به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از اوشیدا: از دیرباز یکی از اقدامات دشمنان ایران اسلامی، تحریک مردم مناطق مرزی علیه حکومت بوده است. حاشیههای مرزی، محل تجمع گروههای نژادی و مذهبی است و از این نظر استان سیستان و بلوچستان از جایگاه ویژهای برخوردار است. حضور قابل توجه فرق مختلف اهل سنت در این استان، همجواری با پاکستان و شیخنشینان خلیخ فارس و مواجهه با تبلیغات وسیع وهابیت، عواملی است که میتواند برای دشمنان نظام جمهوری اسلامی برای اختلافافکنی جذاب باشد. علیرغم تبلیغات گسترده غرب در این مناطق، تا کنون نتایج رضایتبخشی برای عناصر تفرقهافکن حاصل نشده است، بنابراین با تشکیل گروهکها، در این مناطق اقدام به خرابکاری و آشوب میکنند؛ جالب این است که برای توجیه این تحریکات، لباس شرع و مذهب نیز بر اعمال و رفتار خود میپوشانند.
بعد از پیروزی انقلاب، غرب که همواره از ایران اسلامی به عنوان یک تهدید یاد میکرد، برای ایجاد اغتشاش و ناامنی در داخل کشور تلاش گستردهای را برای بهرهگیری از تفاوتهای فرهنگی و نژادی بکار گرفت.
از همان روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، رد پای غرب و در رأس آن ایالات متحده در بسیاری از آشوبهای داخلی که عمدتاً رنگی قومی و قبیلگی داشت، هویدا و مشهود بود و در طول سه دهه گذشته نیز مستنداً میتوان دستهای عوامل بیگانه را در بسیاری از تحریکاتی که مربوط به اقلیتها است پیدا کرد.
از گروهکهایی که با کمک کشورهای خارجی در این منطقه تشکیل شدهاند میتوان به حزب الفرقان و گروهک ریگی اشاره نمود. این گروهکها به دلیل اینکه مقبولیت چندانی در منطقه سیستان و بلوچستان نداشتند، اقدام به فعالیتهای خرابکارانه، گروگانگیری، اخاذی و تجارت مواد مخدر کردند تا اینگونه بتوانند نام خود را در منطقه مطرح کنند. این گروهکها به حمایت برخی کشورهای منطقه و کشورهای غربی پشتگرم بودند و برای ترساندن و ارعاب مردم به وحشیانهترین اعمال دست میزدند.
در همین شرایط، ایران توسط رئیسجمهور وقت آمریکا محور شرارت نام گرفت. پاکستان نیز به دلیل مجاورت قبایل حامی طالبان در مرز مشترک با افغانستان دارای شرایط خاصی برای این گروهکها بود. ایران مخالف سیاستهای اشغالگرانه آمریکا در افغانستان بود ولی رابطهای با طالبان نیز نداشت، اما این باعث نمیشد تا ایران از ضربههای امنیتی در امان بماند.
وجود نیروهای آمریکایی در افغانستان فرصت مناسبی بود تا ایران هزینه حمایتهای خود در قبال مقاومت فلسطین و لبنان را حس کند، به همین دلیل بهترین منطقهای که میتوان این پروژه را در آن پیاده کرد استان سیستان و بلوچستان است.
از همان ابتدا سازمان اطلاعات آمریکا به دنبال یک مهره و کاندیدا در این منطقه میگشت؛ شخصی که دارای ویژگی منحصر به فرد برای انجام اقدامات امنیتی و نظامی در ایران باشد. حلقه وصل سیا با ایران، سازمان اطلاعات و امنیت عربستان است و این امر سه دلیل دارد: اول این که این سازمان نقشی اساسی در ظهور القاعده و طالبان در پاکستان و افغانستان داشته است. دومین دلیل این که این سازمان برای نابودی القاعده با سیا همکاری میکند و دلیل سوم، این سازمان همچنان ارتباط خود را با برخی از لایههای القاعده و طالبان حفظ کرده تا امکان عملیات نظامی علیه منافع عربستان در داخل و خارج را به حداقل برساند. از همه مهمتر روابط بسیار عمیق و بینظیر بین این سازمان با سازمان اطلاعاتی پاکستان وجود دارد، چرا که عربستان برای منافع و مصالح خود ناچار است تا با حفظ روابط عمیق با سازمان اطلاعات پاکستان و برخی از عناصر کلیدی آن، حرکات القاعده را در پاکستان و ورود و خروجهای آن را تحت کنترل بگیرد.
دایره یا همان اداره کل ایران در سازمان اطلاعات عربستان که تحولات منطقه سیستان و بلوچستان را با دقت هر چه تمامتر پیگیری میکند و چگونگی کمک مالی و جاری کردن بودجههای تخصیصیافته عربستان به این منطقه را تسهیل میکند، عبدالمالک ریگی را که در یکی از مدارس دینی پاکستان آغاز به تحصیل کرده بود، شناسایی میکند. وی که پیش از رفتن به پاکستان سوابق مجرمانه داشته است، دارای ویژگیهای لازم برای اجرای برنامههای امنیتی در ایران شناخته میشود. جوان سابقهدار و مجرمی که به دنبال به دست آوردن دلارهای سعودی، راه خانه و زندگی خود را گم کرد و به جنایتکاری درجه یک تبدیل شد. او از درون خاک پاکستان در قالب حضور در یک مدرسه دینی ندای نجات هموطنان اهل سنت و بلوچ را سر میدهد. مدرسهای که لایههای ارتباطی بین عربستان و القاعده - طالبان را تشکیل میدهد.
عبدالمجید ریگی معروف به عبدالمالک به زعم سرویسهای امنیتی آمریکا و عربستان، بین سال ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ چند عملیات نظامی موفقیتآمیز در استان سیستان و بلوچستان انجام میدهد تا قابلیتهای نظامی خود را به رخ دولت ایران بکشد. از این زمان به بعد عبدالمالک نام امیر میگیرد و دستگاه اطلاعرسانی سعودی یعنی شبکه العربیه به کمک او میآید و همه فعالیتهای نظامی او را با نام جنبش «جندالله» تحت پوشش قرار میدهد.
شامگاه ۲۵ اسفندماه ۱۳۸۴ بود. عقربه ها، ساعت ۲۰:۴۵ را نشان می دادند و دشت تاسوکی، واقع در مسیر جاده زابل به زاهدان آبستن حادثه ای تلخ و جانگداز بود.
تروریست های گروهک «جندالشیطان» به سرکردگی عبدالمالک ریگی و برادرش عبدالحمید ریگی با عبور از نقطه صفر مرزی، در استتار رمل و تپه ماهور و درختچه های گز، خود را تا جایی در حدود دوازده کیلومتری مرز ایران و افغانستان، درمحور زابل به زاهدان و در فاصله چهارده کیلومتری «پاسگاه تاسوکی» رساندند. تررویست ها منطقه ای را انتخاب کرده بودند که ایجاد پست های ایست و بازرسی توسط نیروهای نظامی و انتظامی، بواسطه ناامنی از جانب گروه های تروریستی و قاچاقچیان مواد مخدر، امری معمول و عادی به نظر می رسید. با استفاده از همین موقعیت، جاده را بسته و با پوشش ماموران نیروی انتظامی اقدام به توقف خودروهای عمومی و شخصیِ عبوری کردند. تعداد دیگری از تروریست ها نیز در سایر نقاط منطقه پراکنده بودند و پشتیبانی این جنایت را به عهده داشتند.
پس از توقف خودروها با جداسازی زنان و مردان، به تفکیک فارس و بلوچ و شیعه و سنی، درمقابل چشمان وحشت زده زنان وگریه های کودکان، مردان و جوانان و نوجوانان بی گناه «شیعی مذهب» را با توهین و ضرب و شتم به یکصد و پنجاه متری جاده اصلی و درکنار خاکریزی، هدایت کردند.
«سربازان شیطان» چشم و دست و دهان قربانیان را بستند؛ آنان را با فاصله کمی از یکدیگر خواباندند و بی رحمانه زیر رگبار گلوله گرفتند.
این اقدام تروریستی حدود یک ساعت به درازا کشید و به شهادت بیست و دو تن اعم از دانش آموز، کارمند، کارگر، دانشجو، طلبه، خبرنگار، سرباز و کاسب انجامید؛ شش نفر نیز در این حادثه زخمی شده و هفت نفر نیز به گروگان گرفته شدند که پس از مدتی یکی از این گروگان های مظلوم نیز تروریست های مزدور به شهادت رسید.
البته عنوان این حادثه یعنی تاسوکی برگرفته از محلی است که این حادثه در آن رخ داد. دو کیلومتر از محل حادثه، پایگاه تاسوکی در محور مواصلاتی زاهدانـزابل قرار دارد. محل حادثه در نزدیکترین نقطه به مرز بود و این گروهک طراحی کرده بودند که پس از اجرای این فاجعه، در کمترین زمان از مرز خارج شوند.
در آن روز در زابل یادواره شهدایی برگزار میشد که در جاده زابلـزاهدان به دست اشرار به شهادت رسیده بودند، عموماً هم در این یادوارهها عدهای از مسئولین، همرزمان شهدا و عدهای از مردم شرکت میکنند. و امروز 25 اسفند بعد از گذشت هشت سال از حادثه تروریستی تاسوکی درست در سالروز یادواره شهیدان دولتی مقدم ،مادر این شهدا نیز به جمع همسر و دو فرزند شهیدش پیوست
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه