به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح زاگرس همین دیشب به امیدی که باران آید از سمت دنا خفتم، هوا ازسمت غرب و در شمال ابری ابری بود،لب خشکیده خرسان، بشار و زهره و مارون سراسر خواهش و ... تمنا بود .دنا هم سرد و خاموش بود نه برفی بود نه کولاکی نه بارانی ....
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح زاگرس, ,سحرگاهان چو برخاستم زخواب خویشتن؛ دیدم عجب باران نرمی می زند امروزعجب حال خوشی دارند مردم اندر این استان چه تفریحی نماییم در بهار امسال ....نگو که کوکب اقبال ما در پوششی از ابــــر تقلا می کند بامــــرگ!نگو که آسمان همراه آن ابر سیه خون در درون دارد دنــــــا اولاد خویشتن را به قربانگاه فرا خوانده عجب مهمانی شومی.
,! دنا ! دانی که را امروز به قربانگه فرا خواندی؟دنا میراث این استان درون آن طیاره مستقر باشند ؛ می دانی؟دنا دهها مهندس ، دکتر وعالم در این پرواز می باشند، حالیت هست؟دنا *بابا* به دست *ایلیا* بسپرده *طاها* راپسر را پیش بابا قصد داری ، خرد کنی آیا؟
,دنا طاها!دنا طاها به امیدی که اندر زادگاهش جشن میلادش بگیرد گوییا راهی شده یاسوج نمیرانیش؟نگاهی کن به آن چشمان معصوم ،وانگهی گر طاقتش داشتی،نشد شرمت بمیرانش!!دنا مـادر! دنا مادر کنار هر دو فرزندش نشسته آبرو دارد!دنا*نرگس*!دنا *نرگس* اگر چـــه فصل،فصل نرگس است؛لیکن، که یک نرگس در آن بالاست و او هم مادر طاهاست ؛ نسوزانش دنا بهر خدا سر خم نما تا این مسافر بگذر برتونماد سربلندی!
,جان تو یک بارفقط یکبار سرت را لحظه ای پایین بگیر بگذار این مهمانها سالم به مهمانی باباشان بیایند جان تو یکبار ، یک لحظه ...
,دنا بابای این دو نزد این مردم شرف دارد، حیا دارد، به مانند من و آن دیگری راحت نمی گرید تو می خواهی که اشک از دیده ی ایشان برون آری؟ هزاران دیده ی اشکی به دستش اشک شوق ریخته!هزاران درد بی درمان ز جان مردم استان برون کرده!
,تو گر قدرش نمی دانی ، ز مردم پرس و جو فرما زمحرومان ، زمحتاجان زبیماران دم عیدی که پارسال ریخت تعطیلات خود را در پی آنهاز هر کس دوست می داری بپرس هادی ، چه جانهایی دوباره در مسیر زندگانی باز گردانده.؟
,دنا رحمت چه شد قولت کجا رفت؟دنا از چه به چشمان عزیزانم تو خون آورده ای امروز؟دنا امشب عزیزانم همه مهمان تو هستند خجالت بایدت ای کوه مغرور و پر از فتنه خجالت بایدت زیراکه امشب کودکم طاها به روی بالشی از برف به روی سینه ی مادر درون دره ات خفته خجالت بایدت زیرا سر مهمانهایت جملگی بشکسته خونین است
,دل بابای طاها و هزاران مرد ساداتی زتو چرکین چرکین است دنا امشب چونان شبهای دیگر می رود اما بدان ایلی بزرگ مانند سادات تا قیامت از تو رنجیده استبدان طـاهای این ایل کودک معصوم تو را هرگز نبخشیده است.
,عصر امروز و پس از روزها چشم انتظاری، مراسم وداع باشکوه با سه تن از پرستوهای مهاجر دنا، طاها و ایلیا دانشی و نرگس خوبانی که در سانحه سقوط هواپیمای تهران-یاسوج جان خود را از دست دادند بر فراز مردم شهر یاسوج تشییع و در آرامستان شرف آباد یاسوج آرام گرفتند.
, عصر امروز و پس از روزها چشم انتظاری، مراسم وداع باشکوه با سه تن از پرستوهای مهاجر دنا، ,ادامه تصاویر مراسم تشییع را در زیر مشاهده می کنید:
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه