به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ عیسی خوشوقت پژوهشگر و استاد دانشگاه، در یادداشت اختصاصی "تیتریک"، نوشت: شاهد آن هستیم که مشکلاتی نظیر بحران آب، بیکاری، کمبود امکانات رفاهی و آموزشی، معضلات فرهنگی و غیره، منجر به افزایش مهاجرت به شهرها، و به تبع آن افزایش جمعیت شهری و توسعه سریع حومه نشینی شده است. بطوری که آمارها نشان می دهند تا سال 2050 بیش از 65 درصد جمعیت جهان در کلان شهرها و شهرهای صنعتی زندگی خواهند کرد. این آمار برای کشور ایران در حدود 85 درصد خواهد بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تیتریک,لذا کنترل این حجم از جمعیت متمرکز و تامین نیازهای مختلف ایشان با روشهای فعلی و سنتی مدیریت، فشار مضاعفی را به دولت، فضای بازار و فضای صنعت تحمیل خواهد کرد که در صورت عدم سیاست پژوهی و سیاستگذاری مطلوب و همچنین عدم اقدام مناسب، منجر به ایجاد چالشهای اساسی برای مسئولین و مدیران حوزه شهری، کاهش سطح رفاه شهروندی، افزایش آلودگی های زیست محیطی، افزایش حومه نشینی و افزایش نرخ فساد، اعتیاد، بیکاری و بزهکاری خواهد شد و به تبع آن، بنیانهای اقتصادی و فرهنگی زندگی شهری را سست خواهد کرد.
,لذا با توجه به چالشهای ذکر شده و کنش متقابل فرهنگ و اقتصاد، لزوم تغییر در فرهنگ تولید، عرضه و مصرف، جهت پاسخگویی به نیازهای فعلی جامعه که در نهایت منجر به تغییر فرایندهای فعلی اکوسیستم اقتصادی خواهد شد احساس میشود.
,
, به نظر میرسد که در جامعه اطلاعاتی و پسا صنعتی امروز، یکی از مناسبترین و در دسترسترین ابزارها جهت مواجه با چالشهای ذکر شده، صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد که در شرایط نه چندان مطلوب اقتصادی کشور، این صنعت، روند رو به رشد و قابل ملاحظهای را در حال تجربه است.
,حال سوال اینجاست که فناوری اطلاعات و ارتباطات چگونه خواهد توانست راه حل مناسبی برای حل چالشهای ذکر شده باشد؟
,در جواب باید گفت که رشد همه جانبه ای صنعت ICT از ابتدای قرن بیستم و همزمان با انقلاب صنعتی چهارم در شاخه های تخصصی نظیر:
,فناوری سنسور، رباتیک، هوش مصنوعی، شبکه های ارتباطی نو ظهور، سکوهای ابری، پلات فرمهای محاسباتی، بازار اپلیکیشن و غیره، منجر به ایجاد ظرفیتی در صنعت ICT شده است که قابلیت به گردش درآوردن داده ها و اطلاعات واقعی، شفاف و کنترل شده را در حوزه های مختلف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و غیره داشته و این مهم در یک محدوده جغرافیایی مشخص تحت عنوان "شهر هوشمند" قابلیت نمود پیدا خواهد کرد.
,طی سالهای اخیر، شهر هوشمند و فناوریها و پلاتفرم های پیشران مربوطه نظیر اینترنت اشیا، به عنوان راهکاری مناسب جهت حل معضلات حوزه شهری، کاهش هزینه های عملیاتی، کنترل و مدیریت ترافیک، کاهش آلودگی زیست محیطی، جابکسازی مدیریت بحران، افزایش امنیت عمومی و غیره، مورد توجه سرمایه گذاران، شهرسازان، ستاد مدیریت بحران، حافظان امنیت، مدیران حوزه شهری، پژوهشگران، اساتید و دانشجویان، به عنوان "یک رویکرد نوین و جامع در مباحث مدیریت شهری" مورد توجه قرار گرفته است.
,

, شهر هوشمند، شهری است که بواسطه بهره گیری از ظرفیتهای بالای فناوری اطلاعات و ارتباطات; جابک، هوشمند و پویاست. تولید لحظه ای داده از حوزه های مختلف در شهر هوشمند و رصد لحظه ای آن، به مدیران حوزه شهری، این فرصت را خواهد داد که با اخذ تصمیمات صحیح تر و سریعتر، کیفیت زندگی شهروندان را افزایش داده، هزینه های عملیاتی را کاهش و رقابت سالم در حوزه کسب و کارها، بویژه کسب و کارهای نوپا و دانش بنیان را رونق بخشند.
,با این حال و با همه نیازی که در این حوزه احساس میشود، بواسطه دلایلی نظیر:
,- عدم آگاهی بخشی جامع و صحیح از سوی رسانه های ارتباط جمعی
,- محدود شدن برگزاری رویدادهای مرتبط با این حوزه به قشری خاص که اکثرا شامل کارمندان بخش دولتی، نمایندگان فنی بخش خصوصی، قشر دانشگاهی و گاها سرمایه گذاران خطر پذیر
,همچنان "عموم مردم" به عنوان مهمترین و موثرترین مولفه توسعه اقتصاد دیجیتال که به عنوان بزرگترین مصرف کننده محصولات و خدمات شهر هوشمند شناخته می شوند از فضای فعلی دور مانده و جایگاه ترویج در سبدICT شهروندان همچنان خالی مانده است. سبدی که مهمترین منبع خلق داده برای بکارگیری آن در الگوریتم های نوآورانه ،بهینه سازی کیفیت خدمات شهری و همچنین خوراکی ارزشمند برای به فعلیت رساندن اقتصاد دانش بنیان محسوب خواهد شد.
,با این حال، علارغم تمامی رویدادهای برگزار شده در حوزه کلان شهر هوشمند، همچنان گپ بزرگی در شناخت و درک مشترک از ادبیات و مفاهیم مرتبط با آن در بین کلیه بازیگرانی که در پذیرش، طراحی و پیاده سازی آن نقش دارند وجود داشته و این چالش موجب شده تا ظرفیت بسیار بالای عموم مردم، ،NGO ها، متخصصان، استارتاپها و شرکتهای دانشبنیان، برای حل چالشها و معضلات فعلی در حوزه شهری عقیم بماند.
,

, با همه این تفاسیر، آنچه به وضوح مشخص است اینکه; موسم تغییر در نگرش، رفتار و فرهنگ به جد فرا رسیده و موج بسیار بلند پارادایم همیشه پویای فناوری، در تلاطم های سیاسی و اقتصادی امروز، هم تهدیدیست برای غرق شدن و هم فرصتی است برای موج سواری.
,در این گذار، افق دید یکپارچه، ادبیات مشترک و ذهنیتی همسو برای تصمیم سازان حوزه شهری در ارتباط با مباحث حوزه شهرهای هوشمند با هدف افزایش کیفی سطح زندگی شهروندان از ابعاد مختلف، کاهش هزینه های خانوار، افزایش کیفیت خدمات حوزه شهری و ایجاد زمینه های کارآفرینی و اشتغالزایی با محوریت فناوریهای نوین، همان تخته ایست که موجسواری را برای ایشان آسان خواهد کرد.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه