به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زنگ اول، دختربچه ای با عروسکش بازی می کند، پسر بچه ای دلش می خواهد از جایش بلند شود و همه جای هواپیما را زیر و رو کند، دلش می خواهد هواپیما را اینبار نه در اسباب بازی هایش بلکه واقعی واقعی با تمام وجود احساس کند، زن و شوهری لبخندزنان در کنار پنجره هواپیما، لنجی که در حال حرکت است را به یکدیگر نشان می دهند، پیرزنی مهربان در حال صلوات فرستادن است، مادری خوشحال از اینکه قرار است تا چند لحظه دیگر تنها پسرش را ببیند... در همین گیر و دار فکری ناگهان انگار زمان می ایستد... صدای انفجار و شیون و زاری در صداهای یا حسین و یا ابوالفضل گم می شود و در یک آن هواپیمای غول پیکر مانند پرهای تکه تکه شده از آسمان بر زمین فرو می ریزد و کمتر از چند لحظه دریایی از خون خلیج را فرا می گیرد...
عمق فاجعه به قدری دردناک است که دیدن و شنیدن صحنه هایی از آن دل انسان را به حتی آن بی احساس ترین ها را به درد می آورد... صحنه ای که غواصی برای یافتن شهدا به زیر آب می رود و به ناگاه صندلی ای را می بیند که مادری بی سر فرزند نوزادش را در آغوش گرفته و کمربندش همچنان بسته است، نوزاد آرام چشمانش را بسته...غواص که نمی تواند داغ دل خود را فریاد بزند و ماسک از چهره بردارد دوستانش را صدا می زند تا این سند جنایت را به بالا بکشند...
در دوازدهم تیرماه 1367 شمسی برابر با سوم ژوئیه 1988 میلادی، هواپیمای مسافری ایرباس ایران که از بندرعباس عازم دُبی بود، بر فراز آب های خلیج فارس و در نزدیکی جزیره "هنگام" مورد هجوم یگان های دریایی متجاوز آمریکایی مستقر در آب های خلیج فارس قرار گرفت و سقوط کرد.
این هواپیما که با موشک ناو جنگی وینسنس مورد حمله عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایت پیشه شیطان بزرگ قرار گرفت حامل 298 مسافر و خدمه بود که تمامی آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند، در میان سرنشینان هواپیما، 66 کودک زیر 13 سال، 53 زن و 46 تن تبعه کشورهای خارجی نیز بودند که کشته شدند.
این تصویرسازی ها تنها گوشه ای از جنایت آمریکایی ها و در حقیقت یکی دیگر از مراحل رویارویی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران برای تقویت متجاوزان عراقی در جبهه های جنگ بود که هیچگاه از ذهن ها پاک نخواهد شد.
,
,
,
,
انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه