به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ، زیتون نوشت:استاد رحیم پور ازغدی در سال 87 در یک سخنرانی به موضوع «آرمانگرایی» اشاره کرده است.متن زیر برشی از این سخنرانی است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون,,
مراد از آرمان گرایی نه خیال پردازی است، نه جزمیت و تعصب وترک واقع بینی
, مراد از آرمان گرایی نه خیال پردازی است، نه جزمیت و تعصب وترک واقع بینی,
...اگر بخواهیم انسان را به نحوی ممتاز از سایر حیوانات تعریف کنیم من به شخصه انسان را نه حیوان ابزارساز، بلکه حیوان آرمان دار و آرمان خواه تعریف می کنم. انسان تنها موجود آرمان خواه است و هیچ موجود دیگری به این مفهوم آرمان خواه نیست و نمی تواند باشد. انسان هایی که آرمان ندارند و اصولی بر زندگی شان حاکم نیست یعنی قدرت تصور انسان برتر و جامعه برتر را ندارند، به همان اندازه از انسانیت فاصله گرفته اند، هر چند خودشان متوجه نباشند.
مراد از آرمان گرایی نه خیال پردازی است، نه جزمیت و تعصب وترک واقع بینی. بلکه وقتی ما می خواهیم ساخت بنیادین شعور انسان را تعریف کنیم از جمله به مفاهیم ممکن اما معدود می رسیم که می توانند آرمان های ما باشند. این تصور امر ممکن اما معدود و ارزش گذاری آن تا حد فداکاری مخصوص انسان است. برای اینکه موجود مجرد ثابت فعلیت محض است و بالقوه ندارد. درباره او ممکن همان فعلیت محض است و آرمان در مورد او ممکن الفرض نیست. حیوانات استعداد چنین آرمان گرایی را ندارند. متأسفانه در جهان انسانی هم فلسفه هایی پیدا شده که تمام تلاششان این است که آرمان را از انسان بگیرند و وضع موجود را توجیه کنند. اساسا لیبرال سرمایه داری محافظه کاری محض است، برای اینکه در این مکتب هر نوع آرمان خواهی و انقلابی گری و ایدئولوژی- یعنی جدول فهرست های مطلوب- نفی می شود. لیبرالیسم از هیچ باید و نباید فلسفی و اخلاقی و دینی صحبت نمی کند. برای اینکه همه این باید و نبایدها- ایدئولوژی- غیرقابل حس اند و تجربه نمی شوند. بنابراین آزمون پذیر نیستند و بنابراین بی معنی هستند. این تفکر لیبرال سرمایه داری، ضدآرمان خواهی و مخالف عدالت خواهی است و می خواهد ظلم های حاکم بر جهان را توجیه کند و نظریه پرداز انشان رسما می گویند: باید فساد و تبعیض را به رسمیت شناخت. ما حداکثر می توانیم سعی کنیم فساد منظم شود. اما وقتی کسی صحبت از عدالت خواهی و مبارزه با فقر می کند او را با مارک آرمان گرایی محکوم می کنند. این جریان فقط با بالفعل ها سروکار دارد و بالقوه ندارد.
,
,
,

, ,
,
اما اگر به نظام منهای انقلاب تکیه کنیم، یعنی قدرت منهای ایدئولوژی
, اما اگر به نظام منهای انقلاب تکیه کنیم، یعنی قدرت منهای ایدئولوژی,
از روزی که انسان ابزار ساخته و با ایجاد زبان توانسته تجربه اجتماعی را انباشت و منتقل نماید و از روزی که به مفهوم دست پیدا کرده و از حوزه محسوس خارج شده، عمل نفی واقعیات جاری شروع شده است. در فرهنگ اسلامی همیشه باید حالت تجافی داشته باشیم. یعنی از موقعیت موجود خیز برداشتن به سوی موقعیت مفروض. البته نفی مراتب دارد. مراتب پایین آن انتقاد مثبت است و اگر این انتقاد نباشد انقلاب رخ خواهد داد. انتقاد وقتی است که گوسفندان دیگر بع بع نمی کنند و انقلاب وقتی است که گوسفندان تصمیم می گیرند که گرگ را بدرند. همیشه کسانی بوده و هستند که ما را گوسفند می خواهند، اما در تفکر دینی که امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز واجب است فرهنگ گوسفند، فرهنگی غیردینی است. پیغمبر خلاف فرهنگ گوسفند، را به ما آموزش داد. می فرماید: کلکم راع. همه شما مسئول هستید. کسانی ممکن است بگویند جامعه دینی یک جامعه دام رام است که در آن باید سرت را زیربیندازی و آرام و آهسته بروی. فرهنگ اسلامی درست عکس این است. پیامبر می فرماید: هیچ کدامتان گوسفند نباشید. همه شما چوپانید کلکم راع و مسئول و متصدی در برابر کل جامعه اید و کلکم مسئول عن رعیته. و تک تک افراد شما در برابر جامعه مسئولید. حال اگر نظام که محصول انقلاب است روح مسئولیت خود را از دست بدهد کم کم به نظام دیگری تبدیل می شود ولو اسم آن نظام دینی باشد. زیرا وجود انقلاب همان ماهیت آن است. یعنی اگر یک انقلاب دینی تغییر ماهیت داد، نمی توان گفت این همان انقلاب است و فقط ماهیت آن عوض شده است. اگر انقلاب ماهیت دینی و انقلابی خود را از دست بدهد دیگر نمی توان گفت انقلابی دینی است، اما ماهیتش عوض شده. خیر، دیگر انقلاب دینی نیست. مثل تعبیر موج آسوده. ما موج ایستا نداریم. ماهیت موج حرکت و عدم ایستایی است.
اگر ما انقلاب را حفظ کنیم نظام باقی خواهد ماند و سر افراز خواهد ماند و جلو خواهد رفت. اما اگر به نظام منهای انقلاب تکیه کنیم، یعنی قدرت منهای ایدئولوژی. نه فقط انقلاب که روح این نظام است و حرمت و حیات و نشاط این نظام به روحش وابسته است، بلکه جسم حاکمیت و نظام هم فاسد یا حداقل استحاله خواهد شد. پسوند اسلامی اش می ماند و محتوای آن چیز دیگری خواهد بود. من بر خلاف کسانی که جمهوریت و اسلامیت را از هم جدا می دانند و برعکس کسانی که می گویند سهم اسلامیت ادا شد باید به جمهوریت بپردازیم می خواهم عرض کنم اولا: جمهوریت نظام ظرفی است برای اسلامیت و اگر از آن جدا شود، مشروعیتی وجود ندارد، ما در این 22-23 سال در باب مکانیزم جمهوری هیچ گونه کوتاهی نکرده ایم. در طول جنگ براندازی، ترور و در بدترین شرایط انتخابات را تعطیل نکردیم. در انقلاب ما بر خلاف انقلاب های دنیا که تا 20سال بعد هم قانون اساسی ندارند از ابتدای به ثمر رسیدن؛ قانون و انتخابات شکل گرفت.
معمولا بالاترین ضریب شرکت مردم در انتخابات کشورهای غربی در فرانسه و آمریکاست که معمولا از 30درصد بالاتر نمی رود. اما اینجا هرگاه ضریب شرکت مردم در انتخابات از 80-70 درصد پایین تر می آید می گویند انقلاب مقبولیت خود را از دست داده است. می خواهم بگویم درباب مشارکت مردمی مردم کم نگذاشتند، ولی محتوای آنکه اسلام است با مشکل اجرا مواجه شده است اما مردم هم در جمهوریت و هم در اسلامیت با تمام توان وارد شدند.
برای اینکه قدرت را به شما تفویض کردند. قرار بود مسئولین ظرف جمهوری را که مردم با تقدیم هزاران شهید به آنها واگذار کردند، از اسلام پر کنند. ما اینجا کم آوردیم. درباب مضمون، یعنی اسلامیت آن را کم گذاشتیم و کم فروشی کردیم والا مردم سهم شان را پرداختند.
,
,
,
,
,
,

, ,
امام می فرمود: اگر کسی از خدا بترسد از مردم نمی ترسد
, امام می فرمود: اگر کسی از خدا بترسد از مردم نمی ترسد,
اینکه عرض کردم اگر به قدرت منهای ایدئولوژی و فرمالیسم و بروکراسی تکیه کنیم و به مثلث سرمایه دار، حزب، روزنامه تن دهیم و سرنوشت مقدرات مردم به خصوص 51-01 میلیون انسان زیر خط فقر را که باید گفت بعضی از آنها زیر خط بقاء هستند را به این مثلث واگذار بکنیم هیچ پاسخی در برابر تاریخ این کشور و جوانانی که ده ها هزار نفرشان شهید شدند نخواهیم داشت. و این یک کشف بزرگ است که اگر آن را جدی نگیریم ضربات مرگ باری بر پیکره این جامعه فرود خواهد آمد. شما الان کسانی را می بینید که حرف های صریح امام را حتی می ترسند بر زبان بیاورند. امام از هسته های انقلابی حزب الله در تمام جهان صحبت می کرد. آیا اکنون جرأت گفتن این حرف ها را دارند؟ امام می فرمود: اگر کسی از خدا بترسد از مردم نمی ترسد. کسی که دست به دزدی و مال مردم خوری می زند از مردم می ترسد که برملا شود. لذا محافظه کاری می کند. چرا از مردم می ترسد؟ برای اینکه از خدا نمی ترسد و اصولی بر مدیریتش حاکم نیست.
,
,
نمی شود با یک ادبیات رزمنده ها را به میدان مین فرستاد و با ادبیاتی متفاوت مدیریت کرد
, نمی شود با یک ادبیات رزمنده ها را به میدان مین فرستاد و با ادبیاتی متفاوت مدیریت کرد,,
ما نمی توانیم با یک ادبیات انقلاب کنیم و با ادبیاتی متفاوت حکومت نماییم. نمی شود با یک ادبیات رزمنده ها را به میدان مین فرستاد و با ادبیاتی متفاوت مدیریت کرد. ما نمی توانیم در حوزه عقاید و فرهنگ اصولگرا باشیم و در حوزه اقتصاد و سیاست خارجی و داخلی اصولگرایی را فراموش کنیم. خودمان مضحکه می شویم تهاجم فرهنگی از تهاجم اقتصادی و سیاسی جدا نیست. این ها همه اجزاء یک ماشین جنگی اند. ما هوشیار نیستیم. در عرفان بودایی است که می شود عارف بود و در عین حال به فقر و اشرافیت بی توجهی کرد. عرفان اسلامی را از سیاست و اقتصاد و فرهنگ نمی شود جدا کرد. برای اینکه حتی نوع اداره دادگستری این مملکت با معنویت ارتباط مستقیمی دارد. جداسازی مسائل عرفانی از اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و... روی کاغذ انجام می گیرد ولی در واقع امر اینگونه نیست. به همین دلیل است که اسلام برخلاف بودیسم و مسیحیت با سکولارسیم قابل جمع نیست. اقتصاد اسلامی با اقتصاد لیبرال سرمایه داری واقعا تفاوت دارد نه اعتباراً. تفاوت نظام سیاسی لائیک با نظام سیاسی اسلامی صوری نیست. دین مان را اوراق کرده ایم و هر گروه قطعه ای از این دین را گرفته ایم، اگر مثله کردن انسان حرام است، مثله کردن اسلام صدبرابر حرام است. جداسازی معنویت از مادیت اسلام ذیل همین رفتار ماست. ما جدایی بین معنویات و مادیات اسلام نداریم. اگر معنویت را از طرف دیگری نگاه کنیم مادیات است. ما جدایی امر قدسی از امر عرفی نداریم. عرفی ترین کار ما باید قدسی ترین کار باشد. اسلام به ریزترین کار ما رنگ الهی و قدسی می دهد. و اگر قدسی ترین عمل برای ریا و دکان درست کردن و برای رسیدن به مقام و پول انجام شود غیرقدسی ترین عمل است. ارزش ذاتا ارزش است هر چند با انجام دهنده آن مخالف باشیم. وقتی جبیر از توطئه مشرکان برای قتل پیامبر در مکه خبر داد و حضرت امیر(ع) در جای پیامبر(ص) خوابید پیامبر به حضرت امیر(ع) فرمودند اینجا می مانی و اماناتی که نزد من است به صاحبان آن برمی گردانی. نگفت حالا که ما با اینها دشمن هستیم پس بردار که برویم. در جنگ احد که مسلمانان به دلیل عدم اطلاعات از فرمان رهبری شکست خوردند پیامبر نیروهای مدینه را دوباره برای دفاع حرکت دادند و دو شرط گذاشتند: اولا کسانی که مرتبه اول نیامدند برای مرتبه دوم هم نباید بیایند، گفتند: قبلی ها زخمی اند. فرمود: به همان زخمی ها نیاز دارم. شرط دوم این بود که هر کسی که حق الناس به گردن دارد نیاید. ما نمی توانیم حقوق مردم را ادا در بیاوریم. و در عین حال ادای تقوا و دینداری کنیم با فرهنگ پیامبر قابل جمع نیست. حتی در مورد شهید فرمود: شهدا بدانند که خدا از حق الناسی که به گردن آنها باشد نمی گذرد.
,,
نظر کرده کسی است که روی اصول پافشاری می کند
, نظر کرده کسی است که روی اصول پافشاری می کند,
این مسئله قوم و خویش بردار نیست. عده ای از ما فکر می کنیم چون ظاهر مذهب را حفظ می کنیم خداوند با ما خویشاوندی دارد و نظر کرده ایم. این در تفکر و فرهنگ اسلامی مردود است. نظر کرده کسی است که روی اصول پافشاری می کند. او شکست هم که بخورد پیروز است. ولی عملکرد بعضی از ما حتی اگر به پیروزی هم منجر شود، شکست است. پیامبر(ص) به حضرت فاطمه(س) فرمودند: یا فاطمه... تا جایی که فرصت داری عمل صالح انجام بده. «فانی لا اغنی عنک من ا... شیئا». من هیچ بخشی از حساب تو را پیش خدا به گردن نمی گیرم. من در آخرت نمی توانم مستقل از خواست خدا حتی به تو کمک کنم.
,
]
ارسال دیدگاه