به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از ندای اصفهان، خانه دروغ ها (House of Lies) سریالی با سبک کمدی– درام، با مضمون اقتصادی است که در سال ۲۰۱۲ روی آنتن شبکه شوتایم (showtime) رفت و امروز که چهار فصل از تولید آن گذشته است به جرأت می توان گفت با تمام وجود تلاش میکند زندگی روزمره مردم جهان را هرچه بیشتر نیویورکی کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,اما قبل از لو دادن داستان و هدف از ساخت این سریال، بهتر است سری به سابقه درخشان کمپانی سازنده این سریال در ویران کردن کانون خانوادههای امریکایی بزنیم و با اهداف سازندگان آن، بیشتر آشنا شویم.
, ,
,
, کمپانی «شوتایم» درسال ۱۹۷۶ با هدف اصلی ساخت سریالهای مخصوص بزرگسالان تاسیس شد و باید اعتراف کرد که امروز تحت لوای شبکه سی بی اس امریکا، در این کار بسیار موفق بوده است.
,اما جدای از مخاطب پسند بودن ساخته های این کمپانی برای مردم امریکا، عوامل دیگری نیز در موفقیت این شبکه نقش داشته اند:
,* بودجهای که این شبکه را حمایت میکند به نسبت بسیاری از شبکههای دیگر، بودجهای سرسام آور است چرا که این کمپانی در پخش سریالهای خود از هیچگونه تبلیغات تجاری استفاده نکرده و صرفا به کسب درآمد از طریق فروش «اکانت تماشا» بسنده کرده است (تماشای این شبکه رایگان نیست).
,* نکته دیگری که باعث موفقیت این شبکه شده است همکاری بسیار نزدیک این کمپانی با غولهای فیلمسازی هالیوود مثل: برادران وارنر، پرومونت پیکچرز و یونیورسال پیکچرز بوده است.
,,
مجموع این عوامل دست به دست هم دادند تا این کمپانی بتواند در فوریه ۲۰۱۵ به ۲۷٫۷ میلیون خانه رسوخ کند که نشان دهنده نفوذ بالای این شبکه بر دنیای خیالی مردم سرتاسر جهان است.
,و اما در مورد سریال مورد نظر ما (خانه دروغ ها) باید گفت که سازنده سریال با انتخاب خوب بازیگران، ترکیبی جالب از افراد یک تیم اقتصادی را به تصویر میکشد که وظیفه دارند تا به دعوت شرکتهای بزرگ امریکایی به آنها مراجعه کنند و با بررسی دادهها، اطلاعات و ارقام و اعداد حاصل از داد و ستدهای آن شرکت، راهکاری برای پیشرفت بیشتر و یا بیرون آمدن از رکود اقتصادی را به آنها ارائه کنند، که البته همیشه هم حقیقت را به مشتریان خود ارایه نمیدهند. در این بین جدای از به رخ کشیدن زن غربی به عنوان یک الگوی کامل و مستقل، بیبند و باریهای جنسی را نیز به طور ناخودآگاه به عنوان ویژگی بارز و مدرن آن ترویج میکند و نشان میدهد که اعضای این تیم اقتصادی با عبور از هر ایالت و هر شهر، شب را در خانه یک نفر به صبح میرسانند و البته به این کار نیز افتخار میکنند.
,اما این تمام ماجرا نیست و هنگامی که دقیقتر این سریال را مورد بررسی قرار میدهیم متوجه میشویم که نسبت به فیلمها و سریالهای گذشته چیزی اضافهتر و توطئهای پیچیدهتر دارد…
, ,
,
, نقش اول داستان این سریال یک مرد سیاه پوست و رهبر این تیم اقتصادی است (با بازی دان چیدل). فرزند او «راسکو» پسربچه ای است که با رفتارهای غیر طبیعی و لباسهای زننده و کاملاً دخترانه قصد دارد با سردرگم نشان دادن خود در مورد هویت جنسی خویش الگویی کامل از گم شدن در جهان صرفاً مادی را برای نسل آینده امریکایی رقم بزند. با توجه به ماهیت منفعل جامعه امریکایی از همینجا می توان فاجعه ای بزرگ به نام «سردرگمی جنسی» را برای آینده این کشور پیش بینی کرد که با کمی دقت می توان امواج بلند حاصل از این طوفانِ به راه افتاده را از دور تماشا کرد و از ظواهر امر نیز پیداست که غرق شدن نسل جوان، قطعی است.
,در بسیاری از قسمتهای این سریال، بارها و بارها جمله «Do whatever it takes» را میشنویم که با تلفیق جادوی تصویر و نور و صدا، بیننده را به این سو میکشاند که «از هیچ کاری برای رسیدن به موفقیت شغلی دریغ نکن».
,تبلیغات مستقیم برای سوء استفاده از وسایل «کمک زناشویی» و هرچه باریک تر کردن مرزهای بین حریم خصوصی و عمومی مردم را نیز می توان از اهداف این سریال غربی برشمرد.
,استفاده عمیق از زبان بدن نشان دهنده این است که این سریال کارگردانی ماهر چون متیو کارناهان (Matthew Carnahan) داشته که توانسته است اهداف تهیه کنندگان این سریال یا همان کمپانی شوتایم را به طور کامل ارضا کند و جوایزی را هم در کارنامه حرفه ای خود ثبت کند.
,از آنجایی که شرکتهای ارایهدهنده مشاوره اقتصادی در ایران، چندان شناخته شده نیستند بیننده ناخودآگاه در طول تماشای این سریال با نوعی پوچی و سردرگمی دست و پنجه نرم میکند و هر از گاهی به این نتیجه می رسد که تعدادی آدم بیکار دور هم جمع شدهاند و مثل بچههایی که بر سر یک توپ پلاستیکی دعوا میکنند، به خود مشغولاند.
,داستان به طور کلی به این صورت پیش می رود که «مارتی کان» سرتیم گروه مشاوره اقتصادی، در یک کمپانی بزرگ به همراه دیگر اعضای تیمش «جینی»، «داگ» و «کلاید» که هرکدام خصایص اخلاقی خاص خود را دارند، مشغول گرفتن حق المشاورههای بسیار کلان برای کمپانی بزرگ «گال ودر» هستند اما با به وجود آمدن مشکلاتی مارتی کان مجبور به ترک این کمپانی شده و تیم او نیز به دلایلی قادر به همراهی او نیستند… در همین شرایط او شرکت مشاوره خود را تاسیس کرده و با روشهای خاص خود کم کم و دوباره، تیم اقتصادی را دور هم جمع میکند.
,اما چگونه؟ با چه روشی؟ در همین جای داستان است که بیننده متوجه خواهد شد که اگر بخواهد در دنیای پیچیده اقتصادی دوام بیاورد باید و باید که به جای خرید و فروش کالا و خدمات، به خرید و فروش آبرو و زندگی افراد جامعه و همکاران خود بپردازد چرا که در غیر این صورت به هیچ عنوان امکان زنده ماندنش در دنیای کسب و کار آزاد وجود نخواهد داشت.
,“Put down the book” عبارتی است که دقیقا مثل یک تیغ دو دم است و در فیلم گفته می شود. چرا باید کسی به شما پیشنهاد کند «کتاب نخوان»؟ شاید فکر کنید که علت یکی از این دو حالت است:
,– این شخص یا با شما دشمنی دارد و میخواهد شما اطلاعات بروز را به دست نیاورید و کماکان به او نیازمند باشید تا بتواند از شما بهرهکشی کند و کارهای خود را به گردن شما بیاندازد.
,– یا اینکه معتقد است که شما بیش از حد مطالعه میکنید و همین الآن هم به اندازه کافی اطلاعات و محفوظات دارید و اکنون زمان آن است که قدم در راه بگذارید و عمل کنید.
,اما به نظر من می تواند موقعیت سوم اتفاق بیفتد:
,»»» شبکه شوتایم نه به شما علاقه مند است و نه دوست دارد که در آینده پیشرفت کنید و اطلاعات بالایی داشته باشید. پس چاره چیست؟ بله چاره مخلوط کردن حالت اول و دوم است. ظاهرا نویسندگان این سریال «متیو کاماهان» و «مارتین کین» و «کارین جیست» برای اینکه یکشنبه شبها به مغز جوانان امریکایی رسوخ کنند، روش گرگ در لباس میش را پیش گرفتهاند.
,در کل باید گفت خانه دروغها سریالی است که حرفه ای ساخته شده است و شوتایم نیز از این تولید خود راضی است. باید منتظر شد و دید چقدر خواهد توانست قدم به قدم، به اهداف خود در به انحطاط کشیدن جامعه نیمه جان غربی، دست پیدا کند.
,
به امید روزی که بتوانیم آموزههای ناب اسلام عزیز را به سراسر دنیا صادر کنیم، راستی اگر قرار باشد شما برای هالیوود ایرانی نامی برگزینید، چه اسمی را انتخاب می کنید؟
________________
,
, , امیرحسین هراتیان,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه