به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ائل
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ائل,
نه به تفسیر و به تاویلِ بیان می آید
نه بیانش به کراماتِ زبان می آید
رود و دریا همه عنوانِ به سیلش کردند
کام مردم همه شیرین شد و میلش کردند
از تب حادثه ها واژه ی ما جان می گیرد
یک نفر خون بدهد مزرعه باران می گیرد
یک نفر پا بشود پشت سرش می آیند
بی حذر از غمِ خوف و خطرش می آیند
جان این طایفه بر جان کسی وابسته ست
بر شب و روضه و باران کسی وابسته ست
هرکه با نام حسین بن علی بَلوا کرد
شعله بر شعله دشمن زد و شَر برپا کرد
بی گمان شعله به عنوان و تبارش انداخت
آتشی بر تِن تب دارِ مزارش انداخت
***
تا که این سینه به خود نام حسین جان دارد
نه دی هایِ فراوان سر هر خان دارد
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه