اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

گفت‌وگو با یک بانوی حجاب؛

رواج بدحجابی جامعه‌ی علمی و امنیت اجتماعی را به خطر انداخته است/ تعداد محجبه‌ها زیاد است و جایشان خالی!

رواج بدحجابی جامعه‌ی علمی و امنیت اجتماعی را به خطر انداخته است/ تعداد محجبه‌ها زیاد است و جایشان خالی!
پیرسمساری گفت: افول سطح علمی دانشگاه های کشور، تنها یکی از آثار سوء بدحجابی است و علاوه بر این امنیت اجتماعی و خانوادگی را نیز بر هم می زند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، وقتی به صحنه تفکرات عالم نگاه می‌کنیم و بینش اسلام را مشاهده می‌نماییم، به روشنی در می‌یابیم که جامعه بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا کند که دیدگاه‌های اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و کوشش نماید آن را ارائه کند؛ اسلام می‌خواهد رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی و بالاتر از همه فضیلتی و معنوی زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,

همه تعالیم اسلام از جمله مسئله حجاب، بر این اساس است. مسئله حجاب به معنی منزوی کردن زن نیست، مسئله حجاب به معنای جلوگیری از اختلاط و آمیزش بی‌قید و شرط زن ومرد در جامعه است. این اختلاط به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد و بخصوص به ضرر زن است؛ حجاب به هیچ‌وجه مزاحم و مانع فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی وعلمی نیست.

,

در این گفت‌وگو به سراغ بانوی وارسته‌ی انقلابی رفته‌ایم که الگو و نمونه‌ی بارز یک زن مسلمان، حاضر در تمام صحنه های اجتماعی، فرهنگی، علمی، خانوادگی و حتی نظامی به شمار می‌رود؛ نسرین پیرسمساری متولد سال 1341، فارغ التحصیل رشته ی مدیریت استراتژیک در مقطع دکتری از دانشگاه خوارزمی است.

,

 

,

, ,

آناج: لطفا از سوابق و رزومه‌ی کاری خود بگویید:

,

با توجه به دغدغه ها و گاه به دلیل ضرورت امر در حیطه های مختلفی ورود کرده ام که از جمله، شش سال به عنوان مدیرکل امور بانوان و خانواده در استانداری آذربایجان شرقی فعالیت کرده و مشارکت در راه اندازی دانشگاه فرهنگیان(که پیشتر با عنوان مراکز تربیت معلم مطرح بود) در سال 92 در سطح کشور را در رزومه‌ی کاری خود دارم.

,

پس از بازنشستگی نیز به عنوان اولین بانوی مدرس در کشور، تدریس واحدهای "آشنایی با دفاع مقدس" در دانشگاه را، که یکی از شرایط مورد نیاز برای تدریس این درس حضور در جبهه بود، عهده دار شدم.

,

علاوه بر این، معاونت بانوان اداره کل حفظ آثار و اقدام به تدوین برخی کتب از جمله دانشنامه‌ی استانی دفاع مقدس، مسئولیت بسیج خواهران در سازمان بسیج اساتید و ریاست جمعیت بانوان فرهیخته(در زمینه فرهنگ دینی) در سطح کشوری و استانی، تالیف کتاب های "سیری در گلزار علوی" به صورت سیر موضوعی نهج البلاغه و "ابتکارات علمی جنگ" که در دست چاپ هستند، از دیگر مسئولیت‌ها و فعالیت های اینجانب به شمار می‌رود که در تمامی این سمت‌ها به صورت افتخاری خدمت می کنم.

,

علاوه بر فعالیت های اجتماعی فوق، مسئولیت های خانواده در مقام همسر، مادر و مادر بزرگی را دارم که البته خدمت به مادر و مادرشوهرم توفیقی افزون بر نوه داری است که شامل حال من شده است.

,

آناج: از حضورتان در جبهه های جنگ تعریف کنید:

,

در جریان انقلاب معمولا جراحت هایی بر انقلابیون وارد می شد که برای درمان ایشان نیاز به نیروهای امدادی، پرستار یا پزشک بود؛ از آنجایی که برادر من نیز در رشته‌ی پزشکی تحصیل می‌کرد، من هم در ارتباط با او، اقدامات امداد رسانی و کمک های اولیه را یاد گرفته بودم و می توانستم در چنین مواقعی به انقلابیون کمک بکنم، به همین ترتیب با شروع جنگ به عنوان امدادگر وارد فعالیت شده و حدود شش ماه در بیمارستان امام(ره) خدمت کردم.

,

در اوایل شدت کار و تعداد مجروحین زیاد بود و ما نمی توانستیم همیشه در حین کار و مداوای مجروحین چادر به سر داشته باشیم؛ لذا هنگامی که در بخش بودیم مانتوی گشاد و مقنعه‌ی بلند می پوشیدیم اما وقتی به محوطه‌ی بیمارستان می رفتیم حتما حجاب کامل خود را حفظ می کردیم.

,

با گذشت زمانی اندک به تعداد نیروهای درمانی و امدادرسانی در داخل شهرها افزوده شد و اینک وقت آن رسیده بود که در جبهه ها حاضر شویم اما سپاه در ابتدا از اعزام بانوان امتناع می کرد؛ از جهاد سازندگی نیز گفتند فقط به عنوان مبلغ فرهنگی می توانم به جبهه بروم. وقتی به اهواز رسیدیم، شهر خالی از سکنه بود و لاجرم به سمت بیمارستان رازی که یکی از بزرگترین بیمارستان های اهواز بود و در نزدیکی آبادان(که در محاصره بود) قرارداشت، رفتیم و من به عنوان امدادگر کار خود را شروع کردم.

,

مجروحین جنگ را ابتدا به بیمارستان رازی می آوردند تا آنجا مورد مداوای اصلی قرار بگیرند؛ پس از آن نیز زخمی‌ها را به دانشگاه جندی شاپور انتقال می دادند تا پس از برطرف شدن نقاحت‌شان به استان های مربوطه منتقل شوند.

,

هنوز یک ماه از ازدواجم نگذشته بود که دوباره با همسرم به جبهه برگشتم و همزمان هر سه برادرم در جبهه حضور داشتند که یکی جانباز، یکی شهید و دیگری شیمیایی شد.

,

یک زن چادری پشت فرمان تویوتای سربازی، برای مردم جای تعجب داشت

,

همسرم به لحاظ جسمانی در وضعیتی نبود که بتواند رانندگی کند؛ در سال 61 که کمتر زنی(آن هم با چادر) پشت فرمان می نشست، تویوتای سربازی می راندم! خوب به خاطر دارم که یکبار از همدان تا تبریر رانندگی کردم و در مسیر مردم با تعجب زیادی به ما نگاه می کردند.

,

در اقدامی دیگر با ریاست آقای پزشکیان سازمان دانشجویی را شکل دادیم و من نیز مقطع دبیرستان را در سازمان راه اندازی کردم. آقای فرهنگی(نماینده مجلس) و آقای محمدیان(معاون وزیر آموزش و پرورش) و آقای رحیم زاده(مدیرکل فرهنگی وزارت علوم) و شهید حبیب رنگی نیز عضو سازمان بودند.

,

به مرور زمان به حیطه های دیگر بخصوص در سپاه ورود کردیم؛ خوب به خاطر دارم که حتی در میدان تیراندازی نیز با چادر حاضر می شدیم و تنها زمانی که بدون چادر حاضر شدیم اولین رژه‌ی سپاه خواهران بود اما اصلا احساس راحتی نمی کردیم؛ لذا خود درخواست کردیم به ما اجازه بدهند هنگام رژه نیز حجاب کامل خود را که چادر بود، داشته باشیم. از آن زمان تا کنون تمام رژه ها و مراسم های مربوط به خواهران به صورت رسمی با چادر انجام می گیرد.

,

 

,

, ,

 

,

آناج: چطور همسرتان با حضور شما در جبهه موافقت کرد؟

,

البته همسرم پیش از ازدواج در جبهه بود؛ من نیز یکی از شرایطم برای ازدواج این بود که آن فرد حتما سپاهی باشد. روزی در انبار مهمات، خواهران را به خط کردم تا اسلحه هایمان را تحویل بدهیم؛ مردی آمد، اسلحه اش را روی میز گذاشت تا انباردار تحویل بگیرد؛ از این که نوبت را رعایت نکرده بود، ناراحت شدم و به او گفتم: برادر! مگر نمی بینی این افراد در نوبتند؟! هیچ نگفت، اسلحه اش را برداشت، سرش را به زیر انداخت و رفت. این اولین دیدار ما بود.

,

با شهادت برادرم(که مربی کاراته بود) عنوان پیرسمساری بیشتر مورد توجه برادران سپاهی قرارگرفته بود؛ آن فرد نیز فامیلی مرا با فامیلی برادرم تطبیق داده و فهمیده بود که من خواهر آن شهید هستم. تا اینکه در سال 60 زمینه‌ی وصال فراهم شد؛ چون آن زمان من در دانشگاه تبریز، در کارگاه های ویژه ای که ترتیب داده بودند، تحلیل سیاسی تدریس می کردم، غافل از اینکه عمه‌ی همسرم نیز یکی از اعضای کلاس ماست؛ به این ترتیب تمام عوامل دست به دست هم دادند تا این وصلت سر بگیرد.

,

خرید عقد ما فقط شامل دو پوتین بود با دو چادر ...

,

در یک فرصت یک‌ماهه مراسم عقد و ازدواج بسیار ساده ای ترتیب داده و وسایل مورد نظر را در خانه چیدیم و بار دیگر هردو باهم به جبهه بازگشتیم. خرید عقد ما فقط شامل دو پوتین بود با دو چادر، که یکی را برای مهمانی و مراسم و دیگری را برای استفاده ی دم دستی خریده بودم.

,

بنابراین ازدواج ما در چنان فضا و شرایطی شکل گرفته بود که با آگاهی از راه و مسیر زندگی همدیگر پیش رفتیم و در این زمینه مانعی برای یکدیگر ایجاد نکردیم.

,

آناج: با وجود شرایط سخت کاری که در جبهه و سپاه و یا پیش از انقلاب داشتید، با کدام پشتوانه ی فکری بر ارزشی به نام حجاب پایبند ماندید؟

,

پدر من ارتشی بود و به لحاظ فضای موجود در زمین  کاری ایشان، هیچ اجباری را جهت نوع پوشش و حجاب ما به کار نمی گرفت. با این حال در خانواده ی ما نسبت به اسلام و رعایت حدود درک عمیقی وجود داشت؛ به طوری که از چهارم ابتدایی روسری بر سر کرده و به تدریج به سمت رعایت بهتر حجاب با مقنعه و چادر پیش رفتم.

,

حتی حق حضور در عکس های دسته جمعی را نداشتم

,

قبل از انقلاب، در سال 56 من در مقطع راهنمایی تحصیل می کردم و از همان ایّام نیز علیرغم محدودیت های موجود در جامعه، حجاب را رعایت می کردم، هرچند که به خاطر حجابم اغلب تحقیر می شدم. تاجایی که در مدرسه حتی اجازه‌ی حضور در عکس های دسته جمعی یا برنامه های فرهنگی را به من نمی دادند. اگر هم از سر بچگی به چنین فضاهایی ورود می کردیم ما را از آنجا خارج کرده و می گفتند یا باید حجابتان را بردارید و یا حق شرکت ندارید.

,

با پیروزی انقلاب اسلامی همه محجبه شدند و ما هم مثل بقیه به صحنه آمدیم. با شروع جنگ نیز، هم در مدرسه و هم در دانشگاه فعالیت می کردم؛ البته حجاب ما با کمونیست ها و مجاهدین خلق متفاوت بود و ما همیشه و در همه اماکن اجتماعی با چادر حاضر می شدیم.

,

بنابراین جهت رعایت حجاب اسلامی، نه در خانه با اجباری روبرو بودیم و نه شرایط جامعه زمینه ساز بود؛ نه تنها در جامعه تشویقی برای رعایت حدود حجاب وجود نداشت بلکه به خاطر پوشش اسلامی تحقیر نیز می شدم. از طرفی به علت موقعیت خانوادگی مان، ساواک همیشه ما را تحت نظر داشت. با همه ی این سختی ها به دلیل شناختی که از این ارزش اجتماعی داشتم، به شدت از رعایت حجاب لذت می بردم.

,

با همین پشتوانه ی فکری، امروز نیز در مقام یک مادر سعی در آموزش حدود اسلامی به دخترم دارم، اما هرگز او را به پوشش چادر اجبار نمی کنم تا او نیز به شناختی که من دست یافته بودم، دست یابد و اگر حجاب برتر را برای خود انتخاب می کند، آگاهانه عمل کند تا بتواند در مراحل مختلف زندگی و تحت شرایط سخت بدان پایبند بماند. خدا را شاکرم که فرزندم نیز در انتخاب خود حجاب برتر را مورد توجه قرار داده است.

,

 

,

, ,

 

,

آناج: به نظر شما انتخاب چادر به عنوان پوشش مناسب در زمان پیروزی انقلاب، ناشی از آگاهی مردم بود یا اجبار قانونی حکومت جدید؟ و امروز با وجود استقرار همان قانون در جامعه، علت تغییر رویکردها نسبت به حجاب چیست؟

,

در زمان انقلاب چنان جوی در جامعه ایجاد شده بود که تمام مردم نه بر اثر اجبار حکومت بلکه تحت تاثیر فضای گسترده و کاملا مردمی، به حجاب روی آوردند و آنان که قبلا نیمه حجابی داشتند، حجاب خود را کامل و افراد بی حجاب نیز حدود را رعایت کردند. به یاد دارم همین افراد چادرهای گلدار به سر می کردند اما با شکل گیری راهپیمایی ها همه به چادرشب روی آوردند، هر چند اندک افراد مانتویی هم بین آنان به چشم می خورد.

,

حجاب بعد از انقلاب؛ آگاهانه یا اجباری؟!

,

در واقع در آن زمان اعتقادات قرآنی در کشور جاری و ساری شده و شخص امام(ره) در قلب ها نفوذ داشت. علاوه بر این فعلا امور جامعه به حدی سازماندهی نشده بود که برنامه های تشویقی برای تبلیغ حجاب طراحی شده باشد، اجباری هم برای افراد وجود نداشت اما آنچه مردم را به حجاب اسلامی سوق داد، اولا بیزاری از فضای طاغوتی و دوما سیل خروشانی از رفتارهای مردمی بود. این فضای معنوی تا دوره ی هشت ساله ی دفاع مقدس ادامه یافت و در همان فضا اغلب شهدا وصیت به حفظ حجاب کردند.

,

اما وقتی دشمنان در جریان براندازی انقلاب اسلامی از روش های سخت و نظامی ناامید شدند، به تعبیر رهبر انقلاب به اندلسی کردن اسلام روی آوردند و استحاله فرهنگی و تلاش برای گرفتن اعتقادات و ارزش های اسلامی مردم ما را، در پیش گرفتند. در اولین قدم زنان و حجاب آنان را مورد هدف قرار دادند چرا که برای فروپاشی بنیان یک جامعه، مهمترین مولفه خانواده است و به لحاظ نقش و جایگاه زن در هدایت و تحکیم خانواده، حجاب او بهترین عنصر برای احقاق این هدف شوم به حساب می آید.

,

زمانی که حیا و عفت سر جای خود قرار داشت ...

,

از طرف دیگر در اوایل انقلاب و زمان دفاع مقدس، ابزارهای فناورانه و اطلاعاتی و دسترسی به شبکه های مختلف اجتماعی تا این حد عظیم، گسترده و میسر نبود در حالی که امروزه گسترش این امکانات تا حد زیادی سبک زندگی و باورهای مردم ما را تحت تاثیر قرار داده و دشمن در راستای همان استحاله ی فرهنگی، نهایت استفاده را از فضاها و امکانات موجود می برد. یعنی آن زمان، ماهواره، گوشی و اینترنت و فضاهای مجازی به این شکل وجود نداشت، حیا و عفت هم سرجای خود قرار داشت اما امروز تحت تاثیر نفوذ فرهنگ غربی، زن در جامعه ی ما، دارد به ابزار و کالا تبدیل می شود. پس بهتر است ابتدا به این سوال پاسخ بدهیم که آیا تغییر رویکرد حجاب تحت تاثیر فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و امثال آن بوده است و یا در اثر رفتار زنان محجبه؟ آیا این همه بی حجاب واقعا با دیدن برخی رفتارهای محجبه ها، منحرف شده اند؟!

,

دانشگاه؛ محلی برای بزم شبانه / شیوه‌ی دانشجویان اندام نمایی است نه اندیشه نمایی

,

امروز ما با فضایی مواجه هستیم که جایی مثل دانشگاه که سازنده‌ی آینده‌ی جامعه است، به بزم شبانه تبدیل شده است! و نسل جوان حاضر در دانشگاه ها، نه اندیشه نمایی بلکه اندام نمایی می کنند و این عامل به شدت در افول سطح علمی دانشگاه های ما تاثیرگذار است. یعنی با رواج بدحجابی، نه تنها جامعه‌ی علمی بلکه امنیت اجتماعی و خانوادگی نیز در خطر است.

,

وقتی کشورهای دیگر نسبت به حجاب اسلامی با دید عزت نگاه می کنند چرا ما آن را به ذلت می کشانیم؟

,

جالب است که متاسفانه حدود حجاب انسانی در خیلی از دانشگاه های کشورهایی که شناختی از اسلام ندارند، رعایت می شود اما در کشور ما وضع به گونه ای دیگر است؛ برای مثال در یک سفر علمی که به هندوستان داشتم، در دانشگاه پونا در خواست کردم که زمینه را برای بازدید من از یک کلاس درس فراهم کنند؛ این اقدام من کاملا اتفاقی و غافلگیرانه بود که خوشبختانه با موافقت مسئولین دانشگاه مواجه شد؛ دیدم تمام دانشجویان بدون ذره ای آرایش و با لباس های متحدالشکل در دانشگاه حضور یافته و فارغ از تمام بی بند و باری ها در جامعه علمی حضور دارند؛ من این واقعیت را در کشورهای غیرمسلمان دیگری مثل چین و جاهای دیگر نیز مشاهده و لمس کرده ام اما این موضوع از نظر من در جامعه ای مثل چین یا هند که هنوز هم برای گاو قداست قائل‌اند، جالب بود. آن وقت این چه وضعیتی است که در دانشگاه های کشور اسلامی ما وجود دارد؟! ما چرا انقدر حجاب را تنزل می دهیم در حالی که تجربه های متعدد نشان می دهد کشورهای دیگر نسبت به حجاب اسلامی با دید عزت نگاه می کنند.

,

 

,

, ,

 

,

آناج: چه به شیوه های سخت و چه به روش های نرم، کار دشمن دشمنی است، اما به نظر شما علت خمودی در ساز و کارهای درونی و نبود رویکرد واحد نسبت به حجاب (آن هم پس از گذشت قریب به 40 سال از پیروزی انقلاب) چیست؟

,

طبق آیات قرآن کریم، حجاب و حد و حدود آن کاملا تعریف شده و به عنوان (جلباب) پوششی که برجستگی های بدن را می پوشاند مطرح می شود و حجاب برتر نیز به تعبیر رهبر انقلاب همان چادر است. در حدود و حریم حجاب نیز پوشش تمام نقاط بدن بجز گردی صورت و دست ها تا مچ، ذکر شده است. لذا آیات و احکام اسلامی، تعریف و حدود حجاب را مشخص نموده و تمام علما و اهل نظر در این مقوله متفق القول هستند.

,

امروزه حجاب در جامعه‌ی ما به چند شکل محجبه، کم حجاب، بد حجاب و حتی در برخی محیط ها کشف حجاب نیز دیده می‌شود اما در جوامع دیگر اینگونه نیست؛ مردم یا حجاب کامل اسلامی دارند و یا کاملا بدون حجاب هستند. ساماندهی به این امر و فرهنگ سازی در این زمینه بیشتر بر عهده ی رسانه‌ی ملی است که باید در جهت ترویج حجاب و عفاف اسلامی تلاش کند اما متاسفانه می بینیم در خیلی از فیلم‌ها، سریال‌ها و برنامه‌ها، زنان چادری را به شکل منفی معرفی می کنند که یا بزهکار و بدبخت هستند و یا پریشان حال و فقیر؛ در حالی که شخصیت بشاش، منظم و نخبه (مثل پزشک و استاد دانشگاه و امثالهم) فیلم حتما فردی بدون چادر است. البته در واقعیت، اغلب عکس این وضعیت حاکم است.

,

متولیان فرهنگی باید به هر طریق ممکن سواد رسانه ای مردم را ارتقاء داده و چهره ی اصلی زن مسلمان را ترسیم کنند؛ باید در دانشگاه ها نسبت به حجاب گفتمان سازی کنیم و آسیب های بد حجابی را به مردم نشان بدهیم.

,

امروز خیلی از فسادهای موجود درجامعه به نوعی ریشه در بدحجابی زنان دارد و خیلی از بزه ها از زمانی آغاز می شود که زن خود را به عنوان کالا در جامعه عرضه می کند. وقتی ماهواره در خانواده های ایرانی، حتی خانواده های مذهبی، نفوذ کرده است، دیگر چطور می توان انتظار داشت فرزندان آن خانواده به سمت معنویت و اندیشه نمایی حرکت کنند؟! این انتظار بیهوده است، چون ماهواره به آن ها اندام نمایی را یاد می دهد نه اندیشه نمایی.

,

ما مخالف مد و مدگرایی نیستیم اما می ترسیم قبله‌ی ما به سمت غرب باشد

,

البته طبق بیان رهبر انقلاب، ما مخالف مد و مدگرایی نیستیم اما می ترسیم اگر قبله ی ما به سمت غرب باشد؛ متاسفانه امروز ما می بینیم مدل پوشش خیلی از زنان و مردان ما در خیابان ها از فرق سر تا نوک پا، غربی و ماهواره ای است و اگر یک برنامه  ماهواره ای را رصد کنیم، می بینیم که مدل و پوشش یک ماه بعد جوانان، کاملا قابل پیش بینی است.

,

از طرف دیگر اصناف، تولید کنندگان و واردکنندگان پوشاک نیز باید علاوه بر سودآوری خود، به فکر فرهنگ این جامعه و زندگی جوانان هم باشند، وارد کردن و فروش مانتوهای نه چندان شایسته، آن هم با نازل ترین قیمت ها، آینده ی خوبی را برای جامعه ی ما رقم نمی زند.

,

مدارس نیز نقش عمده ای در زمینه ی ترویج فرهنگ عفاف و حجاب دارد که متاسفانه آن طور که باید و شاید وارد عمل نمی شوند. در جوامع دیگر سرمایه گذاری در سیستم آموزشی با برنامه ریزی گسترده و حساب شده از مرحله‌ی پیش دبستانی آغاز شده و تا آموزش عالی ادامه می یابد، اما در جامعه‌ی ما گویا کم اهمیت ترین دوره همان پیش دبستانی هاست و وضعیت حاکم بر مهدکودک های ما اصلا قابل توجیه نیست.

,

تعداد محجبه ها زیاد است و جایشان خالی/ بانوان محجبه در اجتماع حاضر شوند

,

بعد مهم دیگر مساله ی حجاب، فراموشی مطلق امر به معروف و نهی از منکر است که اگر انجام می گرفت جامعه ما بیمه می شد. باید بانوان باحجاب در سطح جامعه حاضر باشند و باید امر به معروف و نهی از منکر بکنند. شاید تا بحال از این منظر به مساله ی حجاب نگاه نکرده باشیم که به نظر من تعداد بانوان محجبه بیشتر از افراد بی حجاب است اما متاسفانه حضور آنان در جامعه کمتر است و اغلب کسانی که در خیابان ها و سطح شهرها پرسه می زنند، بی حجاب ها هستند؛ این عامل ناپسند جامعه را بیشتر آسیب پذیر می کند و لازم است همان بانوان محجبه ای که در راهپیمایی ها به شکل گسترده به خیابان ها می آیند، گرمای سوزان تابستان و سرمای سخت زمستان را تحمل می کنند، در تمام اوقات دیگر نیز در اجتماع حضور یابند و امر به معروف و نهی از منکر انجام بدهند. به سمت بی حجاب ها برویم، با آنها در مورد زیبایی های وجودشان حرف بزنیم و با خلقی نیکو به حجاب دعوت کنیم. اساتید و معلمان و تمام افراد دیگر باید به این افراد تذکر بدهند؛ اگر این اتفاق بیافتد، بی حجاب ها خواهند دید که آنها هستند که امنیت اجتماعی را بر هم می زنند.

,

اگر از افراط و تفریط بپرهیزیم، جوانان پذیرای حقیقت هستند

,

ناگفته نماند که خیلی از همین جوانان بدحجاب، در شب های قدر قرآن به سر می گیرند؛ یعنی آنها فطرتا حقیقت پذیر هستند و کافی است ما با پرهیز از افراط و تفریط به طرق مختلف و با استفاده از روش ها و ارگان های متعدد متولی موجود، آنها را آگاه و فرهنگ سازی کنیم؛ آری کار دشمن دشمنی است، اما ما نیز نباید سکوت کنیم، باید هرکدام در حیطه ی خودمان گامی برداریم، دشمن روش هایی دارد و ما نیز روش هایی داریم.

,

برخورد رهبر با دختر و پسر جوانی که محرم هم نبودند ...

,

خالی از لطف نیست که در این فرصت خاطره ای از رهبر انقلاب برایتان نقل کنم؛ روزی امام خامنه ای با همراهان داشتند از کوه بالا می رفتند و دختر و پسر جوانی نیز در حال پایین آمدن از کوه بودند؛ در این برخورد با رهبر خیلی هراسان شده و تصور کردند حتما با آنها برخورد می شود. حضرت آقا پس از سلام و احوال پرسی، از آن دو پرسیدند وضعیت آب و هوای بالا چطور است؟ سپس از آنها پرسیدند آیا شما ازدواج کرده اید؟ آن دو جوان باز ترسیدند، ولی نتوانستند دروغ بگویند؛ پاسخ دادند ازدواج نکرده ایم اما قصد آن را داریم. رهبر به یکی از همراهان خود اشاره کردند شماره تلفن مرا به این جوانان بدهید که هرگاه تصمیم به ازدواج گرفتند با من تماس بگیرند تا من خود عقد آنان را جاری کنم ... خیلی طول نکشید که رهبر خطبه‌ی عقد آنان را که بسیار متاثر از رفتار حضرت آقا بودند، جاری نمودند.

,

این رفتار رهبر هم نمونه ای است برای برخورد درست و امر به معروف و نهی از منکر و هم نشان می دهد جوانان فطرتا پذیرای حق هستند.

,

 

,

گفت‌وگو از: نیر حیدری

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه