به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سلام کمیجان، وبلاگ شهدای گلگون کفن میلاجرد نوشت: نسیم پرمهر وجودش به گاه ۱۳۳۱ بر مرغزار عالم وزیدن گرفت تا مردمان پاک رخ و صاف بین سامان میلاجرد را بر سفره نوازش و ستایش خویش میهمان سازد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سلام کمیجان, سلام کمیجان, سلام کمیجان, سلام کمیجان, شهدای گلگون کفن میلاجرد, شهدای گلگون کفن میلاجرد,,
روحیه خداباوری ، توکل و دیانت پیشگی خانواده او را از همان دوران کودکی مؤمن، با اعتقاد و مرید ائمه اطهار (سلام اله علیها) بارآورد.
,,
رضایت و دعای خیر پدر و مادر این آیینه تمام نمای سخاوت و گذشت را بر مرتبت عزت جاودانه ساخت. به نیت کاستن آلام و مشقات حاصل از فقر و تنگ دستی خانواده مردانه کمر همت به کار و تلاش بست و میراث حلال و شریف پدری یعنی شغل کشاورزی و دامداری سنتی را اختیار نمود. بنیانِ گذاران روزگار در کوخی فکند که هر خشت آن درس سادگی ، قناعت و نجابت می آموخت. گرچه از نعمت تحصیل و سواد محروم بود ولی از زلال چشمه احکام اسلام و معارف انقلاب خوب می گفت و داد سخن برطریق حق می داد.
,,
آراسته به صفات پسندیده و کردار خاص بودکه دلیل تمایزش از دیگران به شمار می آمد. خیراندیشی و نوع دوستی اش زبانزد عام و خاص بود. هر فرصتی را برای دستگیری و رسیدگی به احوال محرومان غنیمت می شمرد.
,,
وجاهت وکمال ستودنی وی در بین آحاد مردم تیر چاره و تدبیر او را که غالباً صبغه الهی و خلق نوازی داشت به کانون هدف هدایت می کرد. هنوز هم بغض غم و غربت در کوچه پس کوچه های قدیمی کهنه محله میلاجرد به امید یافتن نشانی از کیسه محبت و ایثار شهید میل ناله و افغان دارد.
,,
آثار خلق خوش و زینت سلوک شهید سیمای خیره کننده ای از جذابیت رفتار و رابطه او با دیگران را به نمایش می گذاشت به نحوی که اقوام و خویشاوندان غالب اوقات فراغت خویش را به نزد او اجتماع کرده و بهره ها از فیض وجودو دریای مهرش می بردند. زمام کلام در وصف شور انقلابی و شوق حسینی شهید را باید به مجالی فراخ و الفاظی فخیمه سپرد تا مرکب عشق در آن بتازد.
,,
شهید حسن عزیزی فرزند حمزه در دوران دفاع مقدس دل شوریده اش تاب نیاورد و اشک بر دیده اش خواب. در خیل عظیم عاشقان روح خدا وارد شد و به عرصه پیکار قدم نهاد.
, حسن عزیزی, حسن عزیزی,,
در نخستین حضورش تیر دشمن پیکرش را نشانه رفت و به مقام جانبازیش رساند و با وجود ضعف تن و قلّت نیرو هرگز از نبرد دست نکشید و ننشست.
,,
باری دیگر به کارزار آمد. دلاوریها نمود و در عملیات پاکسازی منطقه کردستان نقش فعالی داشت و در بین همرزمان حضور می یافت و چون مولایش که دل از کف داد و جان در طبق اخلاص نهاده بود در منطقه سر پل ذهاب به اسارت بعثیان در آمد و جام آزادی از کف سالار آزادگان هدیه گرفت.
,,
روایت است شهید با لبی تشنه چون مولایش جسین ، با تنی مجروح چون سقایش اباالفضل و با افتخار چون زینب کربلا جام بقا بر سرو کسوت صفا بر تن کشید و بر سریر عند ربهم رسید و روی از جهان فانی کشید و در تاریخ ۲۱ تیرماه ۱۳۸۶ پیکر مطهرش آسود.
,,
جسم اطهرش چندی در غربت بماند و داغ هجران بر دل همشهریان نشاند تا اینکه حب الوطن تابش از کف ربود و راه وطن گرفت و در شهر اراک مامن و مسکن جاوید یافت.
,

, ,

, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه