کارشناس مسائل سیاسی مطرح کرد؛
خنثیکردن توطئه دشمن با تبیین دستاوردهای انقلاب اسلامی/ جهاد امیدآفرینی و تبیین دستاوردها در اولویت قرار گیرد
محمود مرادی گفت: لازمه مقابله با توطئه ها و سیاهنماییهای دشمنان به ویژه در عرصه جنگ نرم، روشنگری و تبیین دستاوردهای انقلاب اسلامی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ محمود مرادی در گفتوگو با خبرنگار بلاغ در خصوص تبیین و تشریح خباثتهای رژی پهلوی و تبیین دستاوردهای انقلاب اسلامی اظهارکرد: مسائل فرهنگی دوران معاصر ایران را نمیتوان بدون در نظر گرفتن مسائل و شرایط بینالمللی تحلیل و بررسی کرد؛ بهویژه مسائل و سیاستهای فرهنگی رژیمهایی که مستقیماً با مداخله استعمارگران روی کار آمده بودند و تابعی از آن محسوب میشوند و بیشک حکومت رضاشاه و سیاستها و رفتارهای آن، بهویژه در عرصه فرهنگ، یکی از مصادیق روشن برآمده از شرایط یادشده است.
وی گفت: رضاشاه که با حمایت انگلیسیها مدارج ترقی را تا پادشاهی طی کرد، از همان اولین روزهای سرسپردگی پیمان بست که براساس روش و دستورات لندن عمل کند و همه مدافعان و یاران او در امر سلطنت نیز به همین سرسپردگی مبتلا بودند و همین وضعیت در زمان سلطنت پسرش، محمدرضا، نیز تداوم یافت؛ با این تفاوت که امریکا جای انگلستان را در این صحنهپردازیها گرفته بود.
این کارشناس سیاسی افزود: با مروری بر سیاستهای فرهنگی رضاشاه و پسرش در زمینههایی چون تجددگرایی، باستانگرایی، اسلامگریزی و اسلامستیزی، وابسته کردن مطبوعات، کنترل و سانسور شدید رسانههای صوتی و تصویری و... میتوان دریافت که سایه استعمار و استبداد همچنان بر سیاستها و رفتارهای فرهنگی دوران پهلوی گسترده بود که جز تضعیف اقتدار این حکومت و پیدایش بحرانها و نابسامانیهای فرهنگی و اجتماعی نتیجهای نداشت و باستانگرایی، مدرنیسم اجباری و دیگر سیاستهای فرهنگی عصر پهلوی سرانجام سبب شد شکافها، تعارضات و تنشهایی فرهنگی در جامعه ایران بهوجود آید.
مرادی خاطرنشان کرد: هویت ایرانی طی تاریخ، بهرغم تأثیرپذیری از فرهنگها و تمدنهای متعدد و نیز تحمل فرازونشیبهای مختلف، بهویژه قرار گرفتن در معرض تهاجمات اقوام دور و نزدیک، همچنان توانسته بود بر محور و اساسی واحد، تداوم خود را در بستر تاریخ تثبیت کند، اما با ظهور تجددگرایی و مدرنیسم، به دلیل توجه بیش از حد ایرانیان به ظواهر تمدن جدید ، سرانجام میان اجزای این هویت شکاف ایجاد شد و در این مدت، بیش از هر چیز سیاستهای تجددگرایانه مبتنی بر ترویج الگوهای باستانی ایران و افراط در تقلید از ظواهر نوین غرب، در ایجاد این بحران مؤثر بودند؛ چنانکه میتوان ادعا کرد انقلاب 1357 در ایران، پاسخی به این بحران هویت بود.
وی در ادامه اضافه کرد: در زمان پهلوی، حکومت از ابزار رسانه برای رسیدن به اهداف فرهنگی بلندمدت، میانمدت و اهداف آنی خود به خوبی استفاده کرد و در این دوره، تلویزیون رسانهای بود که ارزشهای غربی و مصرفی را تبلیغ و ترویج میکرد. این ارزشها، به وسیله آگهیهای تبلیغاتی برای کالاهای مصرفی جدید، بهطور مداوم در معرض دید مصرفکنندگان جدید قرار میگرفت و این ارزشها در تصویری که فیلمهای امریکایی و سریالهای تلویزیونی از یک زندگی به شیوه غربی ارائه میکردند، به خوانندگان تلقین میشد.
این کارشناس سیاسی یادآورشد: تلویزیون خصوصی از راهبرد توسعه سرمایهداری سلطنتی حمایت میکرد و شاه، پس از مطالعات چندی با نگرانی از قرار گرفتن انحصاری تلویزیون در دست فرقه مذهبی بهاییان، تصمیم گرفت تلویزیون خصوصی را براندازد و آن را به تلویزیون دولتی تبدیل کند که با بودجه و مدیریت دولت اداره شود که رژیم پهلوی میلیونها تومان صرف توسعه سازمان رادیو و تلویزیون ملّی ایران کرد، اما از برقرسانی به بخشهای وسیعی از کشور عاجز بود و در واقع، بسیاری از روستاییان برای استفاده از تلویزیون و روشنایی، از ژنراتورهای کوچک حملشدنی استفاده میکردند.
مرادی با اشاره به اینکه شاه از بهبود شرایط کار صحبت میکرد، اما به اتحادیههای کارگری اجازه فعالیت نمیداد، اظهارکرد: در این هنگام، باشگاههای بسیاری تأسیس شد، اما در آنها امکان مبادله افکار و یا دسترسی آزاد به مطالب و کتابها وجود نداشت و نویسندگان، هنرمندان و کارکنان رادیو و تلویزیون همگی مجبور بودند خود را با آهنگ نوسازی هماهنگ سازند و کسی اجازه انتقاد نداشت.
وی گفت: دستگاه امنیتی ساواک آمادگی مقابله با هر گونه صدای مخالف را داشت و فقدان مشارکت سیاسی و آزادی فرهنگی، به ایجاد حس ناکامی در طبقات متوسط تحصیلکرده انجامیده بود وطبقات متوسط سنتی، بهویژه تاجران، بازاریان و روحانیان، در مقابل این شیوه غربی توسعه، احساس خطر میکردند.
این کارشناس سیاسی بیان کرد: شرکتهای بزرگ چند ملّیتی، موقعیت اقتصادی بازار را تضعیف کرده بودند، و آموزشهای غیردینی و رسانهها نیز، اعتقادات مردم را هدف قرار داده بودند. بدین ترتیب، ترکیبی از اقتدار مذهبی امام خمینی (ره) و رسانههای کوچک، تظاهراتی بزرگ در ایران بهراه انداخت و گروههای آزادیخواه و سنّتی را در دشمنی با الگوی توسعه غربی شاه متحد کرد و این تظاهرات، آمیزهای از نارضایتی اقتصادی، ناکامی سیاسی و نگرانیهای فرهنگی را به شعار واحد «مرگ بر شاه» بدل کرد وروابط سلطهآمیز امریکا در ایران از کودتای 28 مرداد 1332 آغاز شد و تا بهمن 1357 ادامه یافت.
مرادی تصریح کرد: طی این مدت سیاست خارجی امریکا در امور داخلی، سیاست خارجی، نظام برنامهریزی، نیروهای مسلح، دستگاههای آموزشی، فرهنگی و صنعتی و به ویژه نفت و گاز ایران، تأثیرگذار بود و در این زمان ایران در نظر امریکا سدی در برابر کمونیسم بود و به همین منظور در پیمان بغداد شرکت کرد و اعضای پیمان سنتو در واقع مجری دیدگاهها و امیال امریکا ــ در جایگاه قدرت سلطهگر ــ بودند که این کشورها، نه در عضویت و نه در اتخاذ سیاستها و تصمیمات اصلی از خود، ارادهای نداشتند.
وی در ادامه یادآورشد: این شکل از روابط سلطهآمیز را هرگز نمیتوان استراتژی اتحاد یا ائتلاف نامید و محمدرضاشاه بارها مدعی اتحاد و ائتلاف با امریکا بود، درحالیکه عملاً روابط ایران و امریکا چیزی جز سرسپردگی و سلطهپذیری محض نبود و در اتحاد، هر یک از دو طرف دارای حق رأی و نظرند و نوعی تقسیم کار و وظیفه براساس منافع تمام اعضا مشاهده میشود، درحالیکه در نظام سلطهآمیز، طرف تحت سلطه فقط مجری اوامر و تصمیمات کشور سلطهگر است.
این کارشناس سیاسی بیان کرد:اگر چه برخورداری از نیرو و تجهیزات پیشرفته نظامی در جای خود لازم است اما اگر این توان نظامی وابسته به سایر کشورها باشد و در خدمت تأمین منافع آنان , این نیرو در عمل ارزش چندانی نخواهد داشت وآنچه موجب ارزش و عظمت یک کشور است نه داشتن تجهیزات نظامی زیاد, بلکه داشتن روحیه عظمت و بزرگی و استقلال و ایستادن روی پای خود است.
مرادی ادامه داد: دشمنان انقلاب اسلامی در چهار دهه اخیر تمام توان و عوامل خود را برای تشدید فشارها به ویژه فشارهای اقتصادی بر نظام جمهوری اسلامی به کار گرفتهاند و راهبرد آنها نیز ناامید کردن مردم از انقلاب است.
وی افزود: دشمن میکوشد تا با تشدید فشارهای اقتصادی، بحرانی نشان دادن فضای کشور، کمارزش جلوه دادن دستاوردهای انقلاب اسلامی، بیاعتماد کردن مردم نسبت به انقلاب و نظام، تطهیر حکومت فاسد و دیکتاتور پهلوی، عصبانی کردن مردم، مشروعیتزدایی و مقبولیتزدایی از انقلاب و ایجاد شک در کارآمدی نظام دینی و همچنین سلامت مسئولان خدمتگزار، راهبردها و برنامههای خود را به نتیجه برساند از این رو باید در فرصت مناسبی چون سالگرد دهه فجر انقلاب اسلامی به شکلی منسجم و هدفمند دشمن را از اهدافش دور کرد.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مداحان و تاکید ایشان بر جهاد تبیین یادآور شد: لازم است جهاد امیدآفرینی و تبیین دستاوردهای انقلاب اسلامی جدی گرفته شود.
این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: تشریح و تبیین دستاوردهای انقلاب به ویژه پیشرفتهای به دست آمده در حوزه زیرساختهای علمی و امنیت حاکم بر کشور در دستور کار تمامی نهادها و دستگاهها قرار گیرد.
انتهای پیام/
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه