اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

در راستای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی؛

گامی که باید برداریم یا بردارند

گامی که باید برداریم یا بردارند
آنچه که سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، اقتصاد راکد کشور و انبوه جوانان بیکار به آن نیاز دارند، فراهم‌شدن بسترهای لازم برای رشد و توسعه‌ی بنگاه‌های کوچک و متوسط است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پرنیان گیل ،چند سالی‌است که در تحلیل‌های اقتصادی به طور مکرر درباره‌ی حمایت از «بنگاه‌های زود بازده» و «کسب‌و‌کارهای کوچک» می‌شنویم. منتقدان معتقدند سرمایه‌گذاری دولت برای ایجاد کارخانه‌های بزرگ سیاست اشتباهی است. بیکاری همچنان چالش بزرگ جوانانی است که با امید یافتن شغلی مناسب از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل می‌شوند و-درست یا غلط- حاضر نیستند به مشاغل غیرتخصصی مثل کارگری در کارخانه‌های بزرگی که با حمایت دولت بر پا می‌شوند تن بدهند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پرنیان گیل,

واقعیت این است که موضوع حمایت از صنایع کوچک کشف این منتقدان اقتصادی نیست، بلکه رویکردی جهانی است که رمز توسعه‌ی اقتصادی دهه‌های آینده را در توسعه‌ی صنایع کوچک و متوسط می‌داند. تحولات اقتصادی نیم‌قرن اخیر عرصه را بر صنایع غول‌پیکر تنگ کرده است؛ بازار مصرف تنها به محصولاتی روی خوش نشان می‌دهد که کیفیت و تنوع داشته باشند؛ کارخانه‌های بزرگ به شرطی می‌توانند در چرخه‌ی رقابت باقی بمانند که پا به پای پیشرفت فناوری، محصولات جدید و متنوع تولید کنند و فقط به زمینه‌هایی که در آن تخصص دارند بپردازند (و تولیدات جانبی را به کارگاه‌های کوچک و اقماری اما متخصص در آن زمینه واگذار کنند). اما مشکل اینجاست که این کارخانه‌ها همگام‌شدن با فناوری باید هزینه‌ی سرصام‌آوری را صرف تغییر تجهیزات و ماشین‌آلات خود کنند. از طرف دیگر، تولید انبوه محصول جدید در این کارخانه‌ها ریسک بالایی است و اگر بازار به این محصول جدید اقبال نشان ندهد، ضرر هنگفتی خواهند کرد.

درست در همین زمان، شرایط جدید بهترین فرصت را برای صنایع کوچک رقم زد تا سهم بیشتری از منافع اقتصادی کسب کنند. اما چطور؟ همه‌ی ما می‌دانیم که تولید انبوه به معنی محصول ارزان‌تر، و در نتیجه، فروش و سود بیشتر است. پس چرا اقتصاددانان جهان معتقدند صنایع کوچک می‌توانند موفق‌تر از کارخانه‌های بزرگ صنعتی عمل کنند؟

پاسخ این است: در بازار امروز کسانی موفق‌ترند که از تخصص و خلاقیت بیشتری بهره ‌ببرند. اگر دانشجویان فارغ‌التحصیل در کشور ما در بازار کسب‌و‌کار جایی برای خود نمی‌بینند به این معنی نیست که اقتصاد پیچیده‌ی امروزی هیچ فرصتی به فارغ‌التحصیلان بدون سرمایه نمی‌دهد. شما می‌توانید با سرمایه‌ای اندک اما با دانش، تخصص، و ایده‌هایی نو یک کارگاه کوچک تأسیس کنید. پذیرش برون‌سپاری‌های صنایع بزرگ‌تر فقط یکی از فرصت‌های اقتصادی پیش روی شماست؛ کارگاه کوچک شما، با ایده‌های خلاقی که دارید، می‌تواند در تولید محصولات جدید بسیار موفق باشد، زیرا تغییر در شیوه‌ی تولید و استفاده از فناوری‌های روزآمد در صنایع کوچک بسیار ارزان‌تر از اِعمال آن در صنایع بزرگ است.

باید قبول کرد که بازارهای امروزی کوچک هستند و بازار کوچک تولیدکننده‌ی کوچک می‌خواهد. تولید با حجم پایین برای صنایع بزرگ مقرون به صرفه نیست، در حالی که کارگاه کوچک شما به راحتی از پس تولیدی محدود و متناسب با تقاضای محدود بازار برمی‌آید و در عین حال، نوسانات بازار (از جمله شکست یک ایده) ضرر کمتری به بار می‌آورد. شما می‌توانید با تمرکز بر بازار مصرف پیرامونتان و کاهش هزینه‌های حمل‌نقل، محصول ارزان‌تری تولید کنید. خلاقیت فردی، قابلیت‌های مدیریتی و تکاپوی سازمانی نیز در واحدهای کوچک بهتر و مطلوب‌تر بروز می‌کند. ضمن آنکه استفاده از ظرفیت‌های بومی و توانمندی‌های منطقه‌ای شهر یا روستایتان یک امتیاز طلایی در کسب‌وکار کوچک شما به شمار می‌رود که البته اصلی‌ترین راهبرد در اقتصاد مقاومتی هم هست.

بنابراین، آنچه که سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، اقتصاد راکد کشور و انبوه جوانان بیکار به آن نیاز دارند، فراهم‌شدن بسترهای لازم برای رشد و توسعه‌ی بنگاه‌های کوچک و متوسط است. اما تا زمانی که به سیاست‌گذاری و مدیریت پایدار اقتصادی توجهی نشود، حمایت مالی و قانونی از صنایع کوچک در دستور کار دولت قرار نگیرد، سود واسطه‌گری و دلالی بیش از تولید باشد، و نظام آموزشی به جای پرورش نیروهای خلاق به آموزش دانسته‌های نظری اکتفا کند، کسب‌و‌کارهای کوچک سهم درخوری از اقتصاد کشور به دست نمی‌آورند و صرفاً به برون‌سپاری‌ها (خودروسازی)، پخش تولیدات (صنایع غذایی)، یا تعمیر و نگهداری تجهیزات و تأسیسات صنایع بزرگ (فلزات، نساجی و صنایع چوب) اکتفا می‌کنند. این در حالیست که آمارها نشان می‌دهد، علی‌رغم نامساعدبودن شرایط، بنگاه‌های کوچک کشور در اشتغال‌زایی، بهره‌وری و نوآوری بسیار موفق‌تر از کارخانه‌های بزرگ بوده‌اند و این یعنی تأمین توسعه‌ی درازمدت، پویایی و شکوفایی اقتصادی.

انتهای پیام/

,

واقعیت این است که موضوع حمایت از صنایع کوچک کشف این منتقدان اقتصادی نیست، بلکه رویکردی جهانی است که رمز توسعه‌ی اقتصادی دهه‌های آینده را در توسعه‌ی صنایع کوچک و متوسط می‌داند. تحولات اقتصادی نیم‌قرن اخیر عرصه را بر صنایع غول‌پیکر تنگ کرده است؛ بازار مصرف تنها به محصولاتی روی خوش نشان می‌دهد که کیفیت و تنوع داشته باشند؛ کارخانه‌های بزرگ به شرطی می‌توانند در چرخه‌ی رقابت باقی بمانند که پا به پای پیشرفت فناوری، محصولات جدید و متنوع تولید کنند و فقط به زمینه‌هایی که در آن تخصص دارند بپردازند (و تولیدات جانبی را به کارگاه‌های کوچک و اقماری اما متخصص در آن زمینه واگذار کنند). اما مشکل اینجاست که این کارخانه‌ها همگام‌شدن با فناوری باید هزینه‌ی سرصام‌آوری را صرف تغییر تجهیزات و ماشین‌آلات خود کنند. از طرف دیگر، تولید انبوه محصول جدید در این کارخانه‌ها ریسک بالایی است و اگر بازار به این محصول جدید اقبال نشان ندهد، ضرر هنگفتی خواهند کرد.

,

درست در همین زمان، شرایط جدید بهترین فرصت را برای صنایع کوچک رقم زد تا سهم بیشتری از منافع اقتصادی کسب کنند. اما چطور؟ همه‌ی ما می‌دانیم که تولید انبوه به معنی محصول ارزان‌تر، و در نتیجه، فروش و سود بیشتر است. پس چرا اقتصاددانان جهان معتقدند صنایع کوچک می‌توانند موفق‌تر از کارخانه‌های بزرگ صنعتی عمل کنند؟

,

پاسخ این است: در بازار امروز کسانی موفق‌ترند که از تخصص و خلاقیت بیشتری بهره ‌ببرند. اگر دانشجویان فارغ‌التحصیل در کشور ما در بازار کسب‌و‌کار جایی برای خود نمی‌بینند به این معنی نیست که اقتصاد پیچیده‌ی امروزی هیچ فرصتی به فارغ‌التحصیلان بدون سرمایه نمی‌دهد. شما می‌توانید با سرمایه‌ای اندک اما با دانش، تخصص، و ایده‌هایی نو یک کارگاه کوچک تأسیس کنید. پذیرش برون‌سپاری‌های صنایع بزرگ‌تر فقط یکی از فرصت‌های اقتصادی پیش روی شماست؛ کارگاه کوچک شما، با ایده‌های خلاقی که دارید، می‌تواند در تولید محصولات جدید بسیار موفق باشد، زیرا تغییر در شیوه‌ی تولید و استفاده از فناوری‌های روزآمد در صنایع کوچک بسیار ارزان‌تر از اِعمال آن در صنایع بزرگ است.

,

باید قبول کرد که بازارهای امروزی کوچک هستند و بازار کوچک تولیدکننده‌ی کوچک می‌خواهد. تولید با حجم پایین برای صنایع بزرگ مقرون به صرفه نیست، در حالی که کارگاه کوچک شما به راحتی از پس تولیدی محدود و متناسب با تقاضای محدود بازار برمی‌آید و در عین حال، نوسانات بازار (از جمله شکست یک ایده) ضرر کمتری به بار می‌آورد. شما می‌توانید با تمرکز بر بازار مصرف پیرامونتان و کاهش هزینه‌های حمل‌نقل، محصول ارزان‌تری تولید کنید. خلاقیت فردی، قابلیت‌های مدیریتی و تکاپوی سازمانی نیز در واحدهای کوچک بهتر و مطلوب‌تر بروز می‌کند. ضمن آنکه استفاده از ظرفیت‌های بومی و توانمندی‌های منطقه‌ای شهر یا روستایتان یک امتیاز طلایی در کسب‌وکار کوچک شما به شمار می‌رود که البته اصلی‌ترین راهبرد در اقتصاد مقاومتی هم هست.

,

بنابراین، آنچه که سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، اقتصاد راکد کشور و انبوه جوانان بیکار به آن نیاز دارند، فراهم‌شدن بسترهای لازم برای رشد و توسعه‌ی بنگاه‌های کوچک و متوسط است. اما تا زمانی که به سیاست‌گذاری و مدیریت پایدار اقتصادی توجهی نشود، حمایت مالی و قانونی از صنایع کوچک در دستور کار دولت قرار نگیرد، سود واسطه‌گری و دلالی بیش از تولید باشد، و نظام آموزشی به جای پرورش نیروهای خلاق به آموزش دانسته‌های نظری اکتفا کند، کسب‌و‌کارهای کوچک سهم درخوری از اقتصاد کشور به دست نمی‌آورند و صرفاً به برون‌سپاری‌ها (خودروسازی)، پخش تولیدات (صنایع غذایی)، یا تعمیر و نگهداری تجهیزات و تأسیسات صنایع بزرگ (فلزات، نساجی و صنایع چوب) اکتفا می‌کنند. این در حالیست که آمارها نشان می‌دهد، علی‌رغم نامساعدبودن شرایط، بنگاه‌های کوچک کشور در اشتغال‌زایی، بهره‌وری و نوآوری بسیار موفق‌تر از کارخانه‌های بزرگ بوده‌اند و این یعنی تأمین توسعه‌ی درازمدت، پویایی و شکوفایی اقتصادی.

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه