به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ندای اصفهان، چندی پیش متنی در نقد نمایش کودکانه «اتل و متل و توتوله» (اجرا شده در هنرسرای خورشید) به قلم آقای محمد جلوانی در ندای اصفهان منتشر شد و در آن گفته شده بود کودکان را ساده فرض نکنید (اینجا). متن زیر پاسخ کارگردان این نمایش آقای مجید کیمیایی پور به این نقد است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان،, اینجا,***
,
پاسخ به نظر غیر تحلیلی نمایش اتل و متل و توتوله:
وقتی در ساختار ارسطویی جستجو و کاوش می کنیم در قصه هایی برای کودک با این نوع ساختار متوجه می شویم در ابتدا ما می توانیم کل اتفاق را بر ملا کنیم و یا مخاطب بتواند پایان آن را حدس بزند، این ایراد بر ساختار نیست بلکه شیوه ای نوین در ساختارشکنی ساختار است چرا که مخاطب در این زمان جستجوگر است که چگونه این اتفاق صورت می گیرد. یعنی ما چرایی را برای او گفته ایم و او منتظر چگونگی عمل است.
,
نوشته اید ما می خواهیم بچه ها را متقاعد کنیم که درس خواندن خوب است؛ مگر شما چیزی غیر از این فکر می کنید؟! مگر یکی از رسالت های ما همین نمی باشد؟! نکند توقع داشتید عنوان کنیم به جای درس خواندن، بروید و در برزن به فال فروشی بپردازید؟! شما به نام مدرسه دقت نکردید؟!! دبستان اندیشه. در واقع نادان خان به مدرسه هجوم نمی آورد بلکه به دنبال تعطیل نمودن «اندیشه» است اتفاقی که در گذشته شاهد آن بوده ایم و به جهت تغییر شرایط در بهمن ماه جشن و پایکوبی می کنیم و این نمایش هم به همین مناسبت در این ایام اجرا شد.
,
اگر مطالعه کافی در روانشناسی و جامعه شناسی کودک داشته باشید و گذری هر چند کوتاه در دیدگاه علمای این شاخه برداشته باشید متوجه می شوید که دنیای کودکان را نور و رنگ تشکیل می دهد. رنگی که برای آن ها چشم نواز است و باعث تلطیف در ارتباط و باز شدن مردمک چشم می شود… احتمالا شما شناختی روی نور و رنگ درام در تئاتر کودک ندارید. نادان خان از صحنه ی روزگار محو نمی شود همان طور که قطعا شما هیچ گاه حذف نخواهید شد. اگر توجه داشته باشید در نمایش مطرح می گردد نادان خان می رود تا جاهل خان دیگری بیابد!! گمان می کنم قسمت هایی از نمایش را به بیرون از سالن تشریف برده اید. روز و شب نماد روشنایی و ظلمت می باشند و درسی است که معلم فارسی به زبان شعر به دانش آموزان می دهد. اگر چاق بودن این دانش آموز باعث ایجاد مشکل در ساختار دراماتیکی اثر شده است قطعا برای اجراهای بعدی او را به یک کارشناس تغذیه معرفی می نمایم.
و درد دل آخر بوی گل و سوسن و … تداعی آمدن یک معلم است. معلمی که رهروی انقلابی شگرف و جهانی شد. انقلابی که خود دارای ریش و ریشه است و با هیچ سریشی نمی توان چیزی بر آن چسباند مگر آن که کسی بخواهد با صد من سریش بودجه ای به این مناسبت بچسباند.
و من الله التوفیق – مجید کیمیایی پور
کارگردان نمایش – ۵/۱۲/۹۵ اصفهان
,
,
]
ارسال دیدگاه