به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "منبری ها" موضوع فرهنگ و ولنگاری فرهنگی، یکی از مهمترین دغدغههای رهبر معظم انقلاب در طول سالیان بوده و هست و باوجود کارهایی که از سوی نهادهای مختلف در این راستا انجامشده، اما همچنان شاهد ناهنجاریها و ولنگاریهایی در این زمینه هستیم.
, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "منبری ها" موضوع فرهنگ و ولنگاری فرهنگی، یکی از مهمترین دغدغههای رهبر معظم انقلاب در طول سالیان بوده و هست و باوجود کارهایی که از سوی نهادهای مختلف در این راستا انجامشده، اما همچنان شاهد ناهنجاریها و ولنگاریهایی در این زمینه هستیم., به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "منبری ها" موضوع فرهنگ و ولنگاری فرهنگی، یکی از مهمترین دغدغههای رهبر معظم انقلاب در طول سالیان بوده و هست و باوجود کارهایی که از سوی نهادهای مختلف در این راستا انجامشده، اما همچنان شاهد ناهنجاریها و ولنگاریهایی در این زمینه هستیم., شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از "منبری ها" موضوع فرهنگ و ولنگاری فرهنگی، یکی از مهمترین دغدغههای رهبر معظم انقلاب در طول سالیان بوده و هست و باوجود کارهایی که از سوی نهادهای مختلف در این راستا انجامشده، اما همچنان شاهد ناهنجاریها و ولنگاریهایی در این زمینه هستیم., "منبری ها",به همین منظور خبرنگار "منبری ها" با امین جلال منش معاون جهاد علمی فرهنگی حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان گفتگویی کرده که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
, به همین منظور خبرنگار "منبری ها" با امین جلال منش معاون جهاد علمی فرهنگی حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان گفتگویی کرده که مشروح آن را در ادامه میخوانید., به همین منظور خبرنگار "منبری ها" با امین جلال منش معاون جهاد علمی فرهنگی حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان گفتگویی کرده که مشروح آن را در ادامه میخوانید., به همین منظور خبرنگار "منبری ها" با امین جلال منش معاون جهاد علمی فرهنگی حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان گفتگویی کرده که مشروح آن را در ادامه میخوانید., "منبری ها", امین جلال منش معاون جهاد علمی فرهنگی حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان,منبریها: تحلیل شما از ولنگاری در عرصه فرهنگ (که چندی پیش رهبر انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس فرمودند)، چیست؟
, منبریها: تحلیل شما از ولنگاری در عرصه فرهنگ (که چندی پیش رهبر انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس فرمودند)، چیست؟, منبریها: تحلیل شما از ولنگاری در عرصه فرهنگ (که چندی پیش رهبر انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس فرمودند)، چیست؟, منبریها: تحلیل شما از ولنگاری در عرصه فرهنگ (که چندی پیش رهبر انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس فرمودند)، چیست؟, منبریها: تحلیل شما از ولنگاری در عرصه فرهنگ (که چندی پیش رهبر انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس فرمودند)، چیست؟, منبریها: تحلیل شما از ولنگاری در عرصه فرهنگ (که چندی پیش رهبر انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس فرمودند)، چیست؟,جلال منش: فرهنگ ما فرهنگی ولنگار نیست، بلکه منظور از ولنگاری فرهنگی آن است که آن فرهنگی که باید ساخته شود و هوای تنفسی جامعه را معطر و اصلاح کند، انگار این امر رهاشده و این رها شدن نه به این معنی است که کسی در این زمینه کار نمیکند، بلکه نظام ایجاد این امر رهاشده است.
, جلال منش: فرهنگ ما فرهنگی ولنگار نیست، بلکه منظور از ولنگاری فرهنگی آن است که آن فرهنگی که باید ساخته شود و هوای تنفسی جامعه را معطر و اصلاح کند، انگار این امر رهاشده و این رها شدن نه به این معنی است که کسی در این زمینه کار نمیکند، بلکه نظام ایجاد این امر رهاشده است., جلال منش: فرهنگ ما فرهنگی ولنگار نیست، بلکه منظور از ولنگاری فرهنگی آن است که آن فرهنگی که باید ساخته شود و هوای تنفسی جامعه را معطر و اصلاح کند، انگار این امر رهاشده و این رها شدن نه به این معنی است که کسی در این زمینه کار نمیکند، بلکه نظام ایجاد این امر رهاشده است., جلال منش: فرهنگ ما فرهنگی ولنگار نیست، بلکه منظور از ولنگاری فرهنگی آن است که آن فرهنگی که باید ساخته شود و هوای تنفسی جامعه را معطر و اصلاح کند، انگار این امر رهاشده و این رها شدن نه به این معنی است که کسی در این زمینه کار نمیکند، بلکه نظام ایجاد این امر رهاشده است., جلال منش: , جلال منش:,بحث فرهنگ از منظر مقام معظم رهبری، بعد اساسی و اصلی پیشرفتها در عرصههای دیگر است.
, بحث فرهنگ از منظر مقام معظم رهبری، بعد اساسی و اصلی پیشرفتها در عرصههای دیگر است., بحث فرهنگ از منظر مقام معظم رهبری، بعد اساسی و اصلی پیشرفتها در عرصههای دیگر است., بحث فرهنگ از منظر مقام معظم رهبری، بعد اساسی و اصلی پیشرفتها در عرصههای دیگر است.,فرهنگ فقط بهمنظور یک کالای فرهنگی یا قالبهای فرهنگی نیست، بلکه لباسی است که میشود چیزهایی را در آن پوشاند و منظور از ولنگاری در بعد نرمافزاری و ساخت تمدن، میتواند این تلقی را داشته باشد که یک نظام ارزشی مناسب برای تولید محصول نهایی یعنی آن لباسی که به تن این تمدن آراسته است، وجود ندارد.
, فرهنگ فقط بهمنظور یک کالای فرهنگی یا قالبهای فرهنگی نیست، بلکه لباسی است که میشود چیزهایی را در آن پوشاند و منظور از ولنگاری در بعد نرمافزاری و ساخت تمدن، میتواند این تلقی را داشته باشد که یک نظام ارزشی مناسب برای تولید محصول نهایی یعنی آن لباسی که به تن این تمدن آراسته است، وجود ندارد., فرهنگ فقط بهمنظور یک کالای فرهنگی یا قالبهای فرهنگی نیست، بلکه لباسی است که میشود چیزهایی را در آن پوشاند و منظور از ولنگاری در بعد نرمافزاری و ساخت تمدن، میتواند این تلقی را داشته باشد که یک نظام ارزشی مناسب برای تولید محصول نهایی یعنی آن لباسی که به تن این تمدن آراسته است، وجود ندارد., فرهنگ فقط بهمنظور یک کالای فرهنگی یا قالبهای فرهنگی نیست، بلکه لباسی است که میشود چیزهایی را در آن پوشاند و منظور از ولنگاری در بعد نرمافزاری و ساخت تمدن، میتواند این تلقی را داشته باشد که یک نظام ارزشی مناسب برای تولید محصول نهایی یعنی آن لباسی که به تن این تمدن آراسته است، وجود ندارد.,منظور از این لباس، آن چیزی است که باید سبک زندگی جامعه اسلامی را تشکیل بدهد بهطوریکه هر کس از بیرون نگاه کرد، احساس کند افراد این جامعه در متن زندگی، باورها، ارزشها، اعتقادات و سیره زندگی خود، یک نظامی دارند که تاروپود آن همه منسجم و کنار هم شکل میگیرد.
, منظور از این لباس، آن چیزی است که باید سبک زندگی جامعه اسلامی را تشکیل بدهد بهطوریکه هر کس از بیرون نگاه کرد، احساس کند افراد این جامعه در متن زندگی، باورها، ارزشها، اعتقادات و سیره زندگی خود، یک نظامی دارند که تاروپود آن همه منسجم و کنار هم شکل میگیرد., منظور از این لباس، آن چیزی است که باید سبک زندگی جامعه اسلامی را تشکیل بدهد بهطوریکه هر کس از بیرون نگاه کرد، احساس کند افراد این جامعه در متن زندگی، باورها، ارزشها، اعتقادات و سیره زندگی خود، یک نظامی دارند که تاروپود آن همه منسجم و کنار هم شکل میگیرد., منظور از این لباس، آن چیزی است که باید سبک زندگی جامعه اسلامی را تشکیل بدهد بهطوریکه هر کس از بیرون نگاه کرد، احساس کند افراد این جامعه در متن زندگی، باورها، ارزشها، اعتقادات و سیره زندگی خود، یک نظامی دارند که تاروپود آن همه منسجم و کنار هم شکل میگیرد.,منبریها: آیا این سخن مقام معظم رهبری در خصوص ولنگاری فرهنگی، به معنای بیبرنامگی متصدیان عرصه فرهنگ نیست؟
, منبریها: آیا این سخن مقام معظم رهبری در خصوص ولنگاری فرهنگی، به معنای بیبرنامگی متصدیان عرصه فرهنگ نیست؟, منبریها: آیا این سخن مقام معظم رهبری در خصوص ولنگاری فرهنگی، به معنای بیبرنامگی متصدیان عرصه فرهنگ نیست؟, منبریها: آیا این سخن مقام معظم رهبری در خصوص ولنگاری فرهنگی، به معنای بیبرنامگی متصدیان عرصه فرهنگ نیست؟, منبریها: آیا این سخن مقام معظم رهبری در خصوص ولنگاری فرهنگی، به معنای بیبرنامگی متصدیان عرصه فرهنگ نیست؟, منبریها: آیا این سخن مقام معظم رهبری در خصوص ولنگاری فرهنگی، به معنای بیبرنامگی متصدیان عرصه فرهنگ نیست؟,جلال منش: آن لباسی که قرار است به تن این جامعه دوخته شود، به دلیل اینکه هر کس برای خود از یک سمت شروع به بافتن کرده، با نقشه جامع خود درنمیآید.
, جلال منش: آن لباسی که قرار است به تن این جامعه دوخته شود، به دلیل اینکه هر کس برای خود از یک سمت شروع به بافتن کرده، با نقشه جامع خود درنمیآید., جلال منش: آن لباسی که قرار است به تن این جامعه دوخته شود، به دلیل اینکه هر کس برای خود از یک سمت شروع به بافتن کرده، با نقشه جامع خود درنمیآید., جلال منش: آن لباسی که قرار است به تن این جامعه دوخته شود، به دلیل اینکه هر کس برای خود از یک سمت شروع به بافتن کرده، با نقشه جامع خود درنمیآید., جلال منش: , جلال منش:,این ولنگاری را میتوان در سطح سیاستگذاری، برنامهریزی و عملیات فرهنگی جدا کرد و تجسم کرد که زنجیره اتصال از سیاستگذاری تا عملیات است. مثلاً شما در عفاف و حجاب سیاستگذاری داشتهاید، ولی در عملیات و سطح جامعه، این حلقه اتصال در جایی مفقودشده است.
, این ولنگاری را میتوان در سطح سیاستگذاری، برنامهریزی و عملیات فرهنگی جدا کرد و تجسم کرد که زنجیره اتصال از سیاستگذاری تا عملیات است. مثلاً شما در عفاف و حجاب سیاستگذاری داشتهاید، ولی در عملیات و سطح جامعه، این حلقه اتصال در جایی مفقودشده است., این ولنگاری را میتوان در سطح سیاستگذاری، برنامهریزی و عملیات فرهنگی جدا کرد و تجسم کرد که زنجیره اتصال از سیاستگذاری تا عملیات است. مثلاً شما در عفاف و حجاب سیاستگذاری داشتهاید، ولی در عملیات و سطح جامعه، این حلقه اتصال در جایی مفقودشده است., این ولنگاری را میتوان در سطح سیاستگذاری، برنامهریزی و عملیات فرهنگی جدا کرد و تجسم کرد که زنجیره اتصال از سیاستگذاری تا عملیات است. مثلاً شما در عفاف و حجاب سیاستگذاری داشتهاید، ولی در عملیات و سطح جامعه، این حلقه اتصال در جایی مفقودشده است.,عمده مشکل و این ولنگاری به نظام فکری و اعتقادی برمیگردد که هرکسی در هر سطحی قرار است در دوختن این لباس فرهنگ بر تن جامعه، بهعنوان بعد نرمافزاری ساخت تمدن و آن چیزی که در متن جامعه است، نقش داشته باشد.
, عمده مشکل و این ولنگاری به نظام فکری و اعتقادی برمیگردد که هرکسی در هر سطحی قرار است در دوختن این لباس فرهنگ بر تن جامعه، بهعنوان بعد نرمافزاری ساخت تمدن و آن چیزی که در متن جامعه است، نقش داشته باشد., عمده مشکل و این ولنگاری به نظام فکری و اعتقادی برمیگردد که هرکسی در هر سطحی قرار است در دوختن این لباس فرهنگ بر تن جامعه، بهعنوان بعد نرمافزاری ساخت تمدن و آن چیزی که در متن جامعه است، نقش داشته باشد., عمده مشکل و این ولنگاری به نظام فکری و اعتقادی برمیگردد که هرکسی در هر سطحی قرار است در دوختن این لباس فرهنگ بر تن جامعه، بهعنوان بعد نرمافزاری ساخت تمدن و آن چیزی که در متن جامعه است، نقش داشته باشد.,منبریها: مشکل ما در عرصه فرهنگ، دقیقاً چیست؟ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر دستگاههای عریض و طویلی که متولی فرهنگی هستند، چرا فعالانه وارد عرصه برنامهریزی فرهنگی نمیشوند؟ آیا برنامهریزی درست نیست یا اینکه تعریف درستی از فرهنگ ندارند؟
, منبریها: مشکل ما در عرصه فرهنگ، دقیقاً چیست؟ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر دستگاههای عریض و طویلی که متولی فرهنگی هستند، چرا فعالانه وارد عرصه برنامهریزی فرهنگی نمیشوند؟ آیا برنامهریزی درست نیست یا اینکه تعریف درستی از فرهنگ ندارند؟, منبریها: مشکل ما در عرصه فرهنگ، دقیقاً چیست؟ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر دستگاههای عریض و طویلی که متولی فرهنگی هستند، چرا فعالانه وارد عرصه برنامهریزی فرهنگی نمیشوند؟ آیا برنامهریزی درست نیست یا اینکه تعریف درستی از فرهنگ ندارند؟, منبریها: مشکل ما در عرصه فرهنگ، دقیقاً چیست؟ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر دستگاههای عریض و طویلی که متولی فرهنگی هستند، چرا فعالانه وارد عرصه برنامهریزی فرهنگی نمیشوند؟ آیا برنامهریزی درست نیست یا اینکه تعریف درستی از فرهنگ ندارند؟, منبریها: مشکل ما در عرصه فرهنگ، دقیقاً چیست؟ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر دستگاههای عریض و طویلی که متولی فرهنگی هستند، چرا فعالانه وارد عرصه برنامهریزی فرهنگی نمیشوند؟ آیا برنامهریزی درست نیست یا اینکه تعریف درستی از فرهنگ ندارند؟, منبریها: مشکل ما در عرصه فرهنگ، دقیقاً چیست؟ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر دستگاههای عریض و طویلی که متولی فرهنگی هستند، چرا فعالانه وارد عرصه برنامهریزی فرهنگی نمیشوند؟ آیا برنامهریزی درست نیست یا اینکه تعریف درستی از فرهنگ ندارند؟,جلال منش: موافقم. یعنی انتظار و تعریف دقیقی که امام خامنهای از فرهنگ دارد و نسبت فرهنگ با عرصههای دیگر، بسیاری از دولتمردان ما و کارگزاران نظام به آن مفهوم اعتقاد ندارند.
, جلال منش: موافقم. یعنی انتظار و تعریف دقیقی که امام خامنهای از فرهنگ دارد و نسبت فرهنگ با عرصههای دیگر، بسیاری از دولتمردان ما و کارگزاران نظام به آن مفهوم اعتقاد ندارند., جلال منش: موافقم. یعنی انتظار و تعریف دقیقی که امام خامنهای از فرهنگ دارد و نسبت فرهنگ با عرصههای دیگر، بسیاری از دولتمردان ما و کارگزاران نظام به آن مفهوم اعتقاد ندارند., جلال منش: موافقم. یعنی انتظار و تعریف دقیقی که امام خامنهای از فرهنگ دارد و نسبت فرهنگ با عرصههای دیگر، بسیاری از دولتمردان ما و کارگزاران نظام به آن مفهوم اعتقاد ندارند., جلال منش: , جلال منش: ,اگر مفهوم شناسی فرهنگ از منظر حضرت آقا را خوب بفهمیم، یعنی باید نسبت این را با تمدن، آرمانهای انقلاب، رسالت انقلاب، مسیر پیشرفت و همه ملزومات و قالبهایش بررسی کنیم.
, اگر مفهوم شناسی فرهنگ از منظر حضرت آقا را خوب بفهمیم، یعنی باید نسبت این را با تمدن، آرمانهای انقلاب، رسالت انقلاب، مسیر پیشرفت و همه ملزومات و قالبهایش بررسی کنیم., اگر مفهوم شناسی فرهنگ از منظر حضرت آقا را خوب بفهمیم، یعنی باید نسبت این را با تمدن، آرمانهای انقلاب، رسالت انقلاب، مسیر پیشرفت و همه ملزومات و قالبهایش بررسی کنیم., اگر مفهوم شناسی فرهنگ از منظر حضرت آقا را خوب بفهمیم، یعنی باید نسبت این را با تمدن، آرمانهای انقلاب، رسالت انقلاب، مسیر پیشرفت و همه ملزومات و قالبهایش بررسی کنیم.,در گام دوم این فرهنگی که مفاهمه کردیم، باید مشخص شود که برای کارگزاران چه معنا و مفهومی داشته باشد، برای کارفرمایان این نظام مردمسالاری دینی یعنی برای ملت باید چه مفهوم و تعبیر و نمایی داشته باشد.
, در گام دوم این فرهنگی که مفاهمه کردیم، باید مشخص شود که برای کارگزاران چه معنا و مفهومی داشته باشد، برای کارفرمایان این نظام مردمسالاری دینی یعنی برای ملت باید چه مفهوم و تعبیر و نمایی داشته باشد., در گام دوم این فرهنگی که مفاهمه کردیم، باید مشخص شود که برای کارگزاران چه معنا و مفهومی داشته باشد، برای کارفرمایان این نظام مردمسالاری دینی یعنی برای ملت باید چه مفهوم و تعبیر و نمایی داشته باشد., در گام دوم این فرهنگی که مفاهمه کردیم، باید مشخص شود که برای کارگزاران چه معنا و مفهومی داشته باشد، برای کارفرمایان این نظام مردمسالاری دینی یعنی برای ملت باید چه مفهوم و تعبیر و نمایی داشته باشد.,لذا فرهنگ در بعد مفهوم شناسی، یعنی باید جمیع این نظام، همه روی یک مفهوم واحد به مفاهمه برسند که این کار نشده، یعنی آن پیشرفت فکری و گفتمان سازی لازم انجامنشده است و از طرفی در بعد کارگزاران هم اگر ما بهعنوان دولتمردان و سیاستگذاران و کارگزاران نظام، واقعاً اعتقادداریم که فرهنگ اساس است، پس باید پایبندی عملی در ما ایجاد شود.
, لذا فرهنگ در بعد مفهوم شناسی، یعنی باید جمیع این نظام، همه روی یک مفهوم واحد به مفاهمه برسند که این کار نشده، یعنی آن پیشرفت فکری و گفتمان سازی لازم انجامنشده است و از طرفی در بعد کارگزاران هم اگر ما بهعنوان دولتمردان و سیاستگذاران و کارگزاران نظام، واقعاً اعتقادداریم که فرهنگ اساس است، پس باید پایبندی عملی در ما ایجاد شود., لذا فرهنگ در بعد مفهوم شناسی، یعنی باید جمیع این نظام، همه روی یک مفهوم واحد به مفاهمه برسند که این کار نشده، یعنی آن پیشرفت فکری و گفتمان سازی لازم انجامنشده است و از طرفی در بعد کارگزاران هم اگر ما بهعنوان دولتمردان و سیاستگذاران و کارگزاران نظام، واقعاً اعتقادداریم که فرهنگ اساس است، پس باید پایبندی عملی در ما ایجاد شود., لذا فرهنگ در بعد مفهوم شناسی، یعنی باید جمیع این نظام، همه روی یک مفهوم واحد به مفاهمه برسند که این کار نشده، یعنی آن پیشرفت فکری و گفتمان سازی لازم انجامنشده است و از طرفی در بعد کارگزاران هم اگر ما بهعنوان دولتمردان و سیاستگذاران و کارگزاران نظام، واقعاً اعتقادداریم که فرهنگ اساس است، پس باید پایبندی عملی در ما ایجاد شود.,نظامهای بودجه و برنامهریزی، اقتصادی، سیاست ما و ... همه اینها خورده نظامهایی میشود که پایه و اساس آن از روی فرهنگ ساختهشده و بالاآمده، ولی شما میبینید اینها ممکن است اصلاً رابطهای باهم نداشته باشند.
, نظامهای بودجه و برنامهریزی، اقتصادی، سیاست ما و ... همه اینها خورده نظامهایی میشود که پایه و اساس آن از روی فرهنگ ساختهشده و بالاآمده، ولی شما میبینید اینها ممکن است اصلاً رابطهای باهم نداشته باشند., نظامهای بودجه و برنامهریزی، اقتصادی، سیاست ما و ... همه اینها خورده نظامهایی میشود که پایه و اساس آن از روی فرهنگ ساختهشده و بالاآمده، ولی شما میبینید اینها ممکن است اصلاً رابطهای باهم نداشته باشند., نظامهای بودجه و برنامهریزی، اقتصادی، سیاست ما و ... همه اینها خورده نظامهایی میشود که پایه و اساس آن از روی فرهنگ ساختهشده و بالاآمده، ولی شما میبینید اینها ممکن است اصلاً رابطهای باهم نداشته باشند.,پس آن مشکل اصلی در جامعه اینگونه رخنه میکند که اولاً در سطح کارگزاران نظام که بین آنها فرهنگ مفاهمه نشده و دوما در بین ملت هم تبدیل به گفتمان و باور و فرهنگ نشده، یعنی ملت این فرهنگ را مطالبه نمیکند.
, پس آن مشکل اصلی در جامعه اینگونه رخنه میکند که اولاً در سطح کارگزاران نظام که بین آنها فرهنگ مفاهمه نشده و دوما در بین ملت هم تبدیل به گفتمان و باور و فرهنگ نشده، یعنی ملت این فرهنگ را مطالبه نمیکند., پس آن مشکل اصلی در جامعه اینگونه رخنه میکند که اولاً در سطح کارگزاران نظام که بین آنها فرهنگ مفاهمه نشده و دوما در بین ملت هم تبدیل به گفتمان و باور و فرهنگ نشده، یعنی ملت این فرهنگ را مطالبه نمیکند., پس آن مشکل اصلی در جامعه اینگونه رخنه میکند که اولاً در سطح کارگزاران نظام که بین آنها فرهنگ مفاهمه نشده و دوما در بین ملت هم تبدیل به گفتمان و باور و فرهنگ نشده، یعنی ملت این فرهنگ را مطالبه نمیکند.,در نظام سیاسی هم همینطور است؛ یعنی مثلاً شما اگر میخواهید شورای برنامهریزی داشته باشید، اول فرهنگ را میچینید و بعد سایر مسائل را بر اساس آن فرهنگ معین میکنید که فرهنگ اقتصادی و سیاسی و ... درست شود. نظیر این را باید دولتمردان حواسشان باشد که سیاست و اقتصاد و ... ما به ازایی در جامعه دارد و فقط با آئیننامه و سیاست و ابلاغ و تولید علم که کار پیش نمیرود، بلکه این نسبت یابی را بهگونهای میشود برقرار کرد که به آن گفتمان سازی، فرهنگسازی و الگوسازی میگوییم.
, در نظام سیاسی هم همینطور است؛ یعنی مثلاً شما اگر میخواهید شورای برنامهریزی داشته باشید، اول فرهنگ را میچینید و بعد سایر مسائل را بر اساس آن فرهنگ معین میکنید که فرهنگ اقتصادی و سیاسی و ... درست شود. نظیر این را باید دولتمردان حواسشان باشد که سیاست و اقتصاد و ... ما به ازایی در جامعه دارد و فقط با آئیننامه و سیاست و ابلاغ و تولید علم که کار پیش نمیرود، بلکه این نسبت یابی را بهگونهای میشود برقرار کرد که به آن گفتمان سازی، فرهنگسازی و الگوسازی میگوییم., در نظام سیاسی هم همینطور است؛ یعنی مثلاً شما اگر میخواهید شورای برنامهریزی داشته باشید، اول فرهنگ را میچینید و بعد سایر مسائل را بر اساس آن فرهنگ معین میکنید که فرهنگ اقتصادی و سیاسی و ... درست شود. نظیر این را باید دولتمردان حواسشان باشد که سیاست و اقتصاد و ... ما به ازایی در جامعه دارد و فقط با آئیننامه و سیاست و ابلاغ و تولید علم که کار پیش نمیرود، بلکه این نسبت یابی را بهگونهای میشود برقرار کرد که به آن گفتمان سازی، فرهنگسازی و الگوسازی میگوییم., در نظام سیاسی هم همینطور است؛ یعنی مثلاً شما اگر میخواهید شورای برنامهریزی داشته باشید، اول فرهنگ را میچینید و بعد سایر مسائل را بر اساس آن فرهنگ معین میکنید که فرهنگ اقتصادی و سیاسی و ... درست شود. نظیر این را باید دولتمردان حواسشان باشد که سیاست و اقتصاد و ... ما به ازایی در جامعه دارد و فقط با آئیننامه و سیاست و ابلاغ و تولید علم که کار پیش نمیرود، بلکه این نسبت یابی را بهگونهای میشود برقرار کرد که به آن گفتمان سازی، فرهنگسازی و الگوسازی میگوییم.,منبریها: به نظر شما مهمترین عبرتهایی که میشود از برجام گرفت، کدام است؟
, منبریها: به نظر شما مهمترین عبرتهایی که میشود از برجام گرفت، کدام است؟, منبریها: به نظر شما مهمترین عبرتهایی که میشود از برجام گرفت، کدام است؟, منبریها: به نظر شما مهمترین عبرتهایی که میشود از برجام گرفت، کدام است؟, منبریها: به نظر شما مهمترین عبرتهایی که میشود از برجام گرفت، کدام است؟, منبریها: به نظر شما مهمترین عبرتهایی که میشود از برجام گرفت، کدام است؟,جلال منش: مهمترین آن دشمنشناسی و بعدازآن، خداباوری و مردمباوری در درون است. یعنی اگر دولت ما بهعنوان کارگزار این کارفرما(ملت)، خداباور، مردمباور، دارای نگرش توحیدی و دولتی موحد باشد، تبدیل به دولت مجاهد هم خواهد شد و مقابل دشمن میایستد؛ ولی عبرتی که مردم باید بگیرند، این است که ازاینپس، به دولتی رأی بدهند که در همه امور، خداباور و مردمباور، دشمنشناس و عاقل باشد.
, جلال منش: مهمترین آن دشمنشناسی و بعدازآن، خداباوری و مردمباوری در درون است. یعنی اگر دولت ما بهعنوان کارگزار این کارفرما(ملت)، خداباور، مردمباور، دارای نگرش توحیدی و دولتی موحد باشد، تبدیل به دولت مجاهد هم خواهد شد و مقابل دشمن میایستد؛ ولی عبرتی که مردم باید بگیرند، این است که ازاینپس، به دولتی رأی بدهند که در همه امور، خداباور و مردمباور، دشمنشناس و عاقل باشد., جلال منش: مهمترین آن دشمنشناسی و بعدازآن، خداباوری و مردمباوری در درون است. یعنی اگر دولت ما بهعنوان کارگزار این کارفرما(ملت)، خداباور، مردمباور، دارای نگرش توحیدی و دولتی موحد باشد، تبدیل به دولت مجاهد هم خواهد شد و مقابل دشمن میایستد؛ ولی عبرتی که مردم باید بگیرند، این است که ازاینپس، به دولتی رأی بدهند که در همه امور، خداباور و مردمباور، دشمنشناس و عاقل باشد., جلال منش: مهمترین آن دشمنشناسی و بعدازآن، خداباوری و مردمباوری در درون است. یعنی اگر دولت ما بهعنوان کارگزار این کارفرما(ملت)، خداباور، مردمباور، دارای نگرش توحیدی و دولتی موحد باشد، تبدیل به دولت مجاهد هم خواهد شد و مقابل دشمن میایستد؛ ولی عبرتی که مردم باید بگیرند، این است که ازاینپس، به دولتی رأی بدهند که در همه امور، خداباور و مردمباور، دشمنشناس و عاقل باشد., جلال منش: , جلال منش:,عبرت یعنی اینکه از این به بعد طی کنند اگر به کسی میخواهد وکالت بدهد که شما کارگزار این خانه ملت یا کشور بشوید، اولاً دشمنشناسیات را عرضه کن ببینیم چقدر دشمنشناس هستی و دوم اینکه مردمباور و خداباور هستی یا نه؟
, عبرت یعنی اینکه از این به بعد طی کنند اگر به کسی میخواهد وکالت بدهد که شما کارگزار این خانه ملت یا کشور بشوید، اولاً دشمنشناسیات را عرضه کن ببینیم چقدر دشمنشناس هستی و دوم اینکه مردمباور و خداباور هستی یا نه؟, عبرت یعنی اینکه از این به بعد طی کنند اگر به کسی میخواهد وکالت بدهد که شما کارگزار این خانه ملت یا کشور بشوید، اولاً دشمنشناسیات را عرضه کن ببینیم چقدر دشمنشناس هستی و دوم اینکه مردمباور و خداباور هستی یا نه؟, عبرت یعنی اینکه از این به بعد طی کنند اگر به کسی میخواهد وکالت بدهد که شما کارگزار این خانه ملت یا کشور بشوید، اولاً دشمنشناسیات را عرضه کن ببینیم چقدر دشمنشناس هستی و دوم اینکه مردمباور و خداباور هستی یا نه؟,مهمترین نکتهای که در رابطه با برجام، مطلوب و موردپسند مقام معظم رهبری هم بود، این بود که باعث شد سطح فکر عمدهای از مردم رشد بکند و بفهمند که آمریکا دشمن است و نمیشود به آن اعتماد کرد. همین واژه، مهم و باعث برداشتن یک گام جلوتر بهسوی پیشرفت است و نباید این سرمایهای که بهدستآمده را از دست بدهیم.
, مهمترین نکتهای که در رابطه با برجام، مطلوب و موردپسند مقام معظم رهبری هم بود، این بود که باعث شد سطح فکر عمدهای از مردم رشد بکند و بفهمند که آمریکا دشمن است و نمیشود به آن اعتماد کرد. همین واژه، مهم و باعث برداشتن یک گام جلوتر بهسوی پیشرفت است و نباید این سرمایهای که بهدستآمده را از دست بدهیم., مهمترین نکتهای که در رابطه با برجام، مطلوب و موردپسند مقام معظم رهبری هم بود، این بود که باعث شد سطح فکر عمدهای از مردم رشد بکند و بفهمند که آمریکا دشمن است و نمیشود به آن اعتماد کرد. همین واژه، مهم و باعث برداشتن یک گام جلوتر بهسوی پیشرفت است و نباید این سرمایهای که بهدستآمده را از دست بدهیم., مهمترین نکتهای که در رابطه با برجام، مطلوب و موردپسند مقام معظم رهبری هم بود، این بود که باعث شد سطح فکر عمدهای از مردم رشد بکند و بفهمند که آمریکا دشمن است و نمیشود به آن اعتماد کرد. همین واژه، مهم و باعث برداشتن یک گام جلوتر بهسوی پیشرفت است و نباید این سرمایهای که بهدستآمده را از دست بدهیم.,یعنی مجموعهها و نهادهای انقلابی و تشکلهای دانشجویی انقلابی باید محکم روی همین سطح فکر بهعنوان یک نقطه قوت حاصله که با تدبیر و زحمت امام خامنهای بهدستآمده، بایستند و با ناشی گری و افتادن در چاه یکسری رگههای انتخابی و ..این را از دست ندهند و تبدیل به نقطهضعف یا تهدید نکنند، بلکه این قوت را پرورش بدهند و مطمئناً اگر روی همین بایستند، که بر همگان معلوم شده، میتوانند جذب هدفمند دیگری داشته باشند./ انتهای پیام
, یعنی مجموعهها و نهادهای انقلابی و تشکلهای دانشجویی انقلابی باید محکم روی همین سطح فکر بهعنوان یک نقطه قوت حاصله که با تدبیر و زحمت امام خامنهای بهدستآمده، بایستند و با ناشی گری و افتادن در چاه یکسری رگههای انتخابی و ..این را از دست ندهند و تبدیل به نقطهضعف یا تهدید نکنند، بلکه این قوت را پرورش بدهند و مطمئناً اگر روی همین بایستند، که بر همگان معلوم شده، میتوانند جذب هدفمند دیگری داشته باشند./ انتهای پیام, یعنی مجموعهها و نهادهای انقلابی و تشکلهای دانشجویی انقلابی باید محکم روی همین سطح فکر بهعنوان یک نقطه قوت حاصله که با تدبیر و زحمت امام خامنهای بهدستآمده، بایستند و با ناشی گری و افتادن در چاه یکسری رگههای انتخابی و ..این را از دست ندهند و تبدیل به نقطهضعف یا تهدید نکنند، بلکه این قوت را پرورش بدهند و مطمئناً اگر روی همین بایستند، که بر همگان معلوم شده، میتوانند جذب هدفمند دیگری داشته باشند./ انتهای پیام, یعنی مجموعهها و نهادهای انقلابی و تشکلهای دانشجویی انقلابی باید محکم روی همین سطح فکر بهعنوان یک نقطه قوت حاصله که با تدبیر و زحمت امام خامنهای بهدستآمده، بایستند و با ناشی گری و افتادن در چاه یکسری رگههای انتخابی و ..این را از دست ندهند و تبدیل به نقطهضعف یا تهدید نکنند، بلکه این قوت را پرورش بدهند و مطمئناً اگر روی همین بایستند، که بر همگان معلوم شده، میتوانند جذب هدفمند دیگری داشته باشند./ انتهای پیام]
ارسال دیدگاه