اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

سبک زندگی اسلامی؛

داستان های عالم غیب

داستان های عالم غیب
در قرآن کریم انواع مختلفی از داستان ها وجود دارد. از جنبه ساختار محتوایی و از جنبه راه ارائه و روش بیان .این انواع متفاوت داستانی ، جنبه ها و ویژگی های هنری و اهداف دینی که به خاطر آن داستان، بیان شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری هنرنا، در قرآن کریم انواع مختلفی از داستان ها وجود دارد. از جنبه ساختار محتوایی و از جنبه راه ارائه و روش بیان .این انواع متفاوت داستانی ، جنبه ها و ویژگی های هنری و اهداف دینی که به خاطر آن داستان، بیان شده است، را در کنار هم جمع کرده است. ضمن آن که ، این ابزار هنری ،کاملاً در خدمت هدف بیان محتوای قصه که دعوت و تربیت است قرار گرفته است. در ذیل به شیوه داستان گویی قرآن از جنبه ساختار محتوایی با موضوع داستان های عالم غیب می پردازیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری هنرنا،, ,

این نوع داستان ها ، قصه هایی هستند که رویدادها و وقایعی را که کاملاً غیبی اند ، از وقایع جهان آخرت نقل می کنند که گر چه برای انسان، مجهول است لکن در نزد خداوند کاملا مشهود و حاضر است. پس غیب در علم خداوند مثل حضور و شهادت است و آخرت مثل دنیاست و پنهانی همانند ظهور است و گذشته مثل آینده است .و هیچ کدام برای خداوند فرقی ندارد.از این نوع داستان، می توان به محاکمه عیسی(ع) اشاره کرد:

«و [یاد کن‏] هنگامى را که خدا فرمود: «اى عیسى پسر مریم، آیا تو به مردم گفتى: من و مادرم را همچون دو خدا به جاىِ خداوند بپرستید؟» گفت: «منزّهى تو، مرا نزیبد که [در باره خویشتن‏] چیزى را که حق من نیست بگویم. اگر آن را گفته بودم قطعاً آن را مى‏دانستى. آنچه در نفسِ من است تو مى‏دانى و آنچه در ذات توست من نمى‏دانم، چرا که تو خود، داناى رازهاى نهانى.جز آنچه مرا بدان فرمان دادى [چیزى‏] به آنان نگفتم [گفته‏ام‏] که: خدا، پروردگار من و پروردگار خود را عبادت کنید، و تا وقتى در میانشان بودم بر آنان گواه بودم پس چون روح مرا گرفتى، تو خود بر آنان نگهبان بودى، و تو بر هر چیز گواهى.

اگر عذابشان کنى، آنان بندگان تواند و اگر بر ایشان ببخشایى تو خود، توانا و حکیمى.خدا فرمود: «این، روزى است که راستگویان را راستى‏شان سود بخشد.» براى آنان باغهایى است که از زیر [درختان‏] آن نهرها روان است. همیشه در آن جاودانند. خدا از آنان خشنود است و آنان [نیز] از او خشنودند. این است رستگارى بزرگ. [مائده ۱۱۶ ـ ۱۱۹]

موضوع و هدف این داستان، کاملا روشن و واضح است و با آیات دیگر سوره مائده هم سیاق است.و بیانگر عقیده اهل کتاب در مورد عیسی(ع) است و این واقعه را آنگونه به تصویر می کشد و تعبیر می کند که گویا همین الآن دارد رخ می دهد. و یا در گذشته رخ داده است و هم اکنون عیسی(ع) در نزد خداوند حاضر شده است و در برابر خداوند از این نسبتی که مسیحیان به او می دهند که او خداست ابراز برائت می کند. و می گوید من صرفا بنده ام و بشری بیش نیستم .

گذشته پنهانی و مجهول برای انسان همانند آینده است که و هر دو برای او غیب محسوب می شود. بعضی از داستان های قرآنی در مورد قصه آدم(ع) است که مقداری از آن در آسمان ها و مقداری از آن در زمین به وقوع پیوسته است :

«و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ایشان بخوان، هنگامى که [هر یک از آن دو،] قربانیى پیش داشتند. پس، از یکى از آن دو پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد. [قابیل‏] گفت: «حتماً تو را خواهم کشت.» [هابیل‏] گفت: «خدا فقط از تقواپیشگان مى‏پذیرد.» اگر دست خود را به سوى من دراز کنى تا مرا بکشى، من دستم را به سوى تو دراز نمى‏کنم تا تو را بکشم، چرا که من از خداوند، پروردگار جهانیان مى‏ترسم.»)من مى‏خواهم تو با گناهِ من و گناهِ خودت [به سوى خدا] بازگردى، و در نتیجه از اهل آتش باشى، و این است سزاى ستمگران.»)

پس نفسِ [امّاره‏] اش او را به قتل برادرش ترغیب کرد، و وى را کشت و از زیانکاران شد.)پس، خدا زاغى را برانگیخت که زمین را مى‏کاوید، تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند. [قابیل‏] گفت: «واى بر من، آیا عاجزم که مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم؟» پس از [زمره‏] پشیمانان گردید.» (مائده / ۲۷ ـ ۳۱)

این قصه، دو نوع الگو برای فطرت بشر بیان می کند:یکی داستان کسی است که به شدت دشمنی می کند و دیگری در مورد کسی که اکراه دارد از اینکه ولو به خاطر دفاع از خودش، برادرش را مورد مورد آزار قرار دهد.این داستان که در سوره مائده بیان شده پیرامون پیمان ها و میثاق ها توضیحاتی دارد و بیانگر قوانینی در مورد حفظ نفس و مال و امنیت جامعه است . این قصه در این سوره آمده تا مقدمه ای باشد برای بیان این قوانین. و البته چون این موضوع ریشه در فطرت بشری دارد لذا باید قانونی وجود داشته باشد که بر علیه دشمنی و کینه توزی کار کند و تجاوز کار را مجازات کند و جان ها و اموال را حفظ نماید. در همین راستا این قصه، زشتی جرم و جنایت را به تصویر می کشد تا بدین وسیله حکمت مجازات ها که همانا پاک کردن جامعه انسانی از جرم و جنایت وصیانت از حریم جان و مال است را بیان کند. و من در این جا مانندمفسرینی که مشخصات تاریخی این داستان ها را از اسطوره های «عهد قدیم» گرفته اند متعرض جزئیات نمی شوم چرا که از متن داستان پیداست که واقعه در ابتدا ی پیدایش بشریت رخ داده است و قاتل در این داستان، نمی داند که چگونه جسد برادرش را دفن کند.
___________
محمد علی بهشتی

,

این نوع داستان ها ، قصه هایی هستند که رویدادها و وقایعی را که کاملاً غیبی اند ، از وقایع جهان آخرت نقل می کنند که گر چه برای انسان، مجهول است لکن در نزد خداوند کاملا مشهود و حاضر است. پس غیب در علم خداوند مثل حضور و شهادت است و آخرت مثل دنیاست و پنهانی همانند ظهور است و گذشته مثل آینده است .و هیچ کدام برای خداوند فرقی ندارد.از این نوع داستان، می توان به محاکمه عیسی(ع) اشاره کرد:

«و [یاد کن‏] هنگامى را که خدا فرمود: «اى عیسى پسر مریم، آیا تو به مردم گفتى: من و مادرم را همچون دو خدا به جاىِ خداوند بپرستید؟» گفت: «منزّهى تو، مرا نزیبد که [در باره خویشتن‏] چیزى را که حق من نیست بگویم. اگر آن را گفته بودم قطعاً آن را مى‏دانستى. آنچه در نفسِ من است تو مى‏دانى و آنچه در ذات توست من نمى‏دانم، چرا که تو خود، داناى رازهاى نهانى.جز آنچه مرا بدان فرمان دادى [چیزى‏] به آنان نگفتم [گفته‏ام‏] که: خدا، پروردگار من و پروردگار خود را عبادت کنید، و تا وقتى در میانشان بودم بر آنان گواه بودم پس چون روح مرا گرفتى، تو خود بر آنان نگهبان بودى، و تو بر هر چیز گواهى.

اگر عذابشان کنى، آنان بندگان تواند و اگر بر ایشان ببخشایى تو خود، توانا و حکیمى.خدا فرمود: «این، روزى است که راستگویان را راستى‏شان سود بخشد.» براى آنان باغهایى است که از زیر [درختان‏] آن نهرها روان است. همیشه در آن جاودانند. خدا از آنان خشنود است و آنان [نیز] از او خشنودند. این است رستگارى بزرگ. [مائده ۱۱۶ ـ ۱۱۹]

موضوع و هدف این داستان، کاملا روشن و واضح است و با آیات دیگر سوره مائده هم سیاق است.و بیانگر عقیده اهل کتاب در مورد عیسی(ع) است و این واقعه را آنگونه به تصویر می کشد و تعبیر می کند که گویا همین الآن دارد رخ می دهد. و یا در گذشته رخ داده است و هم اکنون عیسی(ع) در نزد خداوند حاضر شده است و در برابر خداوند از این نسبتی که مسیحیان به او می دهند که او خداست ابراز برائت می کند. و می گوید من صرفا بنده ام و بشری بیش نیستم .

گذشته پنهانی و مجهول برای انسان همانند آینده است که و هر دو برای او غیب محسوب می شود. بعضی از داستان های قرآنی در مورد قصه آدم(ع) است که مقداری از آن در آسمان ها و مقداری از آن در زمین به وقوع پیوسته است :

«و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ایشان بخوان، هنگامى که [هر یک از آن دو،] قربانیى پیش داشتند. پس، از یکى از آن دو پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد. [قابیل‏] گفت: «حتماً تو را خواهم کشت.» [هابیل‏] گفت: «خدا فقط از تقواپیشگان مى‏پذیرد.» اگر دست خود را به سوى من دراز کنى تا مرا بکشى، من دستم را به سوى تو دراز نمى‏کنم تا تو را بکشم، چرا که من از خداوند، پروردگار جهانیان مى‏ترسم.»)من مى‏خواهم تو با گناهِ من و گناهِ خودت [به سوى خدا] بازگردى، و در نتیجه از اهل آتش باشى، و این است سزاى ستمگران.»)

پس نفسِ [امّاره‏] اش او را به قتل برادرش ترغیب کرد، و وى را کشت و از زیانکاران شد.)پس، خدا زاغى را برانگیخت که زمین را مى‏کاوید، تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند. [قابیل‏] گفت: «واى بر من، آیا عاجزم که مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم؟» پس از [زمره‏] پشیمانان گردید.» (مائده / ۲۷ ـ ۳۱)

این قصه، دو نوع الگو برای فطرت بشر بیان می کند:یکی داستان کسی است که به شدت دشمنی می کند و دیگری در مورد کسی که اکراه دارد از اینکه ولو به خاطر دفاع از خودش، برادرش را مورد مورد آزار قرار دهد.این داستان که در سوره مائده بیان شده پیرامون پیمان ها و میثاق ها توضیحاتی دارد و بیانگر قوانینی در مورد حفظ نفس و مال و امنیت جامعه است . این قصه در این سوره آمده تا مقدمه ای باشد برای بیان این قوانین. و البته چون این موضوع ریشه در فطرت بشری دارد لذا باید قانونی وجود داشته باشد که بر علیه دشمنی و کینه توزی کار کند و تجاوز کار را مجازات کند و جان ها و اموال را حفظ نماید. در همین راستا این قصه، زشتی جرم و جنایت را به تصویر می کشد تا بدین وسیله حکمت مجازات ها که همانا پاک کردن جامعه انسانی از جرم و جنایت وصیانت از حریم جان و مال است را بیان کند. و من در این جا مانندمفسرینی که مشخصات تاریخی این داستان ها را از اسطوره های «عهد قدیم» گرفته اند متعرض جزئیات نمی شوم چرا که از متن داستان پیداست که واقعه در ابتدا ی پیدایش بشریت رخ داده است و قاتل در این داستان، نمی داند که چگونه جسد برادرش را دفن کند.
___________
محمد علی بهشتی

,

این نوع داستان ها ، قصه هایی هستند که رویدادها و وقایعی را که کاملاً غیبی اند ، از وقایع جهان آخرت نقل می کنند که گر چه برای انسان، مجهول است لکن در نزد خداوند کاملا مشهود و حاضر است. پس غیب در علم خداوند مثل حضور و شهادت است و آخرت مثل دنیاست و پنهانی همانند ظهور است و گذشته مثل آینده است .و هیچ کدام برای خداوند فرقی ندارد.از این نوع داستان، می توان به محاکمه عیسی(ع) اشاره کرد:

,

«و [یاد کن‏] هنگامى را که خدا فرمود: «اى عیسى پسر مریم، آیا تو به مردم گفتى: من و مادرم را همچون دو خدا به جاىِ خداوند بپرستید؟» گفت: «منزّهى تو، مرا نزیبد که [در باره خویشتن‏] چیزى را که حق من نیست بگویم. اگر آن را گفته بودم قطعاً آن را مى‏دانستى. آنچه در نفسِ من است تو مى‏دانى و آنچه در ذات توست من نمى‏دانم، چرا که تو خود، داناى رازهاى نهانى.جز آنچه مرا بدان فرمان دادى [چیزى‏] به آنان نگفتم [گفته‏ام‏] که: خدا، پروردگار من و پروردگار خود را عبادت کنید، و تا وقتى در میانشان بودم بر آنان گواه بودم پس چون روح مرا گرفتى، تو خود بر آنان نگهبان بودى، و تو بر هر چیز گواهى.

,

اگر عذابشان کنى، آنان بندگان تواند و اگر بر ایشان ببخشایى تو خود، توانا و حکیمى.خدا فرمود: «این، روزى است که راستگویان را راستى‏شان سود بخشد.» براى آنان باغهایى است که از زیر [درختان‏] آن نهرها روان است. همیشه در آن جاودانند. خدا از آنان خشنود است و آنان [نیز] از او خشنودند. این است رستگارى بزرگ. [مائده ۱۱۶ ـ ۱۱۹]

,

موضوع و هدف این داستان، کاملا روشن و واضح است و با آیات دیگر سوره مائده هم سیاق است.و بیانگر عقیده اهل کتاب در مورد عیسی(ع) است و این واقعه را آنگونه به تصویر می کشد و تعبیر می کند که گویا همین الآن دارد رخ می دهد. و یا در گذشته رخ داده است و هم اکنون عیسی(ع) در نزد خداوند حاضر شده است و در برابر خداوند از این نسبتی که مسیحیان به او می دهند که او خداست ابراز برائت می کند. و می گوید من صرفا بنده ام و بشری بیش نیستم .

,

گذشته پنهانی و مجهول برای انسان همانند آینده است که و هر دو برای او غیب محسوب می شود. بعضی از داستان های قرآنی در مورد قصه آدم(ع) است که مقداری از آن در آسمان ها و مقداری از آن در زمین به وقوع پیوسته است :

,

«و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ایشان بخوان، هنگامى که [هر یک از آن دو،] قربانیى پیش داشتند. پس، از یکى از آن دو پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد. [قابیل‏] گفت: «حتماً تو را خواهم کشت.» [هابیل‏] گفت: «خدا فقط از تقواپیشگان مى‏پذیرد.» اگر دست خود را به سوى من دراز کنى تا مرا بکشى، من دستم را به سوى تو دراز نمى‏کنم تا تو را بکشم، چرا که من از خداوند، پروردگار جهانیان مى‏ترسم.»)من مى‏خواهم تو با گناهِ من و گناهِ خودت [به سوى خدا] بازگردى، و در نتیجه از اهل آتش باشى، و این است سزاى ستمگران.»)

,

پس نفسِ [امّاره‏] اش او را به قتل برادرش ترغیب کرد، و وى را کشت و از زیانکاران شد.)پس، خدا زاغى را برانگیخت که زمین را مى‏کاوید، تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند. [قابیل‏] گفت: «واى بر من، آیا عاجزم که مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم؟» پس از [زمره‏] پشیمانان گردید.» (مائده / ۲۷ ـ ۳۱)

,

این قصه، دو نوع الگو برای فطرت بشر بیان می کند:یکی داستان کسی است که به شدت دشمنی می کند و دیگری در مورد کسی که اکراه دارد از اینکه ولو به خاطر دفاع از خودش، برادرش را مورد مورد آزار قرار دهد.این داستان که در سوره مائده بیان شده پیرامون پیمان ها و میثاق ها توضیحاتی دارد و بیانگر قوانینی در مورد حفظ نفس و مال و امنیت جامعه است . این قصه در این سوره آمده تا مقدمه ای باشد برای بیان این قوانین. و البته چون این موضوع ریشه در فطرت بشری دارد لذا باید قانونی وجود داشته باشد که بر علیه دشمنی و کینه توزی کار کند و تجاوز کار را مجازات کند و جان ها و اموال را حفظ نماید. در همین راستا این قصه، زشتی جرم و جنایت را به تصویر می کشد تا بدین وسیله حکمت مجازات ها که همانا پاک کردن جامعه انسانی از جرم و جنایت وصیانت از حریم جان و مال است را بیان کند. و من در این جا مانندمفسرینی که مشخصات تاریخی این داستان ها را از اسطوره های «عهد قدیم» گرفته اند متعرض جزئیات نمی شوم چرا که از متن داستان پیداست که واقعه در ابتدا ی پیدایش بشریت رخ داده است و قاتل در این داستان، نمی داند که چگونه جسد برادرش را دفن کند.
___________
محمد علی بهشتی

,
,
, محمد علی بهشتی, ,
 
, ]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه