دانا گزارش می دهد؛
«درجام» یا دورهمی بیسرانجام؟ وقتی برنامهسازی در پلتفرمها از تحلیل فاصله میگیرد
پلتفرمهای نمایش خانگی در ایام جام جهانی 2026 تلاش کردهاند با تولید برنامههای فوتبالی سهمی از تب این رویداد داشته باشند. اما برخی از این تولیدات، از جمله برنامه «درجام» در نماوا، بیش از آنکه بر تحلیل و محتوای جدی تکیه داشته باشند، به دورهمیهایی سرگرمکننده شبیه شدهاند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ در سالهایی که پلتفرمهای نمایش خانگی به عنوان جایگزین یا رقیب رسانههای سنتی مطرح شدند، بسیاری امیدوار بودند این فضا بتواند به بستری برای تولید برنامههای خلاقانه، متنوع و حرفهای تبدیل شود؛ فضایی که محدودیتهای تلویزیون را نداشته باشد و بتواند با بهرهگیری از ایدههای تازه، مخاطب را با شکل جدیدی از سرگرمی و تحلیل روبهرو کند. اما آنچه امروز در بسیاری از برنامههای این پلتفرمها دیده میشود، بیش از آنکه نشانه بلوغ رسانهای باشد، حکایت از نوعی آشفتگی در تولید، فقر ایده و نبود نظارت مؤثر دارد. برنامه «درجام» در پلتفرم نماوا که به بهانه جام جهانی ۲۰۲۶ تولید شده، نمونهای قابل تأمل از همین وضعیت است.
در تبوتاب جام جهانی، رسانهها معمولاً تلاش میکنند با تولید برنامههای ویژه، سهمی از هیجان این رویداد جهانی داشته باشند. از تلویزیون گرفته تا شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای نمایش خانگی، همه به دنبال جذب مخاطبی هستند که این روزها بیش از هر زمان دیگری اخبار و تحلیلهای فوتبالی را دنبال میکند. اما در عمل، بخش زیادی از این تولیدات بیش از آنکه بر پایه تحلیل و محتوای جدی شکل گرفته باشند، به دورهمیهایی با حضور چهرههای شناختهشده شبیه شدهاند؛ برنامههایی که گاه سرگرمی را جایگزین محتوا میکنند.
«درجام» نیز تا حد زیادی در همین چارچوب قرار میگیرد. برنامهای که در ظاهر قرار است به حواشی و تحلیلهای مرتبط با جام جهانی بپردازد، اما در عمل بخش قابل توجهی از زمان آن صرف گفتوگوهایی میشود که انسجام روشنی ندارند. شوخیها، گفتوگوهای پراکنده و حضور مهمانانی که بیشتر به عنوان چهره دعوت شدهاند تا کارشناس فوتبال، باعث شده برنامه در بسیاری از لحظات از مسیر تحلیل فاصله بگیرد.
البته در کنار این فضای سرگرمی، نماوا تلاش کرده بخش تحلیلی نیز در برنامههای فوتبالی خود داشته باشد. برنامه «فوتبال پارادیزو» از این منظر قابل توجه است؛ بهویژه آنکه از یک تحلیلگر زن فوتبال، سحر فاطمی، در این برنامه استفاده شده که در نوع خود اتفاقی کمسابقه در برنامههای فوتبالی فارسی محسوب میشود. جامعه بانوان فوتبالدوست در ایران جمعیتی قابل توجه دارند و حضور بیشتر زنان در برنامههای تحلیلی میتواند به غنای این فضا کمک کند.
با این حال، مسئله اصلی به یک برنامه خاص محدود نمیشود. داود طالقانی، منتقد و پژوهشگر سینما، در توصیف وضعیت کنونی تولیدات پلتفرمهای نمایش خانگی معتقد است آنچه امروز در این فضا دیده میشود نه یک «دوره طلایی» بلکه نوعی «دوره تکرار» است. به گفته او، حجم تولیدات در سالهای اخیر افزایش یافته اما در مقابل، خلاقیت و تنوع کاهش پیدا کرده و بسیاری از برنامهها و سریالها از الگوهای مشابهی پیروی میکنند.
طالقانی ریشه بخشی از این مسئله را در ساختار اقتصادی تولید میداند؛ جایی که اسپانسرها، تبلیغات و گردش مالی گاه به عامل اصلی شکلگیری پروژهها تبدیل میشوند. در چنین شرایطی برخی برنامهها بیش از آنکه با هدف خلق اثری ماندگار ساخته شوند، برای حفظ چرخه فعالیت اقتصادی پلتفرمها تولید میشوند؛ چرخهای که در آن سازنده، سرمایهگذار و اسپانسر هر کدام به دنبال سهم خود هستند.
به گفته این منتقد، حتی در حوزه برنامههای واقعنما و سرگرمی نیز با الگوهای تکراری مواجه هستیم؛ قالبهایی که با تغییرات جزئی بارها بازتولید میشوند. چنین فضایی در نهایت به کاهش انگیزه برای خلق آثار متفاوت و ماندگار منجر میشود، بهویژه زمانی که رقابت جدی میان پلتفرمها نیز وجود نداشته باشد.
طالقانی همچنین به ضعف در حوزه فیلمنامهنویسی و ایدهپردازی اشاره میکند و معتقد است صنعت تصویر در ایران سالهاست با کمبود جدی در این زمینه روبهرو است. به گفته او، فیلمنامهنویسی کاری دشوار و کمدرآمد است و به همین دلیل بسیاری از افراد کمتر به سمت آن میروند؛ نتیجه این روند، ورود افراد کمتجربه به پروژههای بزرگ و تولید آثاری است که از نظر ساختار و محتوا انسجام لازم را ندارند.
در کنار این مسائل، ضعف در نظام نظارت نیز موضوعی است که بارها مورد انتقاد قرار گرفته است. طالقانی معتقد است نهادهای تنظیمگر اغلب نگاه سطحی دارند و بیشتر به مسائل ظاهری توجه میکنند؛ مسائلی مانند برخی خطوط قرمز ظاهری، در حالی که کمتر به لایههای عمیقتر محتوا و گفتمانهایی که در این آثار بازنمایی میشود توجه دارند.
مجموعه این عوامل باعث شده پرسش مهمی درباره آینده برنامهسازی در ایران مطرح شود، این مسیر قرار است به کجا برسد؟ وقتی تولیدات رسانهای بیش از آنکه بر پایه ایده، پژوهش و تحلیل شکل بگیرند، به سمت دورهمیهای سرگرمکننده و تکرار قالبهای آشنا حرکت میکنند، طبیعی است که کیفیت برنامهها نیز تحت تأثیر قرار بگیرد.
«درجام» شاید تنها یکی از نمونههای این وضعیت باشد؛ برنامهای که در دل یک رویداد بزرگ جهانی شکل گرفته اما هنوز نتوانسته تعادل روشنی میان سرگرمی و تحلیل ایجاد کند. اگر قرار است پلتفرمهای نمایش خانگی نقش جدیتری در صنعت تصویر ایران ایفا کنند، شاید وقت آن رسیده باشد که از چرخه تولیدات شتابزده فاصله بگیرند و بیش از گذشته بر ایده، پژوهش و احترام به مخاطب تمرکز کنند؛ وگرنه پرسش درباره آینده برنامهسازی در این فضا همچنان پابرجا خواهد ماند.
ارسال دیدگاه