اخبار داغ
  1. رهبر شهید و تجربه حضوری پر صلابیت در سازمان ملل/ تاکید بر تضمین امنیت منطقه در سایه محاکمه عامل ناامنی منطقه!
  2. سخنان رئیس‌جمهور در سازمان ملل در شأن ملت ایران بود/ دفاع از حقوق‌ ملت انسجام را افزایش داد
  3. داماد "حسن روحانی" چه کاره دولت است که در هر موضوعی اظهارنظر می‌کند؟/داماد سرخانه نگران کیک تولد همسایه!
  4. فرصت‌سوزی حسن روحانی از سفر تاریخی رئیس‌جمهور چین به ایران
  5. روزی که قرآن تمام حجت شهید رئیسی در سازمان ملل شد
  6. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  7. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  8. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  9. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  10. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  11. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  12. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  13. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  14. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  15. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  16. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  17. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  18. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  19. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  20. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم

عسل ، دختری که طعم تلخ زندگی را می چشد

عسل ، دختری که طعم تلخ زندگی را می چشد
با نگاه های معصومانه اش گفت در دبستان امت شهرستان بروجرد درس می خواند و با لبخندی بر لب معدل کلاس سوم ابتداییش را که 20 شده بود بلند بلند تکرار می کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از  بازتاب بروجرد ، وقتی به دنیا آمده بود که پدرش دیگر در دنیا نبود ، آری از همان ابتدای زندگی طعم تلخ بی پدری را چشیده بود.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, بازتاب بروجرد,

پدرش در پی کسب رزق و روزی حلال با موتورسیکلتش راهی محل کار می شود ولی از بخت بد حادثه تصادف می کند و دیگر هیچ گاه دختر معصوم و زیبایش را نمی بیند.

,

رنج و مشقت زندگی تاب مادر عسل را به سر آورده بود ، نگاهای خسته زن گویای زندگی سختش بود .

,

می گفت : من هم همانند عسل پدرم را در کودکی از دست دادم و مادرم که تنها پناهم بود نیز چند ماه پیش فوت کرد و ما را با درد ها و رنج هایمان تنها گذاشت و رفت.

,

 

,

عسل ، دختری که طعم تلخ زندگی را می چشد

, عسل ، دختری که طعم تلخ زندگی را می چشد,

حالا عسل و مادرش در خانه ای اجاره ای و بسیار کوچک در حواشی شهرستان بروجرد روزگار را سر می کنند.

,

مادر عسل می گوید : تا چند ماه قبل از فرد مسنی پرستاری می کردم اما با فوت او دیگر از کار بیکار شدم و تنها درآمد ما یارانه من و عسل است  و مقدار ناچیزی کمک دیگران که در جمع بیش از 120 هزار تومان در ماه نمی شود و کرایه 100 هزار تومانی خانه را که کم کنیم ما می مانیم و چند هزار تومان که باید تا پایان ماه را سر کنیم.

,

مادر عسل می گفت  صاحبخانه اش امروز و فردا با مأمور و حکم تخلیه خانه به استقبال عسل 10 ساله خواهد آمد .

,

شاید عسل را از این به بعد باید زیر چادر ببینیم .

,

عسل با چشمهای معصومش ساکت بود و تنها به من نگاه می کرد .

,

از او پرسیدم دوست داری در آینده چکاره شوی ؟ در حالی که سرش را پائین انداخته بود با زیر چشم به من نگاهی کرد و آرام گفت : دکتر.

,

خانه عسل  تنها یک اتاق 12 متری دارد که فرشی مندرس کف آن را پوشانده است و یک تلویزیون 14 اینچ قدیمی ، آشپزخانه کوچک آنها با یخچال قدیمی که از مادر بزرگش به او رسیده بود مزین بود

,

راستی عسل هنوز لباس فرم ، کیف و کفش و دفتر و مداد مدرسه اش  را نتوانسته بخرد .

,

نمی دانم فردا شاید هم  یکی از همین روزها عسل را زیر چادری در پارک ها یا گوشه ای از شهر ملاقات کنیم ،  چگونه در چشم های او بنگریم و آن نگاه معصومانه را درک کنیم و باز به خود بگوئیم : عسل ما هستیم تو آسوده باش.

,

در حدیثى از یکى از یاران پیامبر (ص) آمده است که مى‏گوید ما خدمت رسول خدا (ص) نشسته بودیم، پسر بچه‏اى خدمتش آمد، عرض کرد:" کودکى یتیم هستم، و خواهرى یتیم دارم، و مادرى بیوه زن. از آنچه خدا به تو اطعام کرده به ما اطعام کن، تا خداوند از آنچه نزد او است آن قدر به تو ببخشد که خشنود شوى"! پیامبر (ص) فرمود:" چه زیبا گفتى اى پسر! سپس رو به بلال کرده، فرمود: برو از آنچه نزد ما است بیاور، بلال بیست و یک خرما با خود آورد پیغمبر (ص) فرمود: هفت دانه براى تو، هفت دانه براى خواهرت، و هفت دانه براى مادرت."

, کرده به ما اطعام کن، تا خداوند از آنچه نزد او است آن قدر به تو ببخشد که خشنود شوى"! پیامبر (ص) فرمود:" چه زیبا گفتى اى پسر! سپس رو به بلال کرده، فرمود: برو از آنچه نزد ما است بیاور، بلال بیست و یک خرما با خود آورد پیغمبر (ص) فرمود: هفت دانه براى تو، هفت دانه براى خواهرت، و هفت دانه براى مادرت.",

" معاذ بن جبل" برخاست دستى بر سر کودک یتیم کشید گفت: خداوند یتیمى تو را جبران کند، و تو را جانشین صالحى براى پدرت سازد (کودک یتیم از فرزندان مهاجران بود.)

,

پیغمبر (ص) رو به" معاذ" کرد و فرمود:" انگیزه تو براى اینکار چه بود"؟ عرض کرد: محبت و رحمت بود.

,

فرمود:" هر کس از شما سرپرستى یتیمى را بر عهده گیرد، و حق آن را ادا کند، و دست بر سر یتیم کشد خداوند به عدد هر مویى حسنه‏اى براى او مى‏نویسد، و به هر مویى سیئه‏اى از او محو مى‏کند، و به هر مویى درجه‏اى به او مى‏بخشد". تفسیر نمونه، ج‏27، ص: 112

, تفسیر نمونه، ج‏27، ص: 112,

انتهای پیام/ص

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه