به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی خبر لنده ، بزرگداشت هفته دفاع مقدس، بزرگداشت شهیدان و ایثارگرانی است که در طول 8سال جنگ تحمیلی در جبهه های حق علیه باطل جانانه ایستاده اند تا طعم شیرین امنیت و آرامش در کام ملت عزیز ایران اسلامی هرگز تلخ نشود و با توکل به قادر متعال و لبیک گویی به ندای پیر جماران 8سال دفاعی حماسه ساز و ماندگار در تاریخ جنگ های نظامی جهان را در پیشانی تاریخ جهان به ثبت رسانیده اند که در این راه ناهموار بودند جوانانی که شهید، جانباز ، مفقودالاثر و یا اسیر شده اند ، روایت های زیباو تلخی از بازماندگان هشت سال دفاع مقدس هست که شنیدن هر یک از آنها دفتر خاطراتی است از آن همه ایثار و از خود گذشتگی.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, پایگاه خبری تحلیلی خبر لنده,قطعاً پاسداران و بسیجیانی که در طول 8سال دفاع مقدس در جبهه های حق علیه باطل بوده اند گنجینه های عظیمی از ناب ترین خاطرات سالهای حماسه و خون را در دل قلب های آکنده از ترکش ها و اثرات شیمیایی خود دارند که شنیدن ابن خاطرات ارزشمند خالی از لطف نیست.
هفته دفاع مقدس بهانه ای شد تا با یکی از فرماندهان و یادگاران 8سال دفاع مقدس که افتخار جانبازی 25درصد را نیز دارد از نزدیک دیدار و گفت وگویی صمیمی داشته باشیم.
سید محمدطلا میری یکی از فرماندهان گروهان خط شکن در عملیات پد خندق است که در کنار شهیدان جانمحمد کریمی، قدرت الله رستم پور، عبدالله نژاد تقوی شهید نویدی و علی صالح رایگان و شکرالله واهبی در 8سال دفاع مقدس حماسه های ماندگاری را خلق کردند.

خبر لنده: ضمن عرض سلام و خسته نباشید ضمن معرفی خود بفرماید شغل و مسئولیت شما در جبهه های جنگ چی بوده ؟
به نام خداوند منان، سید محمد طلامیری هستم ساکن شهرستان لنده از استان کهگیلویه وبویراحمد و پاسدار بازنشسته سپاه پاسداران با 25درصد جانبازی درخدمت شما عزیزان می باشم. و در جبهه های جنگ مسئولیت ها ی همچون اطلاعات و عملیات و فرمانده گروهان و جانشین گروهان های مختلف را بر عهده داشتم.
خبر لنده: با توجه به اینکه در هفته دفاع مقدس هستیم تعبیر شما از دفاع مقدس چیه؟
همانطور که همه شما عزیزان می دانید دفاع مقدس تنها یک دفاع از تمامیت ارضی از کشور نبود بلکه دفاع مقدس دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی به رهبری حکیمانه بنیانگذار انقلاب اسلامی بود که باعث صدور انقلاب اسلامی به تمام کشور های آزادی خواه در زیر چتر اسلام بود، دفاع مقدس یادآور رشادت هایی است که در مناطق مختلف عملیاتی جبهه های جنگ به عشق رهبری به زیر تانک می رفتند و چه بسا بدن های و سر های که زیر دشلی تانک ها خیمر و پود شد تا امروز فرزندان ایران اسلامی طعم شیرین امنیت و آرامش و آسایش را بچشند و نظام و انقلاب اسلامی را حیاتی دوباره ببخشند و آن را از هرگونه مخاطره ای بیمه کنند.
خبر لنده: در طول 8سال دفاع مقدس در چه عملیات هایی شرکت کردید و اولین عملیات چه عملیاتی بود؟
اینجانب در راستای لبیک گویی به فرمان پیر ومقتدایمان حضرت امام خمینی(ره) همانند خیلی از همرزمان شهیدم در بیش از 8 عملیات حضور داشتم و اولین حضورم در جبهه در عملیات رمضان در منطقه عملیاتی دشت عباس خوزستان بود.

ایستاده از راست: نادعلی عبدالله زاده، سید محمد طلا میری، حبیب دهوده، برادر بسیجی، برادر بسیجی، شکرالله واهبی، دو برادر بسیجی منطقه سردشت کردستان


خبر لنده : در چه عملیات هایی شرکت داشتید و در کدام یک از آنها مجروح شده اید ؟
در عملیات های بدر ، رمضان، کربلای 1، کربلای 4 ، کربلای، 5، کربلای 10 ، محرم، عملیات های پارتیزانی در کردستان ( پاوه) و پد خندق، در بیشتر عملیات ها مجروح می شدم که بعد از بستری شدن و سلامتی اولیه دوباره به جبهه اعزام می شدم و از ناحیه پا، دست، زانو و قلب با اصابت ترکش مجروح شده ام.



محل اصابت تیر مستقیم به پای چپ و باقی ماندن آثار آن بعد از جنگ در پای چپ آقای میری

محل اصابت ترکش ها و باقی ماندن آن در پای چپ و راست که در عکس رادیولوژی نیز کاملاً واضح است.


نشسته از راست: سید محمد زمان سیاوش، شهید قدرت الله رستم پور، عطا بدری، سید محمدطلا میری

خبر لنده : شیرین ترین و تلخ ترین خاطره شما از دوران جبهه ؟
دوران دفاع مقدس سراسر پر شده از خاطرات تلخ و شیرینی که در ذهن همه بچه های دوران دفاع مقدس جاوید و ماندگار است.

شیرین ترین خاطره: در عملیات بدر وقتی بچه ها با موفقیت در عملیات پیروز شده اند یک اسیر عراقی را گرفته بوده ام که مرتب به زبان عربی می گفت : من شیعه هستم و من را اذیت نکنید، تا اینکه من به زبان لری به اوگفت: تا نگویی قبله وه کو طرفه ولت نیکنم(تا زمان که نگویی قبله کدوم طرفه دست از سرت بر نمی دارم) که این عراقی که متوجه زبان ما نمی شد مرتب التماس می کرد و می گفت من شیعه ام ، تا اینکه یکی از برادران که به زبان عربی مسلط بود آمد و به عربی حرف های من را ترجمه کرد که بعدا متوجه شدیم که این عراقی ضمن اینکه شیعه نیست از بعثی های عراقی است.
تلخ ترین خاطره: در عملیات بدر با هر سختی و مشقتی که بود پل دجله و فرات را به تصرف در آورده بوده ایم که خیلی از بچه برای تصرف این پل به شهادت رسیده بودند که متاسفانه به دلیل نیروی های نفوذی در بین بچه ها و آتش سنگین توپخانه ای عراقی ها به ناچار پلی را که آن همه شهید برایش داده ایم را از دست داده و به ناچار مجبور به عقب نشینی شده ام که یکی از تلخ ترین خاطراتم بود چرا دوستان و همرزمانم از جمله محمد کریمی خشاب ، شهید تمر جرنده، سردار شهید حاج سید جانمحمد موسوی نسب که در همین عملیات به اسارت عراقی درآمد و خیلی از شهیدان دیگر یکی یکی پیش چشم مان شهید شده بودند.

خبر لنده: از پد خندق بگویید؟
پد خندق یک عملیات تدافعی از سوی ایران بود که در طرف مقابل از سوی عراقی ها با سنگین ترین آتش توپخانه ای مواجه بودیم که 70 الی 80نفر از دوستانمان در دژ بودند و ما پشت سر آنها قرار گرفته بودیم که از ساعت 4صبح بارش گلوله و خمپاره چنان سنگین بود که گویی می خواستند 10گردان را نابود کنند.
پد خندق حالت عجیبی داشت از جلو عراقی ها بودند و از طرف راست و چپ هم رودخانه بود و تنها مسیر رفت و برگشت ما با دژ تنها جاده ای بود که عرض آن 16متر و به طول 4کیلومتر که چنان گلوله به این جاده زده بودند که ارتباط ما با تیپ 48 فتح و تیپ امام رضا(ع) و لشکر امام حسین(ع) و سایر تیپ ها و لشکر ها از قبل می دانستند و عقب نشینی کرده بودند و تنها ما مانده بودیم و عراقی ها که به طور کامل ما را محاصره کرده بودند و نبرد سنگین آتش و خون با حماسه های بی بدیل بچه ها در پد خندق با شهادت شهید جانمحمد کریمی ، شهید نویدی و زخمی شدن بچه ها و در نهایت به اسارت گرفته شدن خیلی از بچه ها از جمله هجیر آبسواران ، نورعلی هاشمی، حیات اله همتی نژاد، محمد مرادی، علی نجات شهبازی و تعداد دیگری از بسیجی ها که در خاطرم نیست همراه بود، آخرین تماس بی سیمی ما تا ساعات 2بعد ظهر ما ارتباط بیسمی داشته ایم تا اینکه برادر رایگان در آخرین تماس خود التماس دعا کرد و گفت ما راهی به جز اسارت نداریم و همین بود که عزیزان به اسارت عراقی در آمده اند و بعد از 2 الی 3سال به وطن بازگشتند.

سردار شهید حاج سید جانمحمد موسوی نسب
خبر لنده : از شما جهت بازگو نمودن خاطرات 8سال دفاع مقدس در مدارس و اردوهای راهیان نور دعوت می شود؟
بله الحمدالله دوستان لطف دارند و در مراسمات صبح گاهی و برنامه های آموزش و پرورش و اردو ها بعنوان راوی و یا روایت کننده استفاده می کنند البته من خود نیز مشتاق به بازگو نمون خاطرات و افتخارات آن روز ها برای نسل جوان هستم تا با ایثارگری های رزمندگان در طول8سال دفاع مقدس بیشتر آشنا شوند.


خبر لنده: کلام اخر؟
ناگفته های جنگ زیاد است ولی چیزی که از همه مهمتر است زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهیدان و ایثارگرانی است که برای دفاع از سرزمین خود رفته اند ، و یاد دفاع مقدس نباید به راحتی به فراموشی سپرده شود و اگر امروز امنیت و آرامش و پیشرفتی علمی داریم مرهون تلاش ها و زحمات ایثاراگران و شهیدان راه حق و حقیقت به رهبری جانشین بر حق بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خامنه ای (مدظلله العالی) است.
ما هم از این یادگار ارزشمند 8سال دفاع مقدس که به ما افتخار هم کلامی را داده اند صمیمانه تقدیر و تشکر می کنیم و از خداوند منان صحت و سلامتی وی را خواستاریم.
گزارش و عکس: سید اسماعیل میری
انتهای پیام/ش5
قطعاً پاسداران و بسیجیانی که در طول 8سال دفاع مقدس در جبهه های حق علیه باطل بوده اند گنجینه های عظیمی از ناب ترین خاطرات سالهای حماسه و خون را در دل قلب های آکنده از ترکش ها و اثرات شیمیایی خود دارند که شنیدن ابن خاطرات ارزشمند خالی از لطف نیست.
هفته دفاع مقدس بهانه ای شد تا با یکی از فرماندهان و یادگاران 8سال دفاع مقدس که افتخار جانبازی 25درصد را نیز دارد از نزدیک دیدار و گفت وگویی صمیمی داشته باشیم.
سید محمدطلا میری یکی از فرماندهان گروهان خط شکن در عملیات پد خندق است که در کنار شهیدان جانمحمد کریمی، قدرت الله رستم پور، عبدالله نژاد تقوی شهید نویدی و علی صالح رایگان و شکرالله واهبی در 8سال دفاع مقدس حماسه های ماندگاری را خلق کردند.

خبر لنده: ضمن عرض سلام و خسته نباشید ضمن معرفی خود بفرماید شغل و مسئولیت شما در جبهه های جنگ چی بوده ؟
به نام خداوند منان، سید محمد طلامیری هستم ساکن شهرستان لنده از استان کهگیلویه وبویراحمد و پاسدار بازنشسته سپاه پاسداران با 25درصد جانبازی درخدمت شما عزیزان می باشم. و در جبهه های جنگ مسئولیت ها ی همچون اطلاعات و عملیات و فرمانده گروهان و جانشین گروهان های مختلف را بر عهده داشتم.
خبر لنده: با توجه به اینکه در هفته دفاع مقدس هستیم تعبیر شما از دفاع مقدس چیه؟
همانطور که همه شما عزیزان می دانید دفاع مقدس تنها یک دفاع از تمامیت ارضی از کشور نبود بلکه دفاع مقدس دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی به رهبری حکیمانه بنیانگذار انقلاب اسلامی بود که باعث صدور انقلاب اسلامی به تمام کشور های آزادی خواه در زیر چتر اسلام بود، دفاع مقدس یادآور رشادت هایی است که در مناطق مختلف عملیاتی جبهه های جنگ به عشق رهبری به زیر تانک می رفتند و چه بسا بدن های و سر های که زیر دشلی تانک ها خیمر و پود شد تا امروز فرزندان ایران اسلامی طعم شیرین امنیت و آرامش و آسایش را بچشند و نظام و انقلاب اسلامی را حیاتی دوباره ببخشند و آن را از هرگونه مخاطره ای بیمه کنند.
خبر لنده: در طول 8سال دفاع مقدس در چه عملیات هایی شرکت کردید و اولین عملیات چه عملیاتی بود؟
اینجانب در راستای لبیک گویی به فرمان پیر ومقتدایمان حضرت امام خمینی(ره) همانند خیلی از همرزمان شهیدم در بیش از 8 عملیات حضور داشتم و اولین حضورم در جبهه در عملیات رمضان در منطقه عملیاتی دشت عباس خوزستان بود.

ایستاده از راست: نادعلی عبدالله زاده، سید محمد طلا میری، حبیب دهوده، برادر بسیجی، برادر بسیجی، شکرالله واهبی، دو برادر بسیجی منطقه سردشت کردستان


خبر لنده : در چه عملیات هایی شرکت داشتید و در کدام یک از آنها مجروح شده اید ؟
در عملیات های بدر ، رمضان، کربلای 1، کربلای 4 ، کربلای، 5، کربلای 10 ، محرم، عملیات های پارتیزانی در کردستان ( پاوه) و پد خندق، در بیشتر عملیات ها مجروح می شدم که بعد از بستری شدن و سلامتی اولیه دوباره به جبهه اعزام می شدم و از ناحیه پا، دست، زانو و قلب با اصابت ترکش مجروح شده ام.



محل اصابت تیر مستقیم به پای چپ و باقی ماندن آثار آن بعد از جنگ در پای چپ آقای میری

محل اصابت ترکش ها و باقی ماندن آن در پای چپ و راست که در عکس رادیولوژی نیز کاملاً واضح است.


نشسته از راست: سید محمد زمان سیاوش، شهید قدرت الله رستم پور، عطا بدری، سید محمدطلا میری

خبر لنده : شیرین ترین و تلخ ترین خاطره شما از دوران جبهه ؟
دوران دفاع مقدس سراسر پر شده از خاطرات تلخ و شیرینی که در ذهن همه بچه های دوران دفاع مقدس جاوید و ماندگار است.

شیرین ترین خاطره: در عملیات بدر وقتی بچه ها با موفقیت در عملیات پیروز شده اند یک اسیر عراقی را گرفته بوده ام که مرتب به زبان عربی می گفت : من شیعه هستم و من را اذیت نکنید، تا اینکه من به زبان لری به اوگفت: تا نگویی قبله وه کو طرفه ولت نیکنم(تا زمان که نگویی قبله کدوم طرفه دست از سرت بر نمی دارم) که این عراقی که متوجه زبان ما نمی شد مرتب التماس می کرد و می گفت من شیعه ام ، تا اینکه یکی از برادران که به زبان عربی مسلط بود آمد و به عربی حرف های من را ترجمه کرد که بعدا متوجه شدیم که این عراقی ضمن اینکه شیعه نیست از بعثی های عراقی است.
تلخ ترین خاطره: در عملیات بدر با هر سختی و مشقتی که بود پل دجله و فرات را به تصرف در آورده بوده ایم که خیلی از بچه برای تصرف این پل به شهادت رسیده بودند که متاسفانه به دلیل نیروی های نفوذی در بین بچه ها و آتش سنگین توپخانه ای عراقی ها به ناچار پلی را که آن همه شهید برایش داده ایم را از دست داده و به ناچار مجبور به عقب نشینی شده ام که یکی از تلخ ترین خاطراتم بود چرا دوستان و همرزمانم از جمله محمد کریمی خشاب ، شهید تمر جرنده، سردار شهید حاج سید جانمحمد موسوی نسب که در همین عملیات به اسارت عراقی درآمد و خیلی از شهیدان دیگر یکی یکی پیش چشم مان شهید شده بودند.

خبر لنده: از پد خندق بگویید؟
پد خندق یک عملیات تدافعی از سوی ایران بود که در طرف مقابل از سوی عراقی ها با سنگین ترین آتش توپخانه ای مواجه بودیم که 70 الی 80نفر از دوستانمان در دژ بودند و ما پشت سر آنها قرار گرفته بودیم که از ساعت 4صبح بارش گلوله و خمپاره چنان سنگین بود که گویی می خواستند 10گردان را نابود کنند.
پد خندق حالت عجیبی داشت از جلو عراقی ها بودند و از طرف راست و چپ هم رودخانه بود و تنها مسیر رفت و برگشت ما با دژ تنها جاده ای بود که عرض آن 16متر و به طول 4کیلومتر که چنان گلوله به این جاده زده بودند که ارتباط ما با تیپ 48 فتح و تیپ امام رضا(ع) و لشکر امام حسین(ع) و سایر تیپ ها و لشکر ها از قبل می دانستند و عقب نشینی کرده بودند و تنها ما مانده بودیم و عراقی ها که به طور کامل ما را محاصره کرده بودند و نبرد سنگین آتش و خون با حماسه های بی بدیل بچه ها در پد خندق با شهادت شهید جانمحمد کریمی ، شهید نویدی و زخمی شدن بچه ها و در نهایت به اسارت گرفته شدن خیلی از بچه ها از جمله هجیر آبسواران ، نورعلی هاشمی، حیات اله همتی نژاد، محمد مرادی، علی نجات شهبازی و تعداد دیگری از بسیجی ها که در خاطرم نیست همراه بود، آخرین تماس بی سیمی ما تا ساعات 2بعد ظهر ما ارتباط بیسمی داشته ایم تا اینکه برادر رایگان در آخرین تماس خود التماس دعا کرد و گفت ما راهی به جز اسارت نداریم و همین بود که عزیزان به اسارت عراقی در آمده اند و بعد از 2 الی 3سال به وطن بازگشتند.

سردار شهید حاج سید جانمحمد موسوی نسب
خبر لنده : از شما جهت بازگو نمودن خاطرات 8سال دفاع مقدس در مدارس و اردوهای راهیان نور دعوت می شود؟
بله الحمدالله دوستان لطف دارند و در مراسمات صبح گاهی و برنامه های آموزش و پرورش و اردو ها بعنوان راوی و یا روایت کننده استفاده می کنند البته من خود نیز مشتاق به بازگو نمون خاطرات و افتخارات آن روز ها برای نسل جوان هستم تا با ایثارگری های رزمندگان در طول8سال دفاع مقدس بیشتر آشنا شوند.


خبر لنده: کلام اخر؟
ناگفته های جنگ زیاد است ولی چیزی که از همه مهمتر است زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهیدان و ایثارگرانی است که برای دفاع از سرزمین خود رفته اند ، و یاد دفاع مقدس نباید به راحتی به فراموشی سپرده شود و اگر امروز امنیت و آرامش و پیشرفتی علمی داریم مرهون تلاش ها و زحمات ایثاراگران و شهیدان راه حق و حقیقت به رهبری جانشین بر حق بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خامنه ای (مدظلله العالی) است.
ما هم از این یادگار ارزشمند 8سال دفاع مقدس که به ما افتخار هم کلامی را داده اند صمیمانه تقدیر و تشکر می کنیم و از خداوند منان صحت و سلامتی وی را خواستاریم.
گزارش و عکس: سید اسماعیل میری
انتهای پیام/ش5
قطعاً پاسداران و بسیجیانی که در طول 8سال دفاع مقدس در جبهه های حق علیه باطل بوده اند گنجینه های عظیمی از ناب ترین خاطرات سالهای حماسه و خون را در دل قلب های آکنده از ترکش ها و اثرات شیمیایی خود دارند که شنیدن ابن خاطرات ارزشمند خالی از لطف نیست.
هفته دفاع مقدس بهانه ای شد تا با یکی از فرماندهان و یادگاران 8سال دفاع مقدس که افتخار جانبازی 25درصد را نیز دارد از نزدیک دیدار و گفت وگویی صمیمی داشته باشیم.
سید محمدطلا میری یکی از فرماندهان گروهان خط شکن در عملیات پد خندق است که در کنار شهیدان جانمحمد کریمی، قدرت الله رستم پور، عبدالله نژاد تقوی شهید نویدی و علی صالح رایگان و شکرالله واهبی در 8سال دفاع مقدس حماسه های ماندگاری را خلق کردند.

خبر لنده: ضمن عرض سلام و خسته نباشید ضمن معرفی خود بفرماید شغل و مسئولیت شما در جبهه های جنگ چی بوده ؟
به نام خداوند منان، سید محمد طلامیری هستم ساکن شهرستان لنده از استان کهگیلویه وبویراحمد و پاسدار بازنشسته سپاه پاسداران با 25درصد جانبازی درخدمت شما عزیزان می باشم. و در جبهه های جنگ مسئولیت ها ی همچون اطلاعات و عملیات و فرمانده گروهان و جانشین گروهان های مختلف را بر عهده داشتم.
خبر لنده: با توجه به اینکه در هفته دفاع مقدس هستیم تعبیر شما از دفاع مقدس چیه؟
همانطور که همه شما عزیزان می دانید دفاع مقدس تنها یک دفاع از تمامیت ارضی از کشور نبود بلکه دفاع مقدس دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی به رهبری حکیمانه بنیانگذار انقلاب اسلامی بود که باعث صدور انقلاب اسلامی به تمام کشور های آزادی خواه در زیر چتر اسلام بود، دفاع مقدس یادآور رشادت هایی است که در مناطق مختلف عملیاتی جبهه های جنگ به عشق رهبری به زیر تانک می رفتند و چه بسا بدن های و سر های که زیر دشلی تانک ها خیمر و پود شد تا امروز فرزندان ایران اسلامی طعم شیرین امنیت و آرامش و آسایش را بچشند و نظام و انقلاب اسلامی را حیاتی دوباره ببخشند و آن را از هرگونه مخاطره ای بیمه کنند.
خبر لنده: در طول 8سال دفاع مقدس در چه عملیات هایی شرکت کردید و اولین عملیات چه عملیاتی بود؟
اینجانب در راستای لبیک گویی به فرمان پیر ومقتدایمان حضرت امام خمینی(ره) همانند خیلی از همرزمان شهیدم در بیش از 8 عملیات حضور داشتم و اولین حضورم در جبهه در عملیات رمضان در منطقه عملیاتی دشت عباس خوزستان بود.

ایستاده از راست: نادعلی عبدالله زاده، سید محمد طلا میری، حبیب دهوده، برادر بسیجی، برادر بسیجی، شکرالله واهبی، دو برادر بسیجی منطقه سردشت کردستان


خبر لنده : در چه عملیات هایی شرکت داشتید و در کدام یک از آنها مجروح شده اید ؟
در عملیات های بدر ، رمضان، کربلای 1، کربلای 4 ، کربلای، 5، کربلای 10 ، محرم، عملیات های پارتیزانی در کردستان ( پاوه) و پد خندق، در بیشتر عملیات ها مجروح می شدم که بعد از بستری شدن و سلامتی اولیه دوباره به جبهه اعزام می شدم و از ناحیه پا، دست، زانو و قلب با اصابت ترکش مجروح شده ام.



محل اصابت تیر مستقیم به پای چپ و باقی ماندن آثار آن بعد از جنگ در پای چپ آقای میری

محل اصابت ترکش ها و باقی ماندن آن در پای چپ و راست که در عکس رادیولوژی نیز کاملاً واضح است.


نشسته از راست: سید محمد زمان سیاوش، شهید قدرت الله رستم پور، عطا بدری، سید محمدطلا میری

خبر لنده : شیرین ترین و تلخ ترین خاطره شما از دوران جبهه ؟
دوران دفاع مقدس سراسر پر شده از خاطرات تلخ و شیرینی که در ذهن همه بچه های دوران دفاع مقدس جاوید و ماندگار است.

شیرین ترین خاطره: در عملیات بدر وقتی بچه ها با موفقیت در عملیات پیروز شده اند یک اسیر عراقی را گرفته بوده ام که مرتب به زبان عربی می گفت : من شیعه هستم و من را اذیت نکنید، تا اینکه من به زبان لری به اوگفت: تا نگویی قبله وه کو طرفه ولت نیکنم(تا زمان که نگویی قبله کدوم طرفه دست از سرت بر نمی دارم) که این عراقی که متوجه زبان ما نمی شد مرتب التماس می کرد و می گفت من شیعه ام ، تا اینکه یکی از برادران که به زبان عربی مسلط بود آمد و به عربی حرف های من را ترجمه کرد که بعدا متوجه شدیم که این عراقی ضمن اینکه شیعه نیست از بعثی های عراقی است.
تلخ ترین خاطره: در عملیات بدر با هر سختی و مشقتی که بود پل دجله و فرات را به تصرف در آورده بوده ایم که خیلی از بچه برای تصرف این پل به شهادت رسیده بودند که متاسفانه به دلیل نیروی های نفوذی در بین بچه ها و آتش سنگین توپخانه ای عراقی ها به ناچار پلی را که آن همه شهید برایش داده ایم را از دست داده و به ناچار مجبور به عقب نشینی شده ام که یکی از تلخ ترین خاطراتم بود چرا دوستان و همرزمانم از جمله محمد کریمی خشاب ، شهید تمر جرنده، سردار شهید حاج سید جانمحمد موسوی نسب که در همین عملیات به اسارت عراقی درآمد و خیلی از شهیدان دیگر یکی یکی پیش چشم مان شهید شده بودند.

خبر لنده: از پد خندق بگویید؟
پد خندق یک عملیات تدافعی از سوی ایران بود که در طرف مقابل از سوی عراقی ها با سنگین ترین آتش توپخانه ای مواجه بودیم که 70 الی 80نفر از دوستانمان در دژ بودند و ما پشت سر آنها قرار گرفته بودیم که از ساعت 4صبح بارش گلوله و خمپاره چنان سنگین بود که گویی می خواستند 10گردان را نابود کنند.
پد خندق حالت عجیبی داشت از جلو عراقی ها بودند و از طرف راست و چپ هم رودخانه بود و تنها مسیر رفت و برگشت ما با دژ تنها جاده ای بود که عرض آن 16متر و به طول 4کیلومتر که چنان گلوله به این جاده زده بودند که ارتباط ما با تیپ 48 فتح و تیپ امام رضا(ع) و لشکر امام حسین(ع) و سایر تیپ ها و لشکر ها از قبل می دانستند و عقب نشینی کرده بودند و تنها ما مانده بودیم و عراقی ها که به طور کامل ما را محاصره کرده بودند و نبرد سنگین آتش و خون با حماسه های بی بدیل بچه ها در پد خندق با شهادت شهید جانمحمد کریمی ، شهید نویدی و زخمی شدن بچه ها و در نهایت به اسارت گرفته شدن خیلی از بچه ها از جمله هجیر آبسواران ، نورعلی هاشمی، حیات اله همتی نژاد، محمد مرادی، علی نجات شهبازی و تعداد دیگری از بسیجی ها که در خاطرم نیست همراه بود، آخرین تماس بی سیمی ما تا ساعات 2بعد ظهر ما ارتباط بیسمی داشته ایم تا اینکه برادر رایگان در آخرین تماس خود التماس دعا کرد و گفت ما راهی به جز اسارت نداریم و همین بود که عزیزان به اسارت عراقی در آمده اند و بعد از 2 الی 3سال به وطن بازگشتند.

سردار شهید حاج سید جانمحمد موسوی نسب
خبر لنده : از شما جهت بازگو نمودن خاطرات 8سال دفاع مقدس در مدارس و اردوهای راهیان نور دعوت می شود؟
بله الحمدالله دوستان لطف دارند و در مراسمات صبح گاهی و برنامه های آموزش و پرورش و اردو ها بعنوان راوی و یا روایت کننده استفاده می کنند البته من خود نیز مشتاق به بازگو نمون خاطرات و افتخارات آن روز ها برای نسل جوان هستم تا با ایثارگری های رزمندگان در طول8سال دفاع مقدس بیشتر آشنا شوند.


خبر لنده: کلام اخر؟
ناگفته های جنگ زیاد است ولی چیزی که از همه مهمتر است زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهیدان و ایثارگرانی است که برای دفاع از سرزمین خود رفته اند ، و یاد دفاع مقدس نباید به راحتی به فراموشی سپرده شود و اگر امروز امنیت و آرامش و پیشرفتی علمی داریم مرهون تلاش ها و زحمات ایثاراگران و شهیدان راه حق و حقیقت به رهبری جانشین بر حق بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خامنه ای (مدظلله العالی) است.
ما هم از این یادگار ارزشمند 8سال دفاع مقدس که به ما افتخار هم کلامی را داده اند صمیمانه تقدیر و تشکر می کنیم و از خداوند منان صحت و سلامتی وی را خواستاریم.
گزارش و عکس: سید اسماعیل میری
انتهای پیام/ش5
قطعاً پاسداران و بسیجیانی که در طول 8سال دفاع مقدس در جبهه های حق علیه باطل بوده اند گنجینه های عظیمی از ناب ترین خاطرات سالهای حماسه و خون را در دل قلب های آکنده از ترکش ها و اثرات شیمیایی خود دارند که شنیدن ابن خاطرات ارزشمند خالی از لطف نیست.
هفته دفاع مقدس بهانه ای شد تا با یکی از فرماندهان و یادگاران 8سال دفاع مقدس که افتخار جانبازی 25درصد را نیز دارد از نزدیک دیدار و گفت وگویی صمیمی داشته باشیم.
سید محمدطلا میری یکی از فرماندهان گروهان خط شکن در عملیات پد خندق است که در کنار شهیدان جانمحمد کریمی، قدرت الله رستم پور، عبدالله نژاد تقوی شهید نویدی و علی صالح رایگان و شکرالله واهبی در 8سال دفاع مقدس حماسه های ماندگاری را خلق کردند.

خبر لنده: ضمن عرض سلام و خسته نباشید ضمن معرفی خود بفرماید شغل و مسئولیت شما در جبهه های جنگ چی بوده ؟
به نام خداوند منان، سید محمد طلامیری هستم ساکن شهرستان لنده از استان کهگیلویه وبویراحمد و پاسدار بازنشسته سپاه پاسداران با 25درصد جانبازی درخدمت شما عزیزان می باشم. و در جبهه های جنگ مسئولیت ها ی همچون اطلاعات و عملیات و فرمانده گروهان و جانشین گروهان های مختلف را بر عهده داشتم.
خبر لنده: با توجه به اینکه در هفته دفاع مقدس هستیم تعبیر شما از دفاع مقدس چیه؟
همانطور که همه شما عزیزان می دانید دفاع مقدس تنها یک دفاع از تمامیت ارضی از کشور نبود بلکه دفاع مقدس دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی به رهبری حکیمانه بنیانگذار انقلاب اسلامی بود که باعث صدور انقلاب اسلامی به تمام کشور های آزادی خواه در زیر چتر اسلام بود، دفاع مقدس یادآور رشادت هایی است که در مناطق مختلف عملیاتی جبهه های جنگ به عشق رهبری به زیر تانک می رفتند و چه بسا بدن های و سر های که زیر دشلی تانک ها خیمر و پود شد تا امروز فرزندان ایران اسلامی طعم شیرین امنیت و آرامش و آسایش را بچشند و نظام و انقلاب اسلامی را حیاتی دوباره ببخشند و آن را از هرگونه مخاطره ای بیمه کنند.
خبر لنده: در طول 8سال دفاع مقدس در چه عملیات هایی شرکت کردید و اولین عملیات چه عملیاتی بود؟
اینجانب در راستای لبیک گویی به فرمان پیر ومقتدایمان حضرت امام خمینی(ره) همانند خیلی از همرزمان شهیدم در بیش از 8 عملیات حضور داشتم و اولین حضورم در جبهه در عملیات رمضان در منطقه عملیاتی دشت عباس خوزستان بود.

ایستاده از راست: نادعلی عبدالله زاده، سید محمد طلا میری، حبیب دهوده، برادر بسیجی، برادر بسیجی، شکرالله واهبی، دو برادر بسیجی منطقه سردشت کردستان


خبر لنده : در چه عملیات هایی شرکت داشتید و در کدام یک از آنها مجروح شده اید ؟
در عملیات های بدر ، رمضان، کربلای 1، کربلای 4 ، کربلای، 5، کربلای 10 ، محرم، عملیات های پارتیزانی در کردستان ( پاوه) و پد خندق، در بیشتر عملیات ها مجروح می شدم که بعد از بستری شدن و سلامتی اولیه دوباره به جبهه اعزام می شدم و از ناحیه پا، دست، زانو و قلب با اصابت ترکش مجروح شده ام.



محل اصابت تیر مستقیم به پای چپ و باقی ماندن آثار آن بعد از جنگ در پای چپ آقای میری

محل اصابت ترکش ها و باقی ماندن آن در پای چپ و راست که در عکس رادیولوژی نیز کاملاً واضح است.


نشسته از راست: سید محمد زمان سیاوش، شهید قدرت الله رستم پور، عطا بدری، سید محمدطلا میری

خبر لنده : شیرین ترین و تلخ ترین خاطره شما از دوران جبهه ؟
دوران دفاع مقدس سراسر پر شده از خاطرات تلخ و شیرینی که در ذهن همه بچه های دوران دفاع مقدس جاوید و ماندگار است.

شیرین ترین خاطره: در عملیات بدر وقتی بچه ها با موفقیت در عملیات پیروز شده اند یک اسیر عراقی را گرفته بوده ام که مرتب به زبان عربی می گفت : من شیعه هستم و من را اذیت نکنید، تا اینکه من به زبان لری به اوگفت: تا نگویی قبله وه کو طرفه ولت نیکنم(تا زمان که نگویی قبله کدوم طرفه دست از سرت بر نمی دارم) که این عراقی که متوجه زبان ما نمی شد مرتب التماس می کرد و می گفت من شیعه ام ، تا اینکه یکی از برادران که به زبان عربی مسلط بود آمد و به عربی حرف های من را ترجمه کرد که بعدا متوجه شدیم که این عراقی ضمن اینکه شیعه نیست از بعثی های عراقی است.
تلخ ترین خاطره: در عملیات بدر با هر سختی و مشقتی که بود پل دجله و فرات را به تصرف در آورده بوده ایم که خیلی از بچه برای تصرف این پل به شهادت رسیده بودند که متاسفانه به دلیل نیروی های نفوذی در بین بچه ها و آتش سنگین توپخانه ای عراقی ها به ناچار پلی را که آن همه شهید برایش داده ایم را از دست داده و به ناچار مجبور به عقب نشینی شده ام که یکی از تلخ ترین خاطراتم بود چرا دوستان و همرزمانم از جمله محمد کریمی خشاب ، شهید تمر جرنده، سردار شهید حاج سید جانمحمد موسوی نسب که در همین عملیات به اسارت عراقی درآمد و خیلی از شهیدان دیگر یکی یکی پیش چشم مان شهید شده بودند.

خبر لنده: از پد خندق بگویید؟
پد خندق یک عملیات تدافعی از سوی ایران بود که در طرف مقابل از سوی عراقی ها با سنگین ترین آتش توپخانه ای مواجه بودیم که 70 الی 80نفر از دوستانمان در دژ بودند و ما پشت سر آنها قرار گرفته بودیم که از ساعت 4صبح بارش گلوله و خمپاره چنان سنگین بود که گویی می خواستند 10گردان را نابود کنند.
پد خندق حالت عجیبی داشت از جلو عراقی ها بودند و از طرف راست و چپ هم رودخانه بود و تنها مسیر رفت و برگشت ما با دژ تنها جاده ای بود که عرض آن 16متر و به طول 4کیلومتر که چنان گلوله به این جاده زده بودند که ارتباط ما با تیپ 48 فتح و تیپ امام رضا(ع) و لشکر امام حسین(ع) و سایر تیپ ها و لشکر ها از قبل می دانستند و عقب نشینی کرده بودند و تنها ما مانده بودیم و عراقی ها که به طور کامل ما را محاصره کرده بودند و نبرد سنگین آتش و خون با حماسه های بی بدیل بچه ها در پد خندق با شهادت شهید جانمحمد کریمی ، شهید نویدی و زخمی شدن بچه ها و در نهایت به اسارت گرفته شدن خیلی از بچه ها از جمله هجیر آبسواران ، نورعلی هاشمی، حیات اله همتی نژاد، محمد مرادی، علی نجات شهبازی و تعداد دیگری از بسیجی ها که در خاطرم نیست همراه بود، آخرین تماس بی سیمی ما تا ساعات 2بعد ظهر ما ارتباط بیسمی داشته ایم تا اینکه برادر رایگان در آخرین تماس خود التماس دعا کرد و گفت ما راهی به جز اسارت نداریم و همین بود که عزیزان به اسارت عراقی در آمده اند و بعد از 2 الی 3سال به وطن بازگشتند.

سردار شهید حاج سید جانمحمد موسوی نسب
خبر لنده : از شما جهت بازگو نمودن خاطرات 8سال دفاع مقدس در مدارس و اردوهای راهیان نور دعوت می شود؟
بله الحمدالله دوستان لطف دارند و در مراسمات صبح گاهی و برنامه های آموزش و پرورش و اردو ها بعنوان راوی و یا روایت کننده استفاده می کنند البته من خود نیز مشتاق به بازگو نمون خاطرات و افتخارات آن روز ها برای نسل جوان هستم تا با ایثارگری های رزمندگان در طول8سال دفاع مقدس بیشتر آشنا شوند.


خبر لنده: کلام اخر؟
ناگفته های جنگ زیاد است ولی چیزی که از همه مهمتر است زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهیدان و ایثارگرانی است که برای دفاع از سرزمین خود رفته اند ، و یاد دفاع مقدس نباید به راحتی به فراموشی سپرده شود و اگر امروز امنیت و آرامش و پیشرفتی علمی داریم مرهون تلاش ها و زحمات ایثاراگران و شهیدان راه حق و حقیقت به رهبری جانشین بر حق بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خامنه ای (مدظلله العالی) است.
ما هم از این یادگار ارزشمند 8سال دفاع مقدس که به ما افتخار هم کلامی را داده اند صمیمانه تقدیر و تشکر می کنیم و از خداوند منان صحت و سلامتی وی را خواستاریم.
گزارش و عکس: سید اسماعیل میری
انتهای پیام/ش5
قطعاً پاسداران و بسیجیانی که در طول 8سال دفاع مقدس در جبهه های حق علیه باطل بوده اند گنجینه های عظیمی از ناب ترین خاطرات سالهای حماسه و خون را در دل قلب های آکنده از ترکش ها و اثرات شیمیایی خود دارند که شنیدن ابن خاطرات ارزشمند خالی از لطف نیست.
,هفته دفاع مقدس بهانه ای شد تا با یکی از فرماندهان و یادگاران 8سال دفاع مقدس که افتخار جانبازی 25درصد را نیز دارد از نزدیک دیدار و گفت وگویی صمیمی داشته باشیم.
,سید محمدطلا میری یکی از فرماندهان گروهان خط شکن در عملیات پد خندق است که در کنار شهیدان جانمحمد کریمی، قدرت الله رستم پور، عبدالله نژاد تقوی شهید نویدی و علی صالح رایگان و شکرالله واهبی در 8سال دفاع مقدس حماسه های ماندگاری را خلق کردند.
,,

, ,
خبر لنده: ضمن عرض سلام و خسته نباشید ضمن معرفی خود بفرماید شغل و مسئولیت شما در جبهه های جنگ چی بوده ؟
,,
به نام خداوند منان، سید محمد طلامیری هستم ساکن شهرستان لنده از استان کهگیلویه وبویراحمد و پاسدار بازنشسته سپاه پاسداران با 25درصد جانبازی درخدمت شما عزیزان می باشم. و در جبهه های جنگ مسئولیت ها ی همچون اطلاعات و عملیات و فرمانده گروهان و جانشین گروهان های مختلف را بر عهده داشتم.
,,
خبر لنده: با توجه به اینکه در هفته دفاع مقدس هستیم تعبیر شما از دفاع مقدس چیه؟
,,
همانطور که همه شما عزیزان می دانید دفاع مقدس تنها یک دفاع از تمامیت ارضی از کشور نبود بلکه دفاع مقدس دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی به رهبری حکیمانه بنیانگذار انقلاب اسلامی بود که باعث صدور انقلاب اسلامی به تمام کشور های آزادی خواه در زیر چتر اسلام بود، دفاع مقدس یادآور رشادت هایی است که در مناطق مختلف عملیاتی جبهه های جنگ به عشق رهبری به زیر تانک می رفتند و چه بسا بدن های و سر های که زیر دشلی تانک ها خیمر و پود شد تا امروز فرزندان ایران اسلامی طعم شیرین امنیت و آرامش و آسایش را بچشند و نظام و انقلاب اسلامی را حیاتی دوباره ببخشند و آن را از هرگونه مخاطره ای بیمه کنند.
,,
خبر لنده: در طول 8سال دفاع مقدس در چه عملیات هایی شرکت کردید و اولین عملیات چه عملیاتی بود؟
,,
اینجانب در راستای لبیک گویی به فرمان پیر ومقتدایمان حضرت امام خمینی(ره) همانند خیلی از همرزمان شهیدم در بیش از 8 عملیات حضور داشتم و اولین حضورم در جبهه در عملیات رمضان در منطقه عملیاتی دشت عباس خوزستان بود.
,

, ایستاده از راست: نادعلی عبدالله زاده، سید محمد طلا میری، حبیب دهوده، برادر بسیجی، برادر بسیجی، شکرالله واهبی، دو برادر بسیجی منطقه سردشت کردستان
,,

, ,

, ,
خبر لنده : در چه عملیات هایی شرکت داشتید و در کدام یک از آنها مجروح شده اید ؟
,,
در عملیات های بدر ، رمضان، کربلای 1، کربلای 4 ، کربلای، 5، کربلای 10 ، محرم، عملیات های پارتیزانی در کردستان ( پاوه) و پد خندق، در بیشتر عملیات ها مجروح می شدم که بعد از بستری شدن و سلامتی اولیه دوباره به جبهه اعزام می شدم و از ناحیه پا، دست، زانو و قلب با اصابت ترکش مجروح شده ام.
,,

, ,

, ,

, محل اصابت تیر مستقیم به پای چپ و باقی ماندن آثار آن بعد از جنگ در پای چپ آقای میری
,

, محل اصابت ترکش ها و باقی ماندن آن در پای چپ و راست که در عکس رادیولوژی نیز کاملاً واضح است.
,

, ,

, نشسته از راست: سید محمد زمان سیاوش، شهید قدرت الله رستم پور، عطا بدری، سید محمدطلا میری
,,

, ,
خبر لنده : شیرین ترین و تلخ ترین خاطره شما از دوران جبهه ؟
,,
دوران دفاع مقدس سراسر پر شده از خاطرات تلخ و شیرینی که در ذهن همه بچه های دوران دفاع مقدس جاوید و ماندگار است.
,,

, ,
شیرین ترین خاطره: در عملیات بدر وقتی بچه ها با موفقیت در عملیات پیروز شده اند یک اسیر عراقی را گرفته بوده ام که مرتب به زبان عربی می گفت : من شیعه هستم و من را اذیت نکنید، تا اینکه من به زبان لری به اوگفت: تا نگویی قبله وه کو طرفه ولت نیکنم(تا زمان که نگویی قبله کدوم طرفه دست از سرت بر نمی دارم) که این عراقی که متوجه زبان ما نمی شد مرتب التماس می کرد و می گفت من شیعه ام ، تا اینکه یکی از برادران که به زبان عربی مسلط بود آمد و به عربی حرف های من را ترجمه کرد که بعدا متوجه شدیم که این عراقی ضمن اینکه شیعه نیست از بعثی های عراقی است.
,تلخ ترین خاطره: در عملیات بدر با هر سختی و مشقتی که بود پل دجله و فرات را به تصرف در آورده بوده ایم که خیلی از بچه برای تصرف این پل به شهادت رسیده بودند که متاسفانه به دلیل نیروی های نفوذی در بین بچه ها و آتش سنگین توپخانه ای عراقی ها به ناچار پلی را که آن همه شهید برایش داده ایم را از دست داده و به ناچار مجبور به عقب نشینی شده ام که یکی از تلخ ترین خاطراتم بود چرا دوستان و همرزمانم از جمله محمد کریمی خشاب ، شهید تمر جرنده، سردار شهید حاج سید جانمحمد موسوی نسب که در همین عملیات به اسارت عراقی درآمد و خیلی از شهیدان دیگر یکی یکی پیش چشم مان شهید شده بودند.
,,

, ,
خبر لنده: از پد خندق بگویید؟
,,
پد خندق یک عملیات تدافعی از سوی ایران بود که در طرف مقابل از سوی عراقی ها با سنگین ترین آتش توپخانه ای مواجه بودیم که 70 الی 80نفر از دوستانمان در دژ بودند و ما پشت سر آنها قرار گرفته بودیم که از ساعت 4صبح بارش گلوله و خمپاره چنان سنگین بود که گویی می خواستند 10گردان را نابود کنند.
,پد خندق حالت عجیبی داشت از جلو عراقی ها بودند و از طرف راست و چپ هم رودخانه بود و تنها مسیر رفت و برگشت ما با دژ تنها جاده ای بود که عرض آن 16متر و به طول 4کیلومتر که چنان گلوله به این جاده زده بودند که ارتباط ما با تیپ 48 فتح و تیپ امام رضا(ع) و لشکر امام حسین(ع) و سایر تیپ ها و لشکر ها از قبل می دانستند و عقب نشینی کرده بودند و تنها ما مانده بودیم و عراقی ها که به طور کامل ما را محاصره کرده بودند و نبرد سنگین آتش و خون با حماسه های بی بدیل بچه ها در پد خندق با شهادت شهید جانمحمد کریمی ، شهید نویدی و زخمی شدن بچه ها و در نهایت به اسارت گرفته شدن خیلی از بچه ها از جمله هجیر آبسواران ، نورعلی هاشمی، حیات اله همتی نژاد، محمد مرادی، علی نجات شهبازی و تعداد دیگری از بسیجی ها که در خاطرم نیست همراه بود، آخرین تماس بی سیمی ما تا ساعات 2بعد ظهر ما ارتباط بیسمی داشته ایم تا اینکه برادر رایگان در آخرین تماس خود التماس دعا کرد و گفت ما راهی به جز اسارت نداریم و همین بود که عزیزان به اسارت عراقی در آمده اند و بعد از 2 الی 3سال به وطن بازگشتند.
,,

, سردار شهید حاج سید جانمحمد موسوی نسب
,,
خبر لنده : از شما جهت بازگو نمودن خاطرات 8سال دفاع مقدس در مدارس و اردوهای راهیان نور دعوت می شود؟
,,
بله الحمدالله دوستان لطف دارند و در مراسمات صبح گاهی و برنامه های آموزش و پرورش و اردو ها بعنوان راوی و یا روایت کننده استفاده می کنند البته من خود نیز مشتاق به بازگو نمون خاطرات و افتخارات آن روز ها برای نسل جوان هستم تا با ایثارگری های رزمندگان در طول8سال دفاع مقدس بیشتر آشنا شوند.
,,

, ,

, ,
خبر لنده: کلام اخر؟
,,
ناگفته های جنگ زیاد است ولی چیزی که از همه مهمتر است زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهیدان و ایثارگرانی است که برای دفاع از سرزمین خود رفته اند ، و یاد دفاع مقدس نباید به راحتی به فراموشی سپرده شود و اگر امروز امنیت و آرامش و پیشرفتی علمی داریم مرهون تلاش ها و زحمات ایثاراگران و شهیدان راه حق و حقیقت به رهبری جانشین بر حق بنیانگذار انقلاب اسلامی امام خامنه ای (مدظلله العالی) است.
,ما هم از این یادگار ارزشمند 8سال دفاع مقدس که به ما افتخار هم کلامی را داده اند صمیمانه تقدیر و تشکر می کنیم و از خداوند منان صحت و سلامتی وی را خواستاریم.
,,
گزارش و عکس: سید اسماعیل میری
,انتهای پیام/ش5
,]
ارسال دیدگاه