اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

خاک؛ خاموش‌ترین عارف جهان

خاک؛ خاموش‌ترین عارف جهان
ما معمولاً #خاک را چیزی فرودست می‌دانیم؛ چیزی که زیر پا قرار دارد، با آن خانه می‌سازیم، در آن دفن می‌شویم و گاه حتی از لمسش پرهیز می‌کنیم.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ محمدباقر تورنگ در یادداشتی نوشت: ما معمولاً #خاک را چیزی فرودست می‌دانیم؛ چیزی که زیر پا قرار دارد، با آن خانه می‌سازیم، در آن دفن می‌شویم و گاه حتی از لمسش پرهیز می‌کنیم. اما در منطق قرآن و عرفان اسلامی، خاک نه یک ماده بی‌جان و بی‌ارزش، بلکه یکی از عمیق‌ترین نشانه‌های حکمت الهی است؛ ماده‌ای که هم آغاز انسان است، هم بستر حیات و هم آخرین آغوش زمینی او.

قرآن بارها انسان را به اصل خاکی خویش متوجه می‌کند: «مِنْهَا خَلَقْنَاکُمْ وَفِیهَا نُعِیدُکُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُکُمْ تَارَةً أُخْرَى»؛ از خاک شما را آفریدیم، به خاک بازمی‌گردانیم و بار دیگر از آن بیرون می‌آوریم.

این آیه را می‌توان یکی از شگفت‌انگیزترین روایت‌های عرفانی درباره خاک دانست: خاک، آغاز، میانه و پایان سفر زمینی #انسان است.

انسان از خاک برمی‌خیزد، بر خاک راه می‌رود و سرانجام خاک او را در آغوش می‌گیرد.

اما شگفتی خاک فقط این نیست.

خاک یکی از بزرگ‌ترین آموزگاران «تبدیل» است. بدترین و بدبوترین چیزها را در خود می‌گیرد و در سکوت، آنها را دگرگون می‌کند؛ اما حاصل کارش را نه با بوی تعفن، بلکه با عطر گل و زیبایی باغ به جهان بازمی‌گرداند.

دانه‌ای که در خاک پنهان می‌شود، به ریشه و ساقه و درخت تبدیل می‌شود. فضولات و مواد آلی در چرخه طبیعت تجزیه می‌شوند و دوباره به عناصر قابل استفاده برای حیات بدل می‌گردند. خاک، بی‌آنکه چیزی از خود بخواهد، پسماند را به امکان، تیرگی را به رویش و مرگ زیستی را به حیات تازه تبدیل می‌کند.

این‌جاست که علم و عرفان به یکدیگر نزدیک می‌شوند.

در علوم خاک، خاک یک محیط پیچیده زنده است؛ مجموعه‌ای از مواد معدنی، ماده آلی، آب، هوا و انبوهی از موجودات زنده که چرخه عناصر غذایی و امکان رویش گیاهان را فراهم می‌کنند. بدون خاک سالم، بخش عظیمی از

حیات زمینی امکان استمرار ندارد.

اما عرفان از همین واقعیت طبیعی، یک درس اخلاقی استخراج می‌کند:

چرا ما نمی‌توانیم مانند خاک باشیم؟

چرا بدی را می‌گیریم و بدی پس می‌دهیم؟

چرا رنجی که به ما می‌رسد، گاهی در وجودمان تکثیر می‌شود و به رنج دیگران تبدیل می‌گردد؟

خاک اما چنین نیست. چیزی را که می‌گیرد، الزاماً همان‌گونه که گرفته است پس نمی‌دهد.

گل را نگاه کنیم؛ گویی خاک به ما می‌گوید:

«هرچه بر من ریختی، می‌توانم روزی آن را به شکلی دیگر به تو بازگردانم.»

این شاید یکی از زیباترین استعاره‌های عرفان برای #تزکیه_نفس باشد؛ اینکه انسان بتواند زشتی‌ها، تلخی‌ها و رنج‌ها را در درون خود متوقف کند و آنها را به فهم، رحمت، حکمت و زیبایی تبدیل کند.

خاک همچنین نماد فروتنی است. همه چیز بر آن پا می‌گذارد، اما خاک ادعایی ندارد. درخت بر سر او می‌ایستد، گل از او می‌روید، انسان بر او راه می‌رود و شهرها بر او بنا می‌شوند؛ اما خودش همچنان پایین می‌ماند.

شاید به همین دلیل است که یکی از زیباترین القاب امام #علی، «ابوتراب» است؛ پدر خاک، یا آن‌گونه که در فرهنگ اسلامی با این لقب شناخته شده است. نسبت دادن این لقب به علی(ع) حامل بار معنایی عمیقی است: خاک در فرهنگ عرفانی، نشانه پستی و بی‌ارزشی نیست؛ نشانه فروتنی، حقیقت و نزدیکی به اصل آفرینش است.

انسان امروز، در هیاهوی تکنولوژی و مصرف، شاید بیش از هر زمان دیگری از خاک فاصله گرفته است؛ اما هرچه از خاک دورتر شده، ضرورت آن را بیشتر احساس می‌کند.

تمام رویش‌های زمینی از خاک آغاز می‌شوند. نان ما، میوه ما، بسیاری از غذای ما و بخش بزرگی از زنجیره حیات، به سلامت خاک وابسته است. تمدنی که خاک خود را فرسوده کند، در حقیقت پایه‌های زندگی خویش را فرسوده کرده است.

و سرانجام، خاک آخرین یار ماست.

وقتی همه چیز از ما فاصله می‌گیرد، وقتی بدن دیگر توان ادامه ندارد و انسان از جهان مادی دست می‌کشد، خاک مهربانانه او را در آغوش می‌گیرد.

شاید هیچ آغوشی به اندازه خاک بی‌ادعا نباشد.

نه از مقام ما می‌پرسد، نه از ثروتمان، نه از شهرت‌مان و نه از تعداد کسانی که در دنیا ما را می‌شناختند.

فقیر و غنی، قدرتمند و ناتوان، مشهور و گمنام، همه سرانجام در برابر خاک یکسان می‌شوند.

از خاک آمده‌ایم و به خاک بازمی‌گردیم؛ اما پیام عرفانی این بازگشت، صرفاً پایان نیست.

همان خاکی که انسان را می‌پذیرد، دانه را نیز می‌پذیرد و از دل تاریکی آن، دوباره زندگی می‌رویاند.

پس شاید خاک به ما می‌آموزد که پایان، همیشه پایان نیست.

گاهی باید فرو رفت، پنهان شد، خاموش شد و از تعلقات خویش تهی شد تا امکان رویشی تازه فراهم شود.

خاک، خاموش‌ترین #عارف جهان است؛

زیر پای همه است، اما سرچشمه رویش همه.

بدبوترین‌ها را می‌گیرد و خوش‌بوترین‌ها را می‌دهد.

همه را در آغوش می‌گیرد، اما از هیچ‌کس چیزی نمی‌خواهد.

و سرانجام، همان‌جا که از آن آغاز کرده‌ایم، منتظر بازگشت ماست.

شاید اگر انسان دوباره معنای خاک را بفهمد، معنای تواضع، حیات، بخشن

دگی، بازگشت و خدا را نیز بهتر بفهمد.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه