اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

شهید طلبه حمید رضا اسلامی؛

گفتگو با پدر شهید طلبه، حمید رضا اسلامی

گفتگو با پدر شهید طلبه، حمید رضا اسلامی
حمید رضا اسلامی فرزند محمد حسن بعد از اینکه دوره بسیجی را طی نمود به کردستان اعزام شد و بعد از گذشت 6 ماه خدمت به مدرسه بازگشت تا ادامه تحصیل دهد اما نتواست تحمل کند و برای بار دوم عازم جبهه شد تا اینکه بعد از گذشت 20 روز خبر شهادتش را برای ما آوردند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از طوبی گلستان؛ پدر طلبه شهید حمید رضا اسلامی از خاطرات قبل از شنیدن خبر شهادت حمید رضا گفت: من در مسجد بودم وقتی خبر شهادت حمید رضا را به من دادند نمی دانستم که چگونه با مادر شهید درمیان بگذارم به هر نحوی که بود به واسطه برادر همسرم خبر را به او رساندم و مادرش بسیار گریه کرد .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, طوبی گلستان؛ پدر طلبه شهید حمید رضا اسلامی از خاطرات قبل از شنیدن خبر شهادت حمید رضا گفت: من در مسجد بودم وقتی خبر شهادت حمید رضا را به من دادند نمی دانستم که چگونه با مادر شهید درمیان بگذارم به هر نحوی که بود به واسطه برادر همسرم خبر را به او رساندم و مادرش بسیار گریه کرد ., طوبی گلستان؛ , طوبی گلستان؛ , طوبی گلستان؛ , طوبی گلستان, طوبی گلستان,

وی در ادامه اظهار کرد: در شبی که خبر شهادت حمید رضا را به من دادند بعد از رفتن من به خانه دو نفر از سپاه به منزل ما آمدند و خواستند که در هزینه مراسم فرزندم به من کمک مالی نمایند. ولی من قبول نکردم زیرا قصد کرده بودم برایش مراسم عروسی بگیرم و همان هزینه را در مراسم شهادتش خرج نمودم.

, وی در ادامه اظهار کرد: در شبی که خبر شهادت حمید رضا را به من دادند بعد از رفتن من به خانه دو نفر از سپاه به منزل ما آمدند و خواستند که در هزینه مراسم فرزندم به من کمک مالی نمایند. ولی من قبول نکردم زیرا قصد کرده بودم برایش مراسم عروسی بگیرم و همان هزینه را در مراسم شهادتش خرج نمودم.,

 

,

 

,

nazanin24769

, nazanin24769, nazanin24769,

پدر شهید از خاطرات مراسم خواستگاری شهید این گونه گفت: حمید رضا اوقات فراغت خود را در شیرنی فروشی مشغول کار بود صاحب مغازه که شهید بزرگوار را فردی مومن و جوانی باایمان می دانست پیشنهاد ازدواج با دخترش را به او میدهد؛ اما مراسم رسمی را به بازگشت از جبهه شهید موکول می کنند و تا به امروز این دختر خانم به علت احترام خاصی که برای حمید رضا قائل است ازدواج نکرده است .

, پدر شهید از خاطرات مراسم خواستگاری شهید این گونه گفت: حمید رضا اوقات فراغت خود را در شیرنی فروشی مشغول کار بود صاحب مغازه که شهید بزرگوار را فردی مومن و جوانی باایمان می دانست پیشنهاد ازدواج با دخترش را به او میدهد؛ اما مراسم رسمی را به بازگشت از جبهه شهید موکول می کنند و تا به امروز این دختر خانم به علت احترام خاصی که برای حمید رضا قائل است ازدواج نکرده است .,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه