به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از زیتون؛ دوران حکومت کوتاه پهلوی ها بر ایران سرشار از پاشیدن بذر تفرقه در جای جای ایران بود.آذری زبانان در منطقه آذربایجان،کردها در کردستان و بلوچ ها در بلوچستان و عرب ها در خوزستان تحت فشار حکومت مرکزی از ابتدایی ترین حقوق خود محروم شده بودند.بازخوانی سیاستهای رژیم سرنگون شده پهلوی با اقوام مختلف در ایران نشان می دهد که این رژیم جز تحت فشار قرار دادن و تغییر فرهنگ و اداب و رسوم مناطق مختلف اراده دیگری نداشته است.مروری کوتاه بر آنچه که پهلوی در آذربایجان انجام داد و یا میخواست انجام دهد ،خود گویای بسیاری از سیاستها و طرز تفکر این رژیم می باشد.در این نوشته بنا داریم تا به نوع رفتار رژیم پهلوی با مردم آذربایجان بپردازیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, زیتون,,
بی سوادی که شاه شد!
, بی سوادی که شاه شد!,پس از آنکه استعمارگران از تحقق اهدافشان توسط سلطنت قاجار ناامید شدند، درصدد تغییر رژیم در ایران برآمدند. در این راه سعی کردند با روی کار آوردن مهرهای وابسته، اهداف خود را پیگیری کنند. لذا با تبلیغات وسیع علیه قاجار و به نفع رضاخان، زمینه را برای تغییر نظام در ایران فراهم کردند؛ تا اینکه در 9 آبان 1304، پس از تصویب مادهی واحدهای در مجلس شورای ملی، انقراض قاجار و پادشاهی رضاخان میرپنج رسماً اعلام شد. پس از مدتی، در 15 آذر همان سال، مجلس مؤسسان تشکیل شد و برخی از تغییر برخی از اصول قانون اساسی را تغییر داد و سلطنت را به رضاخان پهلوی و اعقاب ذکورش تفویض کرد. در نهایت، وی در 4 اردیبهشت 1305 در کاخ گلستان تاجگذاری کرد و خود را شاه ایران خواند.
,,
میرزاعلی معجز شبستری شاعر آذربایجان در نکوهش رضاشاه در آن زمان اشعار زیر را سروده بود:
, میرزاعلی معجز شبستری شاعر آذربایجان در نکوهش رضاشاه در آن زمان اشعار زیر را سروده بود:,,
پهلوی زاده چیخیب تخته دئیرلر دیه سن / او قویوب باشینا تاج قجری من نیلیوم
,گوزی، قـاشی، بدنی، هر یئری بنزیر شاهه / آزمیش مدرکی یوخموش هنری من نیلیوم
,یقین ایرانلی لارین بختی گتیرمیش آبالام / وارمش مال داوارا چوخ ضرری من نیلیوم
,منــی شـاه ائتسه لر البته قبول ایلهمــهرم / او آلیر دالینا بو بارلری من نیلیوم
,,
وی در این شعر تلحویحاً از رضا خان به عنوان چوپان یاد میکند که اشتباهی شاه ایران شده است.
,,
آذربایجانیها ترکند! یونجه خورده مشروطه گرفتهاند
, آذربایجانیها ترکند! یونجه خورده مشروطه گرفتهاند,با به سلطنت رسیدن رضا خان ضدیت وی با آذربایجان و تبریز شروع می شود .تحصیل در مدارس به زبان فارسی اعمال می شود. معلمان موظف می شوند که به زبان فارسی تدریس کنند. محسنی رئیس فرهنگ آذربایجان میگفت: «هر کس که ترکی حرف میزند، افسار الاغ بر او بزنید و او را به آخور ببندید.» ذوقی که بعد از او رئیس شد، صندوق جریمهی ترکی حرف زدن در دبستانها گذاشته بود. آموزش به زبانهای محلی و انتشار کتاب و روزنامه به زبان غیر فارسی ممنوع شد.
,,
اگر چه از دیرباز رسم بر آن بود که رجال استخواندار و متین برای حکومت آذربایجان انتخاب شود، استانداران منصوب رضاشاه در آذربایجان افرادی مغرض و کم سواد بودند.[1]
,,
مستوفی استاندار آذربایجان شرقی میگفت: «آذربایجانیها ترکند! یونجه خورده مشروطه گرفتهاند حالا نیز کاه میخورند ایران را آباد میسازند!» مستوفی که هرگز از توهین به مردم آذربایجان و زبان آذری باز نمیایستاد در جوابیهای که بر مقالهی سلطان زاده تبریزی نوشته چنین میگوید:
,,
«بلی من… هیچ وقت اجازه نمیدادم که روضه خوان در مجالس ختم، ترکی بخواند و در سخنرانیهای خود میگفتم شما که اولاد واقعی داریوش و کامبیز هستید چرا به زبان افراسیاب و چنگیز حرف میزند؟ »[2]
,,
کسروی ریشه اصلی بی توجهی مأمورین عالی رتبه سلسله پهلوی به تبریز را در شخص رضاشاه میداند: «... در زمان گذشته چنین پراکنده شده که او [شاه] از تبریز بدش میآید و این سخن گویا بی پایه نبود و یک علتی هم داشت. این موضوع چه راست و چه دروغ، کارکنان دولتی به همین بهانه دست به آبادی شهر نمیزدند و بسیار بیشتر از آنچه خواست آن شاه بود به تبریز بی پروایی نشان میدادند.»
,,
آذربایجان مستعمره فرهنگی حکومت مرکزی بود
, آذربایجان مستعمره فرهنگی حکومت مرکزی بود,دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در افشاگریهای خود دو سند زیر را به نقل از کنسولگری آمریکا در تبریز ثبت کردهاند که عمق کینه خاندان پهلوی را نسبت به فرهنگ و زبان مردم آذربایجان نشان میدهد. سند اول راجع به رضاشاه میباشد: «در زمان قاجاریه آذربایجان معمولاً قلمرو ولیعهد بود و او دوران کودکیاش را در آن جا میگذراند تا در صورت ادامه حیات به تاج و تخت برسد. این امر به ولیعهد تجربه حکومت را میآموخت و او را از تهران یعنی جائی که ممکن بود درگیر دسایس خطرناک علیه تاج و تخت شود دور میساخت. در دورانهای اخیر آذربایجانیها معتقدند که رضاشاه بین آنها و استان شمالی (محل تولد خود) و دیگر استانها تفاوت هایی قائل است. میگویند در سفر رضاشاه به آذربایجان یکی از اهالی برجسته به جای صحبت به زبان فارسی به لهجه ترکی آذربایجانی شاه را مورد خطاب قرار داده بود. شاه با ابراز عصبانیت، کسانی که قادر به تکلم به زبان فارسی نیستند، او را مورد ضرب و شتم قرار داد. (کنسولگری آمریکا، تبریز. الف-4، 10 ژانویه 1949، سرّی).»
,,
اما سند دوم دانشجویان مسلمان پیرو خط امام مربوط به زمان محمدرضاشاه میباشد: «شاه کنونی تا چند سال پس از نشستن بر تخت شاهی به آذربایجان سفر نکرد. تهران نسبت به نحوه کاربرد لهجه آذربایجانی در آن استان حساسیت بسیار نشان میدهد»
,,
در مورد اعمال سلسله پهلوی شعرزیر مرحوم ملک الشعرا بهار کاملاً صادق است:
, در مورد اعمال سلسله پهلوی شعرزیر مرحوم ملک الشعرا بهار کاملاً صادق است: ,,
در دست کسانی است نگهبانی ایران
,کاصــرار نمودند به ویرانی ایران
,آن قوم سرانند که زیر سر آن هاست
,سرگشتگی و بی سرو سامانی ایران
,الحق که خطا کرده و تقصیر نمودند
,این سلسله در سلسله جنبانی ایران
,,
رضاشاه و اطرافیان او عامل دولت انگلیس بودند و مجری طرحهای او، به عبارت ساده تر ضربه و خیانت اصلی را دولت انگلیس به ملت ایران وارد نمود و مواخذه را به قول شمس تبریزی باید از شیخ کامل کرد: « من شیخ را میگیرم و مواخذه میکنم، نه مرید را، آن که نه هر شیخ را، شیخ کامل را »
,,
سلسله پهلوی به قدری در حق فرهنگ و آداب و رسوم آذربایجان اجحاف وحق کشی کرد و تیشه به ریشه فرهنگ آذربایجان زد که مرحوم جلال آل احمد « آذربایجان را مستعمره فرهنگی حکومت مرکزی میدانست »
,,
و تاسف بار آنکه با این همه خیانت پهلوی ها به ایرانیان،هنوز هم کسانی هستند که ادعا می کنند ایران و ایرانی مدیون چکمه های رضا خان است!!!
,,
منابع:
,1-خاطرات و تألمات دکتر محمد مصدق. با مقدمهی غلامحسین مصدق. به کوشش ایرج افشار. انتشارات علمی. تهران. 1365
,2-گذشته چراغ راه آینده است. جامی. بی تا. بی جا. ص240
,انتهای پیام/گ
,]
ارسال دیدگاه