اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

حکم امام هادی(ع) برای مسیحی زناکار/ جریان ریگی که علم 73 زبان را از امام به صحابه انتقال داد

حکم امام هادی(ع) برای مسیحی زناکار/ جریان ریگی که علم 73 زبان را از امام به صحابه انتقال داد
روزى یک نفر مسیحى را که با زن مسلمانى زنا کرده بود، نزد متوکل آوردند. متوکل خواست در مورد او حد شرعى اجرا شود، در این هنگام مسیحى اسلام آورد. «یحیى بن اکثم» قاضى القضات گفت: اسلام آوردن او، کفر و عملش را از میان برده و نباید حدّ در مورد او اجرا شود. فقهای دیگر به گونه‏ اى دیگر فتوا دادند. وجود اختلاف آراء و فتاوا، متوکل را مجبور ساخت تا از امام هادى(ع) استفتا کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج، فروغی که از خورشید وجودش می‌تابید، روشن‌گر افکار و راهنمای مردم بیدار بود. ظلمت حاکم، آن حق مظلوم را به زندان افکند و در حصر نهاد، ولی آن نور زندانى، پیوسته روشنایی می‌بخشید و بر دل‌های محبان حکومت داشت؛ نه با سلاح، که با فلاح؛ نه به قدرت نظامى، که با فضیلت اخلاقى. سخن‌چینان از جاذبه معنوی و برتری علمی‌اش در آتش حسد می‌‌سوختند و حاکمان، او را رقیب حکومت می‌دانستند. او را از مدینه به سامرا بردند تا مدینه بی‌خورشید بماند و پروانه‌ها، سرگردان و شیعه، پریشان، ولی خلفای کوردل عباسى، کورتر از آن بودند که فروغ جهان‌تاب او را درک کنند. آنچه او را محبوب دل‌ها ساخته بود، پیوند با خدا، تکیه بر خالق، غنای از مخلوق، وارستگی از دنیا، وابستگی به ابدیت و دلدادگی به عبادت بود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

 

حکم امام هادی(ع) برای مسیحی زناکار 

روزى یک نفر مسیحى را که با زن مسلمانى زنا کرده بود، نزد متوکل آوردند. متوکل خواست در مورد او حد شرعى اجرا شود، در این هنگام مسیحى اسلام آورد. «یحیى بن اکثم» قاضى القضات گفت: اسلام آوردن او، کفر و عملش را از میان برده و نباید حدّ در مورد او اجرا شود. برخى ار فقها گفتند باید سه بار در مورد او حد جارى شود. برخى دیگر به گونه‏ اى دیگر فتوا دادند. وجود اختلاف آراء و فتاوا، متوکل را مجبور ساخت تا از امام هادى - علیه السلام - استفتا کند. مسئله را در محضر امام مطرح کردند. امام پاسخ داد: «آنقدر باید شلاق بخورد تا بمیرد».

فتواى امام با مخالفت شدید «یحیى بن اکثم» و سایر فقها روبرو گردید و گفتند: این فتوا در هیچ آیه و روایتى وجود ندارد و از متوکل خواستند که نامه‏اى به امام نوشته مدرک این فتوا را بپرسد. متوکل موضوع را به امام نوشت. امام در پاسخ پس از بسم الله نوشت: «فَلَمّا رَاءوْا بَاءسَنا آمَنّا بِاللهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنا بِما کُنّا بِهِ مُشْرَکِینَ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ ایْمانُهُمْ لَمّا رَاءوا بَاءسَنا سُنّة اللهِ الّتِى قِدْ خَلَتْ فِىْ عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبطَلُونَ»(1).

«هنگامى که قهر و قدرت ما را دیدند، گفتند: به خداى یگانه ایمان آوردیم و به بتها و عناصرى که آنها را شریک خدا قرار داده بودیم، کافر شدیم، ولى ایمانشان به هنگام دیدن قهر و قدرت ما، سودى ندارد. این سنت و حکم الهى است که در میان بندگان وى جارى است و پیروان باطل در چنین شرائطى زیانکار شدند.»

متوکل، پاسخ مستدل امام را پذیرفت و دستور داد حد زناکار طبق فتواى امام اجرا شود(2)

امام با ذکر این آیه شریفه، به آنان فهماند: همان طور که ایمان مشرکان، عذاب خدا را از آنها باز نداشت، اسلام آوردن این مسیحى نیز حد را ساقط نمى‏کند

نذر متوکل و فتوای امام(ع)

روزى متوکل بیمار شد و نذر کرد که اگر شفا یابد، تعداد «کثیرى» دینار (= سکه زر) در راه خدا صدقه بدهد. هنگامى که بهبود یافت، فقها را گرد آورد و پرسید چند دینار باید صدقه بدهم که «کثیر» محسوب شود؟ فقها در این باره فتاواى مختلف دادند متوکل ناگزیر مسئله را از امام هادى سؤال کرد. امام پاسخ داد که باید هشتاد و سه دینار بپردازى. فقها از این فتوا تعجب کردند و به متوکل گفتند از او بپرسید این فتوا را بر اساس چه مدرکى داده است؟

متوکل موضوع را با امام مطرح کرد. حضرت فرمود: خداوند در قرآن می فرماید: «لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللهُ فِىْ مَواطِنَ کَثِیرَة»(3): «خداوند شما (مسلمانان) را در موارد «کثیر» یارى کرده است»، و همه خاندان ما روایت کرده‏اند که جنگها و سریّه‏ هاى زمان پیامبر(ص) اسلام هشتاد و سه جنگ است.(4)

امام هادی (ع)و شعری همچون ذوالفقار

یک بار، از امام هادى نزد متوکل سعایت کردند که در منزل او اسلحه و نوشته‏ ها و اشیاى دیگرى است که از شیعیان او در قم به او رسیده و او عزم شورش بر ضدّ دولت را دارد. متوکل گروهى را به منزل آن حضرت فرستاد و آنان شبانه به خانه امام هجوم بردند، ولى چیزى به دست نیاوردند، آنگاه امام را در اطاقى تنها دیدند که در به روى خود بسته و جامه پشمین بر تن دارد و بر زمینى مفروش از شن و ماسه نشسته و به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است .

امام را با همان حال نزد متوکل بردند و به او گفتند: در خانه ‏اش چیزى نیافتیم و او را روبه قبله دیدیم که قرآن می خواند.

متوکل چون امام را دید، عظمت و هیبت امام او را فرا گرفت و بى اختیار حضرت را احترام کرد و در کنار خود نشاند و جام شرابى را که در دست داشت به آن حضرت تعارف کرد! امام سوگند یاد کرد و گفت: گوشت و خون من با چنین چیزى آمیخته نشده است، مرا معارف دار! او دست برداشت و گفت: شعرى بخوان!

امام فرمود: من شعر کم از بردارم.

گفت: باید بخوانى؟

امام اشعارى خواند که ترجمه آن چنین است: 

(زمامدارن جهانخوار و مقتدر) بر قله کوهسارها شب را به روز آوردند در حالى که مردان نیرومند از آنان پاسدارى می کردند، ولى قله‏ ها نتوانستند آنان را (از خطر مرگ) برهانند.

آنان پس از مدتها عزت از جایگاههاى امن به زیر کشیده شدند و در گودالها (گورها) جایشان دادند؛ چه منزل و آرامگاه ناپسندى! 

پس از آنکه به خاک سپرده شدند، فریاد گرى فریاد برآورد: کجاست آن دست بندها و تاجها و لباسهاى فاخر؟

کجاست آن چهره‏ هاى در ناز و نعمت پرورش یافته که به احترامشان پرده‏ ها می آویختند (بارگاه و پرده و دربان داشتند)؟

گور به جاى آنان پاسخ داد: اکنون کرمها بر سر خوردن آن چهره‏ ها با هم می ستیزند!

آنان مدت درازى در دنیا خوردند و آشامیدند؛ ولى امروز آنان که خورنده همه چیز بودند، خود خوراک حشرات و کرمهاى گور شده ‏اند!

چه خانه هایى ساختند تا آنان را از گزند روزگار حفظ کند، ولى سرانجام پس از مدتى، این خانه‏ ها و خانواده‏ ها را ترک گفته به خانه گور شتافتند! 

چه اموال و ذخائرى انبار کردند، ولى همه آنها را ترک گفته رفتند و آنها را براى دشمنان خود واگذاشتند!

خانه‏ ها و کاخهاى آباد آنان به ویرانه‏ ها تبدیل شد و ساکنان آنها به سوى گورهاى تاریک شتافتند!.

تاثیر کلام امام چندان بود که متوکل به سختى گریست، چنانکه ریشش ‏تر شد. دیگر مجلسیان نیز گریستند. متوکل دستور داد بساط شراب را جمع کنند و چهار هزار درهم به امام تقدیم کرد و آن حضرت را با احترام به منزل بازگرداند!(5)

زبان دانی امام هادی(ع)

امام هادی علیه السلام مثل سایر امامان بر همه زبانهای دنیا تسلط کامل داشته اند. امام در گفتگویی با عموم مردم، سخنان هر انسانی با هر زبانی را به درستی متوجه شده و بدون نیاز به مترجم پاسخ او را به زبان خودش داده اند.

مرحوم قطب الدّین راوندى و ابوحمزه طوسى به نقل از ابوهاشم جعفرى حکایت می کند:

روزى از روزها به محضر مبارک حضرت ابوالحسن هادى صلوات اللّه علیه وارد شدم و پس از عرض سلام نشستم .

پس از گذشت لحظاتى، حضرت با من به زبان هندى صحبت فرمود؛ ولى من نتوانستم پاسخ فرمایشات وى را بدهم، چون به زبان هندى آشنا نبودم.

در همین اثناء، متوجّه شدم که ظرفى پُر از سنگ ریزه در کنار امام علیه السلام قرار دارد، حضرت یکى از آن ریگ ها را برداشت و درون دهان مبارکش نهاد و آن را مقدارى مکید و سپس همان ریگ را به من عطا نمود و فرمود داخل دهان خود بگذار.

دستور حضرت ، آن ریگ را داخل دهان خود نهادم و قبل از آن که از محضر شریف آن حضرت مرخّص شوم، حالتى را در خود احساس کردم ، مثل این که مى توانم غیر از عربى هم سخن بگویم و در همان موقع به هفتاد و سه زبان، سخن گفتن را فرا گرفتم که یکى از آن ها زبان هندى بود.(6)

"از رحمت خدا دور است آن کسی که سنگینی زندگانی خویش را روی دوش اجتماع بیندازد"

علی بن حمزه می‌گوید:

امام هادی (علیه السلام) را دیدم که در زمینی کار می‌کرد و بدنش خیس از عرق بود. به او عرض کردم: فدایت شوم ! کارگران کجا هستند؟

امام (علیه السلام) فرمود: "ای علی ! کسی با بیل در زمین خود کار کرده که از من و پدرم بهتر است ..."

پرسیدم: چه کسی؟

امام هادی (علیه السلام) فرمود: "رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرمومنان علی (علیه السلام) و پدرانم همگی با دستهایشان کار می‌کردند. کار جسمانی، روش انبیا و رسولان و جانشینان شایسته ی آنهاست."(1)

و این گفته و عمل امام هادی (علیه السلام) کاملا مطابق با سیره ی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)است که فرمودند: "از رحمت خدا دور است آن کسی که سنگینی زندگانی خویش را روی دوش اجتماع بیندازد."(2)

حال که اهل بیت (علیهم السلام) که از نظر شیعیان، بلند مرتبه ترین افراد بشر، در همه ی ابعاد، به خصوص بعد معنوی و اخلاقی هستند این گونه برای کسب روزی خود و خانواده یشان تلاش می‌کردند، پس وظیفه ما چیست؟ آری! هر مسلمانی باید برای تامین مخارج زندگی خودش تلاش کند، تا اگر باری از روی دوش جامعه بر نمی‌دارد، حداقل سربار جامعه نیز نباشد.(7)

,

 

,

, ,

حکم امام هادی(ع) برای مسیحی زناکار 

,

روزى یک نفر مسیحى را که با زن مسلمانى زنا کرده بود، نزد متوکل آوردند. متوکل خواست در مورد او حد شرعى اجرا شود، در این هنگام مسیحى اسلام آورد. «یحیى بن اکثم» قاضى القضات گفت: اسلام آوردن او، کفر و عملش را از میان برده و نباید حدّ در مورد او اجرا شود. برخى ار فقها گفتند باید سه بار در مورد او حد جارى شود. برخى دیگر به گونه‏ اى دیگر فتوا دادند. وجود اختلاف آراء و فتاوا، متوکل را مجبور ساخت تا از امام هادى - علیه السلام - استفتا کند. مسئله را در محضر امام مطرح کردند. امام پاسخ داد: «آنقدر باید شلاق بخورد تا بمیرد».

,

فتواى امام با مخالفت شدید «یحیى بن اکثم» و سایر فقها روبرو گردید و گفتند: این فتوا در هیچ آیه و روایتى وجود ندارد و از متوکل خواستند که نامه‏اى به امام نوشته مدرک این فتوا را بپرسد. متوکل موضوع را به امام نوشت. امام در پاسخ پس از بسم الله نوشت: «فَلَمّا رَاءوْا بَاءسَنا آمَنّا بِاللهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنا بِما کُنّا بِهِ مُشْرَکِینَ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ ایْمانُهُمْ لَمّا رَاءوا بَاءسَنا سُنّة اللهِ الّتِى قِدْ خَلَتْ فِىْ عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبطَلُونَ»(1).

,

«هنگامى که قهر و قدرت ما را دیدند، گفتند: به خداى یگانه ایمان آوردیم و به بتها و عناصرى که آنها را شریک خدا قرار داده بودیم، کافر شدیم، ولى ایمانشان به هنگام دیدن قهر و قدرت ما، سودى ندارد. این سنت و حکم الهى است که در میان بندگان وى جارى است و پیروان باطل در چنین شرائطى زیانکار شدند.»

,

متوکل، پاسخ مستدل امام را پذیرفت و دستور داد حد زناکار طبق فتواى امام اجرا شود(2)

,

امام با ذکر این آیه شریفه، به آنان فهماند: همان طور که ایمان مشرکان، عذاب خدا را از آنها باز نداشت، اسلام آوردن این مسیحى نیز حد را ساقط نمى‏کند

,

نذر متوکل و فتوای امام(ع)

,

روزى متوکل بیمار شد و نذر کرد که اگر شفا یابد، تعداد «کثیرى» دینار (= سکه زر) در راه خدا صدقه بدهد. هنگامى که بهبود یافت، فقها را گرد آورد و پرسید چند دینار باید صدقه بدهم که «کثیر» محسوب شود؟ فقها در این باره فتاواى مختلف دادند متوکل ناگزیر مسئله را از امام هادى سؤال کرد. امام پاسخ داد که باید هشتاد و سه دینار بپردازى. فقها از این فتوا تعجب کردند و به متوکل گفتند از او بپرسید این فتوا را بر اساس چه مدرکى داده است؟

,

متوکل موضوع را با امام مطرح کرد. حضرت فرمود: خداوند در قرآن می فرماید: «لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللهُ فِىْ مَواطِنَ کَثِیرَة»(3): «خداوند شما (مسلمانان) را در موارد «کثیر» یارى کرده است»، و همه خاندان ما روایت کرده‏اند که جنگها و سریّه‏ هاى زمان پیامبر(ص) اسلام هشتاد و سه جنگ است.(4)

,

امام هادی (ع)و شعری همچون ذوالفقار

,

یک بار، از امام هادى نزد متوکل سعایت کردند که در منزل او اسلحه و نوشته‏ ها و اشیاى دیگرى است که از شیعیان او در قم به او رسیده و او عزم شورش بر ضدّ دولت را دارد. متوکل گروهى را به منزل آن حضرت فرستاد و آنان شبانه به خانه امام هجوم بردند، ولى چیزى به دست نیاوردند، آنگاه امام را در اطاقى تنها دیدند که در به روى خود بسته و جامه پشمین بر تن دارد و بر زمینى مفروش از شن و ماسه نشسته و به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است .

,

امام را با همان حال نزد متوکل بردند و به او گفتند: در خانه ‏اش چیزى نیافتیم و او را روبه قبله دیدیم که قرآن می خواند.

,

متوکل چون امام را دید، عظمت و هیبت امام او را فرا گرفت و بى اختیار حضرت را احترام کرد و در کنار خود نشاند و جام شرابى را که در دست داشت به آن حضرت تعارف کرد! امام سوگند یاد کرد و گفت: گوشت و خون من با چنین چیزى آمیخته نشده است، مرا معارف دار! او دست برداشت و گفت: شعرى بخوان!

,

امام فرمود: من شعر کم از بردارم.

,

گفت: باید بخوانى؟

,

امام اشعارى خواند که ترجمه آن چنین است: 

,

(زمامدارن جهانخوار و مقتدر) بر قله کوهسارها شب را به روز آوردند در حالى که مردان نیرومند از آنان پاسدارى می کردند، ولى قله‏ ها نتوانستند آنان را (از خطر مرگ) برهانند.

,

آنان پس از مدتها عزت از جایگاههاى امن به زیر کشیده شدند و در گودالها (گورها) جایشان دادند؛ چه منزل و آرامگاه ناپسندى! 

,

پس از آنکه به خاک سپرده شدند، فریاد گرى فریاد برآورد: کجاست آن دست بندها و تاجها و لباسهاى فاخر؟

,

کجاست آن چهره‏ هاى در ناز و نعمت پرورش یافته که به احترامشان پرده‏ ها می آویختند (بارگاه و پرده و دربان داشتند)؟

,

گور به جاى آنان پاسخ داد: اکنون کرمها بر سر خوردن آن چهره‏ ها با هم می ستیزند!

,

آنان مدت درازى در دنیا خوردند و آشامیدند؛ ولى امروز آنان که خورنده همه چیز بودند، خود خوراک حشرات و کرمهاى گور شده ‏اند!

,

چه خانه هایى ساختند تا آنان را از گزند روزگار حفظ کند، ولى سرانجام پس از مدتى، این خانه‏ ها و خانواده‏ ها را ترک گفته به خانه گور شتافتند! 

,

چه اموال و ذخائرى انبار کردند، ولى همه آنها را ترک گفته رفتند و آنها را براى دشمنان خود واگذاشتند!

,

خانه‏ ها و کاخهاى آباد آنان به ویرانه‏ ها تبدیل شد و ساکنان آنها به سوى گورهاى تاریک شتافتند!.

,

تاثیر کلام امام چندان بود که متوکل به سختى گریست، چنانکه ریشش ‏تر شد. دیگر مجلسیان نیز گریستند. متوکل دستور داد بساط شراب را جمع کنند و چهار هزار درهم به امام تقدیم کرد و آن حضرت را با احترام به منزل بازگرداند!(5)

,

زبان دانی امام هادی(ع)

,

امام هادی علیه السلام مثل سایر امامان بر همه زبانهای دنیا تسلط کامل داشته اند. امام در گفتگویی با عموم مردم، سخنان هر انسانی با هر زبانی را به درستی متوجه شده و بدون نیاز به مترجم پاسخ او را به زبان خودش داده اند.

,

مرحوم قطب الدّین راوندى و ابوحمزه طوسى به نقل از ابوهاشم جعفرى حکایت می کند:

,

روزى از روزها به محضر مبارک حضرت ابوالحسن هادى صلوات اللّه علیه وارد شدم و پس از عرض سلام نشستم .

,

پس از گذشت لحظاتى، حضرت با من به زبان هندى صحبت فرمود؛ ولى من نتوانستم پاسخ فرمایشات وى را بدهم، چون به زبان هندى آشنا نبودم.

,

در همین اثناء، متوجّه شدم که ظرفى پُر از سنگ ریزه در کنار امام علیه السلام قرار دارد، حضرت یکى از آن ریگ ها را برداشت و درون دهان مبارکش نهاد و آن را مقدارى مکید و سپس همان ریگ را به من عطا نمود و فرمود داخل دهان خود بگذار.

,

دستور حضرت ، آن ریگ را داخل دهان خود نهادم و قبل از آن که از محضر شریف آن حضرت مرخّص شوم، حالتى را در خود احساس کردم ، مثل این که مى توانم غیر از عربى هم سخن بگویم و در همان موقع به هفتاد و سه زبان، سخن گفتن را فرا گرفتم که یکى از آن ها زبان هندى بود.(6)

,

"از رحمت خدا دور است آن کسی که سنگینی زندگانی خویش را روی دوش اجتماع بیندازد"

,

علی بن حمزه می‌گوید:

,

امام هادی (علیه السلام) را دیدم که در زمینی کار می‌کرد و بدنش خیس از عرق بود. به او عرض کردم: فدایت شوم ! کارگران کجا هستند؟

,

امام (علیه السلام) فرمود: "ای علی ! کسی با بیل در زمین خود کار کرده که از من و پدرم بهتر است ..."

,

پرسیدم: چه کسی؟

,

امام هادی (علیه السلام) فرمود: "رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و امیرمومنان علی (علیه السلام) و پدرانم همگی با دستهایشان کار می‌کردند. کار جسمانی، روش انبیا و رسولان و جانشینان شایسته ی آنهاست."(1)

,

و این گفته و عمل امام هادی (علیه السلام) کاملا مطابق با سیره ی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)است که فرمودند: "از رحمت خدا دور است آن کسی که سنگینی زندگانی خویش را روی دوش اجتماع بیندازد."(2)

,

حال که اهل بیت (علیهم السلام) که از نظر شیعیان، بلند مرتبه ترین افراد بشر، در همه ی ابعاد، به خصوص بعد معنوی و اخلاقی هستند این گونه برای کسب روزی خود و خانواده یشان تلاش می‌کردند، پس وظیفه ما چیست؟ آری! هر مسلمانی باید برای تامین مخارج زندگی خودش تلاش کند، تا اگر باری از روی دوش جامعه بر نمی‌دارد، حداقل سربار جامعه نیز نباشد.(7)

,

1- سوره غافر: 84 - 85.

2- شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعة، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ج‏18، ص 408 (باب 36 من ابواب حد الزنا) - شریف القرشى، باقر، حیاة الامام الهادى، الطبعة الاولى، بیروت، دار الاءضوا، 1408 ه'.ق، ص‏240.

3- سوره توبه: 25.

4- سبط ابن الجوزى، تذکرة الخواص، نجف، المکتبة الحیدریة، 1383ه'.ق، ص 360 - شریف القرشى، همان کتاب، ص 240.

5- مسعودى، مروج الذهب، بیروت، دارلاءندلس، ج 4، ص 11 - شبلنجى، نورالاءبصار، قاهره، مکتبة المشهد الحسینى، ص 166 سبط ابن الجوزى، تذکرة الخواص، نجف، المطبعة الحیدریة، 1383 ه.ق، ص 361 - ابن خلکان، وفیات الاءعیان، تحقیق، دکتر احسان عباس، قم منشورات شریف رضى، 1364 ه'. ش، ج 3، ص 272 - قلقشندى، مآثر الاءنافة فى معالم الخلافة، الطبعة الثانیة مطبعة حکومة الکویت 1ج، ص .232 در منابع تاریخى در تعداد ادبیات و جملات آن اندکى تفاوت وجود دارند.

6-  الخرایج و الجرائح، ج 2، ص 673، ح 3؛ الثّاقب فى المناقب ، ص 532، ح 467؛ بحارالانوار، ج 50، ص 138، ح 32؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4، ص 409.

7- (برگرفته از کتاب "کافی"، جلد 5 صفحه ی 76 و 75 تألیف شیخ کلینی (به همراه اضافات))

,

1- سوره غافر: 84 - 85.

,

2- شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعة، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ج‏18، ص 408 (باب 36 من ابواب حد الزنا) - شریف القرشى، باقر، حیاة الامام الهادى، الطبعة الاولى، بیروت، دار الاءضوا، 1408 ه'.ق، ص‏240.

,

3- سوره توبه: 25.

,

4- سبط ابن الجوزى، تذکرة الخواص، نجف، المکتبة الحیدریة، 1383ه'.ق، ص 360 - شریف القرشى، همان کتاب، ص 240.

,

5- مسعودى، مروج الذهب، بیروت، دارلاءندلس، ج 4، ص 11 - شبلنجى، نورالاءبصار، قاهره، مکتبة المشهد الحسینى، ص 166 سبط ابن الجوزى، تذکرة الخواص، نجف، المطبعة الحیدریة، 1383 ه.ق، ص 361 - ابن خلکان، وفیات الاءعیان، تحقیق، دکتر احسان عباس، قم منشورات شریف رضى، 1364 ه'. ش، ج 3، ص 272 - قلقشندى، مآثر الاءنافة فى معالم الخلافة، الطبعة الثانیة مطبعة حکومة الکویت 1ج، ص .232 در منابع تاریخى در تعداد ادبیات و جملات آن اندکى تفاوت وجود دارند.

,

6-  الخرایج و الجرائح، ج 2، ص 673، ح 3؛ الثّاقب فى المناقب ، ص 532، ح 467؛ بحارالانوار، ج 50، ص 138، ح 32؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 4، ص 409.

,

7- (برگرفته از کتاب "کافی"، جلد 5 صفحه ی 76 و 75 تألیف شیخ کلینی (به همراه اضافات))

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه