شکلگیری «طبقه اشراف انقلابی»!
استاد دانشگاه امام صادق(ع) معتقد است نطفه این طبقه در دوران سازندگی بسته شد، کم کم گسترش یافت و حالا به قدری فربه شده است که جا را برای مردم تنگ کرده است: «طبقه اشراف انقلاب اسلامی»
, فرمودید خود مصرف بد نیست، من هم با شما موافقم؛ ولی موضوع فقط این نیست؛ انقلاب اسلامی با شعارها و آرمانهایی شکل گرفت که برخی از مهمترین آنها حمایت از مستضعفان و محرومان بود، حتی عناوینی چون انقلاب مستضعفان و پابرهنگان را برایش انتخاب کردیم. حالا وقتی بخشی از بدنه منسوب به این انقلاب که همان قشر حزباللهیها باشند به نحو کاملا بارز و حتی تظاهری به طبقهای گرایش نشان دهند که درست در تضاد با طبقه مستضعف و پابرهنه قرار گرفته؛ فکر نمیکنید ما با یک چالش در عرصه اجتماعی و سیاسی طرف هستیم؟
, فرمودید خود مصرف بد نیست، من هم با شما موافقم؛ ولی موضوع فقط این نیست؛ انقلاب اسلامی با شعارها و آرمانهایی شکل گرفت که برخی از مهمترین آنها حمایت از مستضعفان و محرومان بود، حتی عناوینی چون انقلاب مستضعفان و پابرهنگان را برایش انتخاب کردیم. حالا وقتی بخشی از بدنه منسوب به این انقلاب که همان قشر حزباللهیها باشند به نحو کاملا بارز و حتی تظاهری به طبقهای گرایش نشان دهند که درست در تضاد با طبقه مستضعف و پابرهنه قرار گرفته؛ فکر نمیکنید ما با یک چالش در عرصه اجتماعی و سیاسی طرف هستیم؟, فرمودید خود مصرف بد نیست، من هم با شما موافقم؛ ولی موضوع فقط این نیست؛ انقلاب اسلامی با شعارها و آرمانهایی شکل گرفت که برخی از مهمترین آنها حمایت از مستضعفان و محرومان بود، حتی عناوینی چون انقلاب مستضعفان و پابرهنگان را برایش انتخاب کردیم. حالا وقتی بخشی از بدنه منسوب به این انقلاب که همان قشر حزباللهیها باشند به نحو کاملا بارز و حتی تظاهری به طبقهای گرایش نشان دهند که درست در تضاد با طبقه مستضعف و پابرهنه قرار گرفته؛ فکر نمیکنید ما با یک چالش در عرصه اجتماعی و سیاسی طرف هستیم؟,این همان اخلاقی است که عرض کردم وجود ندارد و امروزه جابهجا شده است.
, .,با این وجود آیا نباید این بحران را در یک سطح سیاسی و اجتماعی طرح کرد و موضوع را صرفا به اخلاق مرتبط نکنیم و آن را به «خدا جواز داده» و یا «باید خودمان را اصلاح کنیم» و «اخلاق مصرف داشته باشیم» فرو نکاهیم؟ پس قضیه آرمانهای انقلاب اسلامی چه میشوند؟
, با این وجود آیا نباید این بحران را در یک سطح سیاسی و اجتماعی طرح کرد و موضوع را صرفا به اخلاق مرتبط نکنیم و آن را به «خدا جواز داده» و یا «باید خودمان را اصلاح کنیم» و «اخلاق مصرف داشته باشیم» فرو نکاهیم؟ پس قضیه آرمانهای انقلاب اسلامی چه میشوند؟, با این وجود آیا نباید این بحران را در یک سطح سیاسی و اجتماعی طرح کرد و موضوع را صرفا به اخلاق مرتبط نکنیم و آن را به «خدا جواز داده» و یا «باید خودمان را اصلاح کنیم» و «اخلاق مصرف داشته باشیم» فرو نکاهیم؟ پس قضیه آرمانهای انقلاب اسلامی چه میشوند؟,قصدم از طرح آن اصل جواز اخلاق این بود که در بحث یک مبنا و شاخص را تعیین کنیم که بتوانیم موارد را بر اساس آن تطبیق دهیم. عرض کردم ازلحاظ مبنا اشکال ندارد. کما اینکه شما یک جامعه بسیار آرمانی به نام «عرصه بهشت» دارید که آنجا لباسها از حریر و استبرق و... است و زندگی در آنجا کاملاً یک زندگی اشرافی است. ولی شما وقتی دورههای ائمه معصومین(س) را که نگاه میکنید از این جهات با آن تصاویری که از بهشت داریم کاملا متفاوت است؛ یعنی سطح فقر موجود در جامعه کاملاً در آن لحاظ میشود.
, . ,این البته غیر از آن بحث خاص است که دربارهاش حضرت سلیمان را مثال زدم؛ چون که خود آن جامعه، جامعه فقیری نیست، ولی باز نبی جامعه ترجیح میدهد که پایینتر از حد جامعه غنی آن زمان زندگی کند و این هم باز یک بحث اخلاقی عمیقتر است.
, . ,بر این مبنا حداقلش این است که مسئولان و کسانی که در چشم هستند و الگوی دیگران قرار میگیرند حتماً باید سطح زندگی خود را با پایینترین سطح جامعه تنظیم کنند. رعایت نکردن این موضوع از لحاظ روانی همانی است که دیگران میبینند، تاثیر میگیرند و آسیبهای متعددی به همراه دارد؛ این ماجرایی است که امروزه متأسفانه در جریان انقلاب خودمان داریم.
, . ,کمکم طبقه اشراف درست شد و رسیدیم به اینجا؛ متأسفانه اینها «اشراف انقلاب اسلامی» هستند که خیلی هم گستردهاند؛ یعنی اگر در زمانهای قدیم عده خاصی میتوانستند «اشراف» باشند و بقیه «مردم» بودند، اما در حال حاضر این سطح دارد کاملاً گسترده میشود و جا را برای مردم تنگ میکند
, کمکم طبقه اشراف درست شد و رسیدیم به اینجا؛ متأسفانه اینها «اشراف انقلاب اسلامی» هستند که خیلی هم گستردهاند؛ یعنی اگر در زمانهای قدیم عده خاصی میتوانستند «اشراف» باشند و بقیه «مردم» بودند، اما در حال حاضر این سطح دارد کاملاً گسترده میشود و جا را برای مردم تنگ میکند,از لحاظ عملیاتی هم موضوع این است که وقتی یک مسئول و خانوادهاش در سطح پایین جامعه زندگی میکنند، تلاش بیشتری میکنند که کل سطح جامعه را بالا بیاورند؛ چون خودشان مسئول هستند و میتوانند کاری کنند تا هم خودشان هم دیگران یک زندگی نسبی آرامتری پیدا کنند. بنابراین به نظر من موضوع کاملاً روشن است؛ کسی که مسئولیت دارد یا به هر دلیلی در چشم است و در جامعه نخبه تلقی میشود، زندگیاش را باید با پایینترین سطح جامعه، حتی نه سطح متوسط، بلکه پایینترین تطبیق دهد و برای این مصرفزدگی هیچ توجیهی ندارد؛ بعضاً گفته میشود «زندگی متوسط»! ولی نوع نگاهی که از امیرالمؤمنین به ما رسیده این است که مسئولان جامعه اسلامی باید از نظر اقتصادی پایینترین افراد جامعه باشند. به نظرم بین یک زندگی متوسط و پایینترین سطح زندگی در جامعه اختلاف زیادی وجود دارد. یعنی حتی یک زندگی معمولی و عادی، باز نمیتواند نوع رفتار امیرالمؤمنین(ع) را برای ما ایجاد کند. زندگی مسئولان باید منطبق با پایینترین افراد جامعه باشد.
, .,بخشی از مصرفزدگی دوره مدرن مبتنی بر یک تظاهر و انگشتنماسازی است که ابعاد مختلفی هم دارد. بر مبنای این نوع مصرف، مصرفکننده میخواهد خود را با کالاهای لوکس، نادر و زیبا و عوارض کالایی و ابزاری آنها، متمایز و برجسته کند. این شکل مصرف گرایی در جامعه ما به شیوه حادی حول محور «خوشگلشدن» بسیار تقویت شده و میشود این نوع تمایزجویی، برجستهسازی و خوشگلشدن را در اقشار مذهبی و انقلابی و حزب اللهی هم دید. امروز اقشار متنوعی از دختران و پسران با علایق مذهبی و انقلابی و حتی هیئتی در کافههای لوکس جمع میشوند و رفتارهای متظاهرانه و جمالجویانه بروز میدهند، ماشین و لباسها و وسایل جدید و تجملی و آنچنانیشان را بروز میدهند و... . حتی در بخشهای مدیریتی هم میبینیم در همایشها و نشستها و پرزنتکردنهای رسانهای شدیدا این تمایل به جمالخواهی و خوشگلشدن دیده میشود و در جاهایی فرم تقلیدی از غرب و کشورهای توسعهیافته را پیدا میکند. چه شده که عناصر ارزشی و انقلابی ما و کلیت نهادهای و دستگاههایی که حتی کار ارزشی و آرمانی انجام میدهند، تا این حد تمایل به خوشگل شدن تظاهری دارند؟
, بخشی از مصرفزدگی دوره مدرن مبتنی بر یک تظاهر و انگشتنماسازی است که ابعاد مختلفی هم دارد. بر مبنای این نوع مصرف، مصرفکننده میخواهد خود را با کالاهای لوکس، نادر و زیبا و عوارض کالایی و ابزاری آنها، متمایز و برجسته کند. این شکل مصرف گرایی در جامعه ما به شیوه حادی حول محور «خوشگلشدن» بسیار تقویت شده و میشود این نوع تمایزجویی، برجستهسازی و خوشگلشدن را در اقشار مذهبی و انقلابی و حزب اللهی هم دید. امروز اقشار متنوعی از دختران و پسران با علایق مذهبی و انقلابی و حتی هیئتی در کافههای لوکس جمع میشوند و رفتارهای متظاهرانه و جمالجویانه بروز میدهند، ماشین و لباسها و وسایل جدید و تجملی و آنچنانیشان را بروز میدهند و... . حتی در بخشهای مدیریتی هم میبینیم در همایشها و نشستها و پرزنتکردنهای رسانهای شدیدا این تمایل به جمالخواهی و خوشگلشدن دیده میشود و در جاهایی فرم تقلیدی از غرب و کشورهای توسعهیافته را پیدا میکند. چه شده که عناصر ارزشی و انقلابی ما و کلیت نهادهای و دستگاههایی که حتی کار ارزشی و آرمانی انجام میدهند، تا این حد تمایل به خوشگل شدن تظاهری دارند؟, بخشی از مصرفزدگی دوره مدرن مبتنی بر یک تظاهر و انگشتنماسازی است که ابعاد مختلفی هم دارد. بر مبنای این نوع مصرف، مصرفکننده میخواهد خود را با کالاهای لوکس، نادر و زیبا و عوارض کالایی و ابزاری آنها، متمایز و برجسته کند. این شکل مصرف گرایی در جامعه ما به شیوه حادی حول محور «خوشگلشدن» بسیار تقویت شده و میشود این نوع تمایزجویی، برجستهسازی و خوشگلشدن را در اقشار مذهبی و انقلابی و حزب اللهی هم دید. امروز اقشار متنوعی از دختران و پسران با علایق مذهبی و انقلابی و حتی هیئتی در کافههای لوکس جمع میشوند و رفتارهای متظاهرانه و جمالجویانه بروز میدهند، ماشین و لباسها و وسایل جدید و تجملی و آنچنانیشان را بروز میدهند و... . حتی در بخشهای مدیریتی هم میبینیم در همایشها و نشستها و پرزنتکردنهای رسانهای شدیدا این تمایل به جمالخواهی و خوشگلشدن دیده میشود و در جاهایی فرم تقلیدی از غرب و کشورهای توسعهیافته را پیدا میکند. چه شده که عناصر ارزشی و انقلابی ما و کلیت نهادهای و دستگاههایی که حتی کار ارزشی و آرمانی انجام میدهند، تا این حد تمایل به خوشگل شدن تظاهری دارند؟,به نظرم ریشه آن به دوره سازندگی برمیگردد؛ بعد از آن دوره هم در دولت اصلاحات و دولت آقای احمدینژاد هم بسط پیدا کرد و به امروز رسیدیم که به نظر من شکل بسیار مفتضحی به خود گرفته است. به این معنا که این ماجرا خیلی علنی شده است و همه به نوعی دارند در این راستا حرکت میکنند. من معتقدم این ماجرا را مرحوم آقای هاشمی بنا گذاشتند و یک ایده توسعه افسارگسیخته به سمت غرب را با ویژگیهایی که داریم میبینیم شکل دادند.
, . ,کاملاً در خاطرم هست که ایشان در یکی از خطبههای نماز جمعهشان، میگفتند میخواهیم زمینه سازندگی و غیره را فراهم کنیم و در این راستا «چه اشکالی دارد که حزباللهیها ماشین خوب سوار شوند و زندگی مرفه ای داشته باشند؟» بعد کمکم طبقه اشراف درست شد و رسیدیم به اینجا؛ متأسفانه اینها «اشراف انقلاب اسلامی» هستند که خیلی هم گستردهاند؛ یعنی اگر در زمانهای قدیم عده خاصی میتوانستند «اشراف» باشند و بقیه «مردم» بودند، اما در حال حاضر این سطح دارد کاملاً گسترده میشود و جا را برای مردم تنگ میکند. همانطور که عرض کردم وقتی شما ادعای عدالت اجتماعی میکنید، ولی توزیع ثروت را بدون آن اخلاق لازم انجام میدهید، در واقع دارید طبقه اشراف را گسترده میکنید، نه اینکه عدالت اجتماعی ایجاد کنید. چیزی که مهم است آن اخلاق است، نه میزان ثروتی که فرد دارد یا ندارد.
, . ,ما امروز در دولت جدیدمان به پدیدهای با عنوان «دولت و نخبگان اشرافی» رسیدهایم. این اشرافیت لزوماً هم مالی نیست، البته در موارد بسیاری دقیقا مالی است، ولی با اینحال میتوان آن را در یک اخلاق خودبرتربینی و خودمتمایزبینی تشخیص داد. اخلاق و منشی که بر مبنای آن آقایان بالادستی خود را در یک طبقه متمایز میبینند و مردم را در طبقهای دیگر
, ما امروز در دولت جدیدمان به پدیدهای با عنوان «دولت و نخبگان اشرافی» رسیدهایم. این اشرافیت لزوماً هم مالی نیست، البته در موارد بسیاری دقیقا مالی است، ولی با اینحال میتوان آن را در یک اخلاق خودبرتربینی و خودمتمایزبینی تشخیص داد. اخلاق و منشی که بر مبنای آن آقایان بالادستی خود را در یک طبقه متمایز میبینند و مردم را در طبقهای دیگر,شما ببینید در دورههای قبل از دورهای که یاد کردیم، اخلاق مقداری جدیتر از دوران کنونی بود. حتی آدمهای ثروتمندی را میتوانستید پیدا کنید که کاملاً با متخلق بودن به همین اخلاق، زندگی خودشان را به یک زندگی معمولی و حتی زاهدانهای تبدیل کرده بودند و در کنار این میزان کمکشان به فقرا و قشر کمبرخوردار هم زیاد بود. اینها عموما در امر خیر به طور جدی مشارکت میکردند و فاصله طبقاتی تا این حد در جامعه زیاد نبود. ولی الآن آن طبقه را کمتر میبینیم، یعنی هرچه درمیآید مصرف میشود و اتفاقا شکل ظاهرسازی و به رخ کشیدن دارد.
, . ,این فرایند از دولت سازندگی اتفاق افتاد و فکر میکنم امروز به اوج تجلی خود رسیده است. ما امروز در دولت جدیدمان به پدیدهای با عنوان «دولت و نخبگان اشرافی» رسیدهایم. این اشرافیت لزوماً هم مالی نیست، البته در موارد بسیاری دقیقا مالی است، ولی با اینحال میتوان آن را در یک اخلاق خودبرتربینی و خودمتمایزبینی تشخیص داد. اخلاق و منشی که بر مبنای آن آقایان بالادستی خود را در یک طبقه متمایز میبینند و مردم را در طبقهای دیگر. در این وضعیت با گروه یا گروههایی هم مواجه هستیم که فکر میکنند به دلیل زحمت بیشتری که برای انقلاب کشیدهاند یا میکشند، باید از چیزهایی برخوردار باشند که مردم از آن برخوردار نیستند. این کاملاً خلاف جریان انقلاب است، حتی خلاف اصول دین و همه چیزهایی است که از اول انقلاب بحثشان را مطرح کرده بودیم.
, .,رهایی از این وضعیت راه حلی دارد؟
, رهایی از این وضعیت راه حلی دارد؟, رهایی از این وضعیت راه حلی دارد؟,من بدبین نیستم. ما در تمدنسازی اسلامی، بر مبنای مدلی که حضرت آقا ارائه میکنند، در مرحله دولت اسلامی هستیم و فکر میکنم آن اشرافیت و نوع نگاه اشرافی به اوج تجلی خود در دولت کنونی رسیده است و این به اوج رسیدن از نظر من یک مرحله گذاری است که میتواند این مسئله را حل کند. چون وقتی یک پدیدهای کاملاً خود را به طور جدی نشان میدهد و جامعه را آزار میدهد، این زمینه حل شدن مسئله است. فکر میکنم اگر بتوانیم از این مرحله اشرافیت برخاسته از انقلاب اسلامی که حالا شما از بحث مصرفگرایی به آن رسیدید، ولی پدیده خیلی گستردهتری است، رد شویم، انقلاب خیلی رشد کرده است؛ اینجا گلوگاه انقلاب است و انشاءالله امیدواریم با سرعت خیلی بیشتری بهجایی که باید برسد، برسد.
]
ارسال دیدگاه