به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری «دانشجویان بیدار» 1. شاید سوال شده باشد؛ زمانی که در رابطه با جهاد کبیر صحبت میکنیم و این آیه رو میخوانیم « فلا تطع الکافرین و جاهدهم به جهادا کبیرا ». فرقان/52 « پس از کافران پیروی نکن و به وسیله ی قرآن ( با ترک پیروی از آنان) با آنان به جهادی بزرگ بپرداز.» مراد و و مصداق روز کفار چیست؟ اینکه میفرماید از کفار پیروی نکن، از کافرین تبعیت نکن، به چه معناست؟ چگونه باید این آیه را با شرایط روز سنجید و از آن درس و نقشه راه گرفت؟.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,با تامل در این آیه خواهیم یافت که این آیه مکی است، یعنی در مکه نازل شده است و مسئله جهاد و جنگ نظامی و جهاد مسلحانه مراد نیست. مقام معظم رهبری در این باره میفرمایند: « این آیه در مکّه نازل شده. درست توجّه کنند جوانهای عزیز! در مکّه جنگ نظامی مطرح نبود؛ پیغمبر و مسلمانها مأمور به جنگ نظامی نبودند، کاری که آنها میکردند کار دیگری بود؛ همان کار دیگر است که خدای متعال در این آیهی شریفه میگوید: وَ جٰهِدهُم بِه جِهادًا کَبیرًا. آن کارِ دیگر چیست؟ آن کارِ دیگر، ایستادگی و مقاومت و عدم تبعیّت است.»
,در تفسیر نمونه نیز ذکر شده است: « بـدون شـک مـنـظور از جهاد در این مورد جهاد فکرى و فرهنگى و تبلیغاتى است، نه جهاد مـسـلحـانـه،.....». حال سوال دیگری مطرح میشود، ایستادگی و مقاومت و عدم تبعیت در مقابل چه چیزی ؟به نوعی در مقابل چه چیزی، چه خواستی و چه بیانی ... باید پیروی نکرد و ایستادگی کرد؟.
,2. « فلا تطع الکافرین ... »، کافر کسی است که حق را انکار میکند و میپوشاند؛ در این آیه بعد از عدم پیروی، مسئله جهاد کبیر مطرح میشود، جهادی که در حوزه فکر و اندیشه و فرهنگ معنا یافته است. مراد؛ مقابله و عدم پیروی از شخص کافر نیست، منظور عدم تبعیت از اندیشهای کفر است. اندیشهای که حق را انکار میکند و در صدد پوشاندن آن است.
,حال باید امروزه دید و تحلیل کرد که اگر اندیشهای، مکتبی، فرهنگی، حق را انکار کرد و خواست آن را بپوشاند، مصداق عدم تبعیت است. این بیان عام است، به این معنی که حتی اگر حکومتی و نظام سیاسی و جامعهای و حتی تمدنی، نظام اندیشهای آن بر قائده فکری کفر باشد، مصداق عدم تبعیت است و باید با آن به جهاد پرداخت. جهاد کبیر؛ جهاد اندیشه، فکر، تامل و تعمق است بر محور قرآن.
,امروزه تمدن غرب، مصداق بارز کفر است؛ انسان را تک ساحتی و تک بعدی میبیند، به دنبال پوشاندن حیات معنوی انسان و مطرح کردن مسئله اومانیست است یعنی انسان محوری. تمدنی که حاضر نیست قوائد حق الهی و گزاره الهی را در برنامه سعادت خود وارد و بر مبنای آن ترسیم مسیر کند، نظام سیاسی خود را با آن قوانین انسجام بخشد، نظام اقتصادی خود را بر پایه گزارههای الهی طرحریزی کند، نماد و مصداق بارز کفر است.
,تمدنی که انکار ربوبیت میکند و تدبیر الهی را حاضر نیست بپذیرد، نماد کفر و تمدن کفار است. و این همین عامل باعث نابودی بسیاری از تمدنها در تاریخ شده است؛ فرآن کریم در آیه 46 سوره حج میفرماید:
, , أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَی الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتی فِی الصُّدُورِ,«آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دلهایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند یا گوشهای شنوایی که با آن ( ندای حق را ) بشنوند؟! چرا که چشمهای ظاهر نابینا نمیشود، بلکه دلهایی که در سینههاست کور میشود».
,ای پیامبر؛ آیا کسانی که با انبیاء و دین الهی مقابله میکنند با یک سیر تاریخی- جغرافیایی و با نگاهی عبرتانگیز، از طریق قلب و عقل، به جهان نظر کردهاند؟ اگر عبرت میگرفتند، سنت نابودی ملتها و تمدنها را میدیدند و علت نابودی و اضمحلال آنها را درک مینمودند و خودشان را از خطر اضمحلال نجات میدادند، ولی اینها عبرت نگرفتند چرا که چشم قلبشان کور بود، هرچند چشم سرشان کور نبود.
,در تفسیر المیزان بیان شده است که « یعنی چرا مردم در زمین سیر نمیکنند تا از آثار باقیمانده قراء هلاک شده عبرت بگیرند و تعقل کنند و تفکر نمایند که چه شد که این امتها نابود شدند؟ و متوجه شوند که هلاکت آنان به جهت شرک به خدا و اعراض از آیات او، و استکبار در مقابل حق و تکذیب رسولان بوده، و آنگاه صاحب قلبهای بصیری میشوند که با آن تفکر و تعقل می کنند و همان قلبها ایشان را از شرک و کفر مانع میشود .»
,3. تمدنهایی که نابود شدند، حق را تکذیب و انکار میکردند و در مقابل آن میایستادند، ابن عامل سبب نابود شدن تمدنها در تاریخ گشت، چرا از تمدنی که روند تمدنهای نابود شده را در پیش گرفته است، تبعیت کنیم؟! چرا باید نظام اقتصادی تمدنی که سرانجام آن مشخص است را پذیرفت و، وارد ساختار اقتصادی آن شد؟!.
,مصداق بارز عدم تبعیت، امروز تمدن غرب است. لذا باید از ساختارهای حکومتی، سیاسی، نظامی و فرهنگی آن تبعیت نکرد و الگو نگرفت، بلکه بر مبنای جهاد کبیر به فکر تولید علم و الگو و نظامهایی در عرصههای حیات انسان بود.
,انتهای خبر/رض
]
ارسال دیدگاه