اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

به مناسبت شهادت حضرت رقیه(س)

سفری به خرابه های شام در بشرویه+فیلم

سفری به خرابه های شام در بشرویه+فیلم
وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از پیام بشرویه ازلحظه ورود کاروان به کربلا،رقیه لحظه ای ازپدرجدانمی شد،شریک غم ها ومصیبت های او بود وبا دیگریاران امام ازدردتشنگی می سوخت.یکی ازافرادسپاه یزید می گوید:من درمیان دوصف لشکرایستاده بودم،دیدم کودکی ازحرم امام حسین (ع)بیرون آمد،دوان دوان خودرا به امام رسانید،دامن آن حضرت راگرفت وگفت:ای پدر،به من نگاه کن!من تشنه ام.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیام بشرویه,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

 
,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

 
,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

 
,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

,

 

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

 

 

رقیه درخرابه شام

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

 

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

 

رقیه وخواب پدر

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

 

پرواز به سوی پدر

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

 

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

 

enlightenedدانلود فیلم

,

 

,

این تقاضای جان سوز آن دخترتشنه کام وشیرین زبان،چون نمکی برزخم های دل امام بود واورامنقلب کرد،بی اختیار اشک ازچشمان اباعبدالله(ع)جاری گردید وباچشمی اشک بارفرمود:«دخترم،رقیه!خداوند توراسیراب کند؛زیرااووکیل وپناه گاه من است.»پس دست کودک راگرفت واورا به خیمه آورده و  به خواهرنش سپرد و به میدان برگشت.

,

 

,

 

,

رقیه درخرابه شام

,

بعدازورود اهل بیت امام حسین(ع)به شام،آنان رادرخرابه ای نزدیک کاخ سبز یزید جای دادند.روزها آفتاب وشب ها،سرمابه شدت  آنان رااذیت می کرد.علاوه برآن،نگاه مردم شام که به تماشای خرابه نشینان می آمدند،داغی جان سوزبود.

,

 

,

روزی حضرت رقیه علیه السلام،به جمع شامیان که درحال برگشتن به خانه های خودبودند،اشاره کرد وناله ای دردناک ازدل برآورد وبه عمه اش گفت:ای عمه،اینان کجا می روند؟آن حضرت فرمود:ای نورچشمم اینان ره سپارخانه وکاشانه خود هستندرقیه گفت:عمه جان مگرماخانه نداریم،وزینب علیهااسلام فرمود:نه،مادراین جا غریبه هستیم وخانه ای نداریم،خانه مادرمدینه است.باشنیدن این سخن،صدای ناله وگریه رقیه بلندشد.

,

 

,

رقیه وخواب پدر

,

سختی های اسارت،رقیه علیهاالسلام رابه شدت می رنجاند واویک سره بهانه بابارامی گرفت،شبی درخرابه شام ودرخواب،پدررادید،چون ازخواب برخاست وچشم گشود،خودرادرخرابهیافت وازپدرنشانی ندید.ازعمه سراغ پدرراگرفت وزینب علیهاالسلام بسیارگریه کرد ورقیه علیهاالسلام نیزباعمه گریست.آن شب بازصدای عزاداری زنان اهل بیت بلندشد؛مجلسی که نوحه سرایش رقیه علیهاالسلام بود.ازسروصدای اهل بیت،یزیدازخوب بیدارشدوپرسیدچه خبراست؟به اوخبردادند که کودکی سراغ پدرش را گرفته است.یزیددستوری داد،سرپدرش رابرای اوببرند.

,

این دستوریزیدنشان ازرذالت وشقاوت طینت اوبود وبرگی دیگرازدفترمظلومیت های بی شماراهل بیت راگشود.

,

 

,

پرواز به سوی پدر

,

وقتی به دستوریزید،سرپدررقیه علیهالسلام آوردند،رقیه سررادربغل گرفت وعقده های دل رابازکرد وهرچه می خواست باسرباباگفت.آن شب رقیه علیهاالسلام،گم شده خودرایافته بود،امابی نوازش وآغوش گرم.پس لب هایش رابرلب های باباگذاشت وآقدرگریست تاجان به جان آفرین تسلیم کرد.پشت خمیده زینب علیهالسلام شکست،روبه سربرادرفرمود:آغوش بگشاکه امانتت رابازگرداندم.دیگرکسی ناله های شبانه رقیه علیهالسلاتم رادرفراق پدرنشنید

,

 

,

به گزارش پیام بشرویه، " محمد رضا قدیری" یکی از جوانان شهرستان بشرویه در یک اقدام خود جوش فرهنگی،به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)  نمایشگاه کوچکی را با محوریت به نمایش گذاشتن مظلومیت اهل بیت امام حسین و مصائب وارده برآنان در خرابه های شام راه اندازی کرده است.

, به گزارش پیام بشرویه،,

 

,

enlightenedدانلود فیلم

, enlightenedدانلود فیلم, enlightened,

, ,
 
,
 
,
 
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه