اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

جشنواره ای فرهنگی که نشانی از فرهنگ دختر روستا نداشت!

جشنواره ای فرهنگی که نشانی از فرهنگ دختر روستا نداشت!
به مناسبت جشن دختران روستا در ساحل مروارید خزر که حاشیه های پر سروصدایی از رقص و پایکوبی به همراه داشت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به  نقل از پرنیان گیل ، به مناسبت جشن دختران روستا در ساحل مروارید خزر که با حضور شهیندخت ملاوردی معاون رییس جمهور درامور زنان و خانواده برگزار شد که حاشیه های پر سروصدایی از رقص و پایکوبی به همراه داشت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پرنیان گیل,

زهرا اسعدبلنددوست در یادداشتی نوشت :

,

به نام خداوند رنگین کمان

,

شهر در امن و امان است..

,

آسوووووووده بخوابید...

,

بخواب برادر من، بخواب. عه اون خواهرمون که اون طرف دراز کشیدن.. نه نه.. شما رو نمیگم.. اون یکی.. بله.. با خودتونم.. بخواب خواهر من.. یه چشت باز بود.. من دیدم..

,

عه اخوی شما چرا گوشی دسته؟ بگیر بخواب دیگه..

,

آفرین.. احسنت.. منم براتون زیر صدا، قصه میخوونم تا قشنگ، فضاتون رویایی شه..

,

یکی بود.. یکی نبود.. البته ما بودیماا.. اونا نبودن..

,

یه روزی، یه روزگاری یه مملکتی بود که مردمش دست به دست هم دادن و کدخدای بدجنسشو بیرون کردن و به قول خودشون کارو سپردن به کاردونش..

,

آمااا.. آماااش مهمه.. کد خدا رفت بیرون.. اما جاش صدتا کدخدا دیگه سبز شد که هر کدوم به تنهایی کلی نوچه و غلام داشتن..

,

هر روزم یه دستی به سرو روی منابع نظام میکشیدن و میشدن جز ذخایرش..

,

این وسطم هیچ گوشی به نصیحتهای پر غصه ی پیر مو سفید کرده، بدهکار نبود که نبود..

,

خلاصه هروز یکی از این کدخداها از خود گذشتگی میکرد و شکم خودشو بچه هاشو و هفت نسل آینده اشو با منابع غنی سازی میکرد.( که انشاالله به حق همین سوی چراغ، با تعلیق روبه رو بشه و با سیمان پرشون کنن..)

,

بله داشتم میگفتم.. کم کم بوی چلو کباب سلطانیا بلند شد و به مماخ ملتا رسید.. ملتم که اهل هوس.. هوس کردن.. گفتن چرا ما هی نون پنیر سق بزنیم، اینا سلطانی؟؟؟

,

این بود که صدای یکی از جان نثاران به آسمان رفت که (ای بی معرفتاااا ما داریم سهممونو از سفره برمیداریم.. اگه بابام و ما نبودیم، غذا میموند، اونوقت کی میخواست بخوره؟؟؟ خب فاسد میشد دیگه.. )

,

پچ پچ ملت که زیاد شد، گفتن چیکار کنیم؟ چیکار نکنیم؟؟ به این نتیجه رسیدن که سر مردم گرم شه بهتره..

,

خب حالا چجوری؟؟ یکی گفت ایجاد اشتغال..

,

اما، نه..  حرفشم نزن..

,

کار، عمرا.. اصلا فکرشم نکن.. اگه کاریم باشه واسه خودمونه به طور مادام النفس، بعدم پسر خاله و دختر داییو شوهرعمه امون..

,

خب تورم که هست.. مشکل ازدواجم که هست.. جریان تعامل با کدخدای مملکت بغلی هم که هست.. هیچ کدومم درست بشو نیست.. چون حالشو نداریم و حسش نیست..

,

میمونه طرح شاد سازی و سرگرمی ( سرکار گذاشتن) مردم. که شامل موارد زیر میباشد..

,

ورود دسته جمعی و خانوادگی به دانشگاه ( محضه خالی نماندن صندلی).. ایجاد دوستی، مهر و محبت، و احیانا اگه شد ازدواج به صورت دانشجویی.. واردات و فروش انواع لباسهای ناجور به همراهه کار گذاشتن گشت ارشاد در هر خیابان، محضه دستگیری افراده ناجور پوش.. ایجاد فضایی شاد در سطح جامعه با برنامه هایی خنده آور ، جشنواره های فرهنگی ورزشی، کنسرت تا الی آخر..

,

که اون مورد یکی مونده به آخر خیلی خیلی مفرح، پر شور و شعفه.

,

اصلا سنگ تموم گذاشتن، همه جوره هااا.. یعنی یه چیز میگم، یه چیز میشنوی..

,

حوری.. پری.. ساز.. دلبری.. ورزشهای محلی.. حرکات موزون.. بالاخره یه جور باید سر ملتو گرم کرد دیگه..

,

آقا، جوری ورزشکار میارن وسط میدون،  در حد عروسک.. یعنی هر چی فکر میکنی میبینی کی دلش میاد به این بگه 30 تا دراز نشست برو ..

,

لباس در حد مراسم انتخاب ملکه برتر.. آرایش در حد عروسه کشورهای خلیج فارس..

,

حرکات ورزشی هم که در حد رقص چاقوی جنیفر لوپز تو عروسی داداشش..

,

آقاااااا.. برادر من.. ذخیره ی نظام..

,

 سرکاریم؟؟؟؟ نه خدایی سرکاریم؟؟؟ مظلوم گیر آوردی؟؟؟

,

این کجاش جشنواره فرهنگی ورزشیه؟؟ بانوی هنرمند گیلانی داره سالسا میره، وسطش شاباشم میگیره بعد میگی ورزشی؟؟

,

جوون من راستشو بگو، نکنه خودتونم از این ورزشا میکنید؟؟ بعد با همین ورزشام شاباش از منابع میگیرین میشین ذخایر..

,

اخوی بیخیااااال.. ولمون کن.. بذار زندگیمونو بکنم بابا...

,

چطور این جوونهای پاک و وطنی و بی آلایش شبهای تابستون وپاییزو زمستون و بهار،  دو تا مهمونیِ دوستانه ( پارتی شبانه ) پر از عشق و صفا و محبت و یکرنگی برپا میکنن، یهو از زمین و آسمون میریزین منحدمشون میکنین، اونوقت جشنواره راه میندازین در حد... استغفرالله..

,

ورزش اونا بده؟؟؟ ورزش ما خوبه؟؟؟؟

,

من هرچی فکر میکنم میبینم اون بنده خداهام دارن کار فرهنگی ورزشی میکننا.. واسه همین خاااک.. واسه همین مرزو بوم.. واسه همین مرد... بیچاره ها ذخیره سازیم نمیکنن..

,

 بی مزد و بی منت، یه عده جوونو جمع میکنن و تا پاسی از شب میزنن و ورزش میکنن و کار فرهنگی انجام میدن..

,

برادر من..

,

شما ظاهرا تو دوران مدرسه، درس ورزش رو تجدید میشدی..

,

شایدم به دلیل آقازاده بودن، معلم ورزشتون جنسش مرغوب بوده و با جت شخصی از اونور آب وارد میشده..

,

چون ما مثه شما ورزش نمیکنیم..

,

اما هر چی که هست و بوده، خیلی خارجی ورزش میکنین..

,

ما بدبخت بیچاره هاا که ، نهایتش چهارتا دراز نشست بریم و ده تا طناب بزنیم..

,

در هر صورت ورزشتو قوی کن..  ذخیره جااان

,

 و کلام آخر اینکه

,

بابابزرگه خدابیامرزم.. همیشه میگفت از عوض شدن آدما نترس.. اما از عوضی شدنشون چرا..تا میتونی وحشت کن..

,

نمیدونم چم شده.. اما چند وقتیه حتی شبام خوابم نمیبره..

,

از بس که میترسم..

,

 راستی...

,

هیییییییس... مردم خوابن..

,

 انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه