به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از مرصاد،روضه به اوج خود رسیده بود و حس غریبانه رسیدن کاروان خسته اهل بیت (ع) به کربلا فضای غریبانه ای به مراسم داده بود. اشکها و ناله ها سر به فلک می کشید.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, مرصاد,ناگهان یکی از چند نفری که با لباسهای کمر بسته کردی و از برادران اهل سنت کرمانشاه خود را در تاریکی فضای روضه تا نزدیکی منبر رسانده بودند میکروفن را از دست مداح جلسه می گیرد و با سوز خاصی حکایت خود را چنین بیان می کند:
,"من اهل سنت هستم. از اهل سنت منطقه دولت آباد شهر کرمانشاه. والله حسینی هستیم. والله برای شفاعت اینجا آمده ایم. پسرم شش سال است که زبان بسته و پزشکها اورا رد کرده اند. می دانم که برای حسین (ع) شیعه و سنی مطرح نیست. می دانم که او مارا می پذیرد و حسین مال ما هم هست".
,, ,
,
, ,
ناله های عجیب مردم حسینیه را فرامی گیرد. هیچ کس نیست که از شدت گریه های عاشقانه و ملتمسانه به پهنای صورت اشک نریزد.
,عاشق اهل سنت حسین (ع) در حالی که پرچم سیاه سیدالشهدا را بر سر و چشم می کشید. دوستان و همراهان اونیز از شدت گریستن شانه هایشان به شدت تکان می خورد. او ادامه داد:
,"من می دانم که اگر پزشکها مرا رد کرده اند حسین دست رد بر سینه ام نمی گذارد. ما مرید این سیاهی های محرم هستیم من مرید حسینم و پسرم را برای شفاعت و غلامی او آورده ام".
,آری این جلوه های توسل و توجه مردم نه تنها شیعه و سنی که مسلمان و غیر مسلمان هم نمی شناسد. با وجود بمباران های شدید تبلیغاتی در رسانه های وابسته به آمریکا و اسرائیل برای اختلاف افکنی می بینیم که حب حسین و اهل بین پیامبر چیزی ورای همه امواج رسانه ایست.
,جایی که در کرمانشاه اینگونه توسلات به خاندان پیامبر کم نیست و بسیاری از نذری هایی که در گوشه گوشه شهر توسط مردم به عزادارن داده می شود دست پخت همین برادران اهل سنت با تمام عشق و ارادت است.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه