به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، با آقای باقری، رئیس هیئت نخل حسینی صدره و سرفره کاشان گفت و گویی انجام داده ایم که قسمت اول آن را به شما مخاطبین ارجمند تقدیم میکنیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,البته مطمئنیم که ایشان از اینکه ما گفتهایم، رئیس هیئت، ناراحت خواهند شد، اما از آن جهت که هر مجموعهای، مدیر و راهبری دارد و موفقیت آن مجموعه از یک سو در گرو مدیری کاردان و شایسته و از سویی دیگر وابسته به همکاری و همدلی اعضای آن مجموعه است، ما از اینکه مدیر موفق این مجموعه را معرفی کنیم، راه گریزی نداشتیم.
,این مصاحبه، در چند بخش تنظیم شده که هدف از آن تبیین مولفههای یک هیئت الگو و موفق میباشد و آنچه در مقابل دیدگان شماست شمارهی اول است، که به امید خدا شمارههای بعدی در آینده، روی سایت گذاشته خواهد شد.
,آنچه میخوانید، در پاسخ به این سوال است که اصلاً چرا ایشان به کاشان آمده و بنای چنین مجموعهای را در اینجا، پیگیری کرده اند؟ و این مجموعه، چه اهداف و انگیزهای را دنبال میکند؟
,
جواب گرفتن از نخل و علقهی خانوادگی، مرا به اینجا کشاند
بسم الله الرحمن الرحیم. کشیده شدن من به کاشان و کار کردن در هیئت حسینی نخل صدره و سرفره کاشان، دلائل مختلفی دارد، از جمله علقهای که به خانواده و پدربزرگ خود داشتهام که موسس این هیئت بودهاند. مسئلهی مهمتر اینکه من به نخل و صاحب آن اعتقاد و علاقهی زیادی دارم و خودم و خیلیها، از آن جواب گرفتهایم.
,
خب اینها جاذبههایی بوده که ما را به اینجا کشانده و از طرفی، همت و تواناییهایی در من بوده که خداوند لطف کرده، تا بتوانیم در اینجا کاری انجام دهیم.
,اما آنچه مهم است، اهدافی است که از برپایی مجموعهای به این بزرگی، در نظر داریم. بنده به هیچ عنوان قبول ندارم که ساختمانی با این شرایط ساخته شود، مگر اینکه استفاده شود! یعنی اینطور نباشد که سالی یک بار در دهه محرم، مراسمی گرفته شود و بعد در آن بسته شود تا سال دیگر!
,
به هیچ وجه به هیئتها، به این سبک، اعتقادی ندارم!!!
من با توجه به اینکه، کاشان در رابطه با موضوع هیئتها، دارای شهرت است عرض میکنم که به هیچ وجه به هیئتها، به این سبک، اعتقادی ندارم و نام آن را هیئت بازی میگذارم! البته هیئتهایی هستند که خوب کار میکنند ولی در کل، دید و نگرش، چیز دیگری است و مجموعههایی که خوب کار میکنند، کم بوده و در چشم نیستند و اکثراً همین حالت هیئتبازی وجود دارد.
,
منظورم از هیئتبازی این است که، هیئتها دید جهانی ندارند و به طور اصولی کار فرهنگی انجام نمیدهند تا بتوانند روی فکر جامعه تاثیر بگذارند، بلکه گرفتار کارهایی کمارزش و رقابتی پوچ با یکدیگر شدهاند.
,الآن در آن سوی دنیا آن مسیحی چه جور کار میکند؟ به قول حاج آقا قرائتی به طور شبانهروزی روی فکرها کار میکنند، اما یک بچه شیعه چه کار میکند؟! تمام عشق و علاقهاش این است که یک مداح بیاورد و حسین حسین کند!!! گر چه مداح هم مهم است اما باید با شعری مناسب و تاثیرگذار همراه باشد.
,به طور کلی، در هیئتهای ما، کار فرهنگی در ردهی دهم است و اولویتهای اول عبارتست از، شام، جمعیت و رقابت بر سر اینکه ما چند نفر شام دادیم و شما چند نفر! بازی با شهرتها و اینکه ما چقدر پول مداح دادیم!
,تمام سعی من این بوده که به حق فاطمه زهرا (س)، اینجا یک هیئت الگو باشد که در این رابطه به برخی محورهای مهم این مجموعه، که قصد داشتهام به عنوان الگویی برای سایر مجموعهها معرفی شود، به طور مختصر اشاره میکنم.
,
۱) در کنار عزا و مصیبت به جشن و شادی هم اهمیت بدهیم
یکی از چیزهایی که مدنظر من بوده این است که فقط به عزاداری و مصیبت نپردازیم، بلکه در ایام میلاد و شادی اهل بیت (ع) هم برنامههای شاخص و بزرگ داشته باشیم. متأسفانه چیزی که بین ما عمومیت پیدا کرده، عزاداری و گریه است و مراسمات ما در ایام شادی و میلاد، بسیار کمرنگ است.
,
۲) سخنرانی نسبت به مداحی أرجح باشد
یکی معضلات بسیار شایع این است که در زمان سخنرانی، اکثر مردم در بیرون از حسینیه هستند که پس از اینکه سخنران از منبر پایین آمد، برای مداح به حسینیه میآیند! ما این مشکل را پس ازچند سال کار و پیگیری حل کردیم و الآن وضعیت به گونهای است که به هنگام سخنرانی، حسینیه پر شده و دیگر ظرفیت ندارد و باید درها را ببندیم!
,
باید به دنبال سخنرانی بود که بر اطلاعات مردم بیفزاید و تاثیرگذار باشد، یعنی این زمانی را که مردم صرف کرده و پای منبر مینشینند، برایشان مفید باشد و مطالب جدیدی یاد بگیرند.
,در ضمن اینکه اولویت با سخنران است نه مداح، بایستی در رابطه با دعوت سخنران باید توجه داشته باشیم که معتقد به نظام و ولایت باشد و در مسیر آن راهی که ما در رابطه با امام (ره) و رهبری پذیرفتهایم، حرکت کند و خط او، خط ولایت باشد.
,
۳) مداح را تنها با توجه به شهرتش انتخاب نکنیم
اینطور نباشد که برای جذب جمعیت بیشتر، فلان مداح مشهور را حالا هر طوری که بود و با هر حاشیهای که داشت، دعوت کنیم، بلکه مداحی، دعوت کنیم که خودساخته باشد و در خلوتش، مخالف با آنچه که در برابر مردم از خود نشان میدهد، عمل نکند.
,
شعری مناسب داشته باشد و روی مردم و جوانان تاثیرگذار باشد و فقط به صرف اینکه صدای خوبی داشته باشد و گریهی مردم را در آورد، نباشد.
,
۴) برای جوانها جذابیت ایجاد کنیم
وقتی در این زمینه کم کار کنیم نتیجهاش میشود اینکه جوان ما وقت خود را در چایخانه بگذارند و یا اینکه به دنبال جذابیتهایی از قبیل صدای قشنگتر فلان مداح و یا لخت شدن به هنگام سینهزنی، باشد. اینکه جوانان به سمت چنین جاذبههای پوچی میروند به خاطر ضعف ما در جاذبه ایجاد کردن برای ارزشهای حقیقی و اصیل است و در این رابطه متأسفانه خیلی خشک و متعصبانه عمل کردهایم.
,
ما در این مجموعه، همهی اینها را داشتهایم برای مثال در رابطه با لخت شدن، از همان اول تند برخورد نکردیم که جوانان بگریزند بلکه در طی چند سال کار، رسید به اینجا که دیگر لخت نمیشوند. اینها زمان برده، اما شده و ما توانستهایم آن را انجام دهیم.
,
۵) در عرض سال از این مجموعه استفاده کنیم
من از همان ۱۵ سال پیش به این فکر بودم که این حسینیه، فقط در محرمها، مصرف نداشته باشد و بتوان در طول سال از آن استفاده کرد، به همین خاطر در نظر داشتم تا یک مجموعهی ورزشی درست کنیم و از امام حسین (ع) تقاضا کردم تا اجازه دهند من این مجموعه را بزنم و ببینم که جوانان به اینجا میآیند و بعد مرا از این دنیا ببرند که الحمدلله دیدم که جوانان به اینجا آمدند و هنوز مرا نبرده است!
,
این در حالی است که یکی از روحانیون محترم با راهاندازی مجموعه ورزشی در حسینیه مخال بودند و این کار را صحیح نمیدانستند، که بنده پیگیری کرده و از دفتر مقام معظم رهبری اجازهی کتبی برای انجام این کار گرفتم.
,
۶) کار فرهنگی بدون شیرینی نمیشود
با این نگاههای خشک نمیتوان جوانان را جذب کرد، نمیتوان به جوان گفت که بنشین و قرآن بخوان، بنشین و حدیث بخوان، بلکه اول باید یک شکلات و شیرینیای در نظر بگیری و از جاذبههای امروزی برای جذب جوانان استفاده کنی، بنده معتقدم که کار فرهنگی بدون شیرینی نمیشود و منظورم از شیرینی همان چیزهایی است که برای جوانان جاذبه دارد.
,
جوانان را باید از طریق آن چیزهایی که برای آنها جاذبه دارد، به هیئت جذب نمود، جاذبههای امروزی با گذشته فرق دارد، دیگر نمیشود با افکار ۳۰۰ سال پیش، جامعهی امروزی را اداره کرد.
,
۷) وقتی نام امام حسین (ع) میآید، باید بهترینها بود
من از بچگی به این موضوع اعتقاد داشتهام که برای امام حسین (ع) باید بهترین را انتخاب کرد و از بهترینها در این راه هدیه کنی، یعنی اگر میخواهیم برای مجموعهی ورزشی هیئت، تجهیزات بیاوریم، بهترینها را بیاوریم و در سایر موضوعات نیز به همین شکل باید عمل کنیم.
,
اما متأسفانه الان وضع به گونهای است که نظم و نظافت، آنگونه که در شأن مجلس امام حسین (ع) است، رعایت نمیشود. به نظرم مجلس امام حسین (ع) باید طوری باشد که برای مثال اگر چند اورپایی به آنجا آمدند، خودمان خجالت نکشیم و آنها از نظم و نظافت ما لذت ببرند و خود این یک بار تبلیغی دارد تا فرهنگ امام حسین (ع) را به دیگران انتقال داده و آنها را جذب نماییم و صد البته اگر اینها را رعایت نکنیم نتیجهای جز تنفر و دور کردن دیگران از این دم و دستگاه، نخواهد داشت.
,در این رابطه خاطرهای دارم و آن اینکه وقتی برای خرید تجهیزات ورزشی به فروشگاهی رفته بودیم، وقتی خواستیم از آن فروشنده تخفیف بگیریم و از او پرسیدیم که آیا خود او هیئتی هست یا نه، گفت: من نه هیئتی هستم و نه میخواهم هیئتی باشم! وقتی دلیلش را پرسیدیم گفت: من در عمرم یک بار به هیئت آمدم، وقتی در صف غذا بودم دیدیم که مسئول هیئت، لباس یک نفر را گرفت و به خیلی شدید او را از صف بیرون انداخت به خاطر اینکه او یک بار غذا گرفته است، وقتی این صحنه را دیدم، دیگر پایم را در هیچ هیئتی نگذاشتم.
,به بهترین شکل عمل کردن، در همهی ابعاد مثل نظم، نظافت، اخلاق و… اهمیت بالایی دارد، چرا که ممکن است سخنران خوبی داشته باشید و حسینیهی زیبایی ساخته باشد، اما خدمهی حسینیه درست رفتار نکنند، که همین بدرفتاری، اثر تمام کارها را از بین میبرد.
,ادامه دارد…
,تصویری از مراسم نخل گردانی در شب عاشورا؛
,

, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه