اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

روایتی از وقایع ۷ دی ماه ۵۷ قزوین؛

جنایت رژیم ستم‌شاهی روزهای خونین را در قزوین برجای گذاشت/ ۱۰شهید و ۲۸ جنین سقط شده کفن‌پیچ شدند

جنایت رژیم ستم‌شاهی روزهای خونین را در قزوین برجای گذاشت/ ۱۰شهید و ۲۸ جنین سقط شده کفن‌پیچ شدند
ششم و هفتم دی ماه سال ۵۷ برای مردم قزوین روزی سرنوشت‌ساز و حساس بود حوادثی که زمینه ساز تظاهرات در قزوین شد و ۲۸ کودک سقط شده را کفن پیچ آوردند و تشییع کردند!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از صبح قزوین؛ انقلاب اسلامی با رشادت زنان ومردان ایرانی به ثمر نشست و وقایع مختلفی در دل این واقعه عظیم ثبت شده است که از این رو 7دی ماه در تاریخ استان قزوین برای مردمان این دیار از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و یادآور شهادت چندتن از مردم قزوین و به ویژه کودکان است که به دست نیروهای رژیم ستم شاهی به شهادت رسیدند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین؛ ,
زمستان سال ۱۳۵۷ یادآور رشادت و فداکاری مردم غیور و مبارزی است که برای پیروزی انقلاب اسلامی از جان خود گذشتند و ۷ دی آن سال نیز از حساس‌ترین روز‌های مقابله مردم قزوین با رژیم پهلوی بود.

در این روز جمع زیادی از مردم قزوین که از خفقان و ظلم و ستم رژیم ستم شاهی به ستوه آمده بودند، به تاسی از رهنمود‌های رهبر خود حضرت امام خمینی (س) برای مقابله با طاغوت و همچنین حضور در تشییع پیکر شهدایی که روز قبل به دست عمال رژیم پهلوی به شهادت رسیده بودند، به خیابان‌ها آمده و دست به راهپیمایی زدند.

حوادث مربوط به ابتدای دی ماه از جمله کشتار خونین انقلابی‌ها در قزوین موجب شد تا آهنگ پیروزی انقلاب اسلامی تندتر شود.

 


در جریان حمله نظامیان به مردم در روز ششم دی ماه ۵۷ در خیابان سپه قزوین، عباس بالو، یکی از جوانانی که در اکثر راهپیمایی‌ها حضور فعال داشت به شهادت رسید. در خیابان طالقانی وقتی جمعیت مردم به حوالی پاسگاه ژاندارمری رسید شلیک مستقیم به مردم سه نفر دیگر با نام خانوادگی محمودیان را به شهادت رساند.

حالا شهر در پایان ششم دی‌ماه چهار شهید داشت. تا آن زمان این تعداد شهید در یک روز بی‌سابقه بود؛ بنابراین فردای آن روز مسئولین راهپیمایی تصمیم گرفتند ضمن یک راهپیمایی باشکوه شهدا را تشییع کنند و در صحن امامزاده حسین قزوین به خاک بسپارند.

در جاودانه روز هفتم دی‌ماه از ساعت هشت صبح مردم به خیابان‌ها ریختند تا روانه خیابان سپه شوند تانک‌های لشکر ۱۶ زرهی هم به خیابان سپه شتافتند تا شهر در وحشتی عمیق فرو رود.

آن‌سوی شهر، مردم در خیابان پادگان با گالن در صف‌های طولانی نفت ایستاده بودند. ساعت ۹ صبح دبستان بابک در خیابان پادگان (حوالی همین نفت‌فروشی) تعطیل شد و دانش آموزان مرخص شدند. برخی از این‌ها والدینشان را در صف نفت دیدند و همان‌جا مشغول بازی شدند. در آن حین یک خودروی نظامی که مسئولیت برخورد با راهپیمایان را داشت از خیابان پادگان به سمت خیابان سپه در حرکت بود.

 


بچه‌ها به تبعیت پدر و مادر خود علیه شاه شعار دادند. شور و هیجان و طنین شعار جمعیت قابل‌توجه بود. همین موضوع سرگروهبانی که در خودروی نظامی حضور داشت را جری کرد و به سرباز راننده خود دستور داد به سمتشان برود تا بترسند و متفرق شوند.

سرباز که از دستور سرپیچید سرگروهبان وی را کنار زد و خودش پشت فرمان نشست و به سمت دانش آموزان که هنوز در حال شعار دادن بودند تخته‌گاز رفت. از میان ۱۱ نفر دانش آموزان مجروح تعداد چهار نفر به شهادت رسیدند: زهرا کلانتری یکتا، افسر عباسی شهرستانکی، حمید اعرابی و امیر اردکان که بین شش تا یازده سال سن داشتند. خودرو از روی جنازه بعضی از این دانش آموزان عبور کرد و به سمت پادگان لشکر ۱۶ گریخت.

فضای قزوین از هفتم دی تا ۱۱ دی‌ماه سال ۱۳۵۷، ملتهب و پر از درگیری بود، عصر روز یازدهم عده‌ای چماق‌دار با حمایت نیروهای حکومتی به‌قصد ایجاد رعب و وحشت در جامعه به خانه‌های مردم و خانه افرادی که تصور می‌کردند در این انقلاب نقشی داشتند حمله کرده و ماشین‌ها و مغازه‌ها را به آتش کشیدند. در این ماجرا بسیاری از خانواده‌ها که انتظار این خشونت را نداشتند وحشت‌زده شدند.


از ساعت ۱۶:۳۰ بعدازظهر روز ۱۱ دی‌ماه، مأموران حکومت‌ نظامی با تانک به شهر حمله کرده، در این حمله که تا پاسی از شب ادامه داشت، بیش از ۲۰۰ مغازه تخریب و بعضاً غارت شدند.

به‌علاوه مأمورین حکومت‌نظامی منازل علما و همچنین پزشکانی که زخمی‌ها را رایگان معالجه می‌کردند، آتش زدند. در درگیری مردم با مزدوران و مأموران حکومت‌نظامی، چندین تن از شهروندان قزوینی به شهادت رسیدند.

تیمسار معتمدی فرماندار نظامی شهر تا یازدهم دی‌ماه قزوین را به شهر جنگی تبدیل کرد. نتیجه حمله و هجوم وحشیانه تانک‌ها به‌غیر از حضور ۱۰ شهید، ۲۸ کودک سقط شده بود که کفن پیچ بر روی دستان مردم تشییع شدند! این بچه‌های معصوم در اثر ترس و استرس مادرانشان سقط شده بودند.

امام خمینی(ره) چند روز بعد در پیامی از جنایت رژیم پهلوی در قزوین یاد کرد. این اتفاق چون در برخورد با کودکان بی‌گناه بود بازتاب کشوری و جهانی پیدا کرد. خبرهای مختلفی اعم از اینکه تعداد شهدا ده‌ها تن بوده یا مثلاً برخورد تانک با کودکان انعکاس پیدا کرد و رادیو بی‌بی‌سی و خیلی از رسانه‌های خارجی به این موضوع پرداختند.

انتهای پیام/ 
,
زمستان سال ۱۳۵۷ یادآور رشادت و فداکاری مردم غیور و مبارزی است که برای پیروزی انقلاب اسلامی از جان خود گذشتند و ۷ دی آن سال نیز از حساس‌ترین روز‌های مقابله مردم قزوین با رژیم پهلوی بود.

در این روز جمع زیادی از مردم قزوین که از خفقان و ظلم و ستم رژیم ستم شاهی به ستوه آمده بودند، به تاسی از رهنمود‌های رهبر خود حضرت امام خمینی (س) برای مقابله با طاغوت و همچنین حضور در تشییع پیکر شهدایی که روز قبل به دست عمال رژیم پهلوی به شهادت رسیده بودند، به خیابان‌ها آمده و دست به راهپیمایی زدند.

حوادث مربوط به ابتدای دی ماه از جمله کشتار خونین انقلابی‌ها در قزوین موجب شد تا آهنگ پیروزی انقلاب اسلامی تندتر شود.

 


در جریان حمله نظامیان به مردم در روز ششم دی ماه ۵۷ در خیابان سپه قزوین، عباس بالو، یکی از جوانانی که در اکثر راهپیمایی‌ها حضور فعال داشت به شهادت رسید. در خیابان طالقانی وقتی جمعیت مردم به حوالی پاسگاه ژاندارمری رسید شلیک مستقیم به مردم سه نفر دیگر با نام خانوادگی محمودیان را به شهادت رساند.

حالا شهر در پایان ششم دی‌ماه چهار شهید داشت. تا آن زمان این تعداد شهید در یک روز بی‌سابقه بود؛ بنابراین فردای آن روز مسئولین راهپیمایی تصمیم گرفتند ضمن یک راهپیمایی باشکوه شهدا را تشییع کنند و در صحن امامزاده حسین قزوین به خاک بسپارند.

در جاودانه روز هفتم دی‌ماه از ساعت هشت صبح مردم به خیابان‌ها ریختند تا روانه خیابان سپه شوند تانک‌های لشکر ۱۶ زرهی هم به خیابان سپه شتافتند تا شهر در وحشتی عمیق فرو رود.

آن‌سوی شهر، مردم در خیابان پادگان با گالن در صف‌های طولانی نفت ایستاده بودند. ساعت ۹ صبح دبستان بابک در خیابان پادگان (حوالی همین نفت‌فروشی) تعطیل شد و دانش آموزان مرخص شدند. برخی از این‌ها والدینشان را در صف نفت دیدند و همان‌جا مشغول بازی شدند. در آن حین یک خودروی نظامی که مسئولیت برخورد با راهپیمایان را داشت از خیابان پادگان به سمت خیابان سپه در حرکت بود.

 


بچه‌ها به تبعیت پدر و مادر خود علیه شاه شعار دادند. شور و هیجان و طنین شعار جمعیت قابل‌توجه بود. همین موضوع سرگروهبانی که در خودروی نظامی حضور داشت را جری کرد و به سرباز راننده خود دستور داد به سمتشان برود تا بترسند و متفرق شوند.

سرباز که از دستور سرپیچید سرگروهبان وی را کنار زد و خودش پشت فرمان نشست و به سمت دانش آموزان که هنوز در حال شعار دادن بودند تخته‌گاز رفت. از میان ۱۱ نفر دانش آموزان مجروح تعداد چهار نفر به شهادت رسیدند: زهرا کلانتری یکتا، افسر عباسی شهرستانکی، حمید اعرابی و امیر اردکان که بین شش تا یازده سال سن داشتند. خودرو از روی جنازه بعضی از این دانش آموزان عبور کرد و به سمت پادگان لشکر ۱۶ گریخت.

فضای قزوین از هفتم دی تا ۱۱ دی‌ماه سال ۱۳۵۷، ملتهب و پر از درگیری بود، عصر روز یازدهم عده‌ای چماق‌دار با حمایت نیروهای حکومتی به‌قصد ایجاد رعب و وحشت در جامعه به خانه‌های مردم و خانه افرادی که تصور می‌کردند در این انقلاب نقشی داشتند حمله کرده و ماشین‌ها و مغازه‌ها را به آتش کشیدند. در این ماجرا بسیاری از خانواده‌ها که انتظار این خشونت را نداشتند وحشت‌زده شدند.


از ساعت ۱۶:۳۰ بعدازظهر روز ۱۱ دی‌ماه، مأموران حکومت‌ نظامی با تانک به شهر حمله کرده، در این حمله که تا پاسی از شب ادامه داشت، بیش از ۲۰۰ مغازه تخریب و بعضاً غارت شدند.

به‌علاوه مأمورین حکومت‌نظامی منازل علما و همچنین پزشکانی که زخمی‌ها را رایگان معالجه می‌کردند، آتش زدند. در درگیری مردم با مزدوران و مأموران حکومت‌نظامی، چندین تن از شهروندان قزوینی به شهادت رسیدند.

تیمسار معتمدی فرماندار نظامی شهر تا یازدهم دی‌ماه قزوین را به شهر جنگی تبدیل کرد. نتیجه حمله و هجوم وحشیانه تانک‌ها به‌غیر از حضور ۱۰ شهید، ۲۸ کودک سقط شده بود که کفن پیچ بر روی دستان مردم تشییع شدند! این بچه‌های معصوم در اثر ترس و استرس مادرانشان سقط شده بودند.

امام خمینی(ره) چند روز بعد در پیامی از جنایت رژیم پهلوی در قزوین یاد کرد. این اتفاق چون در برخورد با کودکان بی‌گناه بود بازتاب کشوری و جهانی پیدا کرد. خبرهای مختلفی اعم از اینکه تعداد شهدا ده‌ها تن بوده یا مثلاً برخورد تانک با کودکان انعکاس پیدا کرد و رادیو بی‌بی‌سی و خیلی از رسانه‌های خارجی به این موضوع پرداختند.

انتهای پیام/ 
,
زمستان سال ۱۳۵۷ یادآور رشادت و فداکاری مردم غیور و مبارزی است که برای پیروزی انقلاب اسلامی از جان خود گذشتند و ۷ دی آن سال نیز از حساس‌ترین روز‌های مقابله مردم قزوین با رژیم پهلوی بود.

در این روز جمع زیادی از مردم قزوین که از خفقان و ظلم و ستم رژیم ستم شاهی به ستوه آمده بودند، به تاسی از رهنمود‌های رهبر خود حضرت امام خمینی (س) برای مقابله با طاغوت و همچنین حضور در تشییع پیکر شهدایی که روز قبل به دست عمال رژیم پهلوی به شهادت رسیده بودند، به خیابان‌ها آمده و دست به راهپیمایی زدند.
,
,
,

حوادث مربوط به ابتدای دی ماه از جمله کشتار خونین انقلابی‌ها در قزوین موجب شد تا آهنگ پیروزی انقلاب اسلامی تندتر شود.

 


در جریان حمله نظامیان به مردم در روز ششم دی ماه ۵۷ در خیابان سپه قزوین، عباس بالو، یکی از جوانانی که در اکثر راهپیمایی‌ها حضور فعال داشت به شهادت رسید. در خیابان طالقانی وقتی جمعیت مردم به حوالی پاسگاه ژاندارمری رسید شلیک مستقیم به مردم سه نفر دیگر با نام خانوادگی محمودیان را به شهادت رساند.

حالا شهر در پایان ششم دی‌ماه چهار شهید داشت. تا آن زمان این تعداد شهید در یک روز بی‌سابقه بود؛ بنابراین فردای آن روز مسئولین راهپیمایی تصمیم گرفتند ضمن یک راهپیمایی باشکوه شهدا را تشییع کنند و در صحن امامزاده حسین قزوین به خاک بسپارند.

در جاودانه روز هفتم دی‌ماه از ساعت هشت صبح مردم به خیابان‌ها ریختند تا روانه خیابان سپه شوند تانک‌های لشکر ۱۶ زرهی هم به خیابان سپه شتافتند تا شهر در وحشتی عمیق فرو رود.

آن‌سوی شهر، مردم در خیابان پادگان با گالن در صف‌های طولانی نفت ایستاده بودند. ساعت ۹ صبح دبستان بابک در خیابان پادگان (حوالی همین نفت‌فروشی) تعطیل شد و دانش آموزان مرخص شدند. برخی از این‌ها والدینشان را در صف نفت دیدند و همان‌جا مشغول بازی شدند. در آن حین یک خودروی نظامی که مسئولیت برخورد با راهپیمایان را داشت از خیابان پادگان به سمت خیابان سپه در حرکت بود.

 


بچه‌ها به تبعیت پدر و مادر خود علیه شاه شعار دادند. شور و هیجان و طنین شعار جمعیت قابل‌توجه بود. همین موضوع سرگروهبانی که در خودروی نظامی حضور داشت را جری کرد و به سرباز راننده خود دستور داد به سمتشان برود تا بترسند و متفرق شوند.

سرباز که از دستور سرپیچید سرگروهبان وی را کنار زد و خودش پشت فرمان نشست و به سمت دانش آموزان که هنوز در حال شعار دادن بودند تخته‌گاز رفت. از میان ۱۱ نفر دانش آموزان مجروح تعداد چهار نفر به شهادت رسیدند: زهرا کلانتری یکتا، افسر عباسی شهرستانکی، حمید اعرابی و امیر اردکان که بین شش تا یازده سال سن داشتند. خودرو از روی جنازه بعضی از این دانش آموزان عبور کرد و به سمت پادگان لشکر ۱۶ گریخت.

فضای قزوین از هفتم دی تا ۱۱ دی‌ماه سال ۱۳۵۷، ملتهب و پر از درگیری بود، عصر روز یازدهم عده‌ای چماق‌دار با حمایت نیروهای حکومتی به‌قصد ایجاد رعب و وحشت در جامعه به خانه‌های مردم و خانه افرادی که تصور می‌کردند در این انقلاب نقشی داشتند حمله کرده و ماشین‌ها و مغازه‌ها را به آتش کشیدند. در این ماجرا بسیاری از خانواده‌ها که انتظار این خشونت را نداشتند وحشت‌زده شدند.


از ساعت ۱۶:۳۰ بعدازظهر روز ۱۱ دی‌ماه، مأموران حکومت‌ نظامی با تانک به شهر حمله کرده، در این حمله که تا پاسی از شب ادامه داشت، بیش از ۲۰۰ مغازه تخریب و بعضاً غارت شدند.

به‌علاوه مأمورین حکومت‌نظامی منازل علما و همچنین پزشکانی که زخمی‌ها را رایگان معالجه می‌کردند، آتش زدند. در درگیری مردم با مزدوران و مأموران حکومت‌نظامی، چندین تن از شهروندان قزوینی به شهادت رسیدند.

تیمسار معتمدی فرماندار نظامی شهر تا یازدهم دی‌ماه قزوین را به شهر جنگی تبدیل کرد. نتیجه حمله و هجوم وحشیانه تانک‌ها به‌غیر از حضور ۱۰ شهید، ۲۸ کودک سقط شده بود که کفن پیچ بر روی دستان مردم تشییع شدند! این بچه‌های معصوم در اثر ترس و استرس مادرانشان سقط شده بودند.

امام خمینی(ره) چند روز بعد در پیامی از جنایت رژیم پهلوی در قزوین یاد کرد. این اتفاق چون در برخورد با کودکان بی‌گناه بود بازتاب کشوری و جهانی پیدا کرد. خبرهای مختلفی اعم از اینکه تعداد شهدا ده‌ها تن بوده یا مثلاً برخورد تانک با کودکان انعکاس پیدا کرد و رادیو بی‌بی‌سی و خیلی از رسانه‌های خارجی به این موضوع پرداختند.

انتهای پیام/ 
,
,
,

 

,

, ,


در جریان حمله نظامیان به مردم در روز ششم دی ماه ۵۷ در خیابان سپه قزوین، عباس بالو، یکی از جوانانی که در اکثر راهپیمایی‌ها حضور فعال داشت به شهادت رسید. در خیابان طالقانی وقتی جمعیت مردم به حوالی پاسگاه ژاندارمری رسید شلیک مستقیم به مردم سه نفر دیگر با نام خانوادگی محمودیان را به شهادت رساند.

حالا شهر در پایان ششم دی‌ماه چهار شهید داشت. تا آن زمان این تعداد شهید در یک روز بی‌سابقه بود؛ بنابراین فردای آن روز مسئولین راهپیمایی تصمیم گرفتند ضمن یک راهپیمایی باشکوه شهدا را تشییع کنند و در صحن امامزاده حسین قزوین به خاک بسپارند.

,
,
,
,

در جاودانه روز هفتم دی‌ماه از ساعت هشت صبح مردم به خیابان‌ها ریختند تا روانه خیابان سپه شوند تانک‌های لشکر ۱۶ زرهی هم به خیابان سپه شتافتند تا شهر در وحشتی عمیق فرو رود.

,

آن‌سوی شهر، مردم در خیابان پادگان با گالن در صف‌های طولانی نفت ایستاده بودند. ساعت ۹ صبح دبستان بابک در خیابان پادگان (حوالی همین نفت‌فروشی) تعطیل شد و دانش آموزان مرخص شدند. برخی از این‌ها والدینشان را در صف نفت دیدند و همان‌جا مشغول بازی شدند. در آن حین یک خودروی نظامی که مسئولیت برخورد با راهپیمایان را داشت از خیابان پادگان به سمت خیابان سپه در حرکت بود.

,

 

,

, ,


بچه‌ها به تبعیت پدر و مادر خود علیه شاه شعار دادند. شور و هیجان و طنین شعار جمعیت قابل‌توجه بود. همین موضوع سرگروهبانی که در خودروی نظامی حضور داشت را جری کرد و به سرباز راننده خود دستور داد به سمتشان برود تا بترسند و متفرق شوند.

,
,

سرباز که از دستور سرپیچید سرگروهبان وی را کنار زد و خودش پشت فرمان نشست و به سمت دانش آموزان که هنوز در حال شعار دادن بودند تخته‌گاز رفت. از میان ۱۱ نفر دانش آموزان مجروح تعداد چهار نفر به شهادت رسیدند: زهرا کلانتری یکتا، افسر عباسی شهرستانکی، حمید اعرابی و امیر اردکان که بین شش تا یازده سال سن داشتند. خودرو از روی جنازه بعضی از این دانش آموزان عبور کرد و به سمت پادگان لشکر ۱۶ گریخت.

,

فضای قزوین از هفتم دی تا ۱۱ دی‌ماه سال ۱۳۵۷، ملتهب و پر از درگیری بود، عصر روز یازدهم عده‌ای چماق‌دار با حمایت نیروهای حکومتی به‌قصد ایجاد رعب و وحشت در جامعه به خانه‌های مردم و خانه افرادی که تصور می‌کردند در این انقلاب نقشی داشتند حمله کرده و ماشین‌ها و مغازه‌ها را به آتش کشیدند. در این ماجرا بسیاری از خانواده‌ها که انتظار این خشونت را نداشتند وحشت‌زده شدند.

,

, ,


از ساعت ۱۶:۳۰ بعدازظهر روز ۱۱ دی‌ماه، مأموران حکومت‌ نظامی با تانک به شهر حمله کرده، در این حمله که تا پاسی از شب ادامه داشت، بیش از ۲۰۰ مغازه تخریب و بعضاً غارت شدند.

,
,

به‌علاوه مأمورین حکومت‌نظامی منازل علما و همچنین پزشکانی که زخمی‌ها را رایگان معالجه می‌کردند، آتش زدند. در درگیری مردم با مزدوران و مأموران حکومت‌نظامی، چندین تن از شهروندان قزوینی به شهادت رسیدند.

,

تیمسار معتمدی فرماندار نظامی شهر تا یازدهم دی‌ماه قزوین را به شهر جنگی تبدیل کرد. نتیجه حمله و هجوم وحشیانه تانک‌ها به‌غیر از حضور ۱۰ شهید، ۲۸ کودک سقط شده بود که کفن پیچ بر روی دستان مردم تشییع شدند! این بچه‌های معصوم در اثر ترس و استرس مادرانشان سقط شده بودند.

,

امام خمینی(ره) چند روز بعد در پیامی از جنایت رژیم پهلوی در قزوین یاد کرد. این اتفاق چون در برخورد با کودکان بی‌گناه بود بازتاب کشوری و جهانی پیدا کرد. خبرهای مختلفی اعم از اینکه تعداد شهدا ده‌ها تن بوده یا مثلاً برخورد تانک با کودکان انعکاس پیدا کرد و رادیو بی‌بی‌سی و خیلی از رسانه‌های خارجی به این موضوع پرداختند.

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه