اخبار داغ
  1. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  2. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  3. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  4. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  5. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  6. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  7. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  8. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل
  9. وقتی ایران از تریبون تهدید عبور کرد؛ پاسخ قاطع تهران به نمایش جنگ‌طلبانه ترامپ در سازمان ملل
  10. پیام رهبر معظم انقلاب در پی ارتحال حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری
  11. رئیس‌جمهور به نیویورک سفر کرد
  12. متحدان واشنگتن پس از جنگ با ایران؛ به دنبال گزینه‌های مستقل
  13. روایتی از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹؛ روزی که آسمان بوی باروت گرفت و خاک، آغوش غیرت شد
  14. چرا آموزش برای خانواده‌های کارگری به کابوس تبدیل شده است؟
  15. تهدیدهای ترامپ عملیات روانی است/ گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم
  16. گرداب غرب آسیا ترامپ را خواهد بلعید/ چرا سگ زرد دوباره ایران را تهدید کرده است؟
  17. کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
  18. طعم تلخ شکست‌های بیشتر را بر متجاوزان خواهیم چشاند
  19. کشف حدود ۶ تن انواع مواد مخدر از ابتدای سال/ ۱۰۹ باند مواد مخدر متلاشی شد
  20. نقدی بر مجموعه‌ی «مرد 3000 چهره»/ پایان ساعت‌های خوش مدیری در تلویزیون

گفتگو با هنرمندانی که بر معلولیت خود پیروز شدند:

در هر قلمی که به تابلو حرم امام رضا(ع) زدم حس کردم دری از خانه به سمت حرم باز شده است

در هر قلمی که به تابلو حرم امام رضا(ع) زدم حس کردم دری از خانه به سمت حرم باز شده است
در یکی از تابلوهایم حرم امام رضا(ع) را به تصویر کشیده ام که حاصل عشق و ارادت من به امام رضا است. در هر قلمی که زدم حس کردم دری از خانه به سمت حرم باز شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شبنم همدان، دستهایی هستند که معجزه می آفرینند و با روح در می آمیزنند.  دست هایی که شاید در نظر ما کم توان باشد ولی میتوانیم هنر آنها را بر بوم هایی بیننیم که با تمام احساسشان طبیعتی بیجان  خلق کرده اند.  هر یک از این رنگها آیه آیه عشق است که از دست هنرمندان بر بوم ها چکیده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شبنم همدان,

 

,

, ,

وارد نمایشگاه نقاش شدم. نمایشگاهی که تک تک تابلوهای آن از توانمندی نقاش خبر میداد. گلهایی که بر بوم نقش بسته بودند خبر از عشق و علاقه هنرمند به نقاشی می دادند. نمایشگاه مجموعه آثار سه هنرمند توانمند بود که با هنر و عشق بر معلولیت خویش پیروز شده اند.

 

 

در این نمایشگاه آثار سحر باقری, سعید شرفخانی و فیروزه صحبتی،  توانمندان فرهیخته به نمایش گذاشته شده است تا همگان توانمندی این عزیزان را ببینند و بر همت والا و روح بلندشان احسنت بگویند. به سراغ این هنرمندان می رویم و با آنها هم صحبت می شویم. 
سحر باقری، هنرمند چیره دست این نمایشگاه، از علت معلولیت خود می گوید : در سانحه رانندگی در سال 90 حین  بازگشت از مشهد دچار آسیب نخاعی گردنی شدم. تا آن موقع حتی نمی دانستم نخاع چیست. دانشجوی کارشناسی برق بودم این حادثه باعث شد تحصیلم را نیمه کاره رها کنم. تا مدتها دچار شوک بودم. تا قبل از این حادثه لحظه ای آرام و قرار نداشتم و سراسر تلاش و تکاپو و انرژی بودم اما  امروز علاوه بر پاهایم دستانم نیز  ضعف دارد .

 


وی از علت روی آوردن خود به هنر می گوید :  قبلاً معلولین زیادی را دیده بودم که با تمام نقص جسمی خود  شاهکار خلق می کنند. یقین داشتم این افراد واقعا روح بزرگ و اراده و دید قوی ای  دارند ولی بعد از حادثه ای که برای خودم اتفاق افتاد فهمیدم دست یافتن به اِراده و دید روشن چندان هم ساده نیست . 

من قبل از این واقعه نقاشی می کردم اما نه به این شکل که بخواهم با رنگ و روغن کار کنم. بعد از این حادثه تصمیم گرفتم نقاشی را جدی پیگیری کنم. به تنهایی شروع کردم و هم استاد و هم شاگرد بودم. برای کشیدن هر تابلو  چندین بار دوباره طرح زدم رنگ کردم و با سخت گیری کامل نسبت به خودم نقاشی می کردم.  با وجود ضعف دستهایم  توان کار بر بوم های بزرگ را نداشتم .

در یکی از تابلوهایم حرم امام رضا را به تصویر کشیده ام که حاصل عشق و ارادت من به امام رضا است. در هر قلمی که زدم حس کردم دری از خانه به سمت حرم باز شده است. ساده تر بگویم  این تابلو آرزوی عشق زیارت دوباره  امام رضا (ع)است  .

سحر ادامه داد :بزرگترین حامی من پدر و مادرم بودند که بعد از آسیب دیدنم به من روحیه می دادند و عشق به این دو عزیز در زندگی ام باعث شد  من با امید زندگی کنم .

 

سعید شرفخانی هنرمند دیگریست که تابلوهایش حال و هوای خاصی دارند. در مورد خودش می گوید : من  17 سال است نقاشی و خطاطی می کنم  می توان گفت عاشق هنر هستم زیرا معتقدم در هنر روح دمیده شده است. از نظر من هنری که  نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند باید فاتحه اش را خواند.

در مورد سبک کارهایش توضیح می دهد: من در سبک  رئالیسم و سوررئالیسم و کوبیسم کار می کنم.

 

 

 

 

شرفخانی از بزرگترین مشکل هنر می گوید : با وجود اینکه  یک هنرمند برای خلق  یک اثر هنری زحمت فراوانی می کشد اما  متاسفانه درآمدی کسب نمی کند من در گمرک کارهای مربوط به ترخیص کالا را انجام می دهم تا بتوانم زندگی ام را اداره کنم. 
شرفخانی معتقد است:  هنر چهره و دل هنرمند را جوان نگه می دارد و احساسات یک هنر مند همیشه تازه و دست نخورده  است

 

 

 

صحبتی بانوی هنرمند دیگری است که آثارش در نمایشگاه خودنمایی می کنند.

 

 

وی می گوید:  : 14 سال است نقاشی می کشم بدون اینکه کلاسی رفته باشم در پس هریک از تابلوهایم داستانی نهفته است تمام آنها را دوست دارم چرا که هریک از اینها به من می گویند من می توانم بهتر ازاین باشم. رنگها با من حرف می زنند برای من هر رنگ یک نماد است و تمامی رنگها در نور خلاصه می شود در عین بی رنگی با اشعه هایش  از هر چیزی عبور می کند و به آنها رنگ می بخشد .

 

 

 

انتهای پیام/

 
,

وارد نمایشگاه نقاش شدم. نمایشگاهی که تک تک تابلوهای آن از توانمندی نقاش خبر میداد. گلهایی که بر بوم نقش بسته بودند خبر از عشق و علاقه هنرمند به نقاشی می دادند. نمایشگاه مجموعه آثار سه هنرمند توانمند بود که با هنر و عشق بر معلولیت خویش پیروز شده اند.

 

 

در این نمایشگاه آثار سحر باقری, سعید شرفخانی و فیروزه صحبتی،  توانمندان فرهیخته به نمایش گذاشته شده است تا همگان توانمندی این عزیزان را ببینند و بر همت والا و روح بلندشان احسنت بگویند. به سراغ این هنرمندان می رویم و با آنها هم صحبت می شویم. 
سحر باقری، هنرمند چیره دست این نمایشگاه، از علت معلولیت خود می گوید : در سانحه رانندگی در سال 90 حین  بازگشت از مشهد دچار آسیب نخاعی گردنی شدم. تا آن موقع حتی نمی دانستم نخاع چیست. دانشجوی کارشناسی برق بودم این حادثه باعث شد تحصیلم را نیمه کاره رها کنم. تا مدتها دچار شوک بودم. تا قبل از این حادثه لحظه ای آرام و قرار نداشتم و سراسر تلاش و تکاپو و انرژی بودم اما  امروز علاوه بر پاهایم دستانم نیز  ضعف دارد .

 


وی از علت روی آوردن خود به هنر می گوید :  قبلاً معلولین زیادی را دیده بودم که با تمام نقص جسمی خود  شاهکار خلق می کنند. یقین داشتم این افراد واقعا روح بزرگ و اراده و دید قوی ای  دارند ولی بعد از حادثه ای که برای خودم اتفاق افتاد فهمیدم دست یافتن به اِراده و دید روشن چندان هم ساده نیست . 

من قبل از این واقعه نقاشی می کردم اما نه به این شکل که بخواهم با رنگ و روغن کار کنم. بعد از این حادثه تصمیم گرفتم نقاشی را جدی پیگیری کنم. به تنهایی شروع کردم و هم استاد و هم شاگرد بودم. برای کشیدن هر تابلو  چندین بار دوباره طرح زدم رنگ کردم و با سخت گیری کامل نسبت به خودم نقاشی می کردم.  با وجود ضعف دستهایم  توان کار بر بوم های بزرگ را نداشتم .

در یکی از تابلوهایم حرم امام رضا را به تصویر کشیده ام که حاصل عشق و ارادت من به امام رضا است. در هر قلمی که زدم حس کردم دری از خانه به سمت حرم باز شده است. ساده تر بگویم  این تابلو آرزوی عشق زیارت دوباره  امام رضا (ع)است  .

سحر ادامه داد :بزرگترین حامی من پدر و مادرم بودند که بعد از آسیب دیدنم به من روحیه می دادند و عشق به این دو عزیز در زندگی ام باعث شد  من با امید زندگی کنم .

 

سعید شرفخانی هنرمند دیگریست که تابلوهایش حال و هوای خاصی دارند. در مورد خودش می گوید : من  17 سال است نقاشی و خطاطی می کنم  می توان گفت عاشق هنر هستم زیرا معتقدم در هنر روح دمیده شده است. از نظر من هنری که  نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند باید فاتحه اش را خواند.

در مورد سبک کارهایش توضیح می دهد: من در سبک  رئالیسم و سوررئالیسم و کوبیسم کار می کنم.

 

 

 

 

شرفخانی از بزرگترین مشکل هنر می گوید : با وجود اینکه  یک هنرمند برای خلق  یک اثر هنری زحمت فراوانی می کشد اما  متاسفانه درآمدی کسب نمی کند من در گمرک کارهای مربوط به ترخیص کالا را انجام می دهم تا بتوانم زندگی ام را اداره کنم. 
شرفخانی معتقد است:  هنر چهره و دل هنرمند را جوان نگه می دارد و احساسات یک هنر مند همیشه تازه و دست نخورده  است

 

 

 

صحبتی بانوی هنرمند دیگری است که آثارش در نمایشگاه خودنمایی می کنند.

 

 

وی می گوید:  : 14 سال است نقاشی می کشم بدون اینکه کلاسی رفته باشم در پس هریک از تابلوهایم داستانی نهفته است تمام آنها را دوست دارم چرا که هریک از اینها به من می گویند من می توانم بهتر ازاین باشم. رنگها با من حرف می زنند برای من هر رنگ یک نماد است و تمامی رنگها در نور خلاصه می شود در عین بی رنگی با اشعه هایش  از هر چیزی عبور می کند و به آنها رنگ می بخشد .

 

 

 

انتهای پیام/

 
,

وارد نمایشگاه نقاش شدم. نمایشگاهی که تک تک تابلوهای آن از توانمندی نقاش خبر میداد. گلهایی که بر بوم نقش بسته بودند خبر از عشق و علاقه هنرمند به نقاشی می دادند. نمایشگاه مجموعه آثار سه هنرمند توانمند بود که با هنر و عشق بر معلولیت خویش پیروز شده اند.

 

 

در این نمایشگاه آثار سحر باقری, سعید شرفخانی و فیروزه صحبتی،  توانمندان فرهیخته به نمایش گذاشته شده است تا همگان توانمندی این عزیزان را ببینند و بر همت والا و روح بلندشان احسنت بگویند. به سراغ این هنرمندان می رویم و با آنها هم صحبت می شویم. 
سحر باقری، هنرمند چیره دست این نمایشگاه، از علت معلولیت خود می گوید : در سانحه رانندگی در سال 90 حین  بازگشت از مشهد دچار آسیب نخاعی گردنی شدم. تا آن موقع حتی نمی دانستم نخاع چیست. دانشجوی کارشناسی برق بودم این حادثه باعث شد تحصیلم را نیمه کاره رها کنم. تا مدتها دچار شوک بودم. تا قبل از این حادثه لحظه ای آرام و قرار نداشتم و سراسر تلاش و تکاپو و انرژی بودم اما  امروز علاوه بر پاهایم دستانم نیز  ضعف دارد .

 


وی از علت روی آوردن خود به هنر می گوید :  قبلاً معلولین زیادی را دیده بودم که با تمام نقص جسمی خود  شاهکار خلق می کنند. یقین داشتم این افراد واقعا روح بزرگ و اراده و دید قوی ای  دارند ولی بعد از حادثه ای که برای خودم اتفاق افتاد فهمیدم دست یافتن به اِراده و دید روشن چندان هم ساده نیست . 

من قبل از این واقعه نقاشی می کردم اما نه به این شکل که بخواهم با رنگ و روغن کار کنم. بعد از این حادثه تصمیم گرفتم نقاشی را جدی پیگیری کنم. به تنهایی شروع کردم و هم استاد و هم شاگرد بودم. برای کشیدن هر تابلو  چندین بار دوباره طرح زدم رنگ کردم و با سخت گیری کامل نسبت به خودم نقاشی می کردم.  با وجود ضعف دستهایم  توان کار بر بوم های بزرگ را نداشتم .

در یکی از تابلوهایم حرم امام رضا را به تصویر کشیده ام که حاصل عشق و ارادت من به امام رضا است. در هر قلمی که زدم حس کردم دری از خانه به سمت حرم باز شده است. ساده تر بگویم  این تابلو آرزوی عشق زیارت دوباره  امام رضا (ع)است  .

سحر ادامه داد :بزرگترین حامی من پدر و مادرم بودند که بعد از آسیب دیدنم به من روحیه می دادند و عشق به این دو عزیز در زندگی ام باعث شد  من با امید زندگی کنم .

 

سعید شرفخانی هنرمند دیگریست که تابلوهایش حال و هوای خاصی دارند. در مورد خودش می گوید : من  17 سال است نقاشی و خطاطی می کنم  می توان گفت عاشق هنر هستم زیرا معتقدم در هنر روح دمیده شده است. از نظر من هنری که  نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند باید فاتحه اش را خواند.

در مورد سبک کارهایش توضیح می دهد: من در سبک  رئالیسم و سوررئالیسم و کوبیسم کار می کنم.

 

 

 

 

شرفخانی از بزرگترین مشکل هنر می گوید : با وجود اینکه  یک هنرمند برای خلق  یک اثر هنری زحمت فراوانی می کشد اما  متاسفانه درآمدی کسب نمی کند من در گمرک کارهای مربوط به ترخیص کالا را انجام می دهم تا بتوانم زندگی ام را اداره کنم. 
شرفخانی معتقد است:  هنر چهره و دل هنرمند را جوان نگه می دارد و احساسات یک هنر مند همیشه تازه و دست نخورده  است

 

 

 

صحبتی بانوی هنرمند دیگری است که آثارش در نمایشگاه خودنمایی می کنند.

 

 

وی می گوید:  : 14 سال است نقاشی می کشم بدون اینکه کلاسی رفته باشم در پس هریک از تابلوهایم داستانی نهفته است تمام آنها را دوست دارم چرا که هریک از اینها به من می گویند من می توانم بهتر ازاین باشم. رنگها با من حرف می زنند برای من هر رنگ یک نماد است و تمامی رنگها در نور خلاصه می شود در عین بی رنگی با اشعه هایش  از هر چیزی عبور می کند و به آنها رنگ می بخشد .

 

 

 

انتهای پیام/

 
,

وارد نمایشگاه نقاش شدم. نمایشگاهی که تک تک تابلوهای آن از توانمندی نقاش خبر میداد. گلهایی که بر بوم نقش بسته بودند خبر از عشق و علاقه هنرمند به نقاشی می دادند. نمایشگاه مجموعه آثار سه هنرمند توانمند بود که با هنر و عشق بر معلولیت خویش پیروز شده اند.

 

 

در این نمایشگاه آثار سحر باقری, سعید شرفخانی و فیروزه صحبتی،  توانمندان فرهیخته به نمایش گذاشته شده است تا همگان توانمندی این عزیزان را ببینند و بر همت والا و روح بلندشان احسنت بگویند. به سراغ این هنرمندان می رویم و با آنها هم صحبت می شویم. 
سحر باقری، هنرمند چیره دست این نمایشگاه، از علت معلولیت خود می گوید : در سانحه رانندگی در سال 90 حین  بازگشت از مشهد دچار آسیب نخاعی گردنی شدم. تا آن موقع حتی نمی دانستم نخاع چیست. دانشجوی کارشناسی برق بودم این حادثه باعث شد تحصیلم را نیمه کاره رها کنم. تا مدتها دچار شوک بودم. تا قبل از این حادثه لحظه ای آرام و قرار نداشتم و سراسر تلاش و تکاپو و انرژی بودم اما  امروز علاوه بر پاهایم دستانم نیز  ضعف دارد .

 


وی از علت روی آوردن خود به هنر می گوید :  قبلاً معلولین زیادی را دیده بودم که با تمام نقص جسمی خود  شاهکار خلق می کنند. یقین داشتم این افراد واقعا روح بزرگ و اراده و دید قوی ای  دارند ولی بعد از حادثه ای که برای خودم اتفاق افتاد فهمیدم دست یافتن به اِراده و دید روشن چندان هم ساده نیست . 

من قبل از این واقعه نقاشی می کردم اما نه به این شکل که بخواهم با رنگ و روغن کار کنم. بعد از این حادثه تصمیم گرفتم نقاشی را جدی پیگیری کنم. به تنهایی شروع کردم و هم استاد و هم شاگرد بودم. برای کشیدن هر تابلو  چندین بار دوباره طرح زدم رنگ کردم و با سخت گیری کامل نسبت به خودم نقاشی می کردم.  با وجود ضعف دستهایم  توان کار بر بوم های بزرگ را نداشتم .

در یکی از تابلوهایم حرم امام رضا را به تصویر کشیده ام که حاصل عشق و ارادت من به امام رضا است. در هر قلمی که زدم حس کردم دری از خانه به سمت حرم باز شده است. ساده تر بگویم  این تابلو آرزوی عشق زیارت دوباره  امام رضا (ع)است  .

سحر ادامه داد :بزرگترین حامی من پدر و مادرم بودند که بعد از آسیب دیدنم به من روحیه می دادند و عشق به این دو عزیز در زندگی ام باعث شد  من با امید زندگی کنم .

 

سعید شرفخانی هنرمند دیگریست که تابلوهایش حال و هوای خاصی دارند. در مورد خودش می گوید : من  17 سال است نقاشی و خطاطی می کنم  می توان گفت عاشق هنر هستم زیرا معتقدم در هنر روح دمیده شده است. از نظر من هنری که  نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند باید فاتحه اش را خواند.

در مورد سبک کارهایش توضیح می دهد: من در سبک  رئالیسم و سوررئالیسم و کوبیسم کار می کنم.

 

 

 

 

شرفخانی از بزرگترین مشکل هنر می گوید : با وجود اینکه  یک هنرمند برای خلق  یک اثر هنری زحمت فراوانی می کشد اما  متاسفانه درآمدی کسب نمی کند من در گمرک کارهای مربوط به ترخیص کالا را انجام می دهم تا بتوانم زندگی ام را اداره کنم. 
شرفخانی معتقد است:  هنر چهره و دل هنرمند را جوان نگه می دارد و احساسات یک هنر مند همیشه تازه و دست نخورده  است

 

 

 

صحبتی بانوی هنرمند دیگری است که آثارش در نمایشگاه خودنمایی می کنند.

 

 

وی می گوید:  : 14 سال است نقاشی می کشم بدون اینکه کلاسی رفته باشم در پس هریک از تابلوهایم داستانی نهفته است تمام آنها را دوست دارم چرا که هریک از اینها به من می گویند من می توانم بهتر ازاین باشم. رنگها با من حرف می زنند برای من هر رنگ یک نماد است و تمامی رنگها در نور خلاصه می شود در عین بی رنگی با اشعه هایش  از هر چیزی عبور می کند و به آنها رنگ می بخشد .

 

 

 

انتهای پیام/

,

وارد نمایشگاه نقاش شدم. نمایشگاهی که تک تک تابلوهای آن از توانمندی نقاش خبر میداد. گلهایی که بر بوم نقش بسته بودند خبر از عشق و علاقه هنرمند به نقاشی می دادند. نمایشگاه مجموعه آثار سه هنرمند توانمند بود که با هنر و عشق بر معلولیت خویش پیروز شده اند.

 

 

در این نمایشگاه آثار سحر باقری, سعید شرفخانی و فیروزه صحبتی،  توانمندان فرهیخته به نمایش گذاشته شده است تا همگان توانمندی این عزیزان را ببینند و بر همت والا و روح بلندشان احسنت بگویند. به سراغ این هنرمندان می رویم و با آنها هم صحبت می شویم. 
سحر باقری، هنرمند چیره دست این نمایشگاه، از علت معلولیت خود می گوید : در سانحه رانندگی در سال 90 حین  بازگشت از مشهد دچار آسیب نخاعی گردنی شدم. تا آن موقع حتی نمی دانستم نخاع چیست. دانشجوی کارشناسی برق بودم این حادثه باعث شد تحصیلم را نیمه کاره رها کنم. تا مدتها دچار شوک بودم. تا قبل از این حادثه لحظه ای آرام و قرار نداشتم و سراسر تلاش و تکاپو و انرژی بودم اما  امروز علاوه بر پاهایم دستانم نیز  ضعف دارد .

 


وی از علت روی آوردن خود به هنر می گوید :  قبلاً معلولین زیادی را دیده بودم که با تمام نقص جسمی خود  شاهکار خلق می کنند. یقین داشتم این افراد واقعا روح بزرگ و اراده و دید قوی ای  دارند ولی بعد از حادثه ای که برای خودم اتفاق افتاد فهمیدم دست یافتن به اِراده و دید روشن چندان هم ساده نیست . 

من قبل از این واقعه نقاشی می کردم اما نه به این شکل که بخواهم با رنگ و روغن کار کنم. بعد از این حادثه تصمیم گرفتم نقاشی را جدی پیگیری کنم. به تنهایی شروع کردم و هم استاد و هم شاگرد بودم. برای کشیدن هر تابلو  چندین بار دوباره طرح زدم رنگ کردم و با سخت گیری کامل نسبت به خودم نقاشی می کردم.  با وجود ضعف دستهایم  توان کار بر بوم های بزرگ را نداشتم .

در یکی از تابلوهایم حرم امام رضا را به تصویر کشیده ام که حاصل عشق و ارادت من به امام رضا است. در هر قلمی که زدم حس کردم دری از خانه به سمت حرم باز شده است. ساده تر بگویم  این تابلو آرزوی عشق زیارت دوباره  امام رضا (ع)است  .

سحر ادامه داد :بزرگترین حامی من پدر و مادرم بودند که بعد از آسیب دیدنم به من روحیه می دادند و عشق به این دو عزیز در زندگی ام باعث شد  من با امید زندگی کنم .

 

سعید شرفخانی هنرمند دیگریست که تابلوهایش حال و هوای خاصی دارند. در مورد خودش می گوید : من  17 سال است نقاشی و خطاطی می کنم  می توان گفت عاشق هنر هستم زیرا معتقدم در هنر روح دمیده شده است. از نظر من هنری که  نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند باید فاتحه اش را خواند.

در مورد سبک کارهایش توضیح می دهد: من در سبک  رئالیسم و سوررئالیسم و کوبیسم کار می کنم.

 

 

 

 

شرفخانی از بزرگترین مشکل هنر می گوید : با وجود اینکه  یک هنرمند برای خلق  یک اثر هنری زحمت فراوانی می کشد اما  متاسفانه درآمدی کسب نمی کند من در گمرک کارهای مربوط به ترخیص کالا را انجام می دهم تا بتوانم زندگی ام را اداره کنم. 
شرفخانی معتقد است:  هنر چهره و دل هنرمند را جوان نگه می دارد و احساسات یک هنر مند همیشه تازه و دست نخورده  است

 

 

 

صحبتی بانوی هنرمند دیگری است که آثارش در نمایشگاه خودنمایی می کنند.

 

 

وی می گوید:  : 14 سال است نقاشی می کشم بدون اینکه کلاسی رفته باشم در پس هریک از تابلوهایم داستانی نهفته است تمام آنها را دوست دارم چرا که هریک از اینها به من می گویند من می توانم بهتر ازاین باشم. رنگها با من حرف می زنند برای من هر رنگ یک نماد است و تمامی رنگها در نور خلاصه می شود در عین بی رنگی با اشعه هایش  از هر چیزی عبور می کند و به آنها رنگ می بخشد .

 

 

 

انتهای پیام/

,

وارد نمایشگاه نقاش شدم. نمایشگاهی که تک تک تابلوهای آن از توانمندی نقاش خبر میداد. گلهایی که بر بوم نقش بسته بودند خبر از عشق و علاقه هنرمند به نقاشی می دادند. نمایشگاه مجموعه آثار سه هنرمند توانمند بود که با هنر و عشق بر معلولیت خویش پیروز شده اند.

 

 

در این نمایشگاه آثار سحر باقری, سعید شرفخانی و فیروزه صحبتی،  توانمندان فرهیخته به نمایش گذاشته شده است تا همگان توانمندی این عزیزان را ببینند و بر همت والا و روح بلندشان احسنت بگویند. به سراغ این هنرمندان می رویم و با آنها هم صحبت می شویم. 
سحر باقری، هنرمند چیره دست این نمایشگاه، از علت معلولیت خود می گوید : در سانحه رانندگی در سال 90 حین  بازگشت از مشهد دچار آسیب نخاعی گردنی شدم. تا آن موقع حتی نمی دانستم نخاع چیست. دانشجوی کارشناسی برق بودم این حادثه باعث شد تحصیلم را نیمه کاره رها کنم. تا مدتها دچار شوک بودم. تا قبل از این حادثه لحظه ای آرام و قرار نداشتم و سراسر تلاش و تکاپو و انرژی بودم اما  امروز علاوه بر پاهایم دستانم نیز  ضعف دارد .

 


وی از علت روی آوردن خود به هنر می گوید :  قبلاً معلولین زیادی را دیده بودم که با تمام نقص جسمی خود  شاهکار خلق می کنند. یقین داشتم این افراد واقعا روح بزرگ و اراده و دید قوی ای  دارند ولی بعد از حادثه ای که برای خودم اتفاق افتاد فهمیدم دست یافتن به اِراده و دید روشن چندان هم ساده نیست . 

من قبل از این واقعه نقاشی می کردم اما نه به این شکل که بخواهم با رنگ و روغن کار کنم. بعد از این حادثه تصمیم گرفتم نقاشی را جدی پیگیری کنم. به تنهایی شروع کردم و هم استاد و هم شاگرد بودم. برای کشیدن هر تابلو  چندین بار دوباره طرح زدم رنگ کردم و با سخت گیری کامل نسبت به خودم نقاشی می کردم.  با وجود ضعف دستهایم  توان کار بر بوم های بزرگ را نداشتم .

در یکی از تابلوهایم حرم امام رضا را به تصویر کشیده ام که حاصل عشق و ارادت من به امام رضا است. در هر قلمی که زدم حس کردم دری از خانه به سمت حرم باز شده است. ساده تر بگویم  این تابلو آرزوی عشق زیارت دوباره  امام رضا (ع)است  .

سحر ادامه داد :بزرگترین حامی من پدر و مادرم بودند که بعد از آسیب دیدنم به من روحیه می دادند و عشق به این دو عزیز در زندگی ام باعث شد  من با امید زندگی کنم .

 

سعید شرفخانی هنرمند دیگریست که تابلوهایش حال و هوای خاصی دارند. در مورد خودش می گوید : من  17 سال است نقاشی و خطاطی می کنم  می توان گفت عاشق هنر هستم زیرا معتقدم در هنر روح دمیده شده است. از نظر من هنری که  نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند باید فاتحه اش را خواند.

در مورد سبک کارهایش توضیح می دهد: من در سبک  رئالیسم و سوررئالیسم و کوبیسم کار می کنم.

 

 

 

 

شرفخانی از بزرگترین مشکل هنر می گوید : با وجود اینکه  یک هنرمند برای خلق  یک اثر هنری زحمت فراوانی می کشد اما  متاسفانه درآمدی کسب نمی کند من در گمرک کارهای مربوط به ترخیص کالا را انجام می دهم تا بتوانم زندگی ام را اداره کنم. 
شرفخانی معتقد است:  هنر چهره و دل هنرمند را جوان نگه می دارد و احساسات یک هنر مند همیشه تازه و دست نخورده  است

 

 

 

صحبتی بانوی هنرمند دیگری است که آثارش در نمایشگاه خودنمایی می کنند.

 

 

وی می گوید:  : 14 سال است نقاشی می کشم بدون اینکه کلاسی رفته باشم در پس هریک از تابلوهایم داستانی نهفته است تمام آنها را دوست دارم چرا که هریک از اینها به من می گویند من می توانم بهتر ازاین باشم. رنگها با من حرف می زنند برای من هر رنگ یک نماد است و تمامی رنگها در نور خلاصه می شود در عین بی رنگی با اشعه هایش  از هر چیزی عبور می کند و به آنها رنگ می بخشد .

 

 

 

انتهای پیام/

,

وارد نمایشگاه نقاش شدم. نمایشگاهی که تک تک تابلوهای آن از توانمندی نقاش خبر میداد. گلهایی که بر بوم نقش بسته بودند خبر از عشق و علاقه هنرمند به نقاشی می دادند. نمایشگاه مجموعه آثار سه هنرمند توانمند بود که با هنر و عشق بر معلولیت خویش پیروز شده اند.

 

 

در این نمایشگاه آثار سحر باقری, سعید شرفخانی و فیروزه صحبتی،  توانمندان فرهیخته به نمایش گذاشته شده است تا همگان توانمندی این عزیزان را ببینند و بر همت والا و روح بلندشان احسنت بگویند. به سراغ این هنرمندان می رویم و با آنها هم صحبت می شویم. 
سحر باقری، هنرمند چیره دست این نمایشگاه، از علت معلولیت خود می گوید : در سانحه رانندگی در سال 90 حین  بازگشت از مشهد دچار آسیب نخاعی گردنی شدم. تا آن موقع حتی نمی دانستم نخاع چیست. دانشجوی کارشناسی برق بودم این حادثه باعث شد تحصیلم را نیمه کاره رها کنم. تا مدتها دچار شوک بودم. تا قبل از این حادثه لحظه ای آرام و قرار نداشتم و سراسر تلاش و تکاپو و انرژی بودم اما  امروز علاوه بر پاهایم دستانم نیز  ضعف دارد .

 


وی از علت روی آوردن خود به هنر می گوید :  قبلاً معلولین زیادی را دیده بودم که با تمام نقص جسمی خود  شاهکار خلق می کنند. یقین داشتم این افراد واقعا روح بزرگ و اراده و دید قوی ای  دارند ولی بعد از حادثه ای که برای خودم اتفاق افتاد فهمیدم دست یافتن به اِراده و دید روشن چندان هم ساده نیست . 

من قبل از این واقعه نقاشی می کردم اما نه به این شکل که بخواهم با رنگ و روغن کار کنم. بعد از این حادثه تصمیم گرفتم نقاشی را جدی پیگیری کنم. به تنهایی شروع کردم و هم استاد و هم شاگرد بودم. برای کشیدن هر تابلو  چندین بار دوباره طرح زدم رنگ کردم و با سخت گیری کامل نسبت به خودم نقاشی می کردم.  با وجود ضعف دستهایم  توان کار بر بوم های بزرگ را نداشتم .

در یکی از تابلوهایم حرم امام رضا را به تصویر کشیده ام که حاصل عشق و ارادت من به امام رضا است. در هر قلمی که زدم حس کردم دری از خانه به سمت حرم باز شده است. ساده تر بگویم  این تابلو آرزوی عشق زیارت دوباره  امام رضا (ع)است  .

سحر ادامه داد :بزرگترین حامی من پدر و مادرم بودند که بعد از آسیب دیدنم به من روحیه می دادند و عشق به این دو عزیز در زندگی ام باعث شد  من با امید زندگی کنم .

 

سعید شرفخانی هنرمند دیگریست که تابلوهایش حال و هوای خاصی دارند. در مورد خودش می گوید : من  17 سال است نقاشی و خطاطی می کنم  می توان گفت عاشق هنر هستم زیرا معتقدم در هنر روح دمیده شده است. از نظر من هنری که  نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند باید فاتحه اش را خواند.

در مورد سبک کارهایش توضیح می دهد: من در سبک  رئالیسم و سوررئالیسم و کوبیسم کار می کنم.

 

 

 

 

شرفخانی از بزرگترین مشکل هنر می گوید : با وجود اینکه  یک هنرمند برای خلق  یک اثر هنری زحمت فراوانی می کشد اما  متاسفانه درآمدی کسب نمی کند من در گمرک کارهای مربوط به ترخیص کالا را انجام می دهم تا بتوانم زندگی ام را اداره کنم. 
شرفخانی معتقد است:  هنر چهره و دل هنرمند را جوان نگه می دارد و احساسات یک هنر مند همیشه تازه و دست نخورده  است

 

 

 

صحبتی بانوی هنرمند دیگری است که آثارش در نمایشگاه خودنمایی می کنند.

 

 

وی می گوید:  : 14 سال است نقاشی می کشم بدون اینکه کلاسی رفته باشم در پس هریک از تابلوهایم داستانی نهفته است تمام آنها را دوست دارم چرا که هریک از اینها به من می گویند من می توانم بهتر ازاین باشم. رنگها با من حرف می زنند برای من هر رنگ یک نماد است و تمامی رنگها در نور خلاصه می شود در عین بی رنگی با اشعه هایش  از هر چیزی عبور می کند و به آنها رنگ می بخشد .

 

 

 

انتهای پیام/

,

وارد نمایشگاه نقاش شدم. نمایشگاهی که تک تک تابلوهای آن از توانمندی نقاش خبر میداد. گلهایی که بر بوم نقش بسته بودند خبر از عشق و علاقه هنرمند به نقاشی می دادند. نمایشگاه مجموعه آثار سه هنرمند توانمند بود که با هنر و عشق بر معلولیت خویش پیروز شده اند.

,

 

,

, ,

 

,

در این نمایشگاه آثار سحر باقری, سعید شرفخانی و فیروزه صحبتی،  توانمندان فرهیخته به نمایش گذاشته شده است تا همگان توانمندی این عزیزان را ببینند و بر همت والا و روح بلندشان احسنت بگویند. به سراغ این هنرمندان می رویم و با آنها هم صحبت می شویم. 
سحر باقری، هنرمند چیره دست این نمایشگاه، از علت معلولیت خود می گوید : در سانحه رانندگی در سال 90 حین  بازگشت از مشهد دچار آسیب نخاعی گردنی شدم. تا آن موقع حتی نمی دانستم نخاع چیست. دانشجوی کارشناسی برق بودم این حادثه باعث شد تحصیلم را نیمه کاره رها کنم. تا مدتها دچار شوک بودم. تا قبل از این حادثه لحظه ای آرام و قرار نداشتم و سراسر تلاش و تکاپو و انرژی بودم اما  امروز علاوه بر پاهایم دستانم نیز  ضعف دارد .

,
,

 

,

, ,


وی از علت روی آوردن خود به هنر می گوید :  قبلاً معلولین زیادی را دیده بودم که با تمام نقص جسمی خود  شاهکار خلق می کنند. یقین داشتم این افراد واقعا روح بزرگ و اراده و دید قوی ای  دارند ولی بعد از حادثه ای که برای خودم اتفاق افتاد فهمیدم دست یافتن به اِراده و دید روشن چندان هم ساده نیست . 

,
,

من قبل از این واقعه نقاشی می کردم اما نه به این شکل که بخواهم با رنگ و روغن کار کنم. بعد از این حادثه تصمیم گرفتم نقاشی را جدی پیگیری کنم. به تنهایی شروع کردم و هم استاد و هم شاگرد بودم. برای کشیدن هر تابلو  چندین بار دوباره طرح زدم رنگ کردم و با سخت گیری کامل نسبت به خودم نقاشی می کردم.  با وجود ضعف دستهایم  توان کار بر بوم های بزرگ را نداشتم .

,

در یکی از تابلوهایم حرم امام رضا را به تصویر کشیده ام که حاصل عشق و ارادت من به امام رضا است. در هر قلمی که زدم حس کردم دری از خانه به سمت حرم باز شده است. ساده تر بگویم  این تابلو آرزوی عشق زیارت دوباره  امام رضا (ع)است  .

,

سحر ادامه داد :بزرگترین حامی من پدر و مادرم بودند که بعد از آسیب دیدنم به من روحیه می دادند و عشق به این دو عزیز در زندگی ام باعث شد  من با امید زندگی کنم .

,

 

,

سعید شرفخانی هنرمند دیگریست که تابلوهایش حال و هوای خاصی دارند. در مورد خودش می گوید : من  17 سال است نقاشی و خطاطی می کنم  می توان گفت عاشق هنر هستم زیرا معتقدم در هنر روح دمیده شده است. از نظر من هنری که  نتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند باید فاتحه اش را خواند.

,

در مورد سبک کارهایش توضیح می دهد: من در سبک  رئالیسم و سوررئالیسم و کوبیسم کار می کنم.

,

 

,

, ,

 

,

 

,

 

,

شرفخانی از بزرگترین مشکل هنر می گوید : با وجود اینکه  یک هنرمند برای خلق  یک اثر هنری زحمت فراوانی می کشد اما  متاسفانه درآمدی کسب نمی کند من در گمرک کارهای مربوط به ترخیص کالا را انجام می دهم تا بتوانم زندگی ام را اداره کنم. 
شرفخانی معتقد است:  هنر چهره و دل هنرمند را جوان نگه می دارد و احساسات یک هنر مند همیشه تازه و دست نخورده  است

,
,

 

,

 

,

 

,

صحبتی بانوی هنرمند دیگری است که آثارش در نمایشگاه خودنمایی می کنند.

,

 

,

, ,

 

,

وی می گوید:  : 14 سال است نقاشی می کشم بدون اینکه کلاسی رفته باشم در پس هریک از تابلوهایم داستانی نهفته است تمام آنها را دوست دارم چرا که هریک از اینها به من می گویند من می توانم بهتر ازاین باشم. رنگها با من حرف می زنند برای من هر رنگ یک نماد است و تمامی رنگها در نور خلاصه می شود در عین بی رنگی با اشعه هایش  از هر چیزی عبور می کند و به آنها رنگ می بخشد .

,

 

,

, ,

 

,

, ,

 

,

انتهای پیام/

,
 
,
 
,
 
,
 
,
 
,
 
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه