اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

فضاهای مجازی، آسیب های حقیقی

فضاهای مجازی، آسیب های حقیقی
امروز همگام با تکنولوژی های مدرن و پیشرفته در حوزه رسانه های جمعی، فناوری های اطلاعاتی و وسایل ارتباط جمعی، فضاهای مجازی در قالب شبکه های مختلف اجتماعی و پایگاه های عمومی و خصوصی اینترنتی بخش عمده ای از تعاملات اجتماعی انسان ها در جوامع مختلف بشری را تشکیل می دهند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رودآور، وحید الوندی در یادداشتی نوشت؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم، فضاهای مجازی در زندگی های حقیقی جایگاه اثر گذاری پیدا کرده اند و اهمیت آنها در زندگی روزمره افراد جامعه غیرقابل انکار است. 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودآور,

دنیای علم و فن آوری هرگز خود را با خواست هیچ کس هماهنگ نمی کند و روند پیشرفتش متوقف نمی شود و به این دلیل مقاومت سرکوبگرایانه و نفی کننده در مقابل این جریان پرسرعت و اثر گذار نمی تواند به طور صد در صدی افراد جامعه را از آسیب های رسانه های امروزی حفظ و صیانت کند. 
روشن است که منظور از این جریان پر سرعت و اثر گذاری که نباید به صورت تدافعی همواره در مقابل آن ایستاد و آن را نفی کرد، بدنه کلی و عمومی محتواهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی شامل تبادل اطلاعات و اخبار، آگاهی یافتن از تحولات دنیای امروز، تبادل مطالب مفید در حوزه های مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است وگرنه برخورد سلبی با بخشی از مفاهیم و محتواهای رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی که به طور مستقیم و تخصصی و با نگاهی تجاری محور به مقوله هایی مانند بی بند و باری های اخلاقی و جنسی، انحرافات عمیق و جهت دار اعتقادی و فروپاشی بنیان خانواده و سقوط نظام خانواده محور در اجتماع می پردازند، موضوعی نیست که با آن مخالفت کرد. 
در میان غوغا سالاری برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروزی هستند افرادی که بی اختیار مات و مبهوت جریان کلی این فن آوری ها، قدرت انتخاب، تحلیل و اعتماد به نفس خود را در مقابل رنگ و لعاب های تبلیغاتی، فضاهای پر زرق و برق و فریبنده مجازی و جذابیت های رسانه ای از دست می دهند و با هضم شدن در مسیر کلی این فن آوری ها و شبکه های اجتماعی تبدیل به کاربری رام و اثر پذیر به مثابه یک مصرف کننده صرف می شوند و دیگر قدرت تجزیه و تحلیل، کنکاش های ظریف بینانه و فعالیت های اثر گذار را از دست می دهند. 
بروز این چنین حالتی در میان افراد موجب می شود تا کاربر به اصطلاح جهانی شبکه های مدرن و جذاب و البته پر زرق و برق رسانه های امروز نه تنها از مزایای فضاهای مجازی به نفع پیشرفت و رشد و بالندگی شخصیت فردی خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، بهره مند نشود بلکه به عنصری آسیب پذیر و حقیقی در امواج سهمگین و خروشان فضاهای مجازی بدل شود. 
اکنون شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی به مثابه دو لبه ی یک تیغ عمل می کنند که بهره وری و یا آسیب پذیری از آنها به نوع و فرهنگ استفاده از آنها بستگی دارد و با این تعریف، نمی توان فن آوری های نوین را به طور کلی آسیب رسان، زیان بخش و فساد آور دانست و نه می توان آنها را بدون عیب و نقص و ایراد و خودی خود عامل پیشرفت، توسعه و زیر ساخت های تمدن به حساب آورد. 
اکنون در اطراف خود و نه چندان دور از محیط زندگی روزمره شاهد برخی از افراد جامعه هستیم که به طور مجازی با افکار پوچ گرایانه و نا امید کننده و عقاید انحرافی آشنا می شوند اما به طور حقیقی دچار افسردگی، اختلالات روحی و روانی و یا افکار افراطی و خطرناک می شوند، به طور مجازی در مراکز فساد و بی بندو باری های اخلاقی در نقاط مشخص دنیا آشنا می شوند اما حقیقتاً به بیماری های بی قیدی، هوس بازی و فروپاشی شخصیتی دچار می شوند، به صورت مجازی با برخی سریال های جذاب و با آب و رنگ و زندگی های به تصویر کشیده شده در آنها آشنا می شوند اما به صورت حقیقی بنیان خانواده خود را به ورطه فروپاشی و سقوط می کشانند، به شکل مجازی با فرق نوظهور و عرفان های کاذب آشنا می شوند اما به طور حقیقی به دام اعتیاد، زور گیری و قتل می افتند، به طور مجازی می خورند، می خوابند، راه می روند، می پوشند و فکر می کنند اما به طور حقیقی زندگی خود را نابود می کنند. 
بحث های تخصصی و کارشناسانه در مورد لزوم اجرای طرح هایی مانند فیلترینگ هوشمند ملی را به صاحب نظران و کارشناسان نخبه این حوزه واگذار می کنیم اما به نظر می رسد قبل از اجرای این طرح همه ما نیاز به اجرای طرح فیلترینگ هوشمند در ذهن، افکار درونی و فعالیت های خود در رابطه با استفاده از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی داریم تا هر نوع خوراک فکری را به صرف اینکه در شبکه های پر زرق و برق و جذاب اینترنتی، اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی جامعه خود ندانیم.

انتهای پیام/م

,

دنیای علم و فن آوری هرگز خود را با خواست هیچ کس هماهنگ نمی کند و روند پیشرفتش متوقف نمی شود و به این دلیل مقاومت سرکوبگرایانه و نفی کننده در مقابل این جریان پرسرعت و اثر گذار نمی تواند به طور صد در صدی افراد جامعه را از آسیب های رسانه های امروزی حفظ و صیانت کند. 
روشن است که منظور از این جریان پر سرعت و اثر گذاری که نباید به صورت تدافعی همواره در مقابل آن ایستاد و آن را نفی کرد، بدنه کلی و عمومی محتواهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی شامل تبادل اطلاعات و اخبار، آگاهی یافتن از تحولات دنیای امروز، تبادل مطالب مفید در حوزه های مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است وگرنه برخورد سلبی با بخشی از مفاهیم و محتواهای رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی که به طور مستقیم و تخصصی و با نگاهی تجاری محور به مقوله هایی مانند بی بند و باری های اخلاقی و جنسی، انحرافات عمیق و جهت دار اعتقادی و فروپاشی بنیان خانواده و سقوط نظام خانواده محور در اجتماع می پردازند، موضوعی نیست که با آن مخالفت کرد. 
در میان غوغا سالاری برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروزی هستند افرادی که بی اختیار مات و مبهوت جریان کلی این فن آوری ها، قدرت انتخاب، تحلیل و اعتماد به نفس خود را در مقابل رنگ و لعاب های تبلیغاتی، فضاهای پر زرق و برق و فریبنده مجازی و جذابیت های رسانه ای از دست می دهند و با هضم شدن در مسیر کلی این فن آوری ها و شبکه های اجتماعی تبدیل به کاربری رام و اثر پذیر به مثابه یک مصرف کننده صرف می شوند و دیگر قدرت تجزیه و تحلیل، کنکاش های ظریف بینانه و فعالیت های اثر گذار را از دست می دهند. 
بروز این چنین حالتی در میان افراد موجب می شود تا کاربر به اصطلاح جهانی شبکه های مدرن و جذاب و البته پر زرق و برق رسانه های امروز نه تنها از مزایای فضاهای مجازی به نفع پیشرفت و رشد و بالندگی شخصیت فردی خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، بهره مند نشود بلکه به عنصری آسیب پذیر و حقیقی در امواج سهمگین و خروشان فضاهای مجازی بدل شود. 
اکنون شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی به مثابه دو لبه ی یک تیغ عمل می کنند که بهره وری و یا آسیب پذیری از آنها به نوع و فرهنگ استفاده از آنها بستگی دارد و با این تعریف، نمی توان فن آوری های نوین را به طور کلی آسیب رسان، زیان بخش و فساد آور دانست و نه می توان آنها را بدون عیب و نقص و ایراد و خودی خود عامل پیشرفت، توسعه و زیر ساخت های تمدن به حساب آورد. 
اکنون در اطراف خود و نه چندان دور از محیط زندگی روزمره شاهد برخی از افراد جامعه هستیم که به طور مجازی با افکار پوچ گرایانه و نا امید کننده و عقاید انحرافی آشنا می شوند اما به طور حقیقی دچار افسردگی، اختلالات روحی و روانی و یا افکار افراطی و خطرناک می شوند، به طور مجازی در مراکز فساد و بی بندو باری های اخلاقی در نقاط مشخص دنیا آشنا می شوند اما حقیقتاً به بیماری های بی قیدی، هوس بازی و فروپاشی شخصیتی دچار می شوند، به صورت مجازی با برخی سریال های جذاب و با آب و رنگ و زندگی های به تصویر کشیده شده در آنها آشنا می شوند اما به صورت حقیقی بنیان خانواده خود را به ورطه فروپاشی و سقوط می کشانند، به شکل مجازی با فرق نوظهور و عرفان های کاذب آشنا می شوند اما به طور حقیقی به دام اعتیاد، زور گیری و قتل می افتند، به طور مجازی می خورند، می خوابند، راه می روند، می پوشند و فکر می کنند اما به طور حقیقی زندگی خود را نابود می کنند. 
بحث های تخصصی و کارشناسانه در مورد لزوم اجرای طرح هایی مانند فیلترینگ هوشمند ملی را به صاحب نظران و کارشناسان نخبه این حوزه واگذار می کنیم اما به نظر می رسد قبل از اجرای این طرح همه ما نیاز به اجرای طرح فیلترینگ هوشمند در ذهن، افکار درونی و فعالیت های خود در رابطه با استفاده از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی داریم تا هر نوع خوراک فکری را به صرف اینکه در شبکه های پر زرق و برق و جذاب اینترنتی، اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی جامعه خود ندانیم.

انتهای پیام/م

,

دنیای علم و فن آوری هرگز خود را با خواست هیچ کس هماهنگ نمی کند و روند پیشرفتش متوقف نمی شود و به این دلیل مقاومت سرکوبگرایانه و نفی کننده در مقابل این جریان پرسرعت و اثر گذار نمی تواند به طور صد در صدی افراد جامعه را از آسیب های رسانه های امروزی حفظ و صیانت کند. 
روشن است که منظور از این جریان پر سرعت و اثر گذاری که نباید به صورت تدافعی همواره در مقابل آن ایستاد و آن را نفی کرد، بدنه کلی و عمومی محتواهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی شامل تبادل اطلاعات و اخبار، آگاهی یافتن از تحولات دنیای امروز، تبادل مطالب مفید در حوزه های مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است وگرنه برخورد سلبی با بخشی از مفاهیم و محتواهای رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی که به طور مستقیم و تخصصی و با نگاهی تجاری محور به مقوله هایی مانند بی بند و باری های اخلاقی و جنسی، انحرافات عمیق و جهت دار اعتقادی و فروپاشی بنیان خانواده و سقوط نظام خانواده محور در اجتماع می پردازند، موضوعی نیست که با آن مخالفت کرد. 
در میان غوغا سالاری برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروزی هستند افرادی که بی اختیار مات و مبهوت جریان کلی این فن آوری ها، قدرت انتخاب، تحلیل و اعتماد به نفس خود را در مقابل رنگ و لعاب های تبلیغاتی، فضاهای پر زرق و برق و فریبنده مجازی و جذابیت های رسانه ای از دست می دهند و با هضم شدن در مسیر کلی این فن آوری ها و شبکه های اجتماعی تبدیل به کاربری رام و اثر پذیر به مثابه یک مصرف کننده صرف می شوند و دیگر قدرت تجزیه و تحلیل، کنکاش های ظریف بینانه و فعالیت های اثر گذار را از دست می دهند. 
بروز این چنین حالتی در میان افراد موجب می شود تا کاربر به اصطلاح جهانی شبکه های مدرن و جذاب و البته پر زرق و برق رسانه های امروز نه تنها از مزایای فضاهای مجازی به نفع پیشرفت و رشد و بالندگی شخصیت فردی خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، بهره مند نشود بلکه به عنصری آسیب پذیر و حقیقی در امواج سهمگین و خروشان فضاهای مجازی بدل شود. 
اکنون شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی به مثابه دو لبه ی یک تیغ عمل می کنند که بهره وری و یا آسیب پذیری از آنها به نوع و فرهنگ استفاده از آنها بستگی دارد و با این تعریف، نمی توان فن آوری های نوین را به طور کلی آسیب رسان، زیان بخش و فساد آور دانست و نه می توان آنها را بدون عیب و نقص و ایراد و خودی خود عامل پیشرفت، توسعه و زیر ساخت های تمدن به حساب آورد. 
اکنون در اطراف خود و نه چندان دور از محیط زندگی روزمره شاهد برخی از افراد جامعه هستیم که به طور مجازی با افکار پوچ گرایانه و نا امید کننده و عقاید انحرافی آشنا می شوند اما به طور حقیقی دچار افسردگی، اختلالات روحی و روانی و یا افکار افراطی و خطرناک می شوند، به طور مجازی در مراکز فساد و بی بندو باری های اخلاقی در نقاط مشخص دنیا آشنا می شوند اما حقیقتاً به بیماری های بی قیدی، هوس بازی و فروپاشی شخصیتی دچار می شوند، به صورت مجازی با برخی سریال های جذاب و با آب و رنگ و زندگی های به تصویر کشیده شده در آنها آشنا می شوند اما به صورت حقیقی بنیان خانواده خود را به ورطه فروپاشی و سقوط می کشانند، به شکل مجازی با فرق نوظهور و عرفان های کاذب آشنا می شوند اما به طور حقیقی به دام اعتیاد، زور گیری و قتل می افتند، به طور مجازی می خورند، می خوابند، راه می روند، می پوشند و فکر می کنند اما به طور حقیقی زندگی خود را نابود می کنند. 
بحث های تخصصی و کارشناسانه در مورد لزوم اجرای طرح هایی مانند فیلترینگ هوشمند ملی را به صاحب نظران و کارشناسان نخبه این حوزه واگذار می کنیم اما به نظر می رسد قبل از اجرای این طرح همه ما نیاز به اجرای طرح فیلترینگ هوشمند در ذهن، افکار درونی و فعالیت های خود در رابطه با استفاده از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی داریم تا هر نوع خوراک فکری را به صرف اینکه در شبکه های پر زرق و برق و جذاب اینترنتی، اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی جامعه خود ندانیم.

انتهای پیام/م

,

دنیای علم و فن آوری هرگز خود را با خواست هیچ کس هماهنگ نمی کند و روند پیشرفتش متوقف نمی شود و به این دلیل مقاومت سرکوبگرایانه و نفی کننده در مقابل این جریان پرسرعت و اثر گذار نمی تواند به طور صد در صدی افراد جامعه را از آسیب های رسانه های امروزی حفظ و صیانت کند. 
روشن است که منظور از این جریان پر سرعت و اثر گذاری که نباید به صورت تدافعی همواره در مقابل آن ایستاد و آن را نفی کرد، بدنه کلی و عمومی محتواهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی شامل تبادل اطلاعات و اخبار، آگاهی یافتن از تحولات دنیای امروز، تبادل مطالب مفید در حوزه های مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است وگرنه برخورد سلبی با بخشی از مفاهیم و محتواهای رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی که به طور مستقیم و تخصصی و با نگاهی تجاری محور به مقوله هایی مانند بی بند و باری های اخلاقی و جنسی، انحرافات عمیق و جهت دار اعتقادی و فروپاشی بنیان خانواده و سقوط نظام خانواده محور در اجتماع می پردازند، موضوعی نیست که با آن مخالفت کرد. 
در میان غوغا سالاری برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروزی هستند افرادی که بی اختیار مات و مبهوت جریان کلی این فن آوری ها، قدرت انتخاب، تحلیل و اعتماد به نفس خود را در مقابل رنگ و لعاب های تبلیغاتی، فضاهای پر زرق و برق و فریبنده مجازی و جذابیت های رسانه ای از دست می دهند و با هضم شدن در مسیر کلی این فن آوری ها و شبکه های اجتماعی تبدیل به کاربری رام و اثر پذیر به مثابه یک مصرف کننده صرف می شوند و دیگر قدرت تجزیه و تحلیل، کنکاش های ظریف بینانه و فعالیت های اثر گذار را از دست می دهند. 
بروز این چنین حالتی در میان افراد موجب می شود تا کاربر به اصطلاح جهانی شبکه های مدرن و جذاب و البته پر زرق و برق رسانه های امروز نه تنها از مزایای فضاهای مجازی به نفع پیشرفت و رشد و بالندگی شخصیت فردی خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، بهره مند نشود بلکه به عنصری آسیب پذیر و حقیقی در امواج سهمگین و خروشان فضاهای مجازی بدل شود. 
اکنون شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی به مثابه دو لبه ی یک تیغ عمل می کنند که بهره وری و یا آسیب پذیری از آنها به نوع و فرهنگ استفاده از آنها بستگی دارد و با این تعریف، نمی توان فن آوری های نوین را به طور کلی آسیب رسان، زیان بخش و فساد آور دانست و نه می توان آنها را بدون عیب و نقص و ایراد و خودی خود عامل پیشرفت، توسعه و زیر ساخت های تمدن به حساب آورد. 
اکنون در اطراف خود و نه چندان دور از محیط زندگی روزمره شاهد برخی از افراد جامعه هستیم که به طور مجازی با افکار پوچ گرایانه و نا امید کننده و عقاید انحرافی آشنا می شوند اما به طور حقیقی دچار افسردگی، اختلالات روحی و روانی و یا افکار افراطی و خطرناک می شوند، به طور مجازی در مراکز فساد و بی بندو باری های اخلاقی در نقاط مشخص دنیا آشنا می شوند اما حقیقتاً به بیماری های بی قیدی، هوس بازی و فروپاشی شخصیتی دچار می شوند، به صورت مجازی با برخی سریال های جذاب و با آب و رنگ و زندگی های به تصویر کشیده شده در آنها آشنا می شوند اما به صورت حقیقی بنیان خانواده خود را به ورطه فروپاشی و سقوط می کشانند، به شکل مجازی با فرق نوظهور و عرفان های کاذب آشنا می شوند اما به طور حقیقی به دام اعتیاد، زور گیری و قتل می افتند، به طور مجازی می خورند، می خوابند، راه می روند، می پوشند و فکر می کنند اما به طور حقیقی زندگی خود را نابود می کنند. 
بحث های تخصصی و کارشناسانه در مورد لزوم اجرای طرح هایی مانند فیلترینگ هوشمند ملی را به صاحب نظران و کارشناسان نخبه این حوزه واگذار می کنیم اما به نظر می رسد قبل از اجرای این طرح همه ما نیاز به اجرای طرح فیلترینگ هوشمند در ذهن، افکار درونی و فعالیت های خود در رابطه با استفاده از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی داریم تا هر نوع خوراک فکری را به صرف اینکه در شبکه های پر زرق و برق و جذاب اینترنتی، اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی جامعه خود ندانیم.

انتهای پیام/م

,

دنیای علم و فن آوری هرگز خود را با خواست هیچ کس هماهنگ نمی کند و روند پیشرفتش متوقف نمی شود و به این دلیل مقاومت سرکوبگرایانه و نفی کننده در مقابل این جریان پرسرعت و اثر گذار نمی تواند به طور صد در صدی افراد جامعه را از آسیب های رسانه های امروزی حفظ و صیانت کند. 
روشن است که منظور از این جریان پر سرعت و اثر گذاری که نباید به صورت تدافعی همواره در مقابل آن ایستاد و آن را نفی کرد، بدنه کلی و عمومی محتواهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی شامل تبادل اطلاعات و اخبار، آگاهی یافتن از تحولات دنیای امروز، تبادل مطالب مفید در حوزه های مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است وگرنه برخورد سلبی با بخشی از مفاهیم و محتواهای رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی که به طور مستقیم و تخصصی و با نگاهی تجاری محور به مقوله هایی مانند بی بند و باری های اخلاقی و جنسی، انحرافات عمیق و جهت دار اعتقادی و فروپاشی بنیان خانواده و سقوط نظام خانواده محور در اجتماع می پردازند، موضوعی نیست که با آن مخالفت کرد. 
در میان غوغا سالاری برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروزی هستند افرادی که بی اختیار مات و مبهوت جریان کلی این فن آوری ها، قدرت انتخاب، تحلیل و اعتماد به نفس خود را در مقابل رنگ و لعاب های تبلیغاتی، فضاهای پر زرق و برق و فریبنده مجازی و جذابیت های رسانه ای از دست می دهند و با هضم شدن در مسیر کلی این فن آوری ها و شبکه های اجتماعی تبدیل به کاربری رام و اثر پذیر به مثابه یک مصرف کننده صرف می شوند و دیگر قدرت تجزیه و تحلیل، کنکاش های ظریف بینانه و فعالیت های اثر گذار را از دست می دهند. 
بروز این چنین حالتی در میان افراد موجب می شود تا کاربر به اصطلاح جهانی شبکه های مدرن و جذاب و البته پر زرق و برق رسانه های امروز نه تنها از مزایای فضاهای مجازی به نفع پیشرفت و رشد و بالندگی شخصیت فردی خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، بهره مند نشود بلکه به عنصری آسیب پذیر و حقیقی در امواج سهمگین و خروشان فضاهای مجازی بدل شود. 
اکنون شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی به مثابه دو لبه ی یک تیغ عمل می کنند که بهره وری و یا آسیب پذیری از آنها به نوع و فرهنگ استفاده از آنها بستگی دارد و با این تعریف، نمی توان فن آوری های نوین را به طور کلی آسیب رسان، زیان بخش و فساد آور دانست و نه می توان آنها را بدون عیب و نقص و ایراد و خودی خود عامل پیشرفت، توسعه و زیر ساخت های تمدن به حساب آورد. 
اکنون در اطراف خود و نه چندان دور از محیط زندگی روزمره شاهد برخی از افراد جامعه هستیم که به طور مجازی با افکار پوچ گرایانه و نا امید کننده و عقاید انحرافی آشنا می شوند اما به طور حقیقی دچار افسردگی، اختلالات روحی و روانی و یا افکار افراطی و خطرناک می شوند، به طور مجازی در مراکز فساد و بی بندو باری های اخلاقی در نقاط مشخص دنیا آشنا می شوند اما حقیقتاً به بیماری های بی قیدی، هوس بازی و فروپاشی شخصیتی دچار می شوند، به صورت مجازی با برخی سریال های جذاب و با آب و رنگ و زندگی های به تصویر کشیده شده در آنها آشنا می شوند اما به صورت حقیقی بنیان خانواده خود را به ورطه فروپاشی و سقوط می کشانند، به شکل مجازی با فرق نوظهور و عرفان های کاذب آشنا می شوند اما به طور حقیقی به دام اعتیاد، زور گیری و قتل می افتند، به طور مجازی می خورند، می خوابند، راه می روند، می پوشند و فکر می کنند اما به طور حقیقی زندگی خود را نابود می کنند. 
بحث های تخصصی و کارشناسانه در مورد لزوم اجرای طرح هایی مانند فیلترینگ هوشمند ملی را به صاحب نظران و کارشناسان نخبه این حوزه واگذار می کنیم اما به نظر می رسد قبل از اجرای این طرح همه ما نیاز به اجرای طرح فیلترینگ هوشمند در ذهن، افکار درونی و فعالیت های خود در رابطه با استفاده از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی داریم تا هر نوع خوراک فکری را به صرف اینکه در شبکه های پر زرق و برق و جذاب اینترنتی، اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی جامعه خود ندانیم.

انتهای پیام/م

,

دنیای علم و فن آوری هرگز خود را با خواست هیچ کس هماهنگ نمی کند و روند پیشرفتش متوقف نمی شود و به این دلیل مقاومت سرکوبگرایانه و نفی کننده در مقابل این جریان پرسرعت و اثر گذار نمی تواند به طور صد در صدی افراد جامعه را از آسیب های رسانه های امروزی حفظ و صیانت کند. 
روشن است که منظور از این جریان پر سرعت و اثر گذاری که نباید به صورت تدافعی همواره در مقابل آن ایستاد و آن را نفی کرد، بدنه کلی و عمومی محتواهای اینترنتی و شبکه های اجتماعی شامل تبادل اطلاعات و اخبار، آگاهی یافتن از تحولات دنیای امروز، تبادل مطالب مفید در حوزه های مختلف هنری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است وگرنه برخورد سلبی با بخشی از مفاهیم و محتواهای رسانه های نوین و شبکه های اجتماعی که به طور مستقیم و تخصصی و با نگاهی تجاری محور به مقوله هایی مانند بی بند و باری های اخلاقی و جنسی، انحرافات عمیق و جهت دار اعتقادی و فروپاشی بنیان خانواده و سقوط نظام خانواده محور در اجتماع می پردازند، موضوعی نیست که با آن مخالفت کرد. 
در میان غوغا سالاری برخی رسانه ها و شبکه های اجتماعی امروزی هستند افرادی که بی اختیار مات و مبهوت جریان کلی این فن آوری ها، قدرت انتخاب، تحلیل و اعتماد به نفس خود را در مقابل رنگ و لعاب های تبلیغاتی، فضاهای پر زرق و برق و فریبنده مجازی و جذابیت های رسانه ای از دست می دهند و با هضم شدن در مسیر کلی این فن آوری ها و شبکه های اجتماعی تبدیل به کاربری رام و اثر پذیر به مثابه یک مصرف کننده صرف می شوند و دیگر قدرت تجزیه و تحلیل، کنکاش های ظریف بینانه و فعالیت های اثر گذار را از دست می دهند. 
بروز این چنین حالتی در میان افراد موجب می شود تا کاربر به اصطلاح جهانی شبکه های مدرن و جذاب و البته پر زرق و برق رسانه های امروز نه تنها از مزایای فضاهای مجازی به نفع پیشرفت و رشد و بالندگی شخصیت فردی خود و اجتماعی که در آن زندگی می کند، بهره مند نشود بلکه به عنصری آسیب پذیر و حقیقی در امواج سهمگین و خروشان فضاهای مجازی بدل شود. 
اکنون شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی به مثابه دو لبه ی یک تیغ عمل می کنند که بهره وری و یا آسیب پذیری از آنها به نوع و فرهنگ استفاده از آنها بستگی دارد و با این تعریف، نمی توان فن آوری های نوین را به طور کلی آسیب رسان، زیان بخش و فساد آور دانست و نه می توان آنها را بدون عیب و نقص و ایراد و خودی خود عامل پیشرفت، توسعه و زیر ساخت های تمدن به حساب آورد. 
اکنون در اطراف خود و نه چندان دور از محیط زندگی روزمره شاهد برخی از افراد جامعه هستیم که به طور مجازی با افکار پوچ گرایانه و نا امید کننده و عقاید انحرافی آشنا می شوند اما به طور حقیقی دچار افسردگی، اختلالات روحی و روانی و یا افکار افراطی و خطرناک می شوند، به طور مجازی در مراکز فساد و بی بندو باری های اخلاقی در نقاط مشخص دنیا آشنا می شوند اما حقیقتاً به بیماری های بی قیدی، هوس بازی و فروپاشی شخصیتی دچار می شوند، به صورت مجازی با برخی سریال های جذاب و با آب و رنگ و زندگی های به تصویر کشیده شده در آنها آشنا می شوند اما به صورت حقیقی بنیان خانواده خود را به ورطه فروپاشی و سقوط می کشانند، به شکل مجازی با فرق نوظهور و عرفان های کاذب آشنا می شوند اما به طور حقیقی به دام اعتیاد، زور گیری و قتل می افتند، به طور مجازی می خورند، می خوابند، راه می روند، می پوشند و فکر می کنند اما به طور حقیقی زندگی خود را نابود می کنند. 
بحث های تخصصی و کارشناسانه در مورد لزوم اجرای طرح هایی مانند فیلترینگ هوشمند ملی را به صاحب نظران و کارشناسان نخبه این حوزه واگذار می کنیم اما به نظر می رسد قبل از اجرای این طرح همه ما نیاز به اجرای طرح فیلترینگ هوشمند در ذهن، افکار درونی و فعالیت های خود در رابطه با استفاده از فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی داریم تا هر نوع خوراک فکری را به صرف اینکه در شبکه های پر زرق و برق و جذاب اینترنتی، اجتماعی و ماهواره ای مطرح می شود عامل پیشرفت و موفقیت در زندگی شخصی و اجتماعی جامعه خود ندانیم.

,
,
,
,
,
,
,

انتهای پیام/م

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه