به گزارش خبرنگار شبکه اطلاعرسانی راه دانا؛ ایران در یکی از حساسترین مقاطع جمعیتی خود قرار گرفته است؛ شمار تولدها برای نخستین بار به کمتر از ۹۰۰ هزار مورد در سال رسیده و نرخ باروری نیز فاصله زیادی با سطح جانشینی جمعیت دارد. این ارقام فقط یک تغییر آماری نیستند؛ نشانه تغییر مسیری هستند که در صورت تداوم، ساختار سنی کشور، آینده بازار کار و توان نظامهای حمایتی را با چالشهای جدی مواجه میکند.
بر اساس اعلام علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، در سال ۱۴۰۳ تعداد ۹۷۹ هزار و ۹۲۳ ولادت در کشور ثبت شد که این رقم در سال ۱۴۰۴ به ۸۹۲ هزار و ۲۶۸ مورد کاهش یافت. نرخ باروری کل نیز در سال ۱۴۰۴ حدود ۱.۳۵ فرزند به ازای هر زن اعلام شده است؛ درحالیکه سطح جانشینی جمعیت حدود ۲.۱ فرزند برآورد میشود.
فاصله نرخ باروری با سطح جانشینی، در کنار افزایش سهم سالمندان و کاهش شمار تولدها، ضرورت بازنگری در نحوه اجرای سیاستهای جمعیتی را برجسته میکند. مسئله امروز تنها تشویق خانوادهها به داشتن فرزند بیشتر نیست؛ باید روشن شود چرا بخشی از خانوادهها از فرزندآوری بیشتر صرفنظر میکنند، چه موانعی پیش روی زوجهای خواهان فرزند قرار دارد و سیاستهای حمایتی تا چه اندازه توانستهاند این موانع را برطرف کنند.
۴.۴ میلیون زن تکفرزند؛ ظرفیتی که نباید نادیده گرفته شود
دکتر انسیه کتابچی، پزشک و پژوهشگر حوزه جمعیت و خانواده، در گفتوگو با خبرنگار دانا با تأکید بر ضرورت شناسایی گروههای هدف در سیاستهای جمعیتی اظهار کرد: یکی از گروههای مهم، زنان متأهل در سن باروری هستند که یک فرزند دارند.
وی با اشاره به وجود حدود ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار زن متأهل تکفرزند در سن باروری، این گروه را یکی از ظرفیتهای قابل توجه برای برنامهریزی جمعیتی دانست و بر ضرورت توجه به موانعی تأکید کرد که تصمیم خانوادهها برای داشتن فرزند دوم را تحت تأثیر قرار میدهد.
از نگاه این پژوهشگر، سیاستهای جمعیتی باید بهجای برخورد یکسان با همه خانوادهها، متناسب با شرایط و نیازهای گروههای مختلف طراحی شوند. خانوادهای که یک فرزند دارد، ممکن است به دلیل نگرانیهای اقتصادی، شرایط شغلی، ادامه تحصیل یا دشواریهای مراقبت از کودک، درباره فرزند دوم مردد باشد.
با این حال، شناسایی این گروه بهعنوان ظرفیت فرزندآوری نباید به معنای نادیده گرفتن موانع واقعی زندگی خانوادهها باشد. اگر قرار است تمایل به فرزند دوم افزایش یابد، سیاستگذار باید به همان اندازه که بر آگاهیبخشی تأکید میکند، برای کاهش هزینههای فرزندپروری، حمایت از اشتغال والدین و فراهم کردن خدمات مراقبتی نیز برنامه داشته باشد.
در چنین شرایطی، خانوادهها میتوانند با اطمینان بیشتری درباره آینده تصمیم بگیرند؛ تصمیمی که آثار آن تنها به زندگی خصوصی آنان محدود نمیماند و در بلندمدت بر ترکیب جمعیتی کشور نیز اثر میگذارد.
درمان ناباروری؛ حلقهای که باید در سیاست جمعیتی تقویت شود
زوجهای نابارور، گروه دیگری هستند که کتابچی بر ضرورت توجه ویژه به آنان تأکید دارد.
وی با اشاره به آمار اعلامشده درباره وجود سه میلیون زوج نابارور در کشور، ساماندهی مسیر درمان و استفاده مؤثر از منابع مالی را از الزامات حمایت از فرزندآوری دانست.
به گفته این پژوهشگر، همه موارد ناباروری به روشهای فوقتخصصی نیاز ندارند و بخشی از زوجها میتوانند با تشخیص بهموقع و درمان متناسب با نوع مشکل، از روشهای کمهزینهتر بهره ببرند. بااینحال، ارجاع نامتناسب بیماران به درمانهای پیچیدهتر میتواند هزینهها را افزایش دهد و دسترسی به خدمات مؤثر را دشوار کند.
کتابچی با اشاره به بودجه حدود یکهزار و ۷۰۰ میلیارد تومانی درمان ناباروری در سال مورد اشاره خود، بر ضرورت بررسی میزان تخصیص و نحوه هزینهکرد این منابع تأکید کرد.
مسئله در این بخش صرفاً میزان اعتبار مصوب نیست؛ مهم آن است که منابع تا چه اندازه به درمان موفق، کاهش هزینههای پرداختی خانوادهها و استمرار درمان منجر میشوند. زوجی که برای فرزندآوری به درمان نیاز دارد، باید بتواند در مسیر مشخصی از تشخیص تا درمان قرار گیرد و به دلیل فشار مالی یا طولانی شدن فرایند، از ادامه درمان منصرف نشود.
ازاینرو، تقویت خدمات تشخیصی اولیه، ارجاع علمی بیماران، پوشش بیمهای مؤثر و نظارت بر عملکرد مراکز درمان ناباروری میتواند بخشی از ظرفیت موجود را فعال کند. حمایت از این زوجها باید از سطح اعلام سیاست و تخصیص بودجه فراتر برود و در دسترسی واقعی آنان به خدمات مناسب نمود پیدا کند.
آیا فرهنگسازی بهتنهایی میتواند باروری را افزایش دهد؟
کتابچی در بخش دیگری از گفتوگو، با اشاره به تجربه سالهای نخست انقلاب و دوران جنگ تحمیلی، نشاط اجتماعی و احساس مسئولیت نسبت به آینده کشور را از عوامل مؤثر بر تصمیم برخی خانوادهها برای فرزندآوری دانست.
وی معتقد است گروههای متدین و افرادی که نسبت به آینده جمهوری اسلامی ایران احساس مسئولیت میکنند، میتوانند با درک اهمیت مسئله جمعیت و در چارچوب شرایط خانوادگی خود، در تغییر روند موجود نقشآفرین باشند.
این دیدگاه بر نقش باورها، امید اجتماعی و مسئولیتپذیری در تصمیمهای خانوادگی تأکید میکند؛ اما برای تبدیل این عوامل به نتیجهای پایدار، نمیتوان از شرایط اقتصادی و اجتماعی چشمپوشی کرد.
فرزندآوری تصمیمی کوتاهمدت نیست. والدین هنگام تصمیمگیری، تنها هزینه تولد فرزند را در نظر نمیگیرند؛ بلکه سالهای تحصیل، سلامت، مسکن، مراقبت و آینده شغلی او را نیز پیشبینی میکنند. بنابراین، تقویت فرهنگ فرزندآوری زمانی اثرگذارتر خواهد بود که خانوادهها از حمایتهای قابل اتکا برخوردار باشند.
قانون جوانی جمعیت؛ معیار موفقیت، تغییر وضعیت خانوادههاست
قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت با هدف مقابله با روند کاهشی باروری و پشتیبانی از خانوادهها به تصویب رسید؛ اما ادامه کاهش موالید نشان میدهد ارزیابی اجرای این قانون و بررسی میزان اثرگذاری حمایتها باید در کانون توجه قرار گیرد.
سیاست جمعیتی زمانی میتواند به نتیجه برسد که تسهیلات و حمایتهای پیشبینیشده، در زندگی واقعی خانوادهها قابل لمس باشند. تسهیل ازدواج، دسترسی به مسکن، حمایت از اشتغال مادران، توسعه خدمات مراقبت از کودک، کاهش هزینه درمان ناباروری و پرداخت بهموقع تسهیلات، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند موانع فرزندآوری را کاهش دهند.
در کنار این اقدامات، لازم است عملکرد دستگاههای مسئول با شاخصهای روشن ارزیابی شود؛ از میزان دسترسی خانوادهها به حمایتها گرفته تا کیفیت خدمات درمان ناباروری و روند تغییرات موالید و باروری. بدون چنین ارزیابیای، مشخص نخواهد شد کدام برنامهها مؤثر بودهاند و کدام بخشها به اصلاح جدی نیاز دارند.
کاهش تولدها همچنین نشان میدهد که سیاستگذاری باید گروههای متفاوت را از یکدیگر تفکیک کند. جوانانی که امکان ازدواج ندارند، خانوادههای تکفرزند و زوجهای نابارور، با موانع یکسانی روبهرو نیستند و نمیتوان برای همه آنان نسخهای واحد پیچید.
آینده جمعیتی با تصمیمهای امروز شکل میگیرد
کاهش موالید، در صورت تداوم، در سالهای آینده بر اندازه نسلهای جوان و نسبت جمعیت در سن کار به جمعیت سالمند اثر خواهد گذاشت. افزایش نیاز به خدمات سلامت و مراقبت، فشار بر صندوقهای بازنشستگی و دشوارتر شدن تأمین نیروی انسانی نیز از جمله پیامدهایی است که باید برای مدیریت آن برنامهریزی کرد.
در چنین شرایطی، توجه به گروههای هدفی که کتابچی مطرح میکند، میتواند بخشی از سیاست جمعیتی باشد؛ اما نتیجهبخش شدن آن به شناسایی دقیق موانع، حمایت عملی از خانوادهها و اصلاح مسیر درمان ناباروری وابسته است.
آمار کمتر از ۹۰۰ هزار تولد در سال، هشداری جدی برای آینده جمعیتی ایران است؛ هشداری که پاسخ به آن به مجموعهای از اقدامات هماهنگ نیاز دارد. فرهنگسازی بدون حمایت عملی، بودجه بدون نظارت بر اثربخشی و قانون بدون اجرای مؤثر، بهتنهایی برای تغییر این روند کافی نیست.
عبور از بحران جمعیت زمانی امکانپذیرتر خواهد شد که سیاستهای حمایتی از روی کاغذ به زندگی خانوادهها برسند؛ بهگونهای که زوجهای خواهان فرزند بتوانند با اطمینان بیشتری برای آینده تصمیم بگیرند و موانعی که امروز بر سر راه فرزندآوری قرار دارد، بهصورت واقعی کاهش یابد.
ارسال دیدگاه