به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، از مدتها قبل دنبال مصاحبه با رحیم شهریاری بودیم یکبار ما بدقولی کردیم و یکبار نیز آقای شهریاری به علت گرفتگی صدا قرار مصاحبه را کنسل کردند.اما بالاخره چند روز پیش این فرصت دست داد تا با این هنرمند محبوب مصاحبه ای ترتیب دهیم.گپ و گفت ما با او بیش از یک ساعت طول کشید و خواننده آهنگ "بیاض گئجه لر" با حوصله تمام جوابگوی سئوالات ما بود.با خواننده پاپ آذری از هر دری سخن گفتیم از چرایی سکونتش در تهران تا جشنواره موغام.مصاحبه ما با رحیم شهریاری پیش روی شماست.
آناج:بیوگرافی خودتان را بفرمایید.
من در یکم اسفند سال 1349 در محله ی شنب غازان تبریز متولد شده و تا سال 72 در تبریز بودم. من فارغ التحصیل رشته ی حسابداری از دانشگاه آزاد هستم. اکنون نیز حدود 20 سال است که در تهران زندگی می کنم.
آناج:چرا برای سکونت تهران را انتخاب کردید؟
زمانی که من در تبریز زندگی می کردم در روزنامه های دیگر خبر کنسرت جمهوری آذربایجان در تهران را می خواندم، به من برمی خورد؛ لذا تصمیم گرفتم برای صیانت از موسیقی آذربایجان به پایتخت بروم. در آن دوران من جوان و مجرد بودم.با اینکه موقعیت های شغلی خوبی هم در تبریز داشتم ولی نپذیرفتم و ترجیح دادم که به تهران بروم.
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
, ,
برای صیانت از موسیقی آذری به تهران مهاجرت کردم!
در تهران کمبودهای زیادی داشتم ولی با این حال برای رسیدن به هدفی که داشتم همه ی سختی ها را تحمل کردم. چند روز نگذشته بود که با وساطت یکی از دوستانم به نام آقای وطن دوست به یک گروه کنسرت ملحق شدم و در دومین روز در نمایشگاه بین المللی تهران برنامه ای را اجرا کردیم. این شروع کار من بود که تا به امروز هم بیست سال است که دوام دارد. از سال 71 تا 75 با گروه سهند کار کردم اما پس از مدتی دیدیم که میانگین سنی مخاطبان ما 50 سال است. لذا تصمیم گرفتم یا گروهم را به روز کنم و یا از آن گروه خارج شوم. حالت اول میسر نشد و من هم راه دوم را انتخاب کردم. آن زمان گروه های پاپ تازه مجوز گرفته بودند. من نیز در سال 75 گروهی را به اسم آراز به عنوان پاپ تشکیل دادم. ما اصالتا مهاجر هستیم و از جمهوری آذربایجان به اینجا آمده ایم که باکو خود مهد موسیقی به حساب می آید ؛ بنابراین من اسم آراز را برای گروه خود انتخاب کردم تا اهل موسیقی آن جا را نیز به گروه خود دعوت کرده و کمیت و کیفت گروه را ارتقاء دهم. تا به امروز گروه آراز فعال است. آن زمان شرایط در تبریز مثل امروز نبود و اگر آن روز تبریز شرایط فعلی را داشت دیگر نیازی به این نبود که من به تهران بروم و تنهایی را هم تحمل کنم. در واقع این محدودیت ها بود که باعث شد من به تهران بروم. برای مثال آن زمان به موسیقی اصیل آذربایجانی، موسیقی زیرزمینی می گفتند در حالی که امروز به موسیقی هایی اصطلاح زیرزمینی اطلاق می شود که به واقع به درد نخور هستند.
آناج:محدودیت کنسرت ها در تبریز و آذربایجان نسبت به تهران چگونه است؟
هیچ کجا به جز جزیره ی کیش و قشم و چابهار قابل مقایسه با پایتخت نیست. با این حال باید به وضعیت تبریز شکر کنیم که نسبت به خیلی از شهرهای دیگر خوب است. به نظر من جا دارد که در تبریز هفته ای یکبار کنسرت اجرا شود. اگر ما شور و نشاط لازم را از این طریق در شهر خود ایجاد کنیم مردم دیگر به کشورهای همسایه صرفا به خاطر موسیقی سفر نخواهند کرد. حدود دو یا سه سال پیش آمار کنسرت تبریز تقریبا نزدیک به تهران بود. این نشان می دهد که اولا بر تعداد گروه های کنسرت افزوده شده است و دوما به ضرورت ایجاد نشاط برای مردم پی برده اند. لکن آمار سال گذشته و امسال وجود ضعف را نشان می دهد. حال باید دلیل این امر را از مسئولین بپرسیم که آیا واقعا کسی از وزارت ارشاد درخواست نمی کند یا آن ها به این پرونده ها رسیدگی نمی کنند؟!
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
, ,
تصمیم دارم یک آهنگ برای ایران بسازم،ایرانی که تاجش آذربایجان باشد!
آناج:آیا قصد دارید که آهنگی نیز برای مشاهیر آذربایجان بسازید؟
قبلا به این فکر بودم که کاری را با عنوان منظومه برای استاد شهریار بسازم اما متاسفانه شعرهایی که از شعرا خواسته بودم مرا راضی نکرد. حال تصمیم دارم یک آهنگ برای ایران بسازم ولی در این آهنگ آذربایجان به منزله ی تاج آن باشد. هرچند ما آذری هستیم ولی نباید محدود به قسمت های ترکی زبان مثل تبریز و اردبیل و ارومیه باشیم. لازم به ذکر است که من فارغ از آذری بودنم تعداد زیادی مخاطب در شهرهایی مثل گنبدکاووس، انزلی، کرمان، کیش و ... دارم که وقتی در آن شهرها کنسرت اجرا می کنم مردم به حدی استقبال می کنند که از ازدحام جمعیت جا برای سوزن انداختن وجود ندارد. لذا من نباید صرفا خود را در شهرهای آذری زبان محدود کنم. بنابراین می خواهم آهنگی را برای ایران بسازم که شعر این منظومه یک شعر ترکی است.
آناج:به نظرتان چقدر توانسته اید در جهت ترویج فرهنگ آذری در کشورمان و در دنیا تاثیرگذار باشید؟
یک خواننده نمی تواند تا حد زیادی فرهنگ سازی کند. معمولا فرهنگ سازی کار رسانه هاست و متولیان خاص خود را دارد. ما هم متولی این کار نیستیم. ما خیلی کم می توانیم تاثیرگذار باشیم و این تاثیر از این جهت است که ما توانستیم با کنسرت هایمان موسیقی بیمار آذربایجان را که گویا نیاز به ب کمپلکس و ... داشت درمان کردیم و آن را به صورت بروز تر به مردم ارائه نمودیم. موسیقی آذری پتانسیل زیادی دارد و همه ی آلت های موسیقی می تواند در گروه ما نیز به کار روند. از آنجا که موسیقی آذربایجان با موسیقی کلاسیک همگام است، می تواند با انواع آلات موسیقی نواخته شود. ما با این هدف که موسیقی آذربایجان را که در سطح ایران بیمار شده بود، اعتلا دهیم کار خود را شروع کردیم و امروز می توان گفت که رکورد کنسرت ها در کشور متعلق به گروه ماست. البته در فلکلور رتبه اول را داریم در موسیقی پاپ نیز ما هم مثل همه ی گروه های پاپ دیگر کنسرت اجرا می کنیم. ما موسیقی شاد اجرا می کنیم و در درون آهنگ هایمان شعارهای اصیل فلکلور داریم. ما اولا به جوانان آهنگی را که می پسندند ارائه می کنیم و پس از تغذیه و جذب آنان موسیقی های قدیمی را نیز می نوازیم و همان جوانان نیز به تدریج با ما هم آواز می شوند. در کشورهای دیگر نیز که من قبلا رفته بودم میانگین مخاطب برای فلکلور آذربایجان بیش از 500 نفر نبود اما چند ماه پیش من در آمریکا یک کنسرت اجرا کردم که سالن 2000 نفری کاملا پر شده بود. هزینه آن کنسرت 300 میلیون تومان بود ولی من این ریسک را کردم و در آن سالن که سالن خیلی مهمی است اجرا کردم و نه تنها ضرر نکردم سود نیز بردم. خواننده های لس انجلسی قبلا به من می گفتند این ریسک را نکن. اما ما به صورت قوی اطلاع رسانی کردیم و موفق هم شدیم. در ماه می یا جولای 2014 نیز قرار است در سالن گریف تیاتر که یک سالن 3500 نفری است کنسرت بگذارم.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
, ,
,
آناج:تا به حال در چند کشور کنسرت اجرا کرده اید؟
تقریبا 14 کشور. در 7 کشور اروپایی، جمهوری آذربایجان، فرانسه، ترکیه، کانادا، آمریکا و ... از جمله این کشور ها هستند.
آناج:کدام کار خود را بیشتر از بقیه می پسندید؟
آنچه بیشتر از همه به دلم می نشیند یکی آهنگ "آنا" که وقتی سرباز بودم آن را به صدا و سیمای تهران دادم. البته من برای خواندن آن آهنگ خواننده دیگری را معرفی کرده بودم چون فکر می کردم از صدا و سیما به من اجازه این را نمی دهند که من خودم بخوانم. اما وقتی برای گرفتن جواب نهایی از شورا رفتم دیدم که نوشته اند همان کسی که آهنگ را به صورت آزمایشی خوانده است، اجرا نماید. من گفتم خواننده ی صدا و سیما نیستم و تا به حال از من تست نگرفته اند. با این همه آنها به خاطر تازگی صدا و کیفیت کار و ... خواستند که خودم بخوانم. ما آهنگ را ضبط کردیم. پس از گذشت دو سه روز رادیو ها مدام این آهنگ را پخش می کردند. پس از گذشت 19 سال امروز هم این آهنگ طرفدار دارد و از رسانه ها پخش می شود.
آهنگ "آنا" و "سنه گوره" را بیش از سایر آهنگهایم می پسندم
یک کار دیگر که اخیرا آن را ساخته ام آهنگ "سنه گوره" بیشتر مورد پسند من است چون از لحاظ استاندار موسیقی آذری در درجه ی خوبی قرار دارد که کارشناسان آن را تایید می کنند. من همیشه سعی کرده ام که موسیقی را ارائه کنم که قبلا کاری در آن استایل وجود نداشته باشد، اما این کار نسبت به بقیه بهتر است.
در کل اگر کارهایم به دلم ننشیند، هر چقدر هم که از من درخواست کنند، آن را نمی خوانم. یعنی اول باید به دل خودم بنشیند تا من آن را اجرا کنم. لذا من همه ی آهنگ هایی را که اجرا کرده ام همه را دوست دارم. هرچند آهنگ های سفارشی نیز خوانده ام اما معمولا آهنگ سفارشی قبول نمی کنم.
به قله نویی گفتم:اگر از تراکتور بروی "وفاسیز" هستی!
آناج:یکی از آهنگ هایتان را به امیر قلعه نوعی تقدیم کرده اید؛ دلیل کارتان را برای مخاطبان آناج بگویید
سالی که تیم تراکتورسازی به مربی گری آقای قلعه نوعی نایب قهرمان شده بود، در کنسرت ما حضور داشت. من ایشان را در صحنه ی دوم به روی سن دعوت کردم؛ نزدیک عید بود و ایشان هم به ترکی عید را تبریک گفتند و مردم هم به ایشان ابراز علاقه کردند. من آهنگ را به ایشان تقدیم نکردم چون اسم کار "وفاسیز" بود؛ من به آقای قلعه نوعی گفتم که مردم شما را خیلی دوست دارند و اگر سال بعد در تیم باقی نمانید این مردم که امروز در این آهنگ با من هم آواز شده اند، به شما وفاسیز خواهند گفت. ایشان خندیدند و گفتند سعی من بر این است که در تراکتور بمانم. بعد که آقای قلعه نوعی از تیم رفت، در رابطه با همین آهنگ سایت ها شلوغ کاری کردند؛ ایشان با من تماس گرفتند و گفتند مشکلات به قدری به من فشار آورد که من بر خلاف میل باطنی خود، نتواستم در تیم بمانم. من به ایشان گفتم اگر من آن روز آن حرف را زدم به اقتضا و مزاج صحنه بود و گرنه شما و آقای فراز کمالوند برای ما خیلی عزیز هستید چرا که تیم ما مثل موسیقی مان قدری بیمار شده بود و شما و آقای کمالوند به تراکتور جان دوباره بخشیدید. تا تیم تراکتور هست، به شما دو نفر مدیون است.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
, ,
آناج:در مورد قهرمانی تراکتور در جام حذفی بگویید
یک هفته مانده به بازی تراکتور (که برنده جام حذفی شد) من می دانستم که با مس و در کرمان بازی خواهند کرد، زیرا قبل از اینکه اخبار محل بازی را اعلام کند، قرعه کشی کردند. من هنگام رفتن از تبریز به تهران با آقای تاج هم پرواز شدم. آن روز تراکتور باخته بود. آقای تاج با یکی از نمایندگان مجلس که او هم با ما هم پرواز بود در این مورد صحبت می کردند که من در بین صحبت های آن ها شنیدم در قرعه کشی محل بازی، کرمان انتخاب شده است. در کنسرت تهران یکی از عکاسان را که بچه تبریز ولی عکاس استقلال بود، دیدم، پرچمی آورده بود؛ من پرچم را گرفتم و گفتم چون بازی در کرمان است من حدس می زنم که تراکتور می برد. در واقع ما یک هفته زودتر جشن را برگزار کرده بودیم. البته من از تلویزیون جشن پیروزی تراکتور در تبریز را دیدم و باید بگویم که به نظر من این جشن در شان تراکتور و تبریز نبود. به نظر من مسئولان مربوطه (باشگاه)می توانستند با بلیط های رایگان مردم را دعوت کنند و برنامه خوبی اجرا کنند. من از مسئولین فرهنگی و ورزشی تبریز نیز گله دارم که در رسانه ها فرهنگ سازی ورزشی صورت نمی گیرد. حتی فرهنگ سازی هنری هم صورت نمی گیرد. پیشگیری بهتر از درمان است. در کنسرت های ما عده ای در سالن حاضر می شوند که واقعا نمی دانند کنسرت چیست و در کنسرت چگونه باید رفتار کرد؛ یعنی آن ها فرهنگ مربوطه را ندارند. در تلوزیون هم برنامه های موسیقیایی تهیه نمی شود. فرهنگ سازی توسط رسانه ها امری ضروری است و اگر این کار از اول صورت می گرفت امروز مردم ما به جای موسیقی های بیگانه به موسیقی خودمان علاقمند می شدند. من با هیچ یک از موسیقی های دنیا مخالف نیستم اما اگر رسانه های ما نسبت به موسیقی خودمان برنامه ریزی مناسب داشته باشند، مردم به آن علاقمند می شوند وگرنه اوضاع می شود مثل الان که وقتی سوار ده تا ماشین می شویم به ندرت شاید در یکی یا دوتای آن موسیقی آذری خواهیم شنید و بقیه موسیقی های بیگانه هستند.
شاید هم ضعف از ماست که نمی توانیم موسیقی های خوب تولید کنیم. ما هم اگر بخواهیم کار خوب تولید کنیم باید بسترهای لازم فراهم باشد در حالی که ما با محدودیت هایی روبرو هستیم. مثلا به ما می گویند این شعر ترکی را ترجمه کن؛ هنگام ترجمه مفهوم ترکی آن منتقل نشده و رد می شود. با این همه فرهنگ سازی یک امر بسیار ضروری است و مردم اگر هم بتوانند بدون نان آب و بمانند ولی بدون فرهنگ نمی توانند. من چند بار در استادیوم تهران آهنگ اجرا کرده ام. هواداران از ساعت 9 صبح به استادیوم می ایند و تا قبل از بازی تا ساعت حدود 4 در استادیوم برنامه های مختلفی در استادیوم آزادی برگزار می شود و چند خواننده هم می آیند و آواز می خوانند و مردم و جوانان هم با آن ها هم آواز می شوند. این تفریحات زیر نظر دولت برای هواداران ایجاد می شود و چنین نیست که کسی با طرف دیگر برخوردهای نامناسب یا رفتاری غیراخلاقی داشته باشد و حرکاتی ناپسند از کسی سر بزند. حال من نمی دانم آیا برای این همه هوادار تراکتور نیز مشغولیتی تدارک دیده می شود و یا همه تا شروع مسابقه فقط تخمه می شکنند؟! حداقل بهتر بود در جشن قهرمانی برنامه هایی نظیر اجرای موسیقی و ... تدارک می دیدند. ولی متاسفانه حتی خواننده هایی را که برای تراکتور آهنگ خوانده بودند را دعوت نکردند تا آهنگ اجرا کند. اما انگار در این شهر هیچ موسیقی وجود ندارد و یا گویا موسیقی هیچ ربطی به ورزش ندارد. به نظر من اگر تیم محله خودمان (شنب غازان) هم اول می شد ما هم آن جشن را می توانستیم برگزار کنیم. دم آن هایی گرم که حداقل فشفشه و برف شادی ... آورده بودند (می خندد). علاوه بر این مشکلات گویا عده ای از تماشاچیان هافبک را مسخره می کردند که این هم اصلا کار خوبی نبود. برای پیشگیری از بروز چنین مشکلاتی باید برای فرهنگ سازی برنامه داشته باشیم . چندین سال است که شبکه های ملی آموزش آشپزی می دهند! دیگر بس است چقدر می خواهند آشپزی یاد بدهند؟! بهتر است به جای آن به ضروریات بپردازند تا چند نفری بازیکن تراکتورسازی را به سخره نگیرد.
آناج:آیا در بازیهای آسیایی تراکتور در ورزشگاه حضور خواهید یافت؟
متاسفانه من تبریز نیستم و نمی توانم به بازی بروم. من در انزلی برنامه دارم و امیدوارم حداقل زمان بازی با برنامه ی من تداخل نداشته باشد و بتوانم از تلوزیون بازی را ببینم.
بی بی سی در ایام انتخابات 88 بداخلاقی کرد
آناج: ماجرای آهنگ فارسی ای ایران در بی بی سی چیست؟
من هیچگاه تحت فشار کسی اهنگ نمی خوانم وکسی نمی تواند مرا مجبور به خواندن آهنگی کند که دلم نمی خواهد. آن زمان موقع انتخابات 88 بود و دونفر از کاندیداها از من خواسته بودند که آهنگ بخوانم. چون رهبر انقلاب فرموده بودند که هر کس هرجور که می تواند به پرشور برگزار شدن انتخابات کمک کند، من نیز یک آهنگی را اجرا کردم که در آن آهنگ ایران و آذربایجان برایم ملاک بود و از آذربایجان به عنوان تاج سر ایران یاد کردم. من آن آهنگ را در بی بی سی نخواندم بلکه قرار بود در قالب مستند در یکی از کانال های تلوزیونی برلین پخش شود که آن را یکی از کارگردانان ایرانی در سه سال کار کرد. یک روز دیدم تلفنم را با تماس های مختلف به توپ بسته اند. در عرض دو سه ساعت حدود 200 نفر به من زنگ زدند. شک کردم که شاید اتفاقی افتاده است؛ به یکی از تماس ها جواب دادم که گفتند یکی از کانال ها نشان می داد که چهره های برتر ایران، امشب: رحیم شهریاری! من خیلی تعجب کردم و به کارگردان زنگ زدم اما به تماس های من جواب نداد.
مستندی که از من ساخته شده بود خیلی با آنچه بی بی سی پخش کرد متفاوت بود و خیلی جاهای آن را حذف کرده بودند که اگر حذف نمی شد می دیدید که موضوع متفاوت است. مستند یک ساعته بود درحالی که آن ها فقط 35 دقیقه ادیت شده آن را پخش کردند. البته شاید کارگردان خود منظوری خاص در این موضوع داشته است که مستند را به بی بی سی فروخته بود. بعد من از طریق مراجع قانونی موضوع را پیگیری کردم و کارگردان را احضار کردند و کارگردان چیزهایی گفته بود و گفته بود که با من کاری نداشته باشند! از من پرسیدند که آیا تو با بی بی سی مصاحبه کرده ای؟ من هم گفتم خیر من همچین کاری انجام نداده ام آن فیلم را ادیت کرده اند. من هم برای ایران و هم برای آذربایجان خوانده بودم و تکذیب هم نمی کنم. چون من اهل ایران و آذری هستم هیچ گاه هم این تکذیب نمی کنم.
کار مشترک من با خوانندگان لس آنجلسی برای نوروز امسال دروغ است
من برای ایران آهنگ خوانده ام و شبکه های مختلف هم این امکان را دارند که آن را پخش کنند همان طور که بخشهایی را در کنسرت هایم نشان می دهند. در کنسرت هایی که خارج از کشور اجرا می کنم رسانه های مختلفی از جاهای مختلف حاضر می شوند و من با آن ها صحبت می کنم به غیر از اسرائیل که البته تا به حال با رسانه اسرائیل برخوردی نداشته ام. البته اکثرا هم رسانه های خارجی سوالاتی شیطنت آمیز از من می پرسند و می گویند شنیده ایم که در ایران مانع اجرای کنسرت های شما می شوند و امثال این حرفها؛ من هم در جوابشان می گویم همه ی فیلم هایی که شما از من نشان می دهید کنسرت های ایران است که من آن ها را در ایران اجرا کرده ام؛ این چه سوالی است که شما می پرسید!به تازگی هم شنیده ام که تبلیغ می کنند، قرار است در نوروز من با چند خواننده ی لس آنجلسی در آنتالیا کنسرت اجرا کنم! این دروغ است و اصلا حقیقت ندارد. یک نفر به من گفته بود که در استانبول برای ایرانی ها یک جشن نوروزی برگزار خواهد شد؛ شما حاضر به شرکت هستید یا نه. من هم قبول کردم که به آنجا بروم. از من قیمت پرسیدند و من گفتم کسی را بفرستید تا به تهران بیاید تا در این مورد به صورت مکتوب قرارداد ببندیم و پیش پرداخت بدهید. این را هم که پرسیدم آیا فقط من اجرا دارم یا خواننده ی دیگری را هم دعوت کرده اید؟ گفتند فقط تو هستی و کس دیگری به جز خواننده ترکیه ای حضور ندارد. آن ها با خود گفته بودند حال که این جهت آمدن به استانبول اعلام آمادگی کرد، از اینجا هم به آنتالیا می بریم.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
, ,
وقتی که شنیدم حتی پکیج هم درست کرده اند خیلی تعجب کردم. من آن خواننده ها را می شناسم اما سیستم من اصلا حاضر به این کار نیستم و سیستم من با آن ها متفاوت است و اگر هم بخواهم در آنتالیا کنسرت بگذارم به طور اختصاصی خودم این کار را می کنم نه با آن ها. دیروز دو روز پیش از طریق مراجع قانونی شکایتی علیه آن شبکه تلوزیونی تنظیم کردیم و در شبکه های اجتماعی از جمله وب سایت شخصی ام این موضوع را تکذیب کردم.
آناج: چه آرزویی در رابطه با موسیقی آذربایجان و تبریز دارید؟
وقتی از تبریز به عنوان شهر اولین ها یاد می کنیم، مشاهیر آذربایجان و تبریز در ذهن تداعی می شود. مشاهیر هنری، معماری، طبابت یا نخبگان. به نظر من تبریز شهر اولین ها نام گرفته است اما شبیه به اولین ها نیست. البته در گذشته اولین بودیم اما امروز نیستیم. من به شهرهای دیگر زیاد سفر کرده ام و دیده ام که آن ها خیلی پیشرفت کرده اند و تبریز باید از لحاظ معماری، شهرسازی و ... باید خیلی بهتر از این می بود. شهر اولین ها باید در همه ی زمینه ها اولین باشد.
تبریز در زمینه موسیقی و هنری خیلی کند پیش می رود. آیا خوانندگان تبریز و هنرمندانش خوابند یا جسارت نمی کنند؟! من بارها اعلام کرده ام که دنبال رقیب می گردم که یک تبریزی رقیب من باشد و من هم در سایه رقابت سالم پیشرفت کنم. تبریز اهل موسیقی دارد ولی برخی خیلی بی ادعا هستند و برخی نیز فکر می کنند که پروفسور هستند!در حالی که در بستان آباد هم شناخته شده نیستند اما به قدری مغرورند که جواب سلام هم نمی دهند. این ضعف بزرگی است. از طرفی اهل موسیقی نباید صرفا خود را در تبریز محدود کنند. راضی نباشیم که از آذربایجان فقط اسم یکنفر به عنوان پیشرو موسیقی مطرح باشد. من می خواهم این تعداد زیاد باشند و حتی خودم هم حاضرم تا جایی که می توانم دستشان را بگیرم و کمکشان کنم همان طور که تا به حال دست افراد زیادی را گرفته ام اما تداوم نداشته است چون یک نفر خودش باید با علاقه و همت پیش برود و صرف کمک دیگران کارساز نیست.
انتظارم از آقای نواداد بیشتر است/مرا دعوت میکنند و دوساعت مانده به برنامه کنسل میکنند
,
,
,
,
,
,
,
,
, ,
,
,
در مورد تلویزیون تبریز نیز باید بگویم انتظار ما از آقای نواداد خیلی بیشتر از این بود. ایشان در اردبیل صدا و سیمای اردبیل را دگرگون کردند. اما صدا و سیمای تبریز خیلی ضعیف است. چندبار با من تماس گرفته و گفته اند وقتی تبریز آمدی برای مصاحبه به تلوزیون بیا و من هم قبول کرده ام اما دو ساعت مانده به وقت مصاحبه زنگ می زنند و کنسلش می کنند. مگر مریضید که مرا دعوت می کنید و بعد کنسلش می کنید!
من که التماستان نکرده بودم مرا به تلویزیون دعوت کنید!هر چند من افتخار می کنم مهمان تلویزیون شهرم باشم اما شما که امروز به خاطر ترس از تبلیغ من و ... قرارتان را لغو می کنید توجه داشته باشید که 60 درصد موسیقی که در رادیو تلویزیون پخش می کنید کار های من هستند. اصلا در کنسرت ما بلیط پیدا نمی شود که من بخواهم به تلویزیون بیایم و کنسرتم را تبلیغ کنم. علاوه بر آن من به قدری حرفه ای هستم که خودم کنسرتم را تبلیغ نمی کنم تا اینکه خود مجری به آن اشاره کند.
تبریز به این زیبایی و با این هنر قوی چرا کسی از آن استفاده نمی کند. من دور از تبریز هستم ولی هنوز هم از آثار شاعران شهرم استفاده می کنم و به آن هم افتخار می کنم اما در خود تبریز از آن غافل هستند. یک تلویزیون نباید انقدر نا به سامان باشد. این حق من است که به تلویزیون بیایم و حمایت هم بشوم. به این ها می گویم که بلیط رفت و برگشتم را بدهید و هزینه هم نصف انچه را که تهران به من می دهد پرداخت کنید؛ در جواب می گویند آقای شهریاری اگر بلیط هواپیما را فراهم کنیم تازه شاهکار کرده ایم! گفتم پس خدا پدرتان را بیامرزد اگر خواستم بیایم با هزینه خودم بلیط می گیرم و می آیم. به خاطر ترس از این هزینه هاست که هر خواننده ای را به تلویزیون دعوت می کنند و آهنگ هایی اجرا می شود که پر از اشکال است و گویی اصلا کارشناسی نشده است.
آناج:در مورد جشنواره موغام نظرتان چیست؟
برگزاری خود جشنواره کار مثبتی است اما اصحاب موسیقی که من با آن ها هم صحبت شده ام و با آن ها آشنایی دارم، از داوران و شیوه ی داوری بسیار ناراحت و عصبانی بودند و گویا داوران اهل فن نبوده اند و قضاوتشان طبق معیار و ملاک های تعیین شده نبوده است. امیدورام این صحبت های من به گوش مسئولین برسد و داوران و کارشناسانی را برای این کار انتخاب کنند که به واقع کارشناس بوده و تجربه کافی برای قضاوت درست و رای دادن را داشته باشد.
البته من نمی دانم داوران چه کسانی هستند؛ من آن ها را نمی شناسم اما اهل موسیقی که می شناسمشان آن ها را تایید نکردند و از داوری شان خیلی هم ناراحت بودند. امیدوارم این جشنواره ضمن رفع ضعف هایش تداوم داشته باشد. تبریز قطب موسیقی آذربایجان است و موسیقی آذربایجان در تمام دنیا مطرح است و جا دارد که سالانه دو جشنواره موسیقی در شهر ما برگزار شود. من خود حاضرم مسئولیت برگزاری جشنواره موسیقی 20 روزه را با هزینه ی بلیط 2000 تومان بر عهده بگیرم تا برای 3،4 هزار نفر کنسرت اجرا کنیم. 10 سال است که من این حرف ها را می زنم و هرموقع مسئولین مربوطه آن ها را یادداشت می کنند اما تا به امروز که در عمل نتیجه ای حاصل نشده است. قبل از اینکه موسیقی موغام در باکو اجرا شود من در تبریز آن را پیشنهاد داده بودم اما اهمیت ندادند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه