر بخوانید.

در ابتدا خودتان را به طور کامل معرفی بفرمایید.

باسلام خدمت شما و همه شهدا و ایثارگراتن عزیز و نیز شهدای مدافع حرم و مخاطبین عزیز پایگاه خبری ایلام بیدار، بنده مهدی ویسه هستم عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام که افتخار جانبازی را در دوران مقدس دفاع مقدس را پیدا کردم.

از چه سنی در جبهه حضور یافتید؟

از سن 18 سالگی در جبهه حضور داشتم و در مناطق مختلف عملیاتی در کسوت پاسداری انجام وظیفه کرده ام.

چه شد که تصمیم گرفتید عازم جبهه شوید؟

در واقع باید گفت در آن مقطع کنونی فضایی شکل گرفت که دفاع از سرزمین بعنوان یک ارزش تمام عیار محسوب می شد که حفظ آن با توجه به انقلابی که مردم ایران نیز انجام داده بودند از اهمیت بالایی برخوردار بود و من نیز همچون بسیاری از جوان ها در جبهه حضور یافتم.

در چه عملیات هایی شرکت داشتید؟

بنده در عملیات های متعددی حضور داشتم که از جمله آن می توان به نظیر عملیات هایی همچون والفجر 10، بیت المقدس 3، عملیات چلچراغ، میمک و کربلای یک اشاره کرد.

در کدام عملیات به درجه جانبازی نائل آمدید؟

بنده در عملیات والفجر 10 و در منطقه تیمور ژنان حلبچه جانباز شدم.

ماجرای جانبازی تان را برایمان توضیح دهید.

در جریان عملیات والفجر 10، دشمن بعثی در حرکتی غافلگیرانه اقدام به حمله شیمیایی علیه نیروهای رزمندگان و مردم بی دفاع کرد و گروهانی که درگیر با عملیات بودند 100 درصد از این حمله آسیب دیدند.

در جریان این حمله بزرگ بعثی تعداد هشت بمب به صورت مستقیم بر روی محیط مذکور فرود آمد که همگی شیمیایی بودند.

ماجرا از این قرار بود که بوی ناشی از بمب های شیمایی به گونه ای لذت بخش بود که از رایحه های خوشبوکننده در آنها استفاده شده بود لذا بنده و برخی دیگر از بچه های رزمنده به واسطه اینکه از لحاظ جسمانی قوی بودیم کمتر خطر را احساس کردیم و به فکر خنثی کردن افتادیم.

این شد که بعد از این ماجرا فهمیدم به لحاظ تنفسی و گوارشی دچار مشکل شدم و اکنون نیز دارای 25 درصد آسیب دیدگی حاد ریوی و دارای سوختگی کامل ریه هستم.

به فکر درمان این مشکل هم بوده اید؟

بله. از همان زمان و بعد از پیروزی جنگ به فکر درمان این مشکل از طرق مختلف بودم اما با توجه به اینکه انجام عمل مربوطه و احتمال زنده ماند نصف می شد دیگر ترجیح دادم تا عمل جراحی انجام ندهم.

یکی از خاطرات آن زمان پر افت و خیز را نیز برایمان بازگو نمایید.

در جریان تجاوز رژیم بعثی به مناطق غرب و از جمله استان ایلام، آنها موفق به حضور در مناطقی از ارتفاعات پیرمحمد در شهرستان ملکشاهی شدند که از این حیث نیز به همراه سایر همرزمان تصمیم به پس گیری این منطقه شدیم.

در همین میان و در حجم وسیعی از اتش رزمندگان اسلام بر علیه عراقی ها در نهایت توانستیم بالگرد عراقی را در ان منطقه ساقط و دشمن را به راحتی از این ارتفاعات عقب برانیم که این خود باعث خوشحالی و تقویت روحیه رزمندگان ایلامی شد.

در حال حاضر چه فعالیتی دارید؟

بعد از دوران پرالتهاب و پرافت و خیز دفاع مقدس و توفیق دفاع از سرزمین، فرصتی برایم پیش آمد تا بتوانم به ادامه تحصیل خود بپردازم.

در دوران دبیرستان هم بسیار زرنگ بودم و حتی در ان زمان با توجه به شرایط موجود بدون استفاده از  معلم موفق به اخذ مدرک دیپلم شدم.

مدارج علمی

بعد از طی این مقطع و شرکت در آزمون کنکور موفق به قبولی در رشته کشاورزی در دانشگاه تبریز شدم که با توجه به بعد مسافت از رفتن صرف نظر کردم اما در سال بعد در مقطع دامپروری قبول و بعد از ان در رشته مهندسی کشاورزی به فعالیت درسی خود ادامه و در نهایت با توجه به علاقه ام به علوم انسانی موفق به قبولی در کارشناسی ارشد مدیریت و در نهایت دکترای مدیریت شدم.

هم اکنون نیز عضو هیئت علمی دانشگه ایلام در گروه مدیریت هستم و مقالات متعددی را نیز در حوزه های انسانی و کاری خود ارائه داده ام و علاوه بر اینها موفق به چاپ پنج جلد کتاب مرتبط با حوزه فعالیت کاری خود نیز شده ام و امسال نیز در آستانه دانش یاری هستم که در حال سپری کردن مراحل آن هستم.

چه کسانی در زندگی بر روی شما تأثیر داشته اند؟

دو نفر از دوستان دانشگاهی بسیار بروی بنده تأثیر مثبت داشته اند اول دکتریاریکه در دانشکده علوم انسانی دانشگاه ایلام فعالیت دارند و دوم نیز دکتر تابان که از نخبگان دانشگاهی هستند.

آیا با دوستان زمان جبهه ارتباط دارید؟

بله بسیار بسیار زیاد ارتباط دارم و حتی بهترین و زیباترین حسم با آنها رقم می خورد.

نوع نگاه ها به جامعه ایثارگران را در جامعه چگونه می بینید؟

مردم ما برای ایثارگران واقعی که در جنگ به آنها آسیب جدی وارد شده بسیار احترام و ارزش قائل هستند که در نوع خود رضایت بخش است.

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.

در واقع ایثارگران افرادی مورد اعتماد هستند که در جنگ تحمیلی آزمون خود را به خوبی داده اند و می طلبد که نگاه ها به این قشر نگاهی اسلامی، انقلابی و دینی باشد، مدیران دستگاه ها باید از ظرفیت و توان این قشر نهایت استفاده را ببرند نه آنکه انان را به حاشیه برده و تسویه حساب کنند.

بسیار ممنون از وقتی در اختیار ما قرار دادید.

بنده هم از شما و از رسانه خوبتان تشکر می کنم.

 

انتهای پیام/

,

همان‌ها که بی‌هیچ چشم‌داشتی رفتند، سلامتی و رفاه خود را فدای میهن، اعتقادات و مردمشان کردند، تا پاسدار ارزش‌ها، خاک و ناموسشان باشند و امروز باز هم بی‌ هیچ چشم‌داشتی با زخم‌هایی بر تن و جانشان، در میان همین مردم زندگی می‌کنند.

"مهدی ویسه"، جانباز و ایثارگر ایلامی است که با درد و زخم بی پایان خود در قسمت "ریه" با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند. او از سن جوانی و در 18 سالگی همچون بسیاری از جوانان و نوجوانان راهی جبهه می‌شود. آخرین عملیاتی که در آن شرکت داشته، برمی‌گردد به سال 1362 عملیاتی به نام والفجر 10، که با مجروحیت ناشی از حملات شیمایی ریه وی آسیب جدی می بیند.

او بعد از دوران تحمیلی جنگ به فعالیت در عرصه علم روی آورد و هم‌اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام است و حتی در دانشگاه به تدریس نیز مشغول است. وی حتی پنج کتاب در حوزه کاری خود را نیز به چاپ رسانده است.

روز گرامیداشت جانباز بهانه‌ای شد برای گفت‌و‌گو با این جانباز سرافراز ایلامی تا به قدر ساعتی همنشینی با او، بدانیم امروز بر شهیدان زنده ما چه می‌گذرد، با ما همراه باشید.

مشروح گفتگوی ایلام بیدار با "مهدی ویسه" جانباز شیمایی را در زیر بخوانید.

در ابتدا خودتان را به طور کامل معرفی بفرمایید.

باسلام خدمت شما و همه شهدا و ایثارگراتن عزیز و نیز شهدای مدافع حرم و مخاطبین عزیز پایگاه خبری ایلام بیدار، بنده مهدی ویسه هستم عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام که افتخار جانبازی را در دوران مقدس دفاع مقدس را پیدا کردم.

از چه سنی در جبهه حضور یافتید؟

از سن 18 سالگی در جبهه حضور داشتم و در مناطق مختلف عملیاتی در کسوت پاسداری انجام وظیفه کرده ام.

چه شد که تصمیم گرفتید عازم جبهه شوید؟

در واقع باید گفت در آن مقطع کنونی فضایی شکل گرفت که دفاع از سرزمین بعنوان یک ارزش تمام عیار محسوب می شد که حفظ آن با توجه به انقلابی که مردم ایران نیز انجام داده بودند از اهمیت بالایی برخوردار بود و من نیز همچون بسیاری از جوان ها در جبهه حضور یافتم.

در چه عملیات هایی شرکت داشتید؟

بنده در عملیات های متعددی حضور داشتم که از جمله آن می توان به نظیر عملیات هایی همچون والفجر 10، بیت المقدس 3، عملیات چلچراغ، میمک و کربلای یک اشاره کرد.

در کدام عملیات به درجه جانبازی نائل آمدید؟

بنده در عملیات والفجر 10 و در منطقه تیمور ژنان حلبچه جانباز شدم.

ماجرای جانبازی تان را برایمان توضیح دهید.

در جریان عملیات والفجر 10، دشمن بعثی در حرکتی غافلگیرانه اقدام به حمله شیمیایی علیه نیروهای رزمندگان و مردم بی دفاع کرد و گروهانی که درگیر با عملیات بودند 100 درصد از این حمله آسیب دیدند.

در جریان این حمله بزرگ بعثی تعداد هشت بمب به صورت مستقیم بر روی محیط مذکور فرود آمد که همگی شیمیایی بودند.

ماجرا از این قرار بود که بوی ناشی از بمب های شیمایی به گونه ای لذت بخش بود که از رایحه های خوشبوکننده در آنها استفاده شده بود لذا بنده و برخی دیگر از بچه های رزمنده به واسطه اینکه از لحاظ جسمانی قوی بودیم کمتر خطر را احساس کردیم و به فکر خنثی کردن افتادیم.

این شد که بعد از این ماجرا فهمیدم به لحاظ تنفسی و گوارشی دچار مشکل شدم و اکنون نیز دارای 25 درصد آسیب دیدگی حاد ریوی و دارای سوختگی کامل ریه هستم.

به فکر درمان این مشکل هم بوده اید؟

بله. از همان زمان و بعد از پیروزی جنگ به فکر درمان این مشکل از طرق مختلف بودم اما با توجه به اینکه انجام عمل مربوطه و احتمال زنده ماند نصف می شد دیگر ترجیح دادم تا عمل جراحی انجام ندهم.

یکی از خاطرات آن زمان پر افت و خیز را نیز برایمان بازگو نمایید.

در جریان تجاوز رژیم بعثی به مناطق غرب و از جمله استان ایلام، آنها موفق به حضور در مناطقی از ارتفاعات پیرمحمد در شهرستان ملکشاهی شدند که از این حیث نیز به همراه سایر همرزمان تصمیم به پس گیری این منطقه شدیم.

در همین میان و در حجم وسیعی از اتش رزمندگان اسلام بر علیه عراقی ها در نهایت توانستیم بالگرد عراقی را در ان منطقه ساقط و دشمن را به راحتی از این ارتفاعات عقب برانیم که این خود باعث خوشحالی و تقویت روحیه رزمندگان ایلامی شد.

در حال حاضر چه فعالیتی دارید؟

بعد از دوران پرالتهاب و پرافت و خیز دفاع مقدس و توفیق دفاع از سرزمین، فرصتی برایم پیش آمد تا بتوانم به ادامه تحصیل خود بپردازم.

در دوران دبیرستان هم بسیار زرنگ بودم و حتی در ان زمان با توجه به شرایط موجود بدون استفاده از  معلم موفق به اخذ مدرک دیپلم شدم.

مدارج علمی

بعد از طی این مقطع و شرکت در آزمون کنکور موفق به قبولی در رشته کشاورزی در دانشگاه تبریز شدم که با توجه به بعد مسافت از رفتن صرف نظر کردم اما در سال بعد در مقطع دامپروری قبول و بعد از ان در رشته مهندسی کشاورزی به فعالیت درسی خود ادامه و در نهایت با توجه به علاقه ام به علوم انسانی موفق به قبولی در کارشناسی ارشد مدیریت و در نهایت دکترای مدیریت شدم.

هم اکنون نیز عضو هیئت علمی دانشگه ایلام در گروه مدیریت هستم و مقالات متعددی را نیز در حوزه های انسانی و کاری خود ارائه داده ام و علاوه بر اینها موفق به چاپ پنج جلد کتاب مرتبط با حوزه فعالیت کاری خود نیز شده ام و امسال نیز در آستانه دانش یاری هستم که در حال سپری کردن مراحل آن هستم.

چه کسانی در زندگی بر روی شما تأثیر داشته اند؟

دو نفر از دوستان دانشگاهی بسیار بروی بنده تأثیر مثبت داشته اند اول دکتریاریکه در دانشکده علوم انسانی دانشگاه ایلام فعالیت دارند و دوم نیز دکتر تابان که از نخبگان دانشگاهی هستند.

آیا با دوستان زمان جبهه ارتباط دارید؟

بله بسیار بسیار زیاد ارتباط دارم و حتی بهترین و زیباترین حسم با آنها رقم می خورد.

نوع نگاه ها به جامعه ایثارگران را در جامعه چگونه می بینید؟

مردم ما برای ایثارگران واقعی که در جنگ به آنها آسیب جدی وارد شده بسیار احترام و ارزش قائل هستند که در نوع خود رضایت بخش است.

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.

در واقع ایثارگران افرادی مورد اعتماد هستند که در جنگ تحمیلی آزمون خود را به خوبی داده اند و می طلبد که نگاه ها به این قشر نگاهی اسلامی، انقلابی و دینی باشد، مدیران دستگاه ها باید از ظرفیت و توان این قشر نهایت استفاده را ببرند نه آنکه انان را به حاشیه برده و تسویه حساب کنند.

بسیار ممنون از وقتی در اختیار ما قرار دادید.

بنده هم از شما و از رسانه خوبتان تشکر می کنم.

 

انتهای پیام/

,

همان‌ها که بی‌هیچ چشم‌داشتی رفتند، سلامتی و رفاه خود را فدای میهن، اعتقادات و مردمشان کردند، تا پاسدار ارزش‌ها، خاک و ناموسشان باشند و امروز باز هم بی‌ هیچ چشم‌داشتی با زخم‌هایی بر تن و جانشان، در میان همین مردم زندگی می‌کنند.

,

"مهدی ویسه"، جانباز و ایثارگر ایلامی است که با درد و زخم بی پایان خود در قسمت "ریه" با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند. او از سن جوانی و در 18 سالگی همچون بسیاری از جوانان و نوجوانان راهی جبهه می‌شود. آخرین عملیاتی که در آن شرکت داشته، برمی‌گردد به سال 1362 عملیاتی به نام والفجر 10، که با مجروحیت ناشی از حملات شیمایی ریه وی آسیب جدی می بیند.

,

او بعد از دوران تحمیلی جنگ به فعالیت در عرصه علم روی آورد و هم‌اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام است و حتی در دانشگاه به تدریس نیز مشغول است. وی حتی پنج کتاب در حوزه کاری خود را نیز به چاپ رسانده است.

,

روز گرامیداشت جانباز بهانه‌ای شد برای گفت‌و‌گو با این جانباز سرافراز ایلامی تا به قدر ساعتی همنشینی با او، بدانیم امروز بر شهیدان زنده ما چه می‌گذرد، با ما همراه باشید.

,

مشروح گفتگوی ایلام بیدار با "مهدی ویسه" جانباز شیمایی را در زیر بخوانید.

,

در ابتدا خودتان را به طور کامل معرفی بفرمایید.

,

باسلام خدمت شما و همه شهدا و ایثارگراتن عزیز و نیز شهدای مدافع حرم و مخاطبین عزیز پایگاه خبری ایلام بیدار، بنده مهدی ویسه هستم عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام که افتخار جانبازی را در دوران مقدس دفاع مقدس را پیدا کردم.

,

از چه سنی در جبهه حضور یافتید؟

,

از سن 18 سالگی در جبهه حضور داشتم و در مناطق مختلف عملیاتی در کسوت پاسداری انجام وظیفه کرده ام.

,

چه شد که تصمیم گرفتید عازم جبهه شوید؟

,

در واقع باید گفت در آن مقطع کنونی فضایی شکل گرفت که دفاع از سرزمین بعنوان یک ارزش تمام عیار محسوب می شد که حفظ آن با توجه به انقلابی که مردم ایران نیز انجام داده بودند از اهمیت بالایی برخوردار بود و من نیز همچون بسیاری از جوان ها در جبهه حضور یافتم.

,

, ,

در چه عملیات هایی شرکت داشتید؟

,

بنده در عملیات های متعددی حضور داشتم که از جمله آن می توان به نظیر عملیات هایی همچون والفجر 10، بیت المقدس 3، عملیات چلچراغ، میمک و کربلای یک اشاره کرد.

,

در کدام عملیات به درجه جانبازی نائل آمدید؟

,

بنده در عملیات والفجر 10 و در منطقه تیمور ژنان حلبچه جانباز شدم.

,

ماجرای جانبازی تان را برایمان توضیح دهید.

,

در جریان عملیات والفجر 10، دشمن بعثی در حرکتی غافلگیرانه اقدام به حمله شیمیایی علیه نیروهای رزمندگان و مردم بی دفاع کرد و گروهانی که درگیر با عملیات بودند 100 درصد از این حمله آسیب دیدند.

,

در جریان این حمله بزرگ بعثی تعداد هشت بمب به صورت مستقیم بر روی محیط مذکور فرود آمد که همگی شیمیایی بودند.

,

ماجرا از این قرار بود که بوی ناشی از بمب های شیمایی به گونه ای لذت بخش بود که از رایحه های خوشبوکننده در آنها استفاده شده بود لذا بنده و برخی دیگر از بچه های رزمنده به واسطه اینکه از لحاظ جسمانی قوی بودیم کمتر خطر را احساس کردیم و به فکر خنثی کردن افتادیم.

,

این شد که بعد از این ماجرا فهمیدم به لحاظ تنفسی و گوارشی دچار مشکل شدم و اکنون نیز دارای 25 درصد آسیب دیدگی حاد ریوی و دارای سوختگی کامل ریه هستم.

,

به فکر درمان این مشکل هم بوده اید؟

,

بله. از همان زمان و بعد از پیروزی جنگ به فکر درمان این مشکل از طرق مختلف بودم اما با توجه به اینکه انجام عمل مربوطه و احتمال زنده ماند نصف می شد دیگر ترجیح دادم تا عمل جراحی انجام ندهم.

,

یکی از خاطرات آن زمان پر افت و خیز را نیز برایمان بازگو نمایید.

,

در جریان تجاوز رژیم بعثی به مناطق غرب و از جمله استان ایلام، آنها موفق به حضور در مناطقی از ارتفاعات پیرمحمد در شهرستان ملکشاهی شدند که از این حیث نیز به همراه سایر همرزمان تصمیم به پس گیری این منطقه شدیم.

,

در همین میان و در حجم وسیعی از اتش رزمندگان اسلام بر علیه عراقی ها در نهایت توانستیم بالگرد عراقی را در ان منطقه ساقط و دشمن را به راحتی از این ارتفاعات عقب برانیم که این خود باعث خوشحالی و تقویت روحیه رزمندگان ایلامی شد.

,

در حال حاضر چه فعالیتی دارید؟

,

بعد از دوران پرالتهاب و پرافت و خیز دفاع مقدس و توفیق دفاع از سرزمین، فرصتی برایم پیش آمد تا بتوانم به ادامه تحصیل خود بپردازم.

,

در دوران دبیرستان هم بسیار زرنگ بودم و حتی در ان زمان با توجه به شرایط موجود بدون استفاده از  معلم موفق به اخذ مدرک دیپلم شدم.

,

مدارج علمی

,

بعد از طی این مقطع و شرکت در آزمون کنکور موفق به قبولی در رشته کشاورزی در دانشگاه تبریز شدم که با توجه به بعد مسافت از رفتن صرف نظر کردم اما در سال بعد در مقطع دامپروری قبول و بعد از ان در رشته مهندسی کشاورزی به فعالیت درسی خود ادامه و در نهایت با توجه به علاقه ام به علوم انسانی موفق به قبولی در کارشناسی ارشد مدیریت و در نهایت دکترای مدیریت شدم.

,

هم اکنون نیز عضو هیئت علمی دانشگه ایلام در گروه مدیریت هستم و مقالات متعددی را نیز در حوزه های انسانی و کاری خود ارائه داده ام و علاوه بر اینها موفق به چاپ پنج جلد کتاب مرتبط با حوزه فعالیت کاری خود نیز شده ام و امسال نیز در آستانه دانش یاری هستم که در حال سپری کردن مراحل آن هستم.

,

, ,

چه کسانی در زندگی بر روی شما تأثیر داشته اند؟

,

دو نفر از دوستان دانشگاهی بسیار بروی بنده تأثیر مثبت داشته اند اول دکتریاریکه در دانشکده علوم انسانی دانشگاه ایلام فعالیت دارند و دوم نیز دکتر تابان که از نخبگان دانشگاهی هستند.

,

آیا با دوستان زمان جبهه ارتباط دارید؟

,

بله بسیار بسیار زیاد ارتباط دارم و حتی بهترین و زیباترین حسم با آنها رقم می خورد.

,

نوع نگاه ها به جامعه ایثارگران را در جامعه چگونه می بینید؟

,

مردم ما برای ایثارگران واقعی که در جنگ به آنها آسیب جدی وارد شده بسیار احترام و ارزش قائل هستند که در نوع خود رضایت بخش است.

,

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.

,

در واقع ایثارگران افرادی مورد اعتماد هستند که در جنگ تحمیلی آزمون خود را به خوبی داده اند و می طلبد که نگاه ها به این قشر نگاهی اسلامی، انقلابی و دینی باشد، مدیران دستگاه ها باید از ظرفیت و توان این قشر نهایت استفاده را ببرند نه آنکه انان را به حاشیه برده و تسویه حساب کنند.

,

بسیار ممنون از وقتی در اختیار ما قرار دادید.

,

بنده هم از شما و از رسانه خوبتان تشکر می کنم.

,

 

,

انتهای پیام/

,
 
,
 
,
 
,
 
,
 
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه